گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام.

پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

۳ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، از جمله کلیدی ترین و مرموزترین سازمان های سیاسی ایران در 3 سال ابتدایی انقلاب و پس از یک مقطع توقف فعالیت ها، از ابتدای دهه 70 تا سال 1388 بود. این سازمان عملا از سال 1358 تا 1360 در بسیاری از نهادهای امنیتی و نظامی کشور همانند اطلاعات دفتر نخست وزیری، سپاه پاسداران و ارتش نیرو و کادر اجرایی رده بالا داشت و در تغییر و تحولات آن مقطع بسیار تاثیرگذار بود.

محمد سلامتی به عنوان دبیر کل وقت سازمان مجاهدین انقلاب ( و از نفرات جناح چپ سازمان در سال های ابتدایی انقلاب) در مصاحبه با روزنامه خرداد که در سه شماره متوالی در آذر و دی ماه 1377 منتشر شد به بازخوانی مطالب مهمی درباره ارتش و سپاه پرداخته بود که تاکنون مغفول واقع شده است و حاوی اطلاعات مهم و کلیدی است.

سلامتی در بخشی از این مصاحبه که در 1 دی ماه 1377 در روزنامه خرداد منتشر شده است درباره نقش این سازمان در رشد برخی از فرماندهان سپاه و ارتش در مقطع سال 1358 و 1359 می گوید:

" اوایل انقلاب مناطقی همانند کردستان، گنبد کاووس و سیستان و بلوچستان وضعیت نامناسبی داشت و هرج و مرج در آنجا بیداد میکرد. سازمان مجاهدین انقلاب با رایزنی هایی که با مسئولان کشور کرد، قرار شد استان کردستان را تحویل بگیرد و با کارهایی که انجام می دهد بعد از مدتی کردستان را آرام و امن تحویل مقامات بدهد. به همین دلیل سازمان پیشنهاد کرد که محمد بروجردی به عنوان مسئول سپاه غرب کشور انتخاب شود که این اتفاق افتاد و از طرفی دیگر صیاد شیرازی که از افسران ارتش هم بود مسئول ارتش در غرب کشور شود. این اتفاق هم البته رخ داد."


مصاحبه محمد سلامتی با روزنامه خرداد، 1 دی ماه 1377



این مصاحبه زمانی جالب تر می شود که بدانیم شهید علی صیاد شیرازی در آن مقطع زمانی در روندی غیر معمول در ارتش و مشکوک با دو درجه ارتقا نظامی به سرهنگ دومی می رسد و می تواند به فرمانده ارتش در غرب کشور برگزیده شود که با این مصاحبه هم مشخص می شود این اقدام اراده و دست غیب سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای بالا بردن صیاد شیرازی بوده است! بعدها با سقوط هواپیمای حامل فرماندهان ارتش و سپاه در 7 مهرماه 1360 در کهریزک تهران و شهادت فلاحی و فکوری و نامجو که از فرماندهان ارتش و وزیر دفاع بوده و نفوذ زیادی در ارتش داشتند، راه برای کنار زدن ظهیرنژاد فرمانده نیروی زمینی ارتش و کسی که سال ها تجربه بیشتری از صیاد شیرازی در ارتش داشت فراهم شد و چند ماه بعد شهید علی صیاد شیرازی به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش معرفی میشود و در 9 مهرماه هم ظهیرنژاد فرمانده ستاد مشترک ارتش شد. از همین جاست که به دلیل رعایت نشدن برخی ضوابط نظامی در ارتش اختلافات میان فرماندهان اوج میگیرد، برخی ها کنار گذاشته می شوند، برخی تنزل درجه پیدا می کنند و سپاه و ارتش هم شاهد اختلافات جدی می شوند! این اختلافات آیا نتیجه عملکرد غیر مستقیم سازمان مجاهدین انقلاب بوده است؟

اراده سازمان مجاهدین انقلاب در این تغییرات و تحولات در ارتش تامل برانگیز است، به خصوص زمانیکه متوجه شویم نفوذی ها در اوایل انقلاب از طریق نفرات کلیدی این سازمان سیاسی در برخی از مراکز همانند دفتر نخست وزیری نفوذ کرده بودند، به خصوص زمانیکه متوجه شویم سقوط هواپیمای ارتش در 7 مهرماه 1360 مشکوک بود، به خصوص زمانیکه متوجه شویم اراده ای برای کنار زدن قاسمعلی ظهیرنژاد و برخی های دیگر از فرماندهی نیرو در ارتش وجود داشت و با حذف فلاحی و فکوری و نامجو این اراده محقق و مسیر هموار شد و ... .

شبیه به همین اراده غیر مستقیم و دست غیب هم به نظرم در مورد میر حسین موسوی وجود داشت. تا زمانیکه موسوی به عنوان یک فعال سیاسی گمنام و کمتر شناخته شده در آبان ماه 1360 نخست وزیر شود، ترورهای عجیب و معناداری همانند انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و حذف دیالمه، حذف حسن آیت در مرداد 1360 ( به عنوان منتقدین جدی موسوی) و حذف رجایی و باهنر رخ داد و ادامه یافت و تا وقتی موسوی نخست وزیر شد این ترورها هم به نحو معناداری متوقف شد! قطعا میر حسین موسوی فردی خائن و نفوذی نبوده است و در این شکی نیست، اما قطعا دست ها و اراده هایی از نخست وزیری کشور در تغییر مسیر انقلاب اسلامی سود می بردند.

مصاحبه محمد سلامتی 3 ماه قبل از شهادت صیاد منتشر شد و صیاد شیرازی هیچگاه این مصاحبه را نفی نکرد و موضعی درباره آن نگرفت. شاید اگر کسی دنبال گرای سقوط هواپیمای ارتش در 7 مهر 60 است باید به سراغ این مصاحبه ها برود و حرف های مهم اما شنیده نشده را بشنود!

سطرهای ناخوانده 18 تیر 78

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۴ ب.ظ

سال 78 با اتفاقات متفاوتی آغاز شد که همچنان با گذشت 18 سال به خوبی بازخوانی و واکاوی نشده است و هر سال هم صرفا به تکرار حرف های قبل بازخوانی و یادآوری می شود و می رود تا سال آینده!

فروردین ماه 78 با خبر ترور علی صیاد شیرازی، فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش سپری شد و جامعه ایران باز درگیر اخبار ترورهای سازمان مجاهدین خلق شد.

تنها 2 ماه بعد و در اواخر خرداد سال 78، خبر خودکشی و مرگ مشکوک سعید امامی یکی از نفرات کلیدی و ارشد وزارت اطلاعات توسط روزنامه کیهان منتشر شد و بازخورد متفاوتی در داخل و خارج از کشور داشت. این اولین بار بود که نام اصلی یکی از نفرات کلیدی وزارت اطلاعات به عنوان ارشد ترین نهاد امنیتی کشور رسانه ای می شد و جریان زمانی خاص تر و جنجالی تر شد که کیهان در ادامه خبر نوشت که وی از عوامل قتل های زنجیره ای در سال 77 بوده است.

بلافاصله بعد از خودکشی و ماجرای فوت مشکوک و جنجالی سعید امامی، سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور وقت به دیدار رهبری انقلاب می رود و جلسه مهمی در حضور رهبری درباره سعید امامی و پرونده قتل ها برگزار می شود و رهبری هم به موضوع نفوذی بودن و فوت مشکوک سعید امامی اشاره می کنند که قبلا و در فایل پرونده #سعیدامامی که منتشر شده بود به این دیدار و جلسه و حرف های مطرح شده اشاره کرده بودم.

اما اتفاقات عجیب و بررسی نشده از همین زمان آغاز می شود که حدود 2 هفته بعد از این جلسه روزنامه سلام به بهانه بررسی قانون مطبوعات در مجلس پنجم، نامه محرمانه ای از سعید امامی خطاب به نمایندگان مجلس منتشر می کند و بلافاصله با شکایت وزارت اطلاعات خود دولت وقت این روزنامه توقیف می شود. وزارت اطلاعات تحت فشارهای سیاسی شکایت خود را از این روزنامه و سید محمد موسوی خوئینی ها به عنوان مدیر مسئول روزنامه پس می گیرد اما روزنامه سلام دیگر منتشر نمی شود و صبح جمعه 18 تیر در کوی دانشگاه تهران جنجال دانشجویی به دلیل توقیف این روزنامه کلید می خورد.


18 تیر 78 و پرونده خودکشی مشکوک سعید امامی


موسوی لاری وزیر وقت کشور، مصطفی معین وزیر علوم وقت و افراد دیگری همانند سید محمد علی ابطحی رئیس دفتر خاتمی و مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وزارت کشور در کوی دانشگاه تهران حاضر می شوند اما پس از چند ساعت از ایجاد آرامش، مجددا تنش ها و درگیری ها اوج می گیرد و شدیدتر از قبل ادامه می یابد و علاوه بر کوی دانشگاه تهران، به حوالی میدان انقلاب و برخی دیگر از نقاط تهران هم کشیده می شود. به رهبری توهین می شود و یک جمعیت محدود معترض به مقابل وزارت کشور می روند و درب وزارت کشور را از جا می کنند. بعدها گفته شد بیت رهبری هم تهدید شده بود اما تهدیدات عملی نشد. سرانجام با سخنرانی رهبری در 21 تیرماه 78 و حضور مردم در راهپیمایی 23 تیرماه، جنجال کوی دانشگاه تهران فرو نشست. چندماه بعد دادگاه روزنامه سلام برگزار شد و جریانات صورت دیگری به خود گرفت اما هیچکس سوال نکرد پرونده خودکشی سعید امامی چه شد؟ باند مربوط به این جاسوس برجسته داخل ایران و وزارت اطلاعات چرا تعقیب و تحت پیگیری قرار نگرفتند و چرا اساسا 18 تیر 78 سه هفته بعد از خودکشی سعید امامی شکل گرفت و یک جنجال ساخته شده باعث فراموشی اصل پرونده امامی شد؟ این ها سوالاتی است که همچنان بعد از 18 سال جوابی برای آنها پیدا نکرده ام.

در واقع به نظر من 18 تیر 78 فرعی بر یک اصل مهم تری بوده است. اصل مهم تری به اسم فراموش شدن و به حاشیه رفتن شبکه جاسوسان در ایران و نفوذی های بلندپایه در داخل وزارت اطلاعات که توسط سعید امامی سازماندهی شده بود و داخل منگنه کشف و لو رفتن گیر کرده بودند و 18 تیر باعث کم شدن فشارها از روی این باند شد.

چند روز قبل به مناسبتی به دیدار سرتیپ توتیایی از امرای ارتش در اوایل انقلاب رفته بودم و بحث به کودتای نوژه کشید. سرتیپ توتیایی به نکته قابل تاملی اشاره کردند و گفتند به نظر من کودتای نوژه کاملا موفقیت آمیز بود چون توانست هدف اصلی که پاکسازی نیروهای خدوم و زحمت کش ارتش توسط جاسوسی به نام مسعود کشمیری بود را برآورده کند و باقی داستان و ماجرا حاشیه است. کودتای نوژه هم در 18 تیرماه 59 قرار بود اتفاق بیفتد و 19 سال بعد هم حوادث کوی دانشگاه تهران رخ داد و به نظرم اتفاقا اتفاقات کوی دانشگاه هم موفقیت آمیز بود. چون توانست صورت مساله سعید امامی و باند نفوذی ها را کاملا پاک کند و مساله دیگری را جایگزین آن کند.

این ها سطرهای ناخوانده مهمی از 18 تیر 78 است که همچنان ناخوانده باقی مانده است.



جلسه خبرگان 14 خرداد 1368 همچنان مهم و تاریخی است و به صورت دقیق بازخوانی تاریخی نشده است. در واقع می توان گفت شاید مهم ترین روز جمهوری اسلامی ایران تاکنون هم، همان روز باشد که رهبری دوم نظام تعیین شد و همچنان آن تعیین هم برقرار است.


جلسه آن روز سطرهای تاریخی مهم تاریخی خوانده نشده دارد که سعی کردم آنها را دقیق بررسی و مورد خوانش قرار دهم.


برای مطالعه بررسی اتفاقات جلسه آن روز و همچنین رهبری و فقاهت آیت الله خامنه ای می توانید این جزوه جدید را مطالعه نمائید.


برای دانلود این فایل، دریافت  را کلیک نمائید