گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام. فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فسلفه علم و طلبه حوزه هم می باشم. علاوه بر این فعالیت های پاره وقت، مشغول فعالیت در یک پروژه فنی مهندسی می باشم و علایقم در حوزه تحقیق و پژوهش را پیگیری می کنم.پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

چکیده مقاله برای همایش علم، دین و صلح

دوشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۳۰ ب.ظ
آذر ماه امسال همایشی تحت عنوان علم، دین و صلح (+) در دانشگاه صنعتی شریف و در دانشکده فلسفه علم این دانشگاه برگزار می شود. چکیده ای که در ادامه از نظر شما می گذرد، بخشی از مقاله ای است که برای این همایش ارسال کرده ام و معطوف به مباحث علم جدید و پیامد آن بحران های زیست محیطی می باشد.


بحران محیط زیست و علم جدید
 

در نظر بسیاری از عامه مردم علم پدیده ای سعادت بخش است. در واقع در قرائت این روزهای بسیاری از مردم علم مساوی با عقلانیت است و تمام افراد تمایل دارند متصف به صفت علمی باشند به دلیل آنکه آنرا امری کاملا عقلانی می پندارند و معتقد هستند هرچه بیشتر بتوانند علمی زندگی کنند می توانند زندگی  سعادت بخش تر و معقول تری را نیز داشته باشند. چیزهایی مفیدی همانند برق، هواپیما، پنیسیلین، آب آشامیدنی سالم و ... در نزد جامعه بشری از محسنات علم جدید است و علم است که باعث راحتی زندگی بشر شده است و توانسته برای انسان ها آرامش و امنیت را به همراه آورد.

اما آیا واقعا حقیقت این است؟ آیا علم سعادت بخش است و علم جدید و امروزی توانسته است باعث کاهش خطرها و افزایش امنیت شود؟

در طرف مقابل منتقدین علم جدید معتقد هستند علم باوری محض باعث بی توجهی به مقولاتی همانند هنر شده است و یا از ثمرات علم جدید پدیده هایی همانند سلاح های میکروبی و یا سلاح های کشتار جمعی همانند بمب اتم و آلودگی های مخرب زیست محیطی می باشد که همه و همه بحران محیط زیستی را برای آینده نزدیک ما به ارمغان آورده و می آورد.

اما سوال اصلی این است، آیا علم حقیقتا سعادت بخش است و یا در لایه های دیگری علم مخرب است و در میان مدت می تواند محیط زیست را تخریب و حیات انسان بر روی کره خاکی را با مشکل و بحران روبرو کند؟

علم باوری لفظی تحقیر آمیز است که برخی از فیلسوفان برای توصیف چیزی آن را علم پرستی می دانند به کار می برند و مقصود حرمت بیش از اندازه ای است که در بسیاری از محیط های فکری برای علم قائل می شوند. مخالفان علم باوری معتقدند که علم یگانه مصداق کوشش فکری معتبر نیست، و نباید آن را شیوه برتر کسب شناخت به شمار آورد. این افراد معمولا تاکید می کنند که با خود علم ضدیتی ندارند بلکه آنچه مخالفتشان را بر می انگیزد جایگاه ممتاز و استثنایی علم و به خصوص علوم طبیعی در جامعه جدید است.

علم باوری بی تردید اندیشه کاملا مبهمی است و از آنجا که این لفظ عملا دشنام محسوب می شود، کمتر کسی معترف به علم باوری است.

ولی در عالم اندیشه قطعا چیزی شبیه به علم پرستی وجود دارد، که لزوما چیز بدی نمی باشد و اساسا چه بسا علم شایسته چنین پرستشی نیز باشد. اما جدا از اینکه علم پرستی رواست یا ناروا، مهم این است که واقعیت دارد.

در دید عده ای علم پرستی باید وجود داشته باشد و شایسته تقدیر نیز هست. اما واقعیت های امروز بشری نشان می دهد ظاهرا بر خلاف گمان بسیاری از مردم و دانشمندان علم نه تنها شایسته پرستش و تعریف بیش از حد نیست و نمی تواند کاملا سعادت بخش باشد بلکه زندگی بشر را در موارد عدیده ای با مشکلات و مخاطرات جدی نیز مواجه کرده است.

چه بسا اگر بشر هیچگاه با علم ذرات بنیادین و علم اتم دست نمی یافت، هیچگاه نیز شهرهای ناکازاکی و هیروشیما ژاپن بمباران اتمی نمی شدند. چه بسا این روزها به دلیل افزایش گازهای گل خانه ای با گرم شدن بیش از حد کره زمین مواجه نمی شدیم و شاهد آب شدن یخ های قطب شمال نمی بودیم، چه بسا آلودگی هوای شهرها بزرگ وجود نداشت ، آلودگی های شیمیایی و صنعتی به طبیعت ریخته نمی شد و برای بشر مخاطرات جدی ایجاد نمی کرد. اما حقیقتا رابطه محیط زیست با علم جدید چیست؟ آیا علم جدید مفید است و یا مضر و یا مقداری از هر کدام را با خود به همراه دارد و آیا می توان به دلیل معایبی که بعضا علم جدید دارا می باشد و به آنها در بالا اشاره شد، آن را کنار گذاشت و محاسن آن را فراموش کرد؟

قطعا پاسخ به این پرسش ها و بررسی مواردی که در بالا اشاره شد و ارتباط میان محیط زیست و علم جدید نیاز به شرح و بسط بیشتری دارد که تلاش می کنم در مقاله ای با همین موضوع به بررسی ابعاد مختلف آن بپردازیم.


  • سید مهدی دزفولی

علم جدید

فلسفه علم

محیط زیست

نظرات  (۱)

  • نفیسه مرادی
  • سلام
    موضوع جالبی است, علم خوبه اما علم زدگی نه, بالا رفتن سطح علمی افراد به منزله افزایش معرفت و درک بیشتر نیست, هم چنین به بهبود اخلاق هم کمکی نمیکند, چه بسا علم همچون غولی اخلاق را در زیر گامهای بزرگش نابود می کند و به هر عنوانی انسان و حیوان و طبیعت را به ورطه نابودی می کشاند.
    گاهی اینطور به نظر می رسد که به جای اینکه انسان محیط بر علم باشد محاط آن گشته و اختیار را از وی سلب شده, چه بسیار فرهیختگانی که تمام عمر خود را صرف تولید علم می کنند, اما آیا براستی زندگی هم کرده اند؟ از زندگی لذت برده اند؟ لذت در کنار اعضای خانواده بودن را چشیده اند؟
    براستی تا کجا و تا چه حدی باید خود را فدای علم نمود؟! 
    پاسخ:
    امیدوارم بعدا بتوانم مقاله کامل را هم منتشر کنم ولی اجمالا بحث بر سر این است که آیا علم واقعا سعادت بخش است و یا سعادت بخشی علم افسانه است؟ و اینکه علم جدید چقدر در تخریب محیط زیست و آینده بشریت بر روی کره زمین تاثیر گذار است.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی