گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام. فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فسلفه علم و طلبه حوزه هم می باشم. علاوه بر این فعالیت های پاره وقت، مشغول فعالیت در یک پروژه فنی مهندسی می باشم و علایقم در حوزه تحقیق و پژوهش را پیگیری می کنم.پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

بازگشت مظفر بقایی

دوشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۴، ۰۳:۵۵ ب.ظ


امسال به دلایل متعدد بحث و حرف درباره مظفر بقایی بیشتر از سال های قبل بود. به خصوص که رسانه های متعدد همانند شرق و فارس و سایت های نزدیک به احمدی نژاد و ماهنامه رمز عبور و هفته نامه صدا به بازخوانی شخصیت مظفر بقایی پرداختند و هرکدام از آنها نیز از زاویه نگاه سیاسی خودشان به بازخوانی بقایی می پردازند.

اما در این میان یک حرف مشترک وجود دارد و آن اینکه مظفر بقایی بیشتر از هر زمان دیگری برای این مطرح می شود که وقایع سال 88 اتفاق افتاد و میر حسین موسوی در سیبل مخالفت حامیان و پیروان مظفر بقایی بود.

همان طور که مرحوم شهید آیت مدتی در حدود 5 سال عضو حزب زحمتکشان ملت ایران بود و شاخص ترین کنش سیاسی وی بعد از انقلاب مخالفت با بنی صدر و میر حسین موسوی بود دیگر یاران و معتقدان به بقایی هم تا حدودی همین زمینه را دارند.افردی همانند سید محمود کاشانی و سید احمد کاشانی و حتی عبدالله جاسبی همین خصوصیت را داشته و دارند تا افرادی که دیگر در این دنیا نیستند اما هر از گاهی در زمان حیاتشان اگر بحثی با آنها شکل کی گرفت و مصاحبه ای انجام می شد مخالفت خود را با موسوی بیان می کردند.همانند مرتضی کاشانی و حسین بنکدار تهرانی که در زمان حیات با نشریه شهروند امروز مصاحبه هایی را در مخالفت با موسوی و روایت آیت از موسوی کرده بودند.

امسال نیز بحث ها در مورد بقایی شکل گرفت و بعضی از رسانه ها به بازخوانی شخصیا بقایی پرداختند.


1- رسانه های اصلاح طلب شرق و صدا و یا اصولگرایی همانند فارس تلاش داشتند مرز بندی با مظفر بقایی را حفظ کنند و او را عنصری وابسته با بیگانه عنوان کردند که روابط مشکوکی داشته است اما فصل مشترک او با بعد از انقلاب این بوده است که بسیاری از شاگردانش مخالف میر حسین موسوی بودند.همانند شهید حسن آیت.

2- رسانه های حامی احمدی نژاد همانند دولت بهار و نکات پرس هم سعی داشتند چهره ای بینابینی ارائه دهند که بقایی خطاهایی داشته است اما خوبی هایی هم داشته است و حتی برخی از انقلابیون اول انقلاب همانند هاشمی رفسنجانی نیز از وی حمایت کرده بودند( به دلیل روابط دور خانوادگی) و فصل مشترک بقایی با بعد از انقلاب همان بود که شاگردان وی مخالف موسوی بودند و حتی در بازجویی های بقایی هم چیز خاصی بدست نیامد و اینکه وی بازداشت و سپس فوت شد به شدت مشکوک است.

3 اما رسانه هایی همانند رمز عبور با بازخوانی پرونده امنیتی بقایی و انتشار بخشی از بازجویی های وی تلاش کردند تا حد زیادی بقایی را مبرا از اتهامات کنند و با اینکه در آخر مقاله نوشته شد وی عنصری وابسته به دیکتاتوری داخلی و استکبار خارجی بود اما روح کلی پرونده این را می گوید ه نگارنده گمنام! همدلی عجیبی با مظفر بقایی دارد.


اما نکته قابل توجه در این میان دور همنشینی قدمای حزب زحمتکشان در مزار خانوادگی بقایی ها در بهشت زهرا تهران بود که در آن حرف ها از همه باب زده شد.از مصدق و اینکه وی انگلیسی بوده است ! تا اینکه 28 مرداد و کودتا نامیدن آن دروغ بزرگ تاریخ است! این گزارش کامل را در روزنامه شرق می توانید مطالعه کنید.(+)


از همه اینها بگذریم قرائت هایی است که نزدیکان مظفر بقایی از سال 1388 به بعد به جامعه ایران تزریق کرده اند و افراد کم اطلاع خواسته و ناخواسته باعث دامن زدن به این قرائت ها شده اند.حقیقتا این را نمیدانم که 28 مرداد 1332 را کودتا ندانستن و هم صدا شدن با سلطنت طلبان چقدر به نفع ما و انقلاب اسلامی است؟ مگر جز این است که شاه و سلطنت طلبان هم می گفتند و می گویند که 28 مرداد نه تنها کودتا نبود بلکه نشانه عشق مردم به شاه و شاه دوستی بود!!! و قیام ملی بود؟ آیا می شود اینگونه قرائت ها را ترویج کرد و بعد خود را انقلابی و مسلمان متعهد هم دانست؟ انگلیسی دانستن مصدق کی و کجا اثبات شده است را هم نمی دانم اما این را می دانم که می شود مخالف منصف بود و اگر با مصدق مخالف هم هستیم اخلاق را رعایت کنیم.

این را هم نمی دانم که به بهانه مخالفت با موسوی و عده ای از طرفداران مصدق چرا و چطور می توان چهره بقایی را تطهیر کرد. مگر جز این است که بقایی در سال های 1339 و 1340 صریحا در مجلس شورای ملی اذعان کرد که تا به حال ( آن زمان) چندین بار تاج و تخت را از سقوط نشان داده است و مگر نقش وی در ترور افشار طوس دروغ است ؟ مگر جز این است که بقایی از چهره های مخالف انقلاب اسلامی بوده است و در خاطرات افرادی همانند مرتضی کاشانی و بنکدار تهرانی هم این حرف ها آمده است و اساسا یکی از مخالفت های شهید حسن ایت با بقایی بر سر همین موضوع نبوده است؟ مگر جز این است که بقایی به قول شهید آیت که از نزدیک با وی آشنایی داشت هاست مشروب خوار بوده است و تعهد به نماز و شعائر اسلامی نداشته است؟ آیا اگر بخواهیم میر حسین موسوی را بکوبیم و حامیان مصدق را از میان به در کنیم اینها روش آن است و یا اینها کمک می کند که منطق به حق برخی از مخالفین موسوی و حامیان مصدق هم ضایع شود؟


به هر حال و به هر دلیلی این روزها بحث تاریخ معاصر و بازخوانی جنجالی های تاریخ همانند بقایی داغ داغ است اما هر چه هست امیدوارم این داغی به سوختگی نینجامد و باعث رشد و بلوغ تاریخ نگاری و تاریخ خوانی در جامعه ما شود.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی