گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام.

پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

۴۶ مطلب با موضوع «شخصی» ثبت شده است

"قتل های زنجیره ای" در جشنواره ها!

شنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۵۷ ق.ظ

سیدمهدی دزفولی، فیلمساز از ثبت نام مستند «گزارش چند قتل» برای حضور در نهمین جشنواره مردمی فیلم «عمار» خبر داد.

به گزارش سایت خانه مستند و به نقل از خبرگزاری دانشجو، سیدمهدی دزفولی کارگردان و مستندساز درباره حضورش در نهمین جشنواره مردمی فیلم «عمار» گفت: مستند «گزارش چند قتل» درمورد بازخوانی قتل‌های زنجیره‌ای در سال های ۷۷ و ۷۸ را برای حضور در جشنواره «عمار» در نظر گرفته ام.

وی افزود: در تاریخ انقلاب، واقعه‌ای داریم که هنوز هم درباره آن شبهاتی در سطح جامعه وجود دارد که سال ۱۳۷۷ و ۷۸ و با ترور شهید لاجوردی شروع شد و سپس اتفاقات مربوط به وزارت اطلاعات، ترور شهید صیاد شیرازی، خودکشی سعید امامی و در نهایت حوادث کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ اتفاق افتاد.

دزفولی با بیان اینکه پژوهش این مستند ۶ ماه طول کشیده است، اظهار کرد: «گزارش چند قتل» در مدت زمان ۳۵ دقیقه به عنوان قسمت نخست از یک مجموعه مستندی تهیه شده است که به بازخوانی اتفاقات سال ۱۳۷۷ و ۱۳۷۸ می‌پردازد.

این کارگردان بیان کرد: مستند پرتره «وزیر فرهنگ» هم اثر دیگری است که در دست ساخت دارم. این اثر درباره سیدمحمد خاتمی تولید می‌شود که مراحل پژوهش و پیش تولید به پایان رسیده و ما هم اکنون وارد مرحله تولید شده‌ایم که تا اسفندماه سال جاری به پایان می‌رسد.

دزفولی تصریح کرد: مستند پرتره معمولا روی یک چهره تمرکز دارد؛ به طوری که مستند پرتره‌ای سال گذشته در مورد آیت الله منتظری ساخته شد و موج خوبی در سطح جامعه ایجاد کرد.

وی در پایان سخنان خود گفت: مستند «وزیر فرهنگ» پس از پایان ساخت، برای نمایش در جشنواره‌ها و اکران‌های دانشگاهی درنظر گرفته شده است و امیدوارم این مستند به دلیل برخورداری از سوژه و موضوعی مهم، بازخورد خوبی داشته باشد.

نهمین جشنواره مردمی فیلم «عمار» ۶ تا ۱۶ دی ماه ۹۷ در سینما فلسطین تهران برگزار می‌شود و علاقمندان تا ۵ آذر ماه فرصت دارند آثار خود در سایت AmmarFilm.ir ثبت و تحویل دبیرخانه این جشنواره دهند.

جلسه نقد و بررسی مستند معمای C130


جلسه نقد و بررسی مستند معمای C130


جلسه نقد و بررسی مستند معمای C130


جلسه نقد و بررسی مستند معمای C130


جلسه نقد و بررسی مستند معمای C130

به گزارش سوره سینما، یکصدوبیست‌ونهمین برنامه سینماروایت که دهمین قسمت از فصل جدید این برنامه نیز بود، همزمان با سی‌وهفتمین سالگرد سقوط پرواز سی-۱۳۰ نیروی هوایی ارتش و شهادت چند تن از فرماندهان ارتش و سپاه به نقد و بررسی مستند «معمای سی-۱۳۰» ساخته سیدمحمدمهدی دزفولی اختصاص داشت. در این برنامه علاوه بر سیدمحمدمهدی دزفولی کارگردان این اثر، محمدتقی فهیم منتقد سینما، سیدبشیر حسینی استاد دانشگاه و کارشناس رسانه، سیدناصر و سیدمهدی نامجو فرزندان شهید سیدموسی نامجو و محمدمهدی شیخ‌صراف به عنوان مجری – کارشناس حضور داشتند.

پرونده‌ای که هیچگاه وضعیت آن مشخص نشد

در ابتدای این نشست سیدمهدی دزفولی در سخنانی در ارتباط با چگونگی ساخت این اثر گفت: این مستند در سال ۹۳ براساس دغدغه حاصل از مطالعه مصاحبه‌هایی که در ارتباط با ماجرای سقوط هواپیمای سی۱۳۰ در من به وجود آمده بود، آغاز شد. ما به سراغ چهره‌های مختلفی رفتیم و موفق شدیم که از آن‌ها گفتگو بگیریم ولی در زمینه اسناد و آرشیو با وجود مراجعه یک ساله به ارتش متاسفانه نتوانستیم از این طریق به نتیجه خاصی دست پیدا کنیم.

وی افزود: ما در مجموع توانستیم با ۵ یا ۶ نفر از افراد مطلع از این پرونده از جمله خلبان و گروه پروازی حاضر در آن سانحه که خدا رو شکر، سلامت مانده بودند، گفتگو کردیم اما نتوانستیم با برخی از چهره‌های کلیدی ارتش در آن دوره که در حال حاضر هم مسئولیت دارند، گفتگو کنیم. این در شرایطی است که این پرونده برخلاف بسیاری از پرونده‌های این‌چنینی که در نهایت به یک نتیجه مشخص می‌رسد، هیچگاه درباره آن نه گزارشی رسمی منتشر شد و نه پرونده‌ای درباره آن در دسترس است.

قسمت دوم «معمای سی-۱۳۰» در راه است

دزفولی با اشاره به بازخوردهای مهمی که پخش این مستند در سال گذشته در پی داشته، اظهار کرد: پس از پخش این مستند در سال گذشته، بازخوردهایی از افرادی گرفته شده که به نوعی به این پرونده در ارتباط بودند و ما پیش از این به روایت‌های آن‌ها از این واقعه دسترسی نداشتیم. به همین خاطر تصمیم گرفتیم تا قسمت دوم این مستند را امسال کلید بزنیم تا بتوانیم با روایت‌های جدیدتری از این کار آشنا بشویم.

وی ادامه داد: ممکن است برخی از بخش‌های قسمت اول این مستند برای مخاطبان ناقص باشد و یا شبهاتی داشته باشد و سعی ما بر این است که در قسمت دوم این نقاط را پوش بدهیم. برای مثال برخی از خانواده‌های شهدای این حادثه مثل خانواده شهید فکوری، به دلیل شبهاتی که در ارتباط با این حادثه وجود داشت، در ابتدا نسبت به ساخت این مستند خوش‌بین نبودند و حاضر به مصاحبه نبودند اما زمانی که بازخوردها را دیدند و متوجه شدند که قرار است تا به شکل جدی به موضوع پرداخته شود، علاقمند شدند که مصاحبه کنند.

بازخوانی حضور نفوذی‌ها در نیروهای مسلح در سال‌های ابتدایی انقلاب

دزفولی با اشاره به اهمیت پرداختن به چنین سوژه‌هایی بیان کرد: بسیاری از ما می‌پرسیدند که چرا به سراغ این سوژه رفتیم. در حالی که بحث حضور نفوذی‌ها در ارتش و نیروهای مسلح در سال‌های ابتدایی انقلاب که در این مستند بازخوانی می‌شود، موضوع مهمی است. از سوی دیگر فراز و نشیبی که در دوره جنگ به خصوص در سال‌های ابتدایی آن به واسطه این سانحه و شهادت چندتن از فرماندهان شاخص نظامی کشور رخ داد، یک نقطه مغفول واقع شده از تاریخ جنگ تحمیلی است که به نظرم باید به آن پرداخته می‌شد.

وی خاطرنشان کرد: ما تا به حال اثری را ندیدم که در ارتباط با مسئله نفوذ در نیروهای مسلح در سال‌های ابتدایی انقلاب ساخته شده باشد و ما سعی کردیم در این اثر یک بازخوانی کلی از این موضوع مهم داشته باشیم که امیدوارم ادامه‌دار شود و ما بتوانیم تحقیق و پژوهشمان در این زمینه را تکمیل کنیم.

cinema-revayat2

گلایه فرزند شهید نامجو از نامشخص ماندن وضعیت پرونده سقوط سی-۱۳۰

در ادامه این برنامه سیدناصر نامجو فرزند بزرگتر شهید سیدموسی نامجو وزیر اسبق دفاع جمهوری اسلامی ایران که در حادثه سقوط پرواز سی-۱۳۰ نیروی هوایی ارتش ایران در سال ۱۳۶۰ همراه با تعدادی از فرماندهان نظامی دیگر به شهادت رسیده بود، در سخنانی با تقدیر از کارگردان اثر برای انتخاب این سوژه، اظهار کرد: به نظرم یکی از نکات مثبت این مستند مراجعه و استفاده آقای دزفولی از نظرات افراد مختلف است که شاید در حال حاضر در طیف‌های مختلف سیاسی جای بگیرند.

فرزند شهید نامجو در ادامه با ذکر خاطراتی از زندگی شهید نامجو و سختی‌های حضور او به عنوان وزیر دفاع در سال‌های ابتدایی جنگ تحمیلی گفت: متاسفانه به بسیاری از این موضوعات پرداخته نشده است و هنوز هم برای ما سوال است که چرا ماجرای پرونده سقوط این هواپیما برای رسیدن به نتیجه‌ای مشخص، پیگیری نشد.

همچنین سیدمهدی نامجو دیگر فرزند شهید نامجو نیز در این مراسم در سخنانی گفت: این واقعه یک تکه از پازل اتفاقات دهه ۶۰ است که در تاریخ ایران نقش مهمی داشته است که تاکنون در مستندی به آن پرداخته نشده بود و این اتفاق ارزشمندی است.

وی نیز با ذکر خاطراتی از حضور موثر شهید نامجو در سال‌های ابتدایی جنگ از حضور ایشان به همراه گروهی از دانشجویان دانشگاه افسری در دفاع مقدماتی از شهر خرمشهر گفت. واقعه‌ای که به گفته‌ او در میان دیگر وقایع جنگ کمتر به آن اشاره می‌شود.

ضرورت پرداخت هنری به وقایع مهم تاریخ انقلاب اسلامی

در ادامه محمدتقی فهیم منتقد سینما در سخنانی با اشاره به لزوم پرداخت هنری به وقایع مهم تاریخ انقلاب برای ماندگارتر شدن این اتفاقات در ذهن مخاطب، گفت: بعید می‌دانم در هیچ جای دنیا تاریخ چهل ساله یک کشور تا این اندازه فراز و فرود داشته باشد؛ موقعیت‌هایی که می‌تواند دستمایه‌های ساخت آثاری جذاب در سینمای ایران شود. ولی متاسفانه این اتفاق نمی‌افتد، ولی باز هم در این میان باید از مستندسازان تقدیر کرد که به سراغ چنین موضوعاتی می‌روند که سینمای ما از آن غافل است.

وی افزود: بسیاری می‌گویند این اتفاقات کمتر برای مردم بیان می‌شود ولی من خلاف این نظر را دارم و معتقدم که دلیل ماندگار نشدن برخی از موضوعات در حافظه تاریخی مردم، بی‌توجهی به هنر و بیان نشدن این موضوعات در قالب یک اثر هنری است. چرا که آنجایی یک موضوع در حافظه تاریخی ثبت می‌شود که در فرم هنری ارائه شود؛ برای همین هم هست که در این زمینه از سینما انتظارات زیادی وجود دارد.

«معمای سی-۱۳۰» به سوالات مخاطبش پاسخ نمی‌دهد!

فهیم با اشاره به موضوع مهمی که در این اثر برای اولین بار به آن پرداخته شده است، اظهار کرد: مستندساز در این اثر به سراغ چند سوژه رفته است که مهمترین آن‌ها بحث خود هواپیما است. به همین خاطر تیتراژ ابتدایی کار که موسیقی تاثیرگذاری هم روی آن گذاشته شده، ارزشمند و اثرگذار شده است.

وی افزود: اما فیلم خیلی زود وارد بحث نفوذ در نیروهای مسلح می‌شود، هر چند که این موضوع اهمیت بالایی دارد ولی نباید تبدیل به سوژه محوری و اصلی فیلم می‌شد، چرا که سوژه اصلی این مستند باید واقعه سقوط هواپیما باشد. مخاطبی که تشنه شنیدن اطلاعاتی تازه در ارتباط با این پرونده است، نمی‌تواند در این اثر به پاسخ بسیاری از سوالاتش درباره این ماجرا دست پیدا کند.

این منتقد سینما خاطرنشان کرد: با این همه فیلم ریتم و ضرب‌آهنگ خوبی برخوردار است که به نسبت بسیاری از آثار گفتگو محوری که در حال حاضر در سینمای مستند ما تولید می‌شود، ارزشمندتر است. هر چند که بهتر بود برای مثال فیلمساز برخی از گفتگوهایش را از چهره‌های حاضر در این حادثه در همان محل سقوط هواپیما می‌گرفت که هم جذابیت بصری کار بالاتر می‌رفت و هم جنبه مستند بودن کار قوت می‌گرفت.

cinema-revayat3

تک‌مضراب‌هایی شاخص که «معمای سی-۱۳۰» را متفاوت می‌کند

در ادامه این نشست سیدبشیر حسینی استاد دانشگاه و کارشناس رسانه در سخنانی در ارتباط با این اثر گفت: به نظر من در این اثر با وجود نقاط ضعفی که همچون همه آثار ممکن است در آن وجود داشته باشد، تک مضراب‌هایی ارزشمند و کم‌نظیری وجود دارد که یکی از مهمترین آن‌ها اشاره به بحث نفوذ از زبان چهره‌های شاخص نهضت آزادی است.

وی افزود: اما نکته‌ای که در این میان باید به آن اشاره کرد این است که اگر پیش از این و برای مخاطبان دهه ۵۰ و ۶۰ از موضوعاتی همچون نفوذ صحبت می‌کردیم و مخاطب با آن ارتباط می‌گرفت، در دوره فعلی و با مخاطب دهه ۷۰ و ۸۰ که درگیر فرامتن‌هایی تازه شده است، باید به هوشمندی به مراتب بیشتر به تولید محتوا در ارتباط با این موضوعات پرداخت.

لزوم مقابله جدی با روایت‌های نادرست رسانه‌های بیگانه از تاریخ انقلاب

این کارشناس رسانه ادامه داد: خطی که در چند سال گذشته بسیاری از رسانه‌های بیگانه به سراغ آن رفته‌اند، تخریب کلیت جریان انقلاب با اسم نفوذ است. خطی که پیش‌بینی ما برای ادامه آن به ویژه در ایام دهه فجر، پرحجم‌تر شدن آن توسط رسانه‌ها بیگانه است که اگر در مواجهه با آن نتوانیم در روایت‌های خودمان صریح‌تر و پیش‌دستانه‌تر به موضوعات بپردازیم، در این موضوع از آن‌ها شکست خواهیم خورد.

حسینی با بیان ضرورت به نتیجه رساندن پرونده‌های مهم تاریخ انقلاب اظهار کرد: ما در چهل سالگی انقلاب نیاز داریم که خودمان روایت بحران‌ها و وقایع مهم انقلاب را داشته باشیم و برای نسل جدید بازگو کنیم؛ به همین خاطر هم هست که من آثاری همچون «معمای سی-۱۳۰» که شجاعانه به این قبیل موضوعات می‌پردازند را می‌پسندم.

وی در پایان خاطرنشان کرد: البته که امیدواریم این موضوعات و پرونده‌ها چه در واقعیت و چه در عرصه مستند به یک سرانجام مشخص برسد و ناتمام باقی نماند. چرا که بسیاری از اتفاقات مهم تاریخ انقلاب هنوز به شکل پرونده‌هایی ناتمام و نامشخص باقی مانده است. اتفاقی که متاسفانه این روزها در ارتباط با برخی از پرونده‌های دیگر نیز در حال تکرار است. (+)

برنامه سینما روایت، بررسی مستند معمای C130

جلسه نقد و بررسی مستند معمای C130

جمعه, ۶ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۴۷ ب.ظ

روز یکشنبه 8 مهرماه 1397 از ساعت 17 الی 19 جلسه نمایش و بررسی مستند معمای C130 ساخته سید مهدی دزفولی، در سالن اسوه واقع در پیچ شمیران تهران، ابتدای خیابان بهار جنوبی برگزار می شود.


برنامه تحت عنوان سینما روایت است و حضور برای علاقمندان آزاد است.


این مستند پیرامون سقوط مشکوک هواپیمای فرماندهان ارتش و سپاه در 7 مهرماه 1360 و بررسی ابعاد مختلف آن است.

ماهیت فلسفه علم چیست؟

چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۳۶ ب.ظ


مقاله جدید پیرامون فلسفه علم را در خبرگزاری مهر در اینجا، و هم در ادامه همین وبلاگ می توانید مطالعه نمائید. 

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه-سید مهدی دزفولی: فلسفه علم از زمان پیدایش خود در ابتدای قرن بیستم همواره با این سوال مواجه بود که دقیقا به چه حوزه ای در علوم تجربی باید بپردازد و مسائل و دغدغه های آن چیست؟

از جمله مواردی که واژه«فلسفه»به صورت «مضاف»به کار می‏ رود، در خصوص اصطلاح «فلسفه علم» می‏ باشد. در مورد اینکه ماهیت فلسفه علم چیست، جان لازی در کتاب«درآمدی تاریخی به فلسفه علم» چهار دیدگاه را مورد نظر قرار داده است.

یک نظر این است که فلسفه علم عبارت است از صورت بندی و ترتیب و تنسیق جهان‏ بینی ‏هایی که با نظریه‏ های علمی مهم، سازگار، و از برخی جهات بر آنها مبتنی هستند. بر حسب این نظر، این وظیفه فیلسوف علم است که ملازمه‏ های عامتر علم را به دقت تبیین کند. این کار می‏ تواند به صورت تحقیق نظری درباره مقوله‏ های وجودی(هستی شناختی)که در بحث از مطلق وجود بکار می‏ روند، انجام پذیرد. در این مورد می‏ توان به آلفرد نورث وایتهد(۱۸۶۱-۱۹۴۷)اشاره نمود.

وایتهد در صدد پرورش یک طرح مفهومی جامع برآمده بود که مقولاتش چندان کلی بودند که بتوانند همه هستی‏ های جهان را بنمایانند. در واقع این طرح یا صورت‏بندی عبارت از یک سلسله از مفاهیم است که بر مبنای آنها همه عناصر تجربه را می ‏توان تعبیر کرد. این طرح وایتهد با عنوان«فلسفه پویش» خوانده می‏ شود. مراد وایتهد از این فعالیت ابداع یک نظریه علمی جدید نبود بلکه می‏ خواست شیوه‏ هایی را پیشنهاد کند که به مدد آنها کلی‏ ترین برداشت های ما در باب ماهیت حقیقت، علم جدید را نیز به حساب بیاورد. و برای مثال بر همین مبناست که وایتهد اصرار داشت که پیشرفت های اخیر فیزیک ایجاب می ‏کند که مقولات جوهر و عرض با مقولات «پویش» و «تأثیر» عوض شود.

فلاسفه مختلف دیگری نیز به این سوال پرداخته اند و از زاویه نگاه خود به آن ورود کرده اند که فلسفه علم و مسائل آن چیست و آن را بررسی کرده اند. یکی از این فیلسوفان آرثر دانتو[۱] است که در مقاله ای با عنوان «مسائل و دغدغه های فلسفه علم» به این موضوع پرداخته است.

مقاله ای که در ادامه از نظر شما می گذرد برای دانتو است که به مسائل فلسفه علم با نگاه امروزین پرداخته است.

مسائل فلسفه علم

حوزه فلسفه علم چندان فراخ است که از یک سو شامل بررسی مسائلی می شود که حل آن ها به دلیل قرابتشان با علم، هم کمکی است به علم و هم به فلسفه، و از سوی دیگر شامل مسائلی می شود که به دلیل نسبت بسیار نزدیکی که با فلسفه دارند، حلشان هم به کار متافیزیک می آید، هم معرفت شناسی و هم فلسفه علم به معنای الاخص. همین طور، مباحثی که فیلسوفان بدان دست می برند، گاه بسیار تنگ دامنه است همچون تبیین یک مفهوم خاص که در شاخه خاصی از علوم اهمیت دارد، و گاه بسیار دراز دامن است و به شئون ساختاری همه علوم من حیث المجموع تعلق دارد. لذا تعیین مرز مشخص میان فلسفه علم و علم فلسفه، و حتی تاریخ علم (به معنای الاعم) آسان نیست.

مفاهیم

زبان عرفی، ابزار لازم را در کف کار می نهد تا به تفصیلی ترین وجه، اشیای خاص را توصیف کنیم، گرچه غنی ترین توصیف، هیچ گاه نمی تواند منطقا جامع جمیع اوصاف ساده ترین شی باشد. علم برای توصیف اشیا، به عمد از زبانی محصور استفاده می کند و شاید بتوان گفت که دانشمندان هم فقط به بررسی اشیایی می پردازند که به زبان علم، قابل توصیف باشند و حد توصیف، حد بررسی را هم معین می کند.

ابتدا، مصطلحات علمی پیوستگی آشکاری با واژه های هم معنای خود در زبان عرفی داشتند همچنان که خود علم هم از جنس تجربه عرفی بود. اما بعدا، استعمال خاص الفاظ (در معنای جدید) به سرعت رواج یافت و اینک یک دسته مهم از مسائل فلسفی به نسبت میان زبان های علمی و عرفی راجع می شوند و نیز به نسبت میان مصطلحاتی که خادم اهداف علمی اند و مصطلحات دیگری که همان مطابق ها را دارند، اما به کار علم نمی آیند.

دانشمندان، از گالیله گرفته تا ادینگتون، گاه می خواستند که اوصاف غیر قابل تبیین به زبان علم را موهوم بشمارند، و یا دست کم چنین می اندیشیدند که سوال از موهوم یا ناموهوم بودن آن اوصاف، سوال مهمی است. بی شک اگر بخواهیم جمیع تمایزاتی را که از جمیع توصیفات ممکن ناشی می شوند، به حساب آوریم؛ علم معنای خود را از دست خواهد داد، و در عین حال، هیچ دستورالعملی هم در کار نیست که معین کند کدام یک از محمولات، بیشتر برازنده علم اند.

فیلسوفان گاه خواسته اند که زبان مشاهده علم را به زبان دیگری _ مثل زبان داده های حسی _ برگردانند، اما هنوز، زبان مشاهده، در علم آخرین سخن را می گوید. البته همچنان پرسش های بسیار بی جواب مانده اند که آیا زبان مشاهده همه علم را کفایت می کند یا نه، آیا زبان علم را تماما می توان از واژه های دال بر امور محسوس بنا کرد، چنانکه دیگر نیازی به هویات نهانی و فرآیندهای پوشیده و ساختارهای خفی، که تن به مشاهده و اندازه گیری نمی دهند نیفتد؟

وقتی به بحث از نئوری ها برسیم، می توانیم داوری سودمندی در این باب بکنیم، لکن، این قدر معلوم است که با وجود نقش مهمی که مشاهدات در صورت بندی و آزمون تئوری ها دارند، تکیه بر مشاهده صرف از اندازه گیری (که آن هم اهمیتش کمتر از مشاهده نیست) محدودیت می پذیرد. چون شیوه های مختلف شمارش، که معنا علمی مقیاس ساختن و اسناد عدد دادن در گروه آن هاست، محتاج به اعداد حقیقی است، و مجموعه اعداد حقیقی، در قوه یک پیوستار است و به همین سبب است که کارل همپل می گوید:

«تعریف کامل واژه های کمی به مدد کیفیات محسوسه ناممکن است».

با این همه، کوشش کسانی که می خواستند همه زبان علم را از واژه های دال بر امور محسوس بنا کنند باعث شد تا مفاهیم و واژه هایی که نقش منطقی دیگری در علم دارند کشف شوند و اینک یکی از وظایف مهم فلسفه علم این شده است که نسبت میان مفاهیمی را که در مراتب مختلف زبان پشرفته تئوری های علمی قرار دارند، و به طرق گوناگون به مشهودات ارتباط می یابند کشف و تعیین کند.

قوانین

شئون نحوی قوانین را نمی توان به آسانی از شئون دلالی و معنایی، و یا از فواید عملی آن ها جدا کرد. غرض از «نحو» در اینجا همان شروط صوری است که عبارتی را «قانون وار» می کند، و شروط دلالی همان هاست که ملاک صدق و کذب عبارت قانون وار را به دست می دهد. و چنان که می دانیم عادتا قانون را چنین تعریف می کنند:

عبارت قانون واری که صادق باشد.

لکن برخی از فیلسوفان با این تعریف موافق نیستند چرا که این تعریف می تواند همه عبارات را از قانون بودن بیندازد، چون به نظر آنان، اصولا قوانین چنان عباراتی نیستند که (به معنای عرفی و یا به هیچ معنایی) صدق و کذب بپزیرند. این فیلسوفان، عبارات قانون واری را که به کاری بیابند، قانون می شمارند.

به عنوان مثال در عبارت «همه موهای سر من سیاه اند»، «موهای سر من» حد مقیدی است و به همین سبب آن عبارت نمی تواند قانون باشد. برای تشخیص، «مقدم» های مقید در قوانین معیاری عرضه شده است که می گوید اگر قضیه شرطی بتواند پشتوانه یک قضیه شرطی صادق و رخ نداده ( کاذبه المقدم)[۲] قرار گیرد، قانون است، اما اگر آن شرطی کاذبه المقدم ، کاذب باشد قانون ادعا شده قانون نیست، و حد وارده در آن مقید است نه مطلق. ( مانند وقتی که درباره یک موی سپید خاص می گوئیم: اگر آن رشته مو بر سر من بود، سیاه بود).

لکن این معیار، مصادره به مطلوب است چرا که برای تحلیل شرطی های کاذبه المقدم خود از قوانین کلی کمک می گیرد و به هر حال این مساله هنوز حل نشده است و برای داشتن تحلیلی از شرطی های کاذبه القمدم، و معیاری برای تمیز صادق از کاذب آنها همچنان چشم به دست فیلسوفانیم. به آسانی نمی توان ادعا کرد که «موهای سر من» مقید است و «کلاغ» در عبارت «همه کلاغ ها سیاه اند» مطلق.

گو اینکه موهای سر من به شئ خاصی اشارت می کند و حدود وارده در قانون، چنان که گفته اند، نباید متضمن چنین اشارتی باشند. اما از طرف دیگر، این تقید، قوانین کپلر را از قانون بودن می اندازد و جز نام قانون برای آنها باقی نمی گذارد و امکان بیان هرگونه قانونی درباره کل عالم را منتفی می سازد. اگر هم بتوان قوانین کپلر را قانون خواند به دلیل آنکه از قوانین دیگری قابل استنتاج اند که حدود مقید ندارند، این امر در مورد قوانین کل عالم صادق و جاری نیست. به علاوه، می توان ادعا و احتجاج کرد که عبارت «همه موهای سر من سیاهند» از قوانین کلی درباره مو داشتن که حاوی محمولات کیفی محض اند، قابل استنتاج است، و از این رو، بسی دشوار به نطر می رسد که بتوان معیارهایی دقیق و مضبوط برای تعیین قانون واری به دست داد.

اگر حدود عبارت قانون وار L مطلق باشند، دیگر نمی توان صدق آن عبارت را از طریق استقرای ناقص اثبات کرد. همیشه عقلا امکان دارد که مصادیق نا آزموده ای از F وجود داشته باشند، و لذا هیچ گاه عبارت (fx>Gx) (x) را با وجود مصادیق موافق بسیار نمی توان ثابت شده انگاشت.

اصولا، چنان نیست که قوانین همواره ( و حتی اغلب) از استقرا و شمارش نمونه های بسیار به دست آیند. فی المثل قوانین گالیله، از چند مشاهده معدود حاصل شده اند و مخالفان استقرا (عمدتا کارل پوپر و پیروانش) هم بر آنند که نقش مشاهدات، آزمودن قانون هاست نه فراهم کردن پایه ای استقرایی برای آن ها.

بنابر این رای، حاجت نیست که قوانین تعمیم مشاهدات باشند، بلکه کافی است که به مدد مشاهده ابطال پذیر باشند.

در پاره ای از موارد کذب یک عبارت قانون وار، دست کم به مدد مدلولات مشهوده اش آشکار می شود، اما در اغلب موارد، آنقدر می توان عبارات اصلاحیه ای از جنس «به شرط دست نخوردن بقیه چیزها»[۳]، به عبارت قانون وار افزود که برای همیشه بتوان آنرا حفظ کرد و رد و قبولش را به اراده (نه منطق) واگذار نمود. این، گواهی می دهد که موازین رد و قبول عبارات قانون وار، غامض تر از آن اند که استقراگرایان و مخالفانشان گفته اند، و شخصی می تواند رای ابزارانگاران را برگیرد که می گویند قوانین نه صادق اند و نه کاذب بلکه ابزاری هستند برای تسهیل استنباط، و به قول گیلبرت رایل[۴]، «برگه جواز استنباط اند».

بنابر این، دیدگاه سوال اصلی به قول استفن تولیمن[۵] این نیست که «آیا آن قانون صادق است»؟ بلکه این است که «کی آن قانون درست در می آید؟» و بدینسان قوانین، نه عباراتی حاکی از جهان، بلکه قواعدی برای تنظیم رفتار ما در جهان خواهند بود، و قواعد عملی به جای ملاحظات دلالی خواهند نشست، یعنی پذیرفته شدن L به منزله یک قانون در گرو این خواهد بود که همراه با دادن خبر، پیش بینی های کامیاب نیز داشته باشد.

حال، آیا علاوه بر قدرت پیش بینی های کامیاب، قانون را صادق هم می توان خواند یا نه و به کدام معنا این کار شدنی است، سوالی است که برای پاسخ دادن به آن باید مباحث فلسفی بزرگ تری را در میان آورد.

کثیری از قوانین علمی صورتا آماری اند، لکن دانشمندان و فیلسوفانی که اصل علیت را به منزله حقیقتی مابعدالطبیعه یا آرمانی علمی برگرفته اند، از قبول این رای ابا می ورزند که قانونی غلمی باشد و مغ الوصف، بر از ربطی محتمل میان پدیدارها بدهد. اینان به چیزی کمتر از قوانین علی (غیر آماری) رضا نمی دهند و لذا گرچه قوانین آماری را به منزله مصنوعاتی گذرا تحمل و تصویب می کنند اما چشم می دارند که روزی به جای یکایک آنها، قوانین علی بنشینند.

لکن برنامه بازسازی قوانین آماری و تئوری های حاوی آنها با موانع خطیری در تئوری کوانتومی ماده، که پایه فیزیک اتمی است، رو به رو شده است، چرا که به برهان معلوم شده است که قوانین قابل تحویل به قوانین غیر آماری(علی) نیستند.

البته، منطقا امکان این هست که تئوری کوانتومی، به طور کامل کنار نهاده شود و تئوری دیگری به جای آن بنشیند، اما در درون خود تئوری، به هیچ وجه ممکن نیست که – فی المثل از طریق کشف متغییرهای نهان – قوانین آن را غیر آماری کنند، و چون از سویی احتمال ظهور رقیبی جدی برای آن بسیار کم است، و از سوی دیگر قراین موید آن بسیار نیرومندند، بسیاری از اعضای جامعه علمی معاصر به این واقعیت تن در داده اند که در حاق یکی از تئوری های بنیانی آن، عدم علیت با صلابت تمام نشسته است.

اگر تئوری کوانتیک صادق باشد، آن گاه پاره ای از حوادث، احتمال ذاتی و عینی خواهند داشت، و به عبارت دیگری، ناعلی (تصادفی) خواهند بود. یعنی خود، محتمل اند نه اینکه احتمالشان را از علم و جهل ما بگیرند. مفهومی معرفت شناختی از احتمال، که با استقرا و تائید خوشاوند است و با علیت ناسازگار نیست.

حتی می توان سخن از احتمال قوانین علی گفت، بدین معنا که بگوئیم درجه تائید فلان قانون، نسبت به شواهدی که در اختیار ماست، مساوی عددی است کمتر از یک و بیشتر از صفر. ظاهرا آن مفهوم غیر معرفت شناختی، احتمال است که منفور علیت است، مفهومی که احتمال را از آن خود حوادث می داند. این را هم بگوئیم که قوانین غیر علی دست کم بدین معنا می توانند علی باشند که مقادیر پاره ای از متغیرهای احتمالی شان را مقادیر متغیرهای دیگری معین کنند. علی ای حال، بحث در باب میزان ناسازگاری بیان اصل علیت و قوانین غیر علی و تبیین دقیق دو نوع احتمال، از جمله مناقشات و تحقیقات جاری فلسفی هستند.

اعتقاد بر آن است که قوانین، خدمت بزرگی به تبیین و پیش بینی می کنند. گفته اند که شرط لازم تبیین حادثه E آن است که E را تحت قانونی کلی مندرج سازیم که از عهده پیش بینی آن می تواند برآید. همپل بر آن است که نسبت زمانی دانشمند و حادثه تنها تفاوتی است که پیش بینی و تبیین با هم دارند.

در این تقارن (میان تبیین و پیش بینی) کسانی مناقشه کرده اند (بالاخص اسرائیل شفلر[۶])، لکن می توان با تمییز نهادن میان انواع گوناگون قوانین از آن دفاع کرد. اگر منظور از تبیین، تبیین علی باشد، همه قوانین قادر بر پیش بینی و قادر بر تبیین نخواهند بود، چون در میان قوانین آماری، یا قوانینی که تغییرات هم زمان کمیات را به صورت تابعی از یکدیگر بیان می کنند، و امثال آن ها، که همه برای پیش بینی به کار می روند. تازه، به فرض قبول همه نکات یاد شده، این خود محل سوال است که آیا همه جا در علوم، در تاریخ و در علوم اجتماعی ( که مرکز اصلی مناقشه است) تبیین علی حاجت به قوانین علی دارد یا نه؟

علی ای حال، تبیین نظم ها برای علم بسی مهم تر از تبیین حوادث خاص است و لذا خلاق ترین کامیابی علم علامتش آن است که به تبیین قانونی از قوانین برسد. از اینجا به تئوری ها میرسیم چرا که عقیده عموم بر این است که برای تبیین قانون L، می باید  را از تئوری T، که واجد اوصاف خاصی است، استنتاج نمود.

تئوری ها

قانونی را تجربی می نامیم که جمیع حدود غیر منطقی اش، مشاهده پذیر باشند، تئوری، نظامی است از قوانین که برخی شان تجربی اند. نه همه قوانین تجربی عضو تئوری ها هستند و نه همه قوانین موجود در تئوری ها تجربی اند، چون برخی از قوانین موجود در تئوری ها واجد تصورات غیر محسوسه (تئوریک)[۷]اند. تصورات غیر محسوس، اگر دلالتی داشته باشند، بر فرآیندها و یا هویت های مشاهده ناپذیر دلالت دارند، و به مدد تحولاتی که در این نهات خانه رخ می دهد، شخص می تواند نظم های ظاهر را که قوانین تجربی حاکی از آن ها هستند تبیین کند.

از این رو، نظم هایی که قانون بویل – چارلز ( که همه تصوراتش مشاهده پذیر است) حاکی از آن هاست، به مدد رفتار ( مشاهده ناپذیر) مولکول های گاز ( که بر حسب تئوری، گاز متشکل از آن هاست) تبیین می شوند. منزلت معرفتی تصورات تئوریک و هویات تئوریک، ( که مطابق های تصورات اند، اگر مطابقی داشته باشند)، محل پژوهش های عمیق فیلسوفان بوده است. صرف مشاهده ناپذیر بودن، مقوم این هویات نیست (سزار، هم اینک و اینجا قابل مشاهده نیست و مع الوصف نامش از تصورات تئوریک نیست). بلکه مقوم آن ها این است که ذاتا مشاهده ناپذیرند.

آیا هیچ معنا دارد که از مشاهده پذیری تابع پسای، الکترون، میدان، من برتر و امثال آنها سخن بگوئیم. از این گذشته، به شرط صدق تئوری، رفتار هویات تئوریک وارد در تئوری، (مثل پاره ای از ذرات بنیادی) چنان با رفتار هویاتی که به مدد آن ها تفسیر می شوند فرق دارد که در چارچوب مفهومی متعارف ما نمی گنجد.

با این همه، می بینیم که مفاهیم تئوریک جایی راسخ در زبان علمی دارند. استراتژی تجربی مذهبان آن بود که به جای این مفاهیم با تعاریف مصرح بگذارند و یا آن ها را با عبارات تحویل گر، گره بزنند، و بدین شیوه آن ها را از زبان علم حذف کنند، اما جهدشان بی توفیق بود، گو اینکه با تکنیک هایی می توان به سهولت تمام آن ها را با عبارات دیگری تعویض کرد.

ویلیام کرگ، برهان کرد که هیچ تئوری واجد محمولات تئوریک و مشهود نیست که نتوان به جای آن تئوری ای نشاند که همان تئوری های مشاهدتی( یا قوانین تجربی) را نتیجه بدهد و در عین حال، جز محمولات مشهود نداشته باشد. اما این کشف، فتحی نصیب مذهب تجربی نکرد. دلایل امر چندان روشن نیست.

اما شاید یکی از دلایلش این باشد که معلوم شد مفاهیم تئوریک، نقش و معنایی در کل ساختار تئوری دارند، که نمی توان آن ها را از تئوری بیرون کشید و باز هم انتظار داشت که تئوری، تئوری بماند. حق این است که گاه به جای آنکه مفاهیم تئوریک بر حسب مفاهیم مشاهده پذیر تعریف شوند کار به عکس می شود و مفاهیم مشاهده پذیر بر حسب زبان تئوریک تعریف می شوند، و شخص برای انجام مشاهدات مناسب، مجبور می شود که ابتدا بر تئوری احاطه یابد.

علی ای حال، هر چه تئوری مرکب تر شود، راه استنباط یک مشاهده (منتظر) از مشاهده پیشین غامض تر و تیره تر خواهد شد ( مراحل و محاسبات بسیار ممکن است در میان راه پیش آیند)، و با قضیه شرطیه کلیه ساده ای که قبلا آن را حاکی از قانون می پنداشتند، فاصله بسیار خواهد گرفت.

و به قول همپل، «تئوری مانند یک شبکه فضایی مرکبی است که گویی بر صفحه ای از مشاهدات شناور است، و به مدد قواعد تفسیر بر آن لنگر می اندازد.» معنای این سخن این است که تئوری ها به منزله یک کل واحد با آزمودنی ها مواجه می شوند، اما نه با جمعی اجزایشان، و قواعد تفسیر یا تطابق که این مواجهه را میسر می سازند خود عضوی از تئوری نیستند. و همین است سر آنکه یک شبکه تئوریک صوری، می تواند به مدد تفسیرها و تطابق های گوناگون، بر حوزه های مختلف تجربه و مشاهده تطبیق گردد.

تئوری ای را می توان نظامی صوری دانست که ذاتا از تفسیر خود متمایز است. و به زبان بریث ویت، اولی را می توان نظام سوری- استنتاجی و دومی را مدل آن خواند. لکن تاریخ علم و عمل نشان می دهد که این دو همواره با هم ظاهر می شوند.

این تمایز ابتدا وقتی آشکار شد که هندسه های نااقلیدسی ( همانند هندسه لوباچفسکی) در رسیدند و این سوال داغ را بر انگیختند که کدام هندسه، هندسه واقعی جهان است، و هندسه که تقریبا همواره الگوی نظامات آسیوکاتیک بوده، طرحی شد تا دست کم به منظور تحلیل نظم صوری عموم تئوری ها، مورد استفاده قرار گیرد. از این رو در نگاه فیلسوفان، تئوری ها، سیستم هایی هستند که مفاهیم اولیه و ثانویه و عبارات اولیه و ثانویه را به کار میگیرند، و قواعد مصرح تشکیل و تبدیل را به کار می برند به ضمیمه کارهای دیگری از این جنس.

اما به راستی معلوم نیست که جدا از صورتی که فیلسوفان، برای بیان مقاصد خود به تئوری های علمی می دهند، آیا آن ها از پیش خود واجد صورتی آکسیوماتیک اند یا نه و آیا اصلا برای ساختن تئوری های علمی، آکسیوماتیزه کردن امری ضروری است؟

جمع بندی

به هر حال، در طی تاریخ، هر وقت تئوری ای صورت می بسته است، مبدع آن مدلی برای آن در نظر داشته است و اجمالا چنین می اندیشیده است ( خواه این همان «منطق اکتشاف» که هانسون از آن دم می زد باشد خواه نه) که نظم هایی که تئوری در پی تبیین آن هاست به شرطی تحقق خواهند یافت که فلان دسته از امور( که تئوری از وجودشان خبر می دهد)، مقدم بر آن ها تحقق یافته باشند. اینجاست که این سوال بی درنگ به ذهن می رسد که آیا آن شرایط تئوریک، به واقع، محقق اند یا نه، و برای پاسخ به همین سوال است که تخیل علمی چالاکی و انتظام می یابد.

اگر ابزار (منطقی) صوری برای استنتاج نتایج آزمون پذیر از تئوری در دست نباشد، تئوری به صورت تبصره ای رفوگر[۸] در خواهد آمد و علاوه بر انتاج قوانینی که تئوری در اصل برای تبیین آنها ابداع شده است، توقع بیشتری از آن خواهد رفت.

اما، کم و بیش همین قدرت تئوری بر انتاج نتایجی دور از زمینه آغازین رویش آن است که معیار رد و قبول آن خواهد بود، چون علاوه بر اینکه این معیار بر ثمربخشی تئوری تاکید دارد، آن استنتاجات زمینه وسیع و ذووجهی را برای آزمودن تئوری در اختیار آزمونگر می نهند. تئوری های بزرگ تاریخ علم، مانند تئوری نیوتن، انیشتین و دیراک، تعداد کثیری از پدیدارها را که ربطشان بر احدی مکشوف نبود، در یک نظام جامع واحد، گرد آوردند و به هم پیوستند.

اینک امکان ندارد که بدانیم آیا روزی همه دانسته های علمی در دل یک تئوری واحد مدرج خواهد شد یا نه، لکن هم اینک مستمرا تئوری هایی در دل تئوری های دیگر هضم می شوند، و این هضم و جذب، مناقشات فوق العاده جالب فلسفی را بر می انگیزند.

توضیح دقیق منطق تحویل علمی (مانند تحویل ترمودینامیک به مکانیک، خواه موجی و خواه ماتریسی) باعث می شود تا نکته هایی که به نحوی مبهم در مناقشات و معضلات کهن فلسفی نهفته بود، آفتابی شوند مانند اصناف طبیعی، اراده آزاد و علیت و ... .

فروش مستند گزارش چند قتل

سه شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۳۲ ب.ظ


فروش DVD مستند گزارش چند قتل، پیرامون قتلهای زنجیره ای سال ۱۳۷۷ و سعید امامی در کتابفروشی کیهان تهران آغاز شده است. علاقندان برای تهیه این مستند می توانند به این کتابفروشی واقع در خیابان انقلاب بین فخررازی و دانشگاه مراجعه نمایند.

شماره های تماس کتابفروشی کیهان: ۶۶۴۰۳۴۷۹

تهیه و خرید کتاب شهید محمد کچویی

يكشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۰۴ ب.ظ


کتاب فروشی صفحه سفید (وابسته به انتشارات صفحه سفید، ناشر کتاب شهید محمد کچویی) در ضلع شمالی میدان فلسطین تهران پلاک ۹ گشایش یافت. علاقمندان برای خرید کتاب شهید روز هشتم، پیرامون زندگی و زمانه شهید محمد کچویی می توانند به این کتابفروشی مراجعه نمایند.

از روزهای آینده نیز توزیع این کتاب توسط پخش ققنوس آغاز می شود.

 

همچنین علاقمندان برای پیگیری صفحه انتشارات صفحه سفید در اینستاگرام می توانند اینجا را کلیک نمایند.

سید مهدی دزفولی مستندساز و کارگردان جوان کشورمان در مصاحبه با بلاگ سینمامارکت (+) درباره مستند جدیدش “گزارش چند قتل” و اینکه ایده اصلی این کار از کی و کجا آغاز شده گفت: ایده کلی کار از سال قبل در ذهنم تشکیل شد و در ابتدای سال ۹۶ با توجه به حساسیت موضوع و نبود منابع عمومی در مورد پرونده قتلهای زنجیره ای تصمیم گرفتم کاری تصویری تولید کنم. که از تجربیات کار قبلی ام که در مورد سقوط هواپیمای فرماندهان ارتش و سپاه که در ۷ مهر سال ۶۰ اتفاق افتاده بود بسیار کمک گرفتم.

سید مهدی دزفولی

وی در ادامه سخنان خود اضافه کرد: برای ساخت هرچه بهتر مستند «گزارش چند قتل» سعی کردم با افراد مهم و تاثیرگذار سیاسی همچون سعید حجاریان که مسئول گزینش سعید امامی هم بود، حجت‌الاسلام فلاحیان، حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان و خانواده آقای سعید امامی مصاحبه‌هایی انجام بدهم؛ اما بسیاری از آنها به این کار رضایت نمی‌دادند. در نهایت توانستیم با آقای بختیاری که معاون شهید لاجوردی بود و همچنین با آقای دری نجف‌آبادی مصاحبه‌هایی را انجام بدهم.

این کارگردان جوان با اشاره به مراحل فنی آماده سازی مستند گفت: بعد از پایان مرحله پژوهش که چیزی حدود ۶ ماه طول کشید وارد بخش انجام مصاحبه‌ها شدیم که نزدیک به دو ماه زمان برد و بعد از ۴ ماه تدوین، مستند «گزارش چند قتل»آماده نمایش شد.

دزفولی با اشاره به حساسیت موضوع مستندش به بازخوردهای مجازی و حقیقی آن اشاره و افزود : با توجه به صحبتهایی که با برخی دوستان مطلع در حوزه رسانه و تاریخ معاصر داشته ام بازخورد اولیه کار مثبت و رو به جلو بوده است. در این مدت یک ماهه که کار اکران شده است در کل رفتارهایی که دیده‌ایم را مثبت جمع بندی می کنیم. در ادامه هم دنبال این هستیم که فیلم را برای افراد مرتبط و تاثیر گذار در پرونده قتلهای زنجیره ای مانند آقایان حسینیان و حجاریان و فلاحیان و… اکران کنیم.

این مستند ساز جوان در جواب این سوال که چرا برای اکران فیلم تبلیغات خاص و گسترده ای انجام نشده است گفت : اصلی ترین دلیل برای اینکه برای فیلم تبلیغات خاصی را انجام نداده ایم این است که موضوع فیلم موضوع خاص و حساسیت برانگیزی بود و شاید رونمایی و تبلغات گسترده حواشی برای مستند ایجاد می کرد. مسئله بعدی بحث شرایط زمانی کشور بود که اتفاقات مهمی مانند مشکلات اقتصادی و اخبار جام جهانی در تیتر اصلی رسانه های کشور بوده و هست که این اتفاقات موجب شد تا رو نمایی و یا اکران خاصی نداشته باشیم .

دزفولی در مورد اهمیت کار در موضوع قتلهای زنجیره ای به عنوان یکی از پرونده های حساس تاریخ جمهوری اسلامی ایران افزود : قتلهای زنجیره ای یکی از مهمترین و پیچیده ترین پرونده های امنیتی نظام است چرا که گروهی امروز وجود دارد که در این مسائل دخیل بودند و در حال حاضر دارای سمت‌های دولتی و جزء چهره‌های سرشناس سیاسی هستند. درباره موضوع قتلها تا به امروز کتاب و یا فیلم تاثیرگذاری تهیه نشده است تا به سوالات مطرح شده در این باره پاسخ دهد. یکی از اصلی ترین عواملی که موجب شد تا ما درباره این پرونده فیلم بسازیم این است که راهی را برای ورود به مسائل حاشیه ساز برای نظام باز کنیم. ما در پرداختن به تاریخ خصوصاً تاریخ معاصر بسیار ضعیف عمل کرده‌ایم  تا جای که مسئله های مانند اعدام های سال ۶۰ و یا موضوع آقای منتظری می تواند در انتخابات ما تاثیر گذار شود. ما از نپرداختن به تاریخ خصوصا تاریخ معاصر و دهه ۶۰ ضربه های بسیاری خورده ایم که با کار خوب و تمیز رسانه ای می شود بسیاری از این تهدید ها را به فرصت تبدیل کرد.

وی در پاسخ به این سوال که که آیا مستند “گزارش چند قتل” سفارشی ساخته شده است پاسخ داد: نه اصلا ، این یکی از پیش داوری های بود که در مورد فیلم صورت گرفت، کار کاملا دغدغه شخصی است و اگر سفارشی بود قطعا حاشیه های خاصی هم ایجاد می کرد . مسئله دیگر هم اینکه کار سفارشی همیشه در اکران وضعیت مطلوب تری دارد.

دزفولی در بخش دیگر سخنانش در پاسخ به منتقدانی که می گویند تنها یک قرائت خاص از پرونده قتلهای زنجیره ای در فیلم بیان شده است اظهار داشت: سعید امامی به دلیل اینکه معاونت داخلی وزارت اطلاعات زمان آقای فلاحیان را از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ را برعهده داشت از چهره‌های سرشناس کشور در سال‌های اخیر بود. بعد هم که در سال ۱۳۷۷ آن اتفاقات رخ داد، او به عنوان متهم ردیف اول معرفی شد و سپس آقای عالی خانی و موسوی که از دوستانش بودند به عنوان متهمان ردیف دوم و سوم محکوم شدند.

وی تصریح کرد: البته دو قرائت مختلف در مورد سعید امامی وجود دارد. نخست که اطرافیانش معتقد هستند او قربانی توطئه‌ای شد که در دولت اصلاحات رقم خورده بود تا برخی‌ها بتوانند در قالب آن به نظام ضربه وارد کرده و نیروهای حزب اللهی و ارتشی را از صحنه بیرون کنند. قرائت دوم این بود که او فردی بود که سوابق خانوادگی خاصی داشت و تعدادی از افراد فامیل او از وابستگان رژیم پهلوی قبل از انقلاب بودند.

این کارگردان تاکید کرد: سعی کردم تا این دو نگاه را به نوعی مطرح کنم و از همه مهمتر قرائت رسمی نظام از این موضوع را در این مستند بیاورم. زیرا بالاخره آن زمان در مورد این وقایع پرونده‌ای تشکیل شده بود و این افراد در دادگاه نیروهای مسلح دادگاهی شدند و بالتبع حکمی هم برای آنها در سال ۱۳۷۹ صادر شد.

این مستند ساز خاطرنشان کرد: عده‌ای بعداً این اتفاقات را بهانه‌ای کردند که وزارت اطلاعات را ضعیف کنند تا از این راه به نظام ضربه وارد کنند و در نهایت بتوانند با استفاده از جنجالی که ایجاد می‌شود به گمان خودشان، جمهوری اسلامی را زمین بزنند.
دزفولی افزود: برای هرچه بهتر شدن مستند «گزارش چند قتل» سعی کردیم تا با برخی از نزدیکان آقای سعید امامی هم گفت‌وگوهایی را بگیریم که متاسفانه راضی به مصاحبه نشدند. البته او یک پسر دارد که الان در کشور آمریکا است و همسرش هم که در کشور بود از ایران خارج شده است. با آنها هم قصد داشتیم مصاحبه‌هایی را انجام بدهیم که این فرصت فراهم نشد.

وی در پاسخ به این سوال که آیا مستند “گزارش چند قتل” ادامه دارد افزود: قصد داریم تا به صورت عمیق‌تری حوادث و وقایع آن سال ها را بررسی کرده و به تصویر بکشیم. در قسمت دوم این مستند، در نظر دارم سوابق هر کدام از افرادی را که در این حادثه‌ها دخیل بودند نیز به تصویر بکشم. امیدوارم اگر مشکلی ایجاد نشود قسمت دوم مستند که از مهر یا آبان، ساختش را شروع می کنیم، تا پایان سال جاری آماده نمایش شود.

دزفولی در پایان اضافه کرد: علاقه‌مندان می‌توانند این مستند را از طریق تارنمای «سینمامارکت» خریداری کنند.از ابتدای سال تحصیلی جدید نیز اکران‌های دانشگاهی آن آغاز می‌شود. البته قصد داشتیم مستند را به دوره اخیر جشنواره عمار برسانیم که آماده نشد ولی برای دوره بعدی آن ارسال می کنیم.

مصاحبه پیرامون مستند "گزارش چند قتل"

پنجشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۲۴ ب.ظ

به گزارش «عمار فیلم» (+)، سیدمهدی دزفولی، از مستندسازان کشور درباره کار جدیدش با عنوان «گزارش چند قتل» اظهار داشت: ایده اولیه تولید این مستند از آنجایی شروع شد که در تاریخ انقلاب پرونده‌ای داریم که هنوز هم درباره آن شبهاتی در سطح جامعه وجود دارد. این واقعه با عنوان «قتل‌های زنجیره‌ای» در سال ۱۳۷۷ و یک سال بعد از شروع دولت اصلاحات رخ داد.

وی افزود: این اتفاقات که با ترور شهید لاجوردی شروع شد، به قتل‌های زنجیره‌ای رسید، سپس اتفاق‌هایی که مربوط به وزارت اطلاعات بود رخ داد، در ادامه ترور شهید صیاد شیرازی و خودکشی سعید امامی رخ داد و در نهایت نیز حوادث کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ اتفاق افتاد.

دزفولی ادامه داد: با توجه به حوادث رخ داده در آن مقطع زمانی، علاقه‌مند شدم روی این قسمت از تاریخ انقلاب کار کنم. زیرا موضوعی بود که تا به حال در مورد آن کاری انجام نشده بود و تا امروز کتاب یا فیلمی درباره آن نیست.

این کارگردان خاطرنشان کرد: در این میان، گرهی وجود دارد که به افرادی که در این مسئله دخیل بودند و در حال حاضر دارای سمت‌های دولتی هستند و جزء چهره‌های سرشناس سیاسی هستند، برمی‌گردد. به طور خلاصه در مورد این موضوع جای خالی احساس می‌شد که باید کاری در این مورد صورت می گرفت.

وی در ادامه سخنان خود اضافه کرد: برای ساخت هرچه بهتر مستند «گزارش چند قتل» سعی کردم با افراد مهم و تاثیرگذار سیاسی همچون سعید حجاریان که مسئول گزینش سعید امامی هم بود، حجت‌الاسلام فلاحیان، حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان و خانواده آقای سعید امامی مصاحبه‌هایی انجام بدهم؛ اما بسیاری از آنها به این کار رضایت نمی‌دادند. در نهایت توانستیم با آقای بختیاری که معاون شهید لاجوردی بود و همچنین با آقای دری نجف‌آبادی مصاحبه‌هایی را بگیریم.

این مستندساز اظهار داشت: به صورت مشخص با افرادی همچون عبدالله شهبازی ارتباط گرفتیم و مقالاتی را که او درباره این مسائل نوشته بود، مطالعه کردیم. همچنین با برخی چهره‌های کمتر شناخته شده‌ای که کار زیادی روی این مسئله کرده بودند، مصاحبه‌هایی کردیم که از جمله این افراد می‌توانم به آقای حسین قاسمی اشاره کنم.

دزفولی تصریح کرد: خاطرات سعید حجاریان، یکی از کتاب‌های اکبر گنجی، مقالات عمادالدین باقی و حتی فایل‌های صوتی که این افراد داشتند، استفاده کردیم تا نشان بدهیم آن مطالبی که آنها بیان می‌کردند، خلاف واقع بوده است. از نشریات و روزنامه‌هایی چون سلام، کیهان و صبح امروز استفاده کردیم.

این کارگردان خاطرنشان کرد: برای کامل‌تر شدن این مستند از برخی فیلم‌های منتشر شده بازجویی‌ها و برگه‌های آن که نزدیک به هزار صفحه از آنها تا امروز منتشر شده است، استفاده کردیم.

دزفولی یادآور شد: برای تولید هرچه بهتر مستند «گزارش چند قتل» تعدادی از آرشیو‌های مربوط به آقای سعید امامی را به دست آوردیم و صحبت‌هایی را که رهبری و رئیس جمهور وقت در دی ماه سال ۱۳۷۷ داشتند تهیه کردیم.

پژوهش «گزارش چند قتل» ۶ ماه طول کشید

وی با اشاره به مراحل فنی آماده سازی مستند گفت: بعد از پایان مرحله پژوهش که چیزی حدود ۶ ماه طول کشید وارد بخش انجام مصاحبه‌ها شدیم که نزدیک به دو ماه زمان برد و بعد از ۴ ماه تدوین، مستند «گزارش چند قتل» آماده نمایش شد.

این کارگردان عنوان کرد: در مجموع مستندی را در ۳۵ دقیقه به عنوان قسمت نخست از یک مجموعه مستند که به بازخوانی قتل‌های زنجیره‌ای سال ۱۳۷۷ و اتفاقات سال ۱۳۷۸ می‌پردازد، تهیه کردیم.

وی در بخش دیگر سخنانش اظهار داشت: سعید امامی به دلیل اینکه معاونت داخلی وزارت اطلاعات زمان آقای فلاحیان را از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ را برعهده داشت از چهره‌های سرشناس کشور در سال‌های اخیر بود. بعد هم که در سال ۱۳۷۷ آن اتفاقات رخ داد، او به عنوان متهم ردیف اول معرفی شد و سپس آقای عالی خانی و موسوی که از دوستانش بودند به عنوان متهمان ردیف دوم و سوم محکوم شدند.

دزفولی تصریح کرد: البته دو قرائت مختلف در مورد سعید امامی وجود دارد. نخست که اطرافیانش معتقد هستند او قربانی توطئه‌ای شد که در دولت اصلاحات رقم خورده بود تا برخی‌ها بتوانند در قالب آن به نظام ضربه وارد کرده و نیروهای حزب الهی و ارتشی را از صحنه بیرون کنند. قرائت دوم این بود که او فردی بود که سوابق خانوادگی خاصی داشت و تعدادی از افراد فامیل او از وابستگان رژیم پهلوی قبل از انقلاب بودند.

این کارگردان تاکید کرد: سعی کردم تا این دو نگاه را به نوعی مطرح کنم و از همه مهتر قرائت رسمی نظام از این موضوع را در این مستند بیاورم. زیرا بالاخره آن زمان در مورد این وقایع پرونده‌ای تشکیل شده بود و این افراد در دادگاه نیروهای مسلح دادگاهی شدند و بالتبع حکمی هم برای آنها در سال ۱۳۷۹ صادر شد.

دزفولی افزود: برای هرچه بهتر مستند «گزارش چند قتل» سعی کردیم تا با برخی از نزدیکان آقای سعید امامی هم گفت‌وگوهایی را بگیریم که متاسفانه راضی به مصاحبه نشدند. البته او یک پسر دارد که الان در کشور آمریکا است و همسرش هم که در کشور بود از ایران خارج شده است. با آنها هم قصد داشتیم مصاحبه‌هایی را انجام بدهیم که این فرصت فراهم نشد.

این کارگردان خاطرنشان کرد: عده‌ای بعداً این اتفاقات را بهانه‌ای کردند که وزارت اطلاعات را ضعیف کنند تا از این راه به نظام ضربه وارد کنند و در نهایت بتوانند با استفاده از جنجالی که ایجاد می‌شود به گمان خودشان، جمهوری اسلامی را زمین بزنند.

ساخت قسمت دوم «گزارش چند قتل» از پاییز

وی اضافه کرد: امیدوارم با توجه به اینکه پیش بینی می‌کنم بازخوردهای خوبی را از تماشای مستند «گزارش چند قتل» دریافت کنیم، قسمت دوم را نیز تولید می‌کنیم. قصد داریم تا به صورت عمیق‌تری این حوادث و وقایع آن سال ها را بررسی کرده و به تصویر بکشیم.

دزفولی یادآور شد: در قسمت دوم این مستند، در نظر دارم سوابق هر کدام از افرادی را که در این حادثه‌ها دخیل بودند نیز به تصویر بکشم. امیدوارم اگر مشکلی ایجاد نشود قسمت دوم مستند که از مهر یا آبان، ساختش را شروع می کنیم، تا پایان سال جاری آماده نمایش شود.

این کارگردان عنوان کرد: در این چند روزی هم که مستند، منتشر شده اتفاق خاصی روی نداده است. برخی گمان را داشتند که حساسیتی ایجاد شود. ولی در هر صورت استقبال خوبی از نمایش آن تا امروز صورت گرفته و امیدوارم با عرضه این مستند اتفاق‌های خوبی رقم خورد و جریان‌سازی در سطح کشور صورت بگیرد و بازخوانی خوبی از پرونده مهمی که وارد بیستمین سالگرد آن شدیم، داشته باشیم.

این کارگردان ادامه‌داد: فعلاً به دنبال این موضوع هستیم که بخش نخست مستند نمایش داده شود تا با بازخوردهایی که از مخاطبان خود می‌گیریم بتوانیم افراد دیگری همچون آقایان فلاحیان و حسینیان از موافقان و حجاریان، باقی و نیازی از منتقدان را برای انجام مصاحبه راضی کنیم تا از صحبت‌های آنها برای بخش دوم مستند استفاده کنیم.

دزفولی اضافه کرد: علاقه‌مندان می‌توانند این مستند را از طریق تارنمای «سینما مارکت» خریداری کنند. از ابتدای سال تحصیلی جدید نیز اکران‌های دانشگاهی آن آغاز می‌شود. البته قصد داشتیم مستند را به دوره اخیر جشنواره عمار برسانیم که آماده نشد ولی برای دوره بعدی آن می‌فرستیم.