گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام.

پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

۳۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سید مهدی دزفولی» ثبت شده است


برای مشاهده یادداشت جدیدم در سایت خبرگزاری مهر می توانید اینجا را کلیک نمائید و یا ادامه را مطالعه نمائید.


خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه-سید مهدی دزفولی: سال ۱۹۸۲ کریپکی کتاب ویتگنشتاین، قواعد و زبان خصوصی را منتشر کرد و با این کتاب، به فهرست بلند بالای مفسران اثری برجسته از فیلسوفی فوق العاده در قرن بیستم، لودویگ ویتگنشتاین، پیوست.

ویتگنشتاین از فلاسفه مشهور قرن بیستم بود که در مدت حیاتش تنها یک اثر از وی به انتشار رسید و مابقی آثار وی مقالات فراوان و کوتاه بود، که سبک نگارشی آن هم به این طریق بوده است که مقالات را جمع آوری و ویراستاری می نمود و سرانجام سعی داشت آن ها را در قالب کتابی منتشر نماید به همین جهت نویسنده و فیلسوفی به شدت پر یادداشت و تک نویس بود که سرانجام شهرت وی نیز به دلیل انتشار کتابی بود که در زمان حیات وی به انتشار نرسید و پس از فوت وی منتشر شد و تبدیل به یکی از متون مهم و کلیدی فلسفه در قرن بیستم شد.

کتاب تحقیقات فلسفی را فیلسوفان زیادی مطالعه و موشکافی کرده اند. این اثر دشوار، دیریاب، مختصر و گاه مجمل و دیر فهم است و بر سر تفسیر صحیح آن، اتفاق نظر وجود ندارد. برخی معتقدند کتاب تحقیقات فلسفی عدول از پاره ای دیدگاه های فلسفی است که او در کتاب قبلی موسوم به رساله منطقی- فلسفی اظهار کرده بود، هنگامی که در سال ۱۹۲۱ همراه استادش برتراند راسل، سرگرم حل مشکلات منطق و زبان بود. تحقیقات فلسفی، رد تصویری به نظر می رسد که رساله از زبان پرداخته بود. موضوع های دو کتاب مشابه اند اما جهت گیری آنها نه.

کریپکی نیز از جمله فیلسوفان تحلیلی مشهور معاصر در آمریکا است که در حال حاضر در قید حیات بوده و آنچه در ادامه از نظر شما می گذرد، شرح بسیار خلاصه شده ای از نظرات ویتگنشتاین و نقد بر برخی از آنها توسط کریپکی است که در ادامه مطالعه می نمائید.

در پژوهش های زبانی، برای دستیابی به دریافتی شفاف، باید رورش کاربرد زبان را بررسی کرد و از مثال ها و مثال های نقش فراوان کمک گرفت تا پیش فهمی های نادرست نمایان و ریشه کن شوند. شاید استحکام فوق العاده این پیش ذهنی ها سّر این واقعیت باشد که کار ویتگشنتاین تا بدین اندازه دشوار و مغلق و البته مورد حاجت است.

الف) معنا، فهم و قواعد

کتاب تحقیقات فلسفی دو بخش دارد. در بخش نخست موضوع های زیر را داریم؛ نقد دیدگاهی در باب زبان که تراکتاتوس پرداخته است. تاملاتی در ذات و غایت فلسفه، ملاحظاتی درباره «پیروی از قواعد»، نکاتی در باب «امتناع خصوصی» و اظهار نظرهایی چند در باب فلسفه روانشناسی شامل نکاتی راجع به درون نگری، تخیل، دیدن و خودآگاهی و امثال ذلک.

تفسیرهای بسیاری از ویتگنشتاین در دست است که کریپکی به جزء به آنها اشاره می کند.

ب) زبان، معنا، بازی زبانی و سبک های زندگی

قسمت هایی از کتاب تحقیقاتی فلسفی که به ماهیت معنا مربوط است احتمالا مشهورترین بخش های آن است. یکی از اندک تصریحات ویتگنشتاین در این باب از این قرار است:

«در اغلب مواردی که از واژه معنا استفاده می کنیم، مراد از معنای واژه کاربرد آن در زبان است.»

مفسران زیادی معتقدند منظور از عبارت بالا رد برداشت سنتی از معنا به مثابه «حالتی درونی» یا «فرآیندی درونی» است. توصیف های متفاوتی شده است از آن امر مستور ذهنی و خصوصی که ویتگنشتاین در صدد نفی آن است. قدر مسلم، وی در صدد ابطال باوری است که به غلط تبدیل به نظریه شده و می گوید هنگام استعمال الفاظ، حالتی یا فرآیندی ذهنی و درونی پدید می آید که عبارت است از ظهور چیزی بر پرده ذهن و این همان معناست:

«مرتب کوشش می کنیم در پشت پرده ای ضخیم از ملابسات همراه ادراک که اول با آن مماس می شویم، فرآیندی ذهنی را بیابیم که گمان می کنیم گوهر ادراک را تشکیل می دهد. اما هرچه بیشتر می کوشیم کمتر موفق می شویم. گویی کوشش لازم و کافی برای این منظور شدنی نیست. گیریم در ورای هر ادراکی چیزی رخ دهد و آن را بیابیم از کجا معلوم که آن چیز گوهر ادراک باشد؟ چرا باید وقتی می گوییم "حالا می فهمم" فرآیند ادراک مستور بوده باشد فقط به خاطر این که فهمیدم؟ اگر این فرآیند به واقع مستور بوده من چگونه تشخیص دادم که چه چیزی را بجویم؟ گیر می کنیم.» ( رساله ویتگنشتاین، ص ۱۵۳).

ج) قواعد و پیروی از قواعد

به نظر می رسد موضوع زبان و تفاهم ربط مستقیمی دارد با موضوع کاربرد صحیح نشانه ها و این یعنی این که هنجارمندی ( Normativity) نقش اساسی در تفاهم ایفا می کند. قادریم تفاهم کنیم چون نشانه هایی را به کار می بریم که ما و مخاطبمان یکسان می فهمیم. افزون بر این، نوعی یکنواختی در معنا و ادراک هم در کار است، ناچار نیستیم هر بار که از نشانه ای استفاده می کنیم توضیح بدهیم که مدلول آن همان است که در کاربرد قبلیمان بود. نیاز نداریم نظامی از بازنمایی نمادین (Symbolic Representation) را مرتب اختراع کنیم.

از جستار ۱۳۸ تا ۲۴۲ کتاب تحقیقات فلسفی، موضوع پیروی از قواعد تحلیل می شود. کاربرد یک نشانه در طول زمان، فهم نشانه و استفاده از آن در کاربردهای مکرر بعدی بررسی می شود و ویتگنشتاین در تبیین فهم معنای نشانه و استعمال آن در آینده با این مساله مواجه می شود:

«وقتی کسی به من می گوید مکعب من معنایش را می فهمم. ولی آیا وقتی من آن را می فهمم، تمام کاربردهای این واژه به ذهنم می آیند؟»

در جای دیگری نیز می گوید ( صفحه ۱۵۱):

«کسی اعدادی را پشت سر هم می نویسد. کسی دیگر او را تماشا می کند و می کوشد قانون حاکم بر توالی آن اعداد را کشف کند. وقتی کشف کرد می گوید:" حالا می توانم بقیه اش را بگویم". این توانایی و درک در لحظه رخ می دهد. ببینیم این چیست که در لحظه رخ می دهد.»

منظور ویتگنشتاین این است که فهمیدن یک نشانه یعنی فهمیدن استعمال آن. استعمال نشانه در گرو پیروی از یک قاعده است. توانایی به کار بردن نشانه (فهمیدن نشانه) از این نظر یک معماست که این فهمیدن، کار یک بار و دو بار و چند بار نیست. وقتی نشانه ای را به درستی فهمیدی می دانی آن را چگونه به کار ببری و این متضمن مطلب دیگری است؛ در آینده هم همواره آن نشانه را می فهمی.

د) هنجارمندی: قواعد و زبان خصوصی

اکنون که دانستیم معنای یک نشانه متضمن استعمال آن نیز هست، این مساله بروز می کند که فهم چیزی اساس به آینده و استعمال صحیح مبتنی است چه معنای می دهد.

این توانایی با خصلت «آینده – مرکزی» آن نمی تواند از یک حالت ذهنی منعزل و مستقل تشکیل یافته باشد. چنین چیزی نمی تواند ماهیت معنا را تشکیل دهد. تصور این که فهم قاعده شئی است از اشیاء عالم و مستقل از دیگر اشیاء، دست کم تصور بسیار بعیدی است.

مشهور است که در پاراگراف های ۲۴۳ تا ۲۷۵ تحقیقات فلسفی، ویتگنشتاین به موضوع زبان خصوصی پرداخته است. یک قرائت از این بخش کتاب این است که وی دلیلی روشن و ساده برای اثبات دیدگاه ذهنی گرایان در باب معنا می آورد تا زمینه لازم را برای رد این دیدگاه فراهم کند. در این پاراگراف ها شرح دقیق و مفصلی آمده است از مثال نقضی که علیه مخالفان ذهنی گرایی می توان آورد.  البته جواب آن نیز بیان شده است.

پیوند میان ملاحظات ویتگنشتاین در باب زبان خصوصی و پیروی از قواعد، ریشه در انگاره هنجارمندی دارد که در پژوهش وی درباره ماهیت معنا جایگاهی بس رفیع یافته است. در این پاراگراف ها قصد دارد نشان دهد که استدلالی که برای زبان خصوصی بیان شده است اگر عین تناقض نباشد دست کم نتایج متناقض به بار می آورد. چنان زبان خصوصی را خود شخص هم نخواهد فهمید ( ص ۲۵۷) زیرا در زبان خصوصی و فهم خصوصی، تمایز فهمیدن حقیقی و به ظاهر فهمیدن منتفی می شود. بدین سان، هنجارمندی زبان قربانی می شود و این نا پذیرفتنی است چون پیروی از قاعده آن را اقتضا می کند. امکان ندارد زبان راستینی داشته باشیم که شرایط کاربرد آن خالی از عنصر هنجارمندی باشد و زبان خصوصی چنین چیزی است.

پارادوکس شکاک

در پیشگفتار کتاب رویکرد ویتگنشتاین به پیروی از قواعد و زبان خصوصی کریپکی می نویسد که تفسیرش از ویتگنشتاین را باید این گونه دید ( ۱۹۸۲:۵):

«مجموعه ی مسائل و دلایلی که من در خلال خواندن آثار ویتگنشتاین به دست آورده ام ... این مقاله را نه شرح استدلال ویتگنشتاین و نه شرح استدلال کریپکی باید پنداشت بلکه باید شرح استدلال ویتگنشتاین آن چنان که بر کریپکی اثر گذاشته و برای او مساله ای ایجاد کرده است، محسوب کرد.»

کریپکی با این مدعا آغاز می کند که استدلال زبان خصوصی را اساسا «باید ذیل موضوع پیروی از قاعده فهمید.»

برای توضیح و تقویت بیشتر اشکال شکاک، کریپکی سه معیار را که ممکن است در تعیین معنی به کار رود بررسی میکند. او معتقد است چهارمی نمی توان یافت و هیچ یک از این سه معیار هم دردی را دوا نمی کند و در نتیجه اشکال شکاک به قوت خود باقی و چشم انتظار راه حلی است. راه حلی که کریپکی معتقد است ویتگنشتاین برای این اشکال یافته جنجال فراوانی بر پا کرده است.

آن سه چیز که ممکن است ماهیت فهم و معنا را تشکیل دهند از نظر کریپکی عبارت اند از: کاربرد عملی نشانه، حالت های آگاهی همراه با کاربرد نشانه که با درون نگری قابل شهود و از سنخ کیفیات ( از قبل تجربه) هستند و سرانجام، گرایش به کاربرد نشانه.

تفسیر کریپکی از ویتگنشتاین بیش از آثار دیگر او، مثلا در باب منطق موجهات و، نامگذاری و ضرورت، مناقشه برانگیز بوده است.

بسیاری گفته اند که کریپکی در این تفسیر، اصطلاح خصوصی را به معنای فردی در مقابل جمعی یا عمومی می گیرد. روشن نیست که این برداشت را مدلل ساخته یا نه، لکن برداشت دیگری هم ممکن است که اتفاقات پذیرفتنی تر می نماید. یک تفسیر متفاوت این است که بگوییم این سخن کریپکی صحیح است که مثال ویتگنشتاین از واژگان دال بر حس در بحث زبان خصوصی، ذکر یک نمونه از مطلب عام تری است اما این مقدار کافی نیست برای استنتاج او دائر بر اینکه جامعه  اهل زبان است که کار معنا بخشی را انجام می هد.

در تفسیری بدیل می توان گفت ویتگنشتاین آن قدر بر انگاره ی جامعه اهل زبان تمرکز و تاکید نکرده است که کریپکی به او نسبت می دهد. عبارت او دقیق است آن جا که تاکید می کند زبان فعالیتی است که کسانی بدان دست می زنند که قصد مفاهمه دارند و بافت متن بسیار اهمیت دارد. اما یک قرائت دیگر از او ممکن ( و احتمالا طبیعی تر) است. در این قرائت، نفی این پندار که معنا به طور انفرادی و شخصی و به تنهایی تعیین می شود و ارائه نظریه جایگزین آن بر پایه جامعه – محوری، کانون توجه نیست بلکه مقصود اصلی ویتگنشتاین رد نظریه ای است که معنا را تصویر ذهنی و درونی به حساب می آورد و برای روشن شدن این نکته است که به توضیح حقیقت فهم و ماهیت معنا به منزله پیروی از قاعده که متضمن انگاره هنجارمندی است می پردازد. ظاهرا می خواهد بگوید هنجارمندی نمی تواند امری ذهنی و درونی و مستور باشد چرا که در آن صورت بین پیروی حقیقی از قاعده، و پندار پیروی فرقی نمی ماند.

به هر حال، مباحث پیرامون فلسفه زبان و مقالات لودویگ ویتگنشتاین در این باره فروان است اما تفسیر کریپکی از ویتگنشتاین در نهایت نشان از تاثیر عمیق و اساسی او بر فلسفه ذهن و زبان در شصت سال اخیر دارد. اگر معیار عظمت یک فیلسوف میزان توجهی باید که آثار و ابتکارها و تاثیر او برانگیخته چه در مخالف و چه در موافق خود، بی شک کریپکی فیلسوفی بزرگ است. آثار منتشره او از منابع اساسی به شمار می رود و مورد بحث و بررسی و مناقشه قرار می گیرند.

علاقمندان به مباحث فلسفه زبان و شرح های کریپکی به نظرات و نوشته های ویتگنشتاین در این باب، می توانند با مراجعه به کتاب کنسلو پرتی ترجمه دکتر حسین واله و همچنین کتاب فلسفه زبان انتشارات هرمس مطالب بیشتر و عمیق تری را این باره مطالعه نمایند.

فلسفه زیست شناسی، داروینیسم و خدا باوری

سه شنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۳۵ ب.ظ

یادداشتی که برای خبرگزاری مهر (+) نوشتم پیرامون فلسفه زیست شناسی و ارتباط آن با فلسفه علم که دیروز منتشر شد. یادداشت دوم هم منتشر شد در همین جا منتشر خواهد شد. این یادداشت ها تقریبا خلاصه شده و بخشی از پایان نامه کارشناسی ارشد خود من هم هست که با همین موضوع فلسفه زیست شناسی نوشته بودم.


خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه- سید مهدی دزفولی: امروزه زیست شناسی و پرسش از منشاء حیات به یکی از دغدغه های اصلی دانشمندان و حتی انسان های عادی بدل شده است و در این میان فلسفه زیست شناسی به منزله یکی از زیر شاخه های فلسفه علم تلاش می کند تا پاسخ گوی پرسش هایی باشد که علم زیست شناسی به خودی خود در پاسخ گویی به آن ها ناتوان بوده است. پرسش هایی چون، آیا حیات روندی کاملا فیزیکی است؟ آیا نظریه انتخاب طبیعی با خداباوری در تضاد است؟ انسان چگونه می تواند میان خداباوری و نظریه انتخاب طبیعی آشتی برقرار سازد؟ چه بر سر سرشت آدمی می آید؟
در یادداشت پیش رو و گزارشی که درباره فلسفه زیست شناسی از نظر شما می گذرد تلاش می کنم ذهنیتی کلی و اجمالی و در عین حال صحیح از فلسفه زیست شناسی ارائه کنم.
می توان گفت دو رویداد عمده در تاریخ زیست شناسی جدید یعنی در این ۱۶۰ سال اخیر، مباحث و دیدگاه های تازه ای را به وجود آورده است. اولین و مهمترین واقعه، نظریه تکامل داروین بود که در قرن نوزدهم میلادی زیست شناسی را کاملا متحول کرد و داروین تبدیل به نیوتن زیست شناسی شد که تا آن زمان کمتر فردی گمان آن را می کرد که زیست شناسی هم بتواند همانند علوم فیزیک و شیمی با قاعده مشخصی گردد و تحول اساسی و بنیادینی تا آن زمان در آن رخ دهد. مولفه های اساسی نظریه داروین: تغییر و تنوع (تفاوت های میان موجودات زنده در یک جمعیت)، وراثت، انتخاب طبیعی  و جهش گونه ها بود (یعنی در طول زمان، موجودات زنده ای که به طور اولیه در یک گونه طبقه بندی شده بودند باعث به وجود آمدن نسل های بعدی خواهند شد که در گونه دیگری طبقه بندی می شوند).
داروین در کتاب معروفش با عنوان «منشاء انواع» که اولین بار در سال ۱۸۵۹ میلادی به چاپ رسید،  برای دو مولفه آخری، توضیحات مفهومی و شواهد تجربی فراوانی فراهم آورد، اما توضیحات مفصل و شواهدی برای دو مولفه اول (یعنی تغییر و وراثت) در قرن بیستم حاصل شد. در نیمه نخست قرن بیستم نظریه داروین توسط کسانی چون «رونالد فیشر»، «رایت» و «جان هالدن» در نظریه «سنتتیک تکامل» رشد و گسترش یافت. دو بحث بنیادی که از این تلفیق جدید بیرون می آمد مفهوم «انتخاب» (و ارتباط آن با شایستگی) و تعیین «واحد انتخاب» (یعنی جمعیت ها یا تک تک موجودات زنده یا ژن ها و بعدها ملکول ها) بود. دومین رویداد عمده در زیست شناسی جدید «کشف» ساختار شیمیاییDNA بود که توسط «جیمز واتسون» و «فرانسیس کریک» در سال ۱۹۵۳ صورت گرفت.
«تحویل گرایی» موضوعی بود که به واسطه این کشف جدید جان تازه ای گرفت (تحویل زیست شناسی به فیزیک یا شیمی و تحویل ژنتیک جمعیت به ژنتیک ملکولی). بحث دیگری که در پی این کشف به وجود آمد تعریف مناسب ژن بود. (یعنی تعریف ژن باید براساس کارکرد آن باشد یا به وسیله ساختار یا اثر آن). کشف ساختار DNA مباحث پیرامون واحدهای انتخاب را نیز تحت تاثیر قرار داد. فلسفه زیست شناسی به «ساختار نظریه ها»، «قوانین در بیولوژی»، «تبیین و پیش بینی»، «تحویل گرایی»، «شایستگی (fitness) و انتخاب» و مفاهیم معناشناختی در این علم می پردازد.
به عنوان مثال یکی از مباحث فلسفه زیست شناسی مسئله تحویل گرایی است. آیا زیست شناسی قابل تحویل به فیزیک و شیمی است؟ رابطه ای میان تبیین های زیست شناسی و تبیین های فیزیکی وجود دارد؟ کشف ساختار DNA در ۱۹۵۳ پشتوانه قابل اهمیتی برای تحویل زیست شناسی به شیمی بود. تمامی این ها باعث شد تا زیست شناسی به سرعت تبدیل به علمی مهم و تاثیر گذار در حوزه های دیگر علمی شود و باعث آن شود که علاقمندان به مباحث مختلف علمی و الاهیاتی نگاهی دیگر به زیست شناسی پیدا کنند.
با طرح مباحث پیرامون انتخاب طبیعی و بعدها نگارش کتاب تحول انسان توسط داروین که معتقد بود نسل بشر به هزاران سال قبل باز می گردد و منشاء وجود بشر را در موجودات دیگر باید جستجو کرد داروینیسم تبدیل به چالش مهمی برای تفاسیر الاهیاتی از وجود انسان گشت. در طی ۱۶۰ سال اخیر همواره میان قرائت های آفرینش گرایی و تکامل گرایی (فرگشتی) از خلقت و جهان، دعواها و کشمکش های متعددی وجود داشته است و این موضوع باعث شده است برخی تمامی تلاش خود را نمایند تا در رد داروینیسم و نظریه فرگشت به موفقیت برسند.


آیا داروینیسم تنها توپ موجود در زمین زیست شناسی است؟


همان طور که گفته شد، انتخاب طبیعی ، ظاهر سازش های هدفمند را تبیین می کند. انتخاب طبیعی، روند انتخاب فعال یا واقعی نیست. بلکه روندی منفعل است که در آن سازش ناپذیرها و آن هایی که کمتر سازش می یابند پالایش می شوند. روند انتخاب طبیعی به خودی خود روندی تصادفی نیست اما تغییر تصادفی مسبب انتخاب طبیعی می شود. این تغییرها سازش هایی را با محیط محلی یا به بیانی استعاری، راه حل هایی را برای مشکلات طراحی تولید می کند. به بیان دیگر، انتخاب طبیعی تغییرهای موجود را برای حصول راه حل های سریع اما نامناسب می پالاید تا مشکلات موجود در طراحی ارگانیسم ها را مرتفع سازد. راه حل هایی که فقط خوب یا بهتر هستند و گاهی خوب، دشمن ِ بهترینشان به شمار می رود.
به طور خلاصه می توان این طور ادعا کرد که داروینیسم تنها توپ موجود در زمین زیست شناسی است. زیرا بهترین تبیین ها را از سازش ارائه می دهد، تبیین هایی که کاملا علّی و از نظر فیزیکی کاملا ممکن هستند و با قوانین فیزیکی مطابقت دارند (منظور قوانین نسبیت عام و خاص، مکانیک کوانتومی و ترمودینامیک) که بر جهان هستی حاکم هستند.
البته تنها روندی که به سازش می انجامد را انتخاب طبیعی دانستن همانند ادعایی نیست که معتقد است تکامل سازشی بر روی زمین یا هر جای دیگر امری گریز ناپذیر است. بنابر این در این معنا تکامل سازشی، خصوصیت اجتناب ناپذیر هر جهانی که از قوانین شیمیایی و فیزیکی تبعیت می کند نیست. و البته اگر شتاب رخ دادِ تغییر، کاملا دگرگون شود، تکامل بر روی زمین ممکن است کند شود و یا حتی از حرکت باز ایستد. بنابر این ادعایی که معتقد است تکامل سازشی که محصول روند انتخاب طبیعی محسوب می شود، تنها توپ ممکن در زمین زیست شناسی است به این معنا نیست که تکاملی سازشی امری گریز ناپذیر است. بلکه مدعی است که تکامل سازشی تنها از طریق تغییر تصادفی و پالایش محیطی حادث می شود.


تضاد میان داروینیسم و خداباوری؟


درگیری علم و دین سابقه طولانی دارد، و هم اسناد کافی برای آن موجود است. شاید مشهورترین نمونه، درگیری گالیله با کلیسای کاتولیک باشد. در ۱۶۳۳، دادگاه تفتیش عقاید گالیله را وادار کرد که از اندیشه های کوپرنیکی خود دست بشوید و نیز محکومش کرد که باقی عمر را در فلورانس در حصر خانگی به سر برد. کلیسا با نظریه کوپرنیکی به این اعتبار مخالف بود که آن را مغایر کتاب مقدس می یافت. اما مهم ترین برخورد علم و دین در دوران اخیر که همچنان بحث آن داغ و جنجالی است، نزاع شدیدی بود که بین داروینیست ها و خلقت باوران در ایالات متحده رخ داد و همچنان بحث های اینگونه در میان تکامل گرایان و خلقت باوران زنده و پویاست.
مخالفت کردن با نظریه تکامل داروین از منظر الهیات، موضوع تازه ای نیست. هنگامی که منشاء انواع در سال ۱۸۵۹ چاپ شد، روحانیون انگلیسی بی درنگ به نقد آن پرداختند. دلیل آن هم روشن بود، بر وفق نظریه داروین همه گونه های موجود، از جمله انسان، اجداد مشترک دارند و صورت فعلی آنها محصول تحولی طولانی است. این نظریه به وضوح با روایت سِفر پیدایش که قائل است خداوند همه موجودات زنده را در عرض شش روز آفرید تعارض دارد. بنابر این هیچ چاره ای نیست: یا باید نظریه داروین را پذیرفت و یا آنچه را در کتاب مقدس آمده، هر دو را با هم نمی توان قبول داشت.
البته این موضوع در دین اسلام متفاوت است و آیات قرآن درباره خلقت جهان و آفرینش انسان به گونه ای سخن گفته است که به طور قطعی و مطلق  نمی توان گفت قرآن قائل به خلقت انسان به صورتی دفعی است و تدریج را رد میکند به همین دلیل هم متفکران سرشناس اسلامی و شیعی همانند مرحوم آیت الله شهید مرتضی مطهری نیز نظریه تکامل را کاملا رد نمی کنند.
بعضی از طرفداران سرسخت نظریه داروین هم راه هایی را پیدا کرده اند تا ایمان مسیحی خود را با اعتقاداتشان به تکامل آشتی دهند.
برخی از زیست شناسان بلند آوازه در زمره این اشخاص هستند. اما در ایالات متحده و به خصوص در ایالات جنوبی این کشور، همچنان بسیاری از پروتستان های انجیلی راضی نیستند معتقدات دینی شان را به مقتضای یافته های علمی دستخوش جرح و تعدیل کنند. در دهه ۱۹۲۰ به دلیل آموزش های ابتدایی نظریه فرگشت داروین در ایالت تنسی آمریکا توسط یک معلم، وی مجرم شناخته شد (در محاکمه ای که به محاکمه میمون مشهور است) اما سرانجام آن قانون در سال ۱۹۶۷ لغو شد اما بحث آموزش پیرامون خلفت باوری و یا تکامل گرایی همچنان باقی ماند تا سرانجام در دهه ۸۰ میلادی در برخی از ایالت های آمریکا تصمیم گرفته شد تعداد ساعات آموزش مباحث مربوط به خلقت گرایی و فرگشت داروینی با یکدیگر برابر باشد تا دانش آموزان بتوانند با هر دو نظر آشنا شوند و نظر خلقت گرایان نیز تامین گردد.
پس مشاهده می کنیم همچنان این نزاع میان علم و دین به صورت عینی حتی در کشورهایی همانند آمریکا نیز برقرار است و تضاد مشهود در این میان بیشتر از همه علوم در میان زیست شناسی به قرائت داروینی با خلقت گرایی وجود دارد.
فلسفه زیست شناسی دارای افراد شاخص و مشهوری همانند «الیوت سوبر»، «دیوید هال»، «مایکل روس» ، «فیلیپ کیچر» ، «سوزان میلز»  و «جان بیتی» است که در ادامه این مقاله و مقاله های بعد تلاش می کنم بیش از همه با تفکرات و نظرات دکتر جان بیتی آشنا شویم.


بیتی و تغییر در تعاریف زیست شناسی


جان بیتی ( John Beatty) به عنوان یک فیلسوف زیست شناس ( استاد و رئیس گروه فلسفه دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا) مشهور اولین مقاله مهم و تاثیر گذار خود را در سال ۱۹۷۹ در نشریه زیست شناسی به همراه سوزان میلز منتشر کرد که مبنایی برای تعریف شایستگی شد.
پیش از این مقاله تعریف واحدی از مفهوم شایستگی وجود نداشت و در اصل با نگارش این مقاله اکثر زیست شناسان پذیرفتند که تعریف بیتی و میلز را به عنوان تعریفی صحیح از شایستگی بپذیرند و این از نکات قابل توجه در زیست شناسی است که تمام زیست شناسان تعریفی از یکی از مهمترین مفاهیم پایه در زیست شناسی را پذیرفتند که دو فیلسوف آن را ارائه کرده بودند.
بیتی سپس در سال ۱۹۸۴ مقاله دیگری را منتشر کرد که در آن به یکی از جنجالی ترین مسائل در زیست شناسی پرداخت و آن تعریف و مفهوم شانس و تنوع های شانسی و تصادف در فرآیند انتخاب طبیعی بود.


شانس چه جایگاهی در انتخاب طبیعی دارد و آیا فرگشت اساسا تصادفی است؟


پاسخ به اینکه آیا فرگشت فرآیندی تصادفی است می تواند هم آری و هم نه باشد. انتخاب طبیعی را می‌توان فرآیند سخت‌گیرانه‌ی آزمون‌محوری دانست که طبیعت را از لوث وجود گزینه‌های ناکارآمدِ زیستی‌ زدوده و اینگونه، موجودات زنده را در جهات خاصی فرگشت می‌بخشد. با این حال اصل تصادف در این بین حائز اهمیتِ فراوانی‌ست.
«این‌که پیدایش حیات اساساً تصادفی بوده، مثل این می‌ماند که طوفانی از میان یک انبار قراضه رد بشود و یک بوئینگ ۷۴۷ از خود به جا گذارد». این را ستاره‌ شناسی به‌نام «چاندرا ویکراماسینگ» (Chandra Wickramasinghe) در سال ۱۹۸۱ گفته بود. دانشجویش «فرد هویل» (Fred Hoyle)، نسخه‌ای مشابه از همین مدعا را بعدها معروف‌تر کرد و نشان داد که گاه حتی نوابغ ِ دنیای دانش نیز اصلاً از نظریه‌ی فرگشت اطلاع چندانی ندارند.
قیاس ِ مشابه اما معتبری از این گزاره را می‌توان با فرض وجود یک میلیون انبار قراضه آغاز کرد. بعد از وزش هر طوفان، بایستی دست به کاوشی فرضی در تمامی‌ انبارها زد تا نزدیک‌ترین سازه به یک موجود پرنده را یافت و سپس از همان انبار ِ به‌خصوص، مجدداً یک میلیون نسخه‌ی مشابه ایجاد کرد و باز یک میلیون طوفان به‌راه انداخت و کاوش گسترده‌ای را مجدداً از سر گرفت تا در نهایت بشود سازه‌ای را یافت که صرفنظر از شباهت سرتاسری‌اش با یک بوئینگ ۷۴۷؛ بتواند دست‌کم چندمتری را بپرد.
فرگشت از مسیر انتخاب طبیعی، فرآیندی دومرحله‌ای‌ست که نخستین مرحله‌اش را تصادف هدایت می‌کند؛ چراکه جهش‌های ژنتیکی، رخدادهایی تصادفی‌اند؛ حال‌آنکه بقای جهشی خاص، بسته به سازگاری با محیط است. انتخاب طبیعی، جهش‌های سودآور را ترویج می‌بخشد و جهان پیرامون، محدودیت‌های تعیین‌کننده‌ای را بر آنچه که سودمند است و آنچه نیست؛ اینچنین تعیین می‌کند. نتیجه‌ نیز این خواهد بود که موجودات، در جهات به‌خصوصی فرگشت می‌یابند.
مثلاً آبزیِ خاصی را در نظر بگیرید که به‌منظور تعذیه‌ی روزمره مجبور به تعقیب شکارش است. جهش‌های تصادفی ِ ژنتیکی در فرآیند تولید مثل ِاین موجود، موجب پیدایش فرزندانی با گستره‌ای وسیع از اَشکال مشابهِ با والدین خود می‌شوند؛ حال‌آنکه فرزندانی با فیزیکِ بدنی ِ پویاتر، از شانس بیشتری برای بقا و تولید مثل، در قیاس با فرزندانی که شکل ناکارآمدِ بدنشان امکان تحرکِ بیشتر را از آنان گرفته، می‌یابند. لذا با گذشت زمان، تمامی ِ آبزیانِ پرسرعت اساساً شکل نیزه‌مانندی به خود می‌گیرند؛ آنگونه که نمونه‌های فراوانی را در میان سرپاوران، کوسه‌ها و دلفین‌ها هم می‌توان نام برد.
چنین چیزی را شاید بتوان محصول یک طرح ویژه پنداشت؛ اما حقیقت این است که این نمونه‌ها قدرت پیش‌برندگی ِ آگاهانه‌ی انتخاب طبیعی را به ما گوشزد می‌کند؛ یعنی انتخاب سخت‌گیرانه‌ای که عملاً تأثیر جهش‌های گوناگونِ طبیعی را مورد ارزیابی ِ واقع‌بینانه قرار می‌دهد و از بین‌شان بهترین را برمی‌گزیند.
با این حال موجودات زنده هرگز انتظار وقوع یک جهش سودآور را هم نمی‌کشند. مثلاً انگلی که موجب بروز «بیماریِ خواب»(Sleeping Sickness)  در پی گزش مگس «تسه‌تسه» در انسان می‌شود؛ حاوی هزاران ژنِ یدکی برای ابقای پروتئین‌های پوششی‌اش است. این ژن‌ها، با اختلاط و تطبیق با همدیگر، پوشش‌های جدیدتری را تولید می‌کنند که سامانه‌ی ایمنی ِ انگل را در وضعیت کنونی‌اش حفظ می‌کند.
جالب‌تر اینکه شماری معدود از زیست‌شناسان معتقدند که برخی میکروب‌ها مجهز به مکانیسم پیچیده‌ای‌اند که به آن‌ها در مواجهه‌ ی با تغییر اوضاع محیطی و تلاش برای انطباق با محیط جدید، اجازه‌ی افزایش دلخواهانه‌ی نرخ جهش‌ را در ژن‌های خاصی از ژنوم‌شان می‌دهد و یا قادرشان می‌سازد تا جهش‌ها را برای روز مبادا ذخیره کنند. اگر حتی چنین مکانیسم‌های پیچیده‌ای هم در طبیعت وجود داشته باشد؛ تمامی ِ اختیار میکروب محدود به تحمیل تغییرات تصادفی‌ست؛ حال‌آنکه این انتخاب طبیعی – یا همان فرآیند سخت‌گیرانه‌ی ارزیابی تصادف‌ها – ست که فرگشت را در مسیر خاصی به پیش می‌رانَد.
یکی از آثار این فرآیند دو مرحله‌ای (یکی تصادف و دیگری انتخاب) این است که فرگشت، در موجوداتِ گوناگون دست به تولید راه حل‌های مشابهی در مواجهه با مشکلات مشابه می‌زند که به این پدیده «هم‌گرایی» (Convergence)می‌گویند. نمونه‌های عملی ِ بیشماری از این پدیده را در پهنه‌ی طبیعت می‌توان یافت. «پتروسائور»ها (گونه‌ای دایناسور پرنده)، پرندگان و خفاش‌ها، تماماً روش‌های مشابهی را در پرواز اتخاذ کرده‌ یا می‌کرده‌اند. «ماهی تُن» و برخی کوسه‌ها نیز از سازوکارهای مشابهی برای گرم‌تر نگه داشتن ماهیچه‌هایشان در برابر آبِ پیرامون‌ خود استفاده می‌برند.
هم‌گرایی ِ فرگشتی را می‌توان در هر سطحی از اَشکال طبیعت مشاهده کرد؛ از پروتئین‌ها گرفته تا کلنی‌های زیستی. مثلاً نمونه‌ی مشابهی از پادتن نامتعارفی که روزگاری گمان می‌رفت تنها منحصر به بدن شتر است؛ بعدترها در بدن کوسه‌ هم یافته شد. نمونه‌های مشابهی در بین «موش‌های کور عریان» که حیاتی اجتماعی دارند؛ و حشراتی اجتماعی نظیر مورچه و زنبور هم مشاهده شده است.
تمام این‌ها بدین‌معناست که اگر می‌توانستیم زمان را به عقب برگردانیم و فرگشتِ موجودات را دیگرباره ببینیم؛ حیات از مسیرهای کاملاً متفاوتی رو به ترقی می‌نهاد اما باز همان نتایج موجود و فرآورده‌هایی مشابه با موجوداتِ زنده‌ی کنونی را پدید می‌آورد. باز همان آبزیانِ نیزه‌ مانند و پرندگان تیزپرواز را در پهنه‌ی اقیانوس و گستره‌ی آسمان زمین می‌شد دید. در واقع عده‌ای معتقدند که فرگشتِ هوش نیز از این مسیر اجتناب‌ناپذیر می‌نمود؛ هرچند شاید آنگاه موجودات هوشمند، فیزیکِ بدنی متفاوتی نسبت به ما می‌داشتند.
هرچند که فرگشت با تفاسیری که در بالا رفت، اساساً فرآیندی تصادفی نیست؛ اما دیدیم که تصادف هم در پیش‌برد جریانش نقش عمده‌ای را ایفا می‌کنددستورالعمل‌های بی شمار و محتملی که فرگشت در مواجهه‌ی با محدودیت‌های طبیعت قادر به اتخاذ آن‌هاست را در پهنه‌ی طبیعت می‌توان دید.


چه کسانی با این تعاریف همدل هستند و داروین چه نظری داشت؟


از زیست شناسان مشهور معاصر استیون جی.گولد و ریچارد داوکینز چنین تعریفی را از تصادف در انتخاب طبیعی که بیان شد را پذیرا می باشند و به ترویج آن پرداختند و استیون جی. گولد در مقاله مشهور خود با نام حیات شگفت انگیز که در سال ۱۹۸۵ منتشر کرد همین بیان را مطرح نمود اما در آثار و نوشته های داروین به وضوح می توان این را دریافت کرد که داروین نسبت به زیست شناسان بعد از خود نگاه یعینی تری داشته است و این از نکات جالب در سیر نظریه فرگشت است که در دوران مابعد از داروین تفاسیر و قرائت های بسیار گوناگونی از نظرات و سخنان وی شد.

به طور خلاصه اگر بخواهیم فلسفه زیست شناسی را مورد بررسی و واکاوی قرار دهیم، حقیقت این است که زیست شناسی در سال های اخیر به موضوعات و مباحث کلیدی مهمی اشاره می کند که جای آن در میان دروس تحصیلات تکمیلی دانشگاه های کشور ما خالی است. در اهمیت فلسفه زیست شناسی همین بس که بخش اعظم موضوعات فلسفه علم این روزها در جهان را همین موضوع به خود اختصاص داده است و نگاه فلسفی به موضوع تکامل نگاه رایجی در دانشگاه های غربی می باشد که سعی می کند پاسخ های کلیدی به مسائل بنیادین بدهد.

قسمت دوم مستند کوتاه شش پر حاشیه منتشر شد

يكشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۲۲ ق.ظ

قسمت دوم مستند کوتاه شش پر حاشیه

قسمت دوم مستند کوتاه شش پر حاشیه از تولیدات مرکز مستند سفیر فیلم پیرامون بازخوانی مجلس ششم شورای اسلامی که در اختیار کامل اصلاح طلبان قرار داشت منتشر شد.


برای مشاهده این مستند می توانید اینجا را کلیک کنید.

مصاحبه با سفیر فیلم

جمعه, ۲ مرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۱۰ ب.ظ

مصاحبه با سفیر فیلم

برای مطالعه مصاحبه من با سفیر فیلم می توانید متن این مصاحبه را در سایت این مرکز نیز مشاهده نمائید.


«روزهای خرداد» نشان می دهد ادعای تقلب یک باج خواهی سیاسی بود!

به گزارش سفیرفیلم، مستند «روزهای خرداد» تولید مرکز فیلم مستند سوره که سفیرفیلم پخش و اکران آن را برعهده گرفته است، از منظری متفاوت به بررسی بخشی از حوادث سال ۸۸ می پردازد. اکنون و پس از گفت و گو با تهیه کننده این اثر، مصاحبه ای داشته ایم با آقای سیدمهدی دزفولی، کارگردان این مستند جنجالی و با ایشان از روند ساخت و اتفاقات و مسائل پیرامون این مستند سخن گفته ایم.

«روزهای خرداد» نشان میدهد ادعای تقلب بیش از یک باجخواهی سیاسی نبود

دزفولی، پیرامون این مستند بیان داشت: ما در این مستند سعی داشتیم از مسئله فتنه قرائت جدیدی داشته باشیم.

وی افزود: سوالی که ما به دنبال جواب آن بودیم این بود که چرا سال ۸۸ ادعای تقلب مطرح شد و در سال ۹۲ این اتفاق نیافتاد. بالاخره ۶ سال از فتنه ۸۸ می گذرد و اکنون کسی رئیس جمهور است که نسبتا مورد تأیید جریان مقابل کاندیدای پیروز در سال ۸۸ است. برای رسیدن به پاسخ این سوال، سراغ بزرگان طیف مقابل کاندیدای پیروز سال ۸۸ رفتیم و با اصلاح طلبانی که سابقه سیاسی بیشتری داشتند، مانند آقای یزدی و اعضای نهضت آزادی به گفتگو نشستیم.

اغلب زمان مستند به شنیدن مواضع اصلاحطلبان اختصاص دارد

دزفولی با طرح این موضوع که از نظر ما هیچ محدودیتی برای اظهارنظر این افراد وجود ندارد، بیان داشت: ایشان نیز پذیرفتند و مقابل دوربین حوزه هنری نشستند و سخن گفتند. ما ۲۵ دقیقه از زمان مستند را به صحبت های این چهره ها اختصاص دادیم. این یعنی زمانی که ما در مستند به صحبت های طیف اصلاح طلب اختصاص دادیم، نسبت به طیف اصولگرا بسیار بیشتر و غالب بوده است. همه این فعالیت ها را برای این انجام دادیم که استدلال آنها را در مورد تقلب بشنویم و ادعای تقلب را بررسی کنیم.

بدین نتیجه رسیدیم ادعای تقلب پوچ است

این کارگردان جوان با بیان آنکه ادعای تقلب توخالی و پوچ بوده است، افزود: ما به نتیجه رسیدیم که طیف مقابل هیچ سند قابل دفاعی در این مورد در اختیار ندارند. جالب اینجاست همان ها که در سال ۸۸ شعار تقلب سر می دادند، این بار مدعی شدند که مسیر اصلاح کشور از انتخابات می گذرد و از صحبت های قبلی شان کاملا برگشته اند. ما آنها را در مقام راستی آزمایی قرار دادیم و مستنداتی را مانند صحبت های خانم رهنورد و آقای موسوی ارائه دادیم، اما مشاهده کردیم که ادعای تقلب یک باج خواهی سیاسی بود.

دزفولی درباره بازخوردهای این مستند اظهار داشت: من با مصاحبه کنندگان این مستند صحبت کردم و نسخه نهایی این اثر را به آنان دادم، نظرشان در مورد این اثر مثبت بود. در صحبتی نیز که با دانشجویان، فعالان سیاسی و فعالان رسانه ای داشتم نظرات مختلفی را شنیدم که قابل توجه بود. به عنوان مثال عده ای گفتند که این طیف به نفعشان نبود که نظرشان را صریحا تغییر دهند، اما مشخص بود که خودشان نیز ادعای تقلب را قبول نداشتند. برخی نیز گفتند ما خوشحالیم که مستندی با این شخصیت ها نیز مصاحبه کرده است و نظرشان را جویا شده است. بازخوردها در مجموع مثبت بوده است.

فائزه هاشمی گفت آقای هاشمی نیز معتقد به تقلب در انتخابات نبودند

وی با بیان آنکه «روزهای خرداد» بخش کوچکی از فتنه ۸۸ را به تصویر کشیده است، گفت: ما در این مستند به عنوان یک انسان پرسشگر به دنبال حقیقت رفتیم و سوال کردیم. در همین مستند، خانم فائزه هاشمی صحبت هایی کردند که با حرفهایشان در ۲۶ خرداد ماه سال ۸۸ مقابل سازمان صداوسیما و همچنین ۳۰ خرداد در میدان آزادی کاملا تناقض داشت. تغییر نظر بسیاری از این شخصیت ها کاملا واضح بود. من از خانم فائزه هاشمی در مورد موضع آقای هاشمی رفسنجانی نیز سوال کردم که ایشان گفتند آقای هاشمی نیز معتقد به تقلب در انتخابات نبودند و نیستند.

علاقمندم مجدد پیرموان فتنه ۸۸ مستند بسازم

دزفولی افزود: به نظر من وقایع سال ۸۸ را نمی توان با یک مستند نمایش داد و نمی توان به همه ابعاد آن اشاره کرد به همین علت نیز بود که ما به نقش آقای هاشمی رفسنجانی اشاره نکردیم و به یک بخش از وقایع پرداختیم. زیرا بیش از این معقول نبود. علاقمندم که باز در این زمینه آثاری را بسازم و به ابعاد دیگر این واقعه نیز بپردازم. معتقدم که باید بعد از تفکیک مسائل به آنها پرداخت.

از بهنود، شجریان، حجاریان و خاتمی نیز برای مصاحبه دعوت کردیم اما نپذیرفتند

کارگردان مستند «روزهای خرداد» دررابطه مصاحبه کنندگان مستند بیان داشت: ما نزدیک به پنجاه نفر از شخصیت های مختلف را به حضور مقابل دوربین مان دعوت کردیم که دعوت ما را قبول نکردند و حاضر نشدند تا صحبت کنند. از جمله آنان می توان به آقای امیرارجمند، آقای بهنود، آقای شجریان، آقای حجاریان، آقای محمدرضا خاتمی و خانم اشراقی و … اشاره کرد.

فضای گفتگو پیرامون فتنه ۸۸ باید دوطرفه باشد

وی در نهایت خاطرنشان کرد: امیدوارم این مستند، فصل جدیدی در بحث و گفتگو میان جامعه دانشگاهی ما باشد و در دانشگاه های ما، دانشجویان موافق و مخالف با هر سلیقه سیاسی با بحث و گفتگو در این باره به تفاهم برسند. فتنه ۸۸ یقینا یکی از مهمترین حوادث تاریخ معاصر ایران بود که می تواند در کنار وقایعی نظیر کودتای ۲۸ مرداد ۳۲، ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و همچنین ۲۲ بهمن ۵۷ قرار گیرد و این نشان دهنده اهمیت این واقعه است. فضای گفتگو باید در مورد این واقعه دو طرفه باشد تا سخن همه شنیده شود و نتیجه گیری بهتری را شاهد باشیم. لازم می دانم از سفیرفیلم به دلیل قبول پخش این مستند و تلاش برای اکران اثر تشکر کنم. ان شاءالله که بازخورد های خوبی داشته باشد.

آغاز فروش مستند روزهای خرداد

پنجشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۴، ۰۳:۱۶ ق.ظ

مستند روزهای خرداد


پس از اکران مستند روزهای خرداد در بیش از 25 دانشگاه کشور توسط سفیر فیلم و توزیع این مستند همراه با نشریه پنجره در دی ماه سال 1393 فروش نسخه با کیفیت این مستند در سامانه رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با قیمت 3000 تومان آغاز شده است.

علاقمندان برای خرید مستند روزهای خرداد می توانند اینجا را کلیک نمایند.


برای مطالعه توضیحات بیشتر درباره این مستند می توانید اینجا را نیز کلیک نمائید.


پوستر مستند داستان ناتمام یک حزب

فروش مستند داستان ناتمام یک حزب پیرامون حزب جمهوری اسلامی ایران ، شهید بهشتی ، واقعه هفتم تیر و بازخوانی بیش از 9 سال فعالیت های حزب جمهوری اسلامی آغاز شد.

علاقمندان می توانند با کلیک بر روی این لینک این مستند را به صورت اینترنتی و به مبلغ 2500 تومان خریداری نمایند.

در این مستند با افرادی همانند جواد منصوری، علیرضا بهشتی، حجت الاسلام حسین ابراهیمی ، فرشاد مومنی، حمید رضا ترقی، حجت الاسلام مجتبی همدانی،دکتر عبدالله جاسبی مصاحبه شده است و از تصاویر سالهای دور حزب جمهوری اسلامی نیز استفاده شده است.


این مستند از سال 1392 تا 1394 مراحل ساخت را پشت سر گذاشته است و در 9 تیر ماه امسال در مجتمع شهدای سرچشمه از آن رونمایی شده است.


برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09212037845 تماس حاصل نمائید.

داروین و نظریه انتخاب طبیعی

چهارشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ۰۷:۱۱ ب.ظ

چارلز داروین

از چند هفته قبل آرام آرام مشغول بحث های پایان نامه ارشد شده ام و موضوعی هم که انتخاب کرده ام مربوط می شود به انتخاب طبیعی و نقش احتمال در آن ، امیدوارم که بحث های دانشگاه و این ترم در آخر اجازه دهد که بیشتر به پایان نامه برسم و در ماه های آینده هم بتوانم از آن دفاع کنم.


امیدوار هستم که با توجه به وقت و فرصتی که دارم و زمانی که اختصاص می دهم بتوانم کار خوب و قابل قبولی انجام دهم، هم به جهت آینده تحصیلی و علمی و هم به دلیل علاقه ای که به این موضوع و موضوعات دارم.


قطعا نظریات داروین اگر بیشتر از نظریات نیوتن در فیزیک و مکانیک در عالم زیست شناسی تاثیر نگذاشته باشد کمتر نیست و این نشان دهنده تاثیر گذاری نظریه داروین در زیست شناسی و علوم جدید هست.به خصوص که این مباحث هم در فلسفه تحلیلی به شدت مورد توجه و بحث قرار گرفته است.

برای افرادی هم که متشرع هستند و خلقت گرایی را کاملا قبول دارند و غیر آن را کفر می دانند بررسی این نظریات هم نکات خاص خود را دارد.


در هر حال در مورد انتخاب طبیعی و نقش احتمال در آن، بعد ها بیشتر خواهم نوشت و امیدوارم مجموعا کار خوبی از آب در بیاید.

مستند روزهای خرداد در راه اکران عمومی است ...

چهارشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۴، ۰۲:۰۰ ب.ظ

مستند روزهای خرداد


به گزارش سفیرفیلم، پخش مستند «روزهای خرداد» پیرامون فتنه ۸۸ تولید مرکز فیلم مستند سوره به مرکز سفیرفیلم واگذار شد.

«روزهای خرداد» اثری به کارگردانی سید مهدی دزفولی و تهیه کنندگی محسن یزدی است و یکی از تولیدات مرکز فیلم مستند سوره حوزه هنری محسوب می شود که سفیرفیلم مسئولیت انتشار و اکران آن را بعد از تجربه موفق پخش مستند «چشم در برابر چشم» برعهده گرفته است.

این مستند که با موضوع فتنه ۸۸ تولید شده است، از منظری متفاوت به بررسی بخشی از حوادث سال ۸۸ می پردازد که در نوع خود نگاهی نو دارد. این مستند وقایعی را از قبل از انتخابات سال ۸۸ را به نمایش می کشد و در انتها به انتخابات سال ۹۲ و پیروزی دکتر حسن روحانی می رسد. «روزهای خرداد» آخرین مستند بلند با موضوع فتنه ۸۸ است که در آن برای نخستین بار با شخصیت هایی نظیر فائزه هاشمی، ابراهیم یزدی، عباس عبدی، الهه کولایی و … مصاحبه شده است.

به نظر می رسد با توجه به نزدیکی ایام سالگرد فتنه ۸۸ و همچنین سالگرد انتخابات ۹۲ اکران و انتشار این مستند تأثیر به سزایی در روشنگری اذهان عمومی درباره وقایع سیاسی مهم سال ۸۸ داشته باشد.

گفتنی است سفیرفیلم پیش از این، اکران و انتشار مستند «چشم در برابر چشم» را برعهده داشت که با استقبال بسیار خوب مخاطبان مواجه شد.

اخبار تکمیلی از مستند «روزهای خرداد» متعاقبا توسط سفیر فیلم منتشر خواهد شد.

مصاحبه با سایت خبری سوره سینما

شنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۳، ۰۲:۳۹ ق.ظ

برای مشاهده این مصاحبه در سایت خبری سوره سینما می توانید اینجا را کلیک نمائید.


کارگردان مستند «روزهای خرداد» گفت: جریان ۸۸ اتفاقاتی در دل خود داشت که جایی گفته نشد و لازم بود مطرح شود.

سوره سینما- مستند «روزهای خرداد» ساخته مهدی دزفولی به گفته سازنده‌اش تصویری متفاوت از ماجراهای پس از انتخابات سال ۸۸ دارد. کارگردان این فیلم درباره انگیزه تولید این پروژه صحبت کرد. مستندی مصاحبه محور که چهارشنبه ۱۰ آذرماه در حوزه هنری رونمایی می‌شود.

انگیزه ساخت مستند «روزهای خرداد» بعد از گذشت ۵ سال از کجا نشات گرفت؟

مهدی دزفولی: بعد از سال ۸۸ علاقمند بودم درباره رخدادهای پیش آمده این دوره که یکی از حساس ترین مقاطع تاریخ معاصر است مستندی بسازم و کاری متفاوت و منصفانه انجام دهم. جریان آن سال در ابعاد مختلف ناگفته های زیادی داشت که هیچگاه به آن پرداخت نشد. این دغدغه در من وجود داشت تا اینکه انتخابات سال ۹۲ و نتیجه ای متفاوت از آنچه ۴ سال قبل رخ داد انگیزه من را بیشتر کرد. به همین خاطر وقتی حوزه هنری پیشنهاد ساخت چنین مستندی را مطرح کرد من هم استقبال کردم.

هدفتان از پداختن به این موضوع چه بود؟

در درجه اول بازکرن مسایلی که به هر دلیل توجه زیادی به آن نشده بود. در کلیت کار تلاش کردیم ابعاد ناگفته ای که باعث جنجال و رسانه ای شدن برخی موضوعات شده بود را با قرائت و تفسیر به نقل از برخی افراد صاحب نظر مطرح کنیم. یکی از اصلی ترین مباحثی که آن سال وجود داشت بحث تقلب بود. آن زمان مستندهای زیادی در این باره ساخته شد و من باید تلاش می کردم حرفی متفاوت از آنچه تا کنون مطرح شده داشته باشم. به این منظور باید افراد شاخصی از طیف های مخالف و موافق در این باره صحبت می کردند.

پرداختن به موضوع تقلب طبیعتا در ادامه ماجرای حصر هم به دنبال داشت. این مستند جایی برای این موضوع هم دارد؟

مهمترین موضوعی که آن زمان مطرح شد اینکه اصلا چرا سال ۸۸ در آرای مردم تقلب شده ولی در سال ۹۲ کسی به نتایج معترض نیست. ما باید اول این موضوع را بررسی می کردیم که در این بین بعد از انتخابات ۸۸ بحث تمایل به حصر خانگی هم مطرح شد و ما سعی کردیم غیر مستقیم از طریق صحبت های افرادی که در این مستند حضور داشتند به این مساله هم پاسخ دهیم. به عنوان مثال طبق اظهارات عباسعلی کدخدایی مشاور عالی دبیر شورای نگهبان و سخنگوی سابق شورای نگهبان آن زمان فقط رای مردم مهم است و اینکه چه کسی رای بیاورد اهمیت نداشت. ما سعی کردیم از لابلای همین صحبت‌ها قضاوت را به عهده بیننده واگذار کنیم.

بعد از گذشت ۵ سال که کمتر واژه تقلب ذهن مردم را مشغول کرده است به نظرتان پرداختن به این مساله چه ضرورتی داشت؟

بعد از ۵ سال مردم به تقلب هیچ توجهی ندارند حتی وقتی انتخابات ۹۲ برگزار می‌شود و حسن روحانی رای می آورد واکنش ها چنان متفاوت است که دیگر کسی از این واژه استفاده نمی‌کند. دقیقا می خواستیم به همین جواب برسیم که چرا دیگر کسی به این مساله اهمیت نداد؟ ما سعی کردیم با پرداختن به یک روایت یک خطی قضاوت را به عهده بیننده بگذاریم. اگر به خاطر داشته باشید حسن روحانی هم سال گذشته در مجلس مطرح کرد که به هیچ وجه امکان تقلب نیست و در این مستند دکتر آخوندی مشاور میرحسین موسوی نامزد انتخابات ریاست‌ جمهوری سال ۱۳۸۸ هم مطرح می‌کند که این امکان وجود ندارد.

رضایت افرادی چون ابراهیم یزدی، فائزه هاشمی، احمد منتظری، الهه کولایی، محمدحسین صفار هرندی و … برای گفت و گو ساده نبوده. چطور آنها را راضی کردید در این مستند حضور داشته باشند؟

پیدا کردن این چهره‌ها ساده نیست، با پیگیری های مصرانه توانستیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و این تضمین را دادیم که از صحبت‌هایشان درست استفاده شود. از طرفی ما حضور چهره های متفاوتی را داشتیم و هدفمان ارائه نظرات از تفکرهای مختلف بود. هیچ بخشی از گفت و گو ها تحریف نشد و همه نظرات و حرف هایشان به صورت کامل در مستند استفاده شد. ما تقریبا ۴۰ نفر در نظر داشتیم اما سرانجام ۱۵نفر قبول کردند.

نزدیکان و وابستگان نامزدهای انتخابات ۸۸ هم جزو این چهل نفر بودند؟

بله. مثلا انتخاب فائزه هاشمی یا ابراهیم یزدی به همین دلیل بود، اما ما سراغ افراد زیادی رفتیم که هر کدام به دلایل خاص خودشان تمایلی به صحبت کردن نداشتند. عطاءاله مهاجرانی و اردشیر امیرارجمند از جمله افرادی بودند که موفق نشدیم از صحبت‌های شان استفاده کنیم. به طور کل ۵۰ درصد کسانی که مد نظر مان بودند حضور پیدا کردند و نیم دیگر هم به خاطر دلایل شخصی جواب مثبت ندادند.

مستند «روزهای خرداد» تنها به مصاحبه با این افراد می پردازد یا المان‌های دیگری هم دارد؟

این فیلم مستند مصاحبه محور است، اما تصاویر آرشیوی کمتر دیده شده مربوط به آن سال را هم در خود جای داده است. ما سعی کردیم برای جذابیت بیشتر در کنار صحبت های مطرح شده از تصاویری استفاده کنیم که به استناد مباحث مطرح شده کمک کند. در مجموع ۲۵دقیقه مستند مربوط به مصاحبه و ۱۵ دقیقه هم مربوط به تصاویری آرشیوی است.

مستند «روزهای خرداد» چگونه می تواند در اختیار علاقمندان قرار بگیرد؟

ما ۴ شنبه همین هفته در حوزه هنری مراسم رونمایی برگزار خواهیم کرد. در این مراسم برخی از افرادی که از نظراتشان در مستند استفاده کردیم هم حضور خواهند داشت. علاوه بر این طی این مدت سعی کردیم با نمایش این مستند در دانشگاه ها و فرهنگسراها نظرات طیف های مختلف را جویا شویم. همچنین در نظر داریم در یک اکران خصوصی از سیاسیون و اهالی رسانه دعوت کنیم و بعد از نمایش هم جلسه نقد و بررسی داشته باشیم.

این روزها فعالیت های دیگری هم دارید؟

دو پروژه مستند در دست دارم. یکی درباره سقوط هواپیمای سی ۱۳۰ که سال ۶۰ اتفاق افتاد و بزرگانی چون یوسف کلاهدوز، موسی نامجو، ولی‌الله فلاحی، جواد فکوری و محمد جهان‌آرا در آن حادثه به شهادت رسیدند. در این مستند سعی کردیم زمینه های بروز چنین حادثه ای را با توجه به اتفاقات آن سال بررسی کنیم. این مستند بهمن ماه رونمایی می‌شود. کار دیگری هم در دست دارم که حزب جمهوری اسلامی ایران را از ۲۲ بهمن ۵۷ تا ۱۲ اردیبهشت ماه ۶۶ مورد بررسی قرار می‌دهد. این مستند سال آینده به سرانجام می‌رسد و امیدوارم قبل از ۷ تیرماه سال آینده بتوانیم از آن رونمایی کنیم.