گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام.

پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

۶ مطلب با موضوع «فرهنگی و هنری» ثبت شده است


یادداشت درباره یازدهمین دوره جشنواره سینما حقیقت که در سایت خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی هم منتشر شد. (+)

دوره یازدهم جشنواره سینما حقیقت به واقع از بسیاری از دوره‌های پیش از خود قوی‌تر بود و حالا که این جشنواره وارد دهه دوم فعالیت‌های خود شده است به نظرم به وضعیت تثبیت شده و پایداری رسیده و از این به بعد مسئولین برگزاری جشنواره باید به فکر اقتصاد فیلمسازی و گردش مالی مستندهای اکران شده در این جشنواره هم باشد. قطعا مطلوب‌ترین شرایط این است که این جشنواره در حالت کلی برای خود نقشه راهی داشته باشد و در بازه‌های ده و بیست ساله بر اساس این نقشه راه حرکت کند تا هر دوره شاهد پویایی و بازدهی بیشتری باشد.

در این دوره، سطح کیفی مستندها نیز رشد جدی داشته است و این قابل توجه است. هرچند میزان آثار ارسالی به جشنواره طبق گفته مسئولین مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی افزایش داشت، اما بعضا داوری‌ها دقیق‌تر و بهتر شده و تعداد آثار راه یافته به بخش مسابقه و کاندیدا شدن فیلم‌ها محدود شده است که همین موضوع امیدوارکننده است که شاهد رشد کیفی جدی جشنواره هستیم. البته این موضوع را باید در کنار این مساله مورد توجه قرار داد که بعضا برخی از کارهای شایسته و قابل تامل نتوانستند به این دوره از جشنواره راه یابند که این موضوع باید مورد توجه جدی هم قرار بگیرد. مستندهایی همانند مستند پرتره خانم فائزه هاشمی‌رفسنجانی، مستند پرزیدنت آکتور سینما و مستند شب‌نامه از جمله این مستندها بودند که جدای از اقبالی که به آنها در چند هفته و چند ماهه اخیر شد و توانستند مخاطبین را به سوژه و موضوع و خود مستند جلب کنند، اما متاسفانه شاهد این بودیم که این مستندها نتوانستند به بخش مسابقه و حتی غیر مسابقه این دوره از جشنواره سینما حقیقت راه یابند.

اما به نظرم باید از این به بعد بیش از قبل به محتواهای مستندها نیز توجه کرد. محتوا چقدر جدی و قابل تامل است و می‌تواند به مخاطب خود حرف‌های جدی را منتقل نماید.

همه می‌دانیم که پایه اصلی در مستندسازی، پژوهش جدی و قوی است و مستندی اگر برپایه پژوهش جدی شکل بگیرد می‌تواند تاثیرات به مراتب مهمی بر روند فیلمسازی و بهتر درآمدن آن داشته باشد، اما چنانچه مستندی پژوهش ضعیفی داشته و نتوانسته باشد به نقطه خوبی در پژوهش برسد، نمی‌تواند کار خوبی از آب در آید.

در همین دوره جشنوراه به عنوان مثال شاهد مستند خوش ساختی همانند «بانو قدس ایران» ساخته برادر عزیز، آقای مصطفی رزاق‌کریمی بودیم که علی‌رغم سوژه خوب خود که زندگی و زمانه همسر حضرت امام(ره)، بانو خدیجه ثقفی انتخاب شده بود، بودیم اما شاهد این بودیم که بعضا پژوهش کار ایراددار بوده است و حرف جدی در مستند منتقل نشده بود. اینکه به سرعت از مقطع انقلاب و دوره رهبری امام(ره) کار گذر می‌کند و به دوره رحلت امام(ره) می‌رسد و سپس به دوره بعد از امام و فوت این بانو می‌رسیم اتفاق خوبی در این مستند نیست. گویی هیچ اتفاق مهمی در این دوره‌ها بر این بانو نگذشته و اهمیت پرداخت و اشاره نداشته است! قطعا با پژوهش جدی‌تر و منطقی‌تر کار به مراتب می‌توانست بهتر باشد.

در کنار این مستند، البته مستند «در جستجوی فریده» و مستند «زنانی با گوشواره‌های باروتی» نیز اکران شدند که مستندهای خوش ساخت و به شدت قابل تاملی بودند که در بخش کاندیداهای جوایز نیز به بیشترین عنوان نامزدی برای دریافت جوایز نیز دست یافتند و قریب به یقین جوایز زیادی را نیز از آن خود خواهند کرد.

نکته دیگری که البته به نظر می‌آید باید مورد توجه مسئولین محترم برگزاری جشنواره قرار بگیرد تا شائبه‌ها را کاهش دهد، آثار راه یافته به جشنواره است که توسط خود مرکز گسترش تولید شده است. در تمامی دوره‌های جشنواره شاهد بوده‌ایم که تولیدات زیادی از مرکز گسترش به جشنواره سینما حقیقت راه می‌یابند بدون آنکه دقیقا سهمیه‌ای برای این موضوع مشخص شده باشد. این آسیب‌زننده است و ایجاد شبهه می‌کند. به هر حال شایسته نیست حرفه‌ای‌ترین بخش مستندسازی در ایران در حوزه‌های تولیدات خود که به بخش اکران و مسابقه جشنواره راه می‌یابند شفاف نبوده و شاهد سهمیه‌بندی در این حوزه نباشیم که هر تعداد فیلم از مرکز گسترش به این جشنواره راه یابند و بعضا برخی از مستند سازان مستقل که با هزینه شخصی خود فیلمی را تولید کرده اند نتوانند آثار خود را در این جشنواره شرکت دهند. باید فکری برای این فیلمسازان مستقل کرد که شاهد پر رنگ تر شدن حضور آنان در این جشنواره‌ها باشیم و این حمایت ها باعث انگیزه بیشتری در آنان برای حضور در عرصه مستندسازی ایران شود.

در پایان ضمن خدا قوت و خسته نباشید به برگزار کننده جشنواره سینما حقیقت، آرزو می کنیم که دوره آینده این جشنواره برآیند مثبتی از کلیه یازده دوره پیشین این جشنواره باشد و جشنواره دوازدهم تبدیل به نقطه عطف جدی در عرصه مستندسازی ایران و رقابت بهترین فیلم های مستند شود، انشاالله.

شعر و ادبیات متعهد

سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۰ ق.ظ

شاعران پر آوازه معاصر 

  برخی از بنیانگذاران انجمن ادبی شمع سوخته که  هر کدام از بزرگان و مشاهیر شعر ایران بودند


گاهی که به تاریخ قبل از انقلاب نگاه می کنم و به خصوص به دهه 30 و بعد از کودتای 28 مرداد، ادبیات و شعرای آن دوره به شدت پر ابهت و متعهد خود را نشان می دهند. اگر روزی در کشور ما جریان چپ، جریان پر قدرت روشنفکری بود و بعدها مخالفین جدی پیدا کرد اما در عین حال همواره آن سال ها و آن دوره ادبیات و شعرای چپ متعهد کم نداشته است. از هوشنگ ابتهاج گرفته و سیاوش کسرایی تا احمد شاملو و مرتضی کیوان و ... .


سالهاست که دیگر خیلی کم افراد به سراغ دهه های پیش می روند و بر روی ادبیات و فرهنگ آن دوره کار می کنند اما حقیقتا این دوره از تاریخ معاصر ما حرف های جدی برای گفتن دارد و کارهای قوی می شود بر روی آن دوره انجام داد. از میان مشاهیر آن دوره افراد معدودی همانند ابتهاج زنده هستند و همچنان فعالیت می کنند اما همین افراد معدودی که در قید حیات می باشند خود نشان می دهند تا چه حد ریشه دار و قوی بوده اند و چگونه یک تنه بارهای بسیاری را بر دوش کشیدند و می کشند.


ای کاش ادبیات دهه 20 و 30 ما همچنان می توانست در این دوره کنونی نیز خود را به علاقمندانش نشان دهد. تاریخ را بررسی کردن بدون توجه به فرهنگ و ادبیات آن دوره بسیار ناقص خواهد بود. اگر قرار است تاریخ معاصر را بررسی کنیم حتما باید ادبیات و فرهنگ دوره معاصر و مشاهیر فرهنگی جریانات مختلف را هم به خوبی بررسی کنیم.


هرچند به جریان چپ و بزرگان آن در ایران در دوره های قبل نقدهای بسیاری وارد است اما انصاف این را می گوید که اذعان کنیم جریان چپ به فرهنگ و هنر ایران به خصوص در ادبیات کمک بسیاری کرد و بزرگان اهل قلم بسیاری را به جامعه تحویل داد.

قیام حسین(ع)

شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۶ ب.ظ


سال قبل به پیشنهاد دوست و برادر عزیزم محسن کچویی تصویر سازی کتاب قیام حسین (ع) نوشته مرحوم استاد سید جعفر شهیدی را آغاز کردیم و 5 قسمت کار به تولید رسید و به دلایلی کار متوقف شد. محرم و صفر امسال فرصت خوبی است برای دیده شدن این کار برای علاقمندان.

امیدوارم 5 قسمت ابتدایی این کار دیده و پخش شود و توسط علاقمندان به سید الشهدا دست به دست شود در شبکه های اجتماعی و هم فرصتی باشد برای تامل و تعمق بیشتر درباره حادثه عاشورا و قیام امام حسین (ع) و هم فرصتی باشد برای مطرح شدن بیشتر و بهتر کتاب های تصویری که می تواند سر آغاز یک اتفاق فرهنگی خوب باشد.

برای مشاهده سایت پروژه کتاب تصویری قیام حسین (ع) و دانلود این کلیپ های کوتاه می توانید اینجا را کلیک کنید.



ابعاد مختلف یک کار اطلاعاتی تاثیر گذار

جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۲۸ ب.ظ

بارها و بارها شاید در ذهن هر کدام از ما این سوال نقش بسته باشد که یک کار دقیق و موثر و خوب اطلاعاتی توسط سرویس های اطلاعاتی و امنیتی چگونه انجام می شود؟



گرترود بل، در کشور ما عکاس و حافظ شناس مشهور شناخته می شود، اما حقیقت آن است که وی عضو سرویس SIS بریتانیا بوده است



شاید تصور اکثریت افراد این باشد که کارهای تعقیب و مراقبت و ترورها و یا کشف اطلاعات محرمانه و خریدن افراد برجسته و یا ارتباط گیری با برخی از افراد سرشناس و نفوذ و رخنه پیدا کردن، از جمله مهم ترین این کارها و با ارزش ترین و حرفه ای ترین آنها باشد.

من هم تا سال ها، همین تفکر و تصور را داشتم، اما از زمانی که برخی از کتب و تاریخ معاصر منطقه غرب آسیا را از یکصد سال پیش به امروز مطالعه کرده ام نظرم تا حد زیادی تغییر کرده است.


شاید عده محدود و معدودی باشند که تاریخ یکصد سال اخیر غرب آسیا را خوب و دقیق مطالعه کرده باشند و با آن آشنا باشند، اما همین افراد قطعا تائید می کنند که تاریخ معاصر این منطقه را افرادی می سازند که مردم شناس، جامعه شناس، هنر دوست و زبان شناسان خوب غربی بودند و در عین حال در استخدام سرویس های جاسوس همانند SIS و MI6 و CIA بوده اند.


افرادی که به دلیل تسلط و شناخت خوب از ملت هایی همانند اعراب، ترک ها و ایرانیان توانستند جغرافیای سیاسی منطقه آنها را از پیش از جنگ جهان اول به بعد تغییر دهند و به دلیل ظاهر فرهیخته و هنردوست و مطلع خود توانستند تا محرمانه ترین قسمت های این کشورها نیز نفوذ کنند و تاثیرگذاری خود را داشته باشند.


پیش از جنگ جهانی اول 4 امپراطوری بزرگ در جهان وجود داشت، همانند امپراطوری عثمانی و اتریش اما بعد از جنگ جهانی اول، تنها یک امپراطوری بزرگ از این جنگ ویرانگر به سلامت خارج شد و آن تنها امپراطوری بریتانیای کبیر بود. امپراطوری که این روزها اکثر مورخین معتقد هستند جنگ جهانی اول و کلید آن توسط همین امپراطوری با ترور ولیعهد اتریش زده شد و باعث شد تا در طی جنگ جهانی اول به خصوص منطقه غرب آسیا شکل و شمایلش نسبت به قبل کاملا تغییر نماید و شرایط به نفع بریتانیا به عنوان استعمارگر بزرگ تغییر کند. اگر نیروهای بریتانیا تا قبل از جنگ جهانی در پشت دروازه های حکومت عثمانی متوقف شده بودند به برکت جنگ جهانی و جاسوس های همانند لرنس عربستان Lawrence of Arabia، گرترود بل Gertrude Bell و مستر همفر Mr. Hempher بریتانیا توانست امپراطوری عظیم و قدرتمند عثمانی را شکست دهد و آن را تبدیل به 16 کشور همانند ترکیه، عراق، لبنان، سوریه، اردن، کویت و ... کند که تا امروز نزاع میان این کشورها همچنان برقرار است.


کوچک شدن کشورها و منطقه غرب آسیا باعث کاسته شدن از قدرت بسیاری از این کشورها و افزایش قدرت بریتانیا به لطف جاسوس های فرهنگ شناس و مردم شناس خود شد که توانستند کاری را انجام دهند که ارتش بریتانیا نتوانسته بود آن را انجام دهد.


در طی جنگ جهانی اول بیش از 20 میلیون نفر فقط در اروپا کشته شدند، بین 8 تا 10 میلیون ایرانی در قحطی و وبای بزرگ در فاصله 1916 تا 1919 در ایران جان خود را از دست دادند و در همین حدود از جمعیت هند، به دلیل قحطی جان سپردند.


تمامی این آمار و ارقام و اتفاقات نقش یک کشور را که در تمامی این وقایع نقش پر رنگ دارد نشان می دهد و آن بریتانیای کبیر است. کشوری که برای اداره منطقه مهم و تاریخی غرب آسیا نیاز داشت تا کشورهای آن را کوچک و کوچکتر کند تا بر آن سلطه بیشتر بیابد. نیاز داشت تا خاندان هایی همانند آل سعود، هاشمی، آل صباح و ... را در آن به قدرت برساند و دین سازی جعلی همانند وهابیت و بهائیت و قادیانی گری را ترویج کند تا بتواند بیشتر و بیشتر از آن به نفع خود استفاده نماید.


فراموش نکنیم که در طی همان سالها بود که مرز بندی هایی جدید طبق قراردادهای سایکس- پیکس و بالفور انجام شد و طی قرارداد بالفور بود که کشور اسرائیل بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم تشکیل و رسمیت یافت و زمینه آن بیست سال قبل گذاشته شده بود.


این روزها تقریبا هیچ شکی ندارم بهترین و حرفه ای ترین جاسوس ها آن دسته ای هستند که تحصیلات عالی دانشگاهی دارند، مردم شناس و زبان شناس و هنرشناسان و مورخین قابلی هستند و با این فنون خود می توانند تاثیراتی را داشته باشندکه هیچ ارتشی آن را ندارد.


برنده ترین ابزار برای قدرت یابی حکومت ها و دولت ها ابزار اطلاعاتی است که بریتانیا از قرن ها پیش خود را به آن مجهز کرده است، اما متاسفانه عده ای همچنان آدرس غلط در مورد آن می دهند.


اگر خواهان آگاه کردن افراد هستیم و می خواهیم با این ابزار قدرتمند اطلاعاتی و فرهنگی برخورد جدی کنیم باید خوب آن را بشناسیم و کارهای اطلاعاتی و جاسوس را به کارهای آدم کشی و تعقیب و مراقبت و جیمز باندی تنزل ندهیم. افرادی همانند گرترود بل، لورنس  و مستر همفر و در سال های اخیر در کشور ما افرادی همانند ریچارد فرای و ... جاسوس های به شدت تاثیر گذاری بوده و هستند که نقشی وحشتناک را ایفا می کنند. نقشی که تاثیرات آن صدها ساله است!

اگر میخواهیم حقیقت داعش و القاعده و طالبان را خوب بشناسیم باید این جریان شناسی را پی بگیریم.


یادبود پدر توابین ، شهید جوانمردی

يكشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۴، ۰۷:۰۱ ق.ظ

یادبود شهید محمد کچویی


روز سه شنبه 7 مهر ماه 1394 مراسم یادبود شهید محمد کچویی ( اولین رئیس زندان اوین و شهید عملیات های انتخاری منافقین ) به همت شهرداری تهران در مسجد الرسول سعادت آباد میدان کاج از ساعت 19 برگزار خواهد شد.سخنران این مراسم جواد منصوری اولین فرمانده سپاه پاسداران و از دوستان محمد کچویی می باشد.

در بزم جنون ای شیخ از عقل چه می‌لافی?

جمعه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۴، ۰۲:۲۶ ب.ظ
داود آزاد
در سینه‌ی بی خویشـان جز یار نمی‌گنجد
در خــلوت درویشان دیار نمی‌گنجد

پر شد چو فضای دل از عشق در آن وادی
بیـــــگانه نمی‌بیند اغیار نمی‌گنجد

در بزم جنون ای شیخ از عقل چه می‌لافی
در حلقه‌ی سرمستان هشیار نمی‌گنجد

در مذهب اهل دل اوراد و دعا اصل نیست 
جایی که تمنا نیست اصرار نمی‌گنجد

بخشــند تو را نوری آن دم که نباشی تو 
در ظلـــمت ما و من انوار نمی‌گنجد

پ.ن: گاهی شنیدن صدای داوود آزاد (+) حس های خاص و نابی میدهد به خصوص با شعرهای مولانا.

شعر فوق از جمله شعرهایی است که منتسب می شود به مولانا جلال الدین محمد بلخی.