گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام.

پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نظام جمهوری اسلامی» ثبت شده است

جمهوری اسلامی و روحانیون منتقد

يكشنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۷:۲۰ ب.ظ


روحانیت منتقد جمهوری اسلامی


جمهوری اسلامی ایران به عنوان نظامی مبتنی بر فقه و "ولایت فقیه" علی القاعده نظامی سیاسی مقبول برای روحانیون شیعه باید باشد. اما سابقه تاریخی چهل سال اخیر نشان داده است که این نظام سیاسی منتقدین جدی در میان این طیف دارد و برخی از مراجع تقلید معاصر و فقها به انتقاد از آن پرداخته اند. 

در پرونده ای جدید به این موضوع پرداخته ام و مواجهه 7 فقیه و مرجع تقلید معاصر را بررسی کرده ام.


برای دانلود فایل جزوه می توانید دریافت را کلیک نمائید.

دوران ما بعد هاشمی رفسنجانی...

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۳۵ ب.ظ

هاشمی رفسنجانی در کنار امام(ره)


شاید خیلی ها فکر می کردند که هاشمی رفسنجانی به دلیل سلامت جسمی که دارد، فعلا زمان فوتش فرا نرسد و برای سال های بعد باقی بماند. اما هاشمی در کمال بهت و حیرت در 19 دی ماه 1395 و در سن 82 سالگی در گذشت. خبر برای موافقین و مخالفینش شوک آور بود از آن جهت که وی در تمامی سال های بعد از انقلاب اسلامی و دقیقا از 22 بهمن سال 1357 تا همین دیروز همراه نظام اسلامی بود و نام جمهوری اسلامی ایران با نام اکبر هاشمی رفسنجانی گره خورده بود.


تنها دو نفر در سال های اخیر از حلقه اولیه انقلابیون باقی مانده بودند که در تمامی این سالها در سمت های کلان نظام اسلامی حضور داشتند و  تقریبا در تمامی مناصب مهم حاکمیتی نظام هم ایفای نقش کرده بودند: حضرت آیت الله خامنه ای و آیت الله هاشمی رفسنجانی.


حالا اما دیگر عصر هاشمی رفسنجانی هم به پایان رسید. هاشمی به سرای باقی رفت و کارنامه عملکرد او باقی است در پیشگاه خداوند متعال پاسخگوی عملکرد خویش باشد.


اما قطعا فقدان هاشمی رفسنجانی عصر جدیدی را برای نظام اسلامی رقم خواهد زد. در سال های اخیر فقدان بسیاری از روحانیون همانند آیت الله مهدوی کنی، آیت الله خزعلی، آیت الله واعظ طبسی، آیت الله موسوی اردبیلی و ... را شنیده بودیم، اما جنس و مقام هاشمی رفسنجانی متفاوت بوده و هست.


هاشمی رفسنجانی یک تفکر و یک روش و مسلک بود و راه و روش و تیمی را به همراه خود داشت. هاشمی سیاست مداری پیچیده و زیرک و آگاه بود که در بزنگاه های سیاسی تاریخی مهم همانند خرداد 1360، خرداد 1368، خرداد 1376، اردیبهشت 1392 و ... نقش تاریخی بی بدیلی را از خود به نمایش گذاشت که او را از بسیاری دیگر افراد جدا می کند. حالا زمانی است که جمهوری اسلامی دیگر هاشمی را در کنار خود ندارد.


جانشینی هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت نظام، خبرگان رهبری، دانشگاه آزاد اسلامی، طیف اعتدال و اصلاح طلب و ... برای آینده سوال برانگیز خواهد بود اما به نظرم مهم تر از همه لحظات تاریخی است که ما در آن قرار داریم. هاشمی تکیه گاه مهمی بود که نقش بی بدیل خود را در خداد 1368 نشان داد و می توانست برای آینده نیز چنین باشد که تقدیر نخواست و نشد. از آن روز حساس نظام در آینده نگران هستم که چه خواهد شد.


همچنین هاشمی به عنوان یک نیروی سیاسی متعادل کننده می توانست نقش مهمی را ایفا نماید که دیگر چنین نخواهد بود و افراد دیگر با فاصله بسیار زیادی از وی قرار دارند. هاشمی اگر در دوره ای به سمت جناح راست و بعدها اصولگرایان گرایش داشت اما در سال های اخیر به طرف اصلاح طلبان گرایش یافته بود و یا اصلاح طلبان به سمت وی گرایش یافته بودند و این نکته مهمی بود.


هاشمی در مجموع نه سفید سفید بود و نه سیاه سیاه و عملکردی خاکستری در طی 38 سال گذشته داشت. اما حالا شرایط متفاوت است و در پیش روی ما انقلاب اسلامی قرار دارد بدون هاشمی رفسنجانی.


به نظرم در ماه ها و سال های آینده با عدم حضور هاشمی رفسنجانی، جناح متمایل به وی از مدار خود خارج خواهند شد و بیشتر و بیشتر از انقلاب و نظام اسلامی فاصله خواهد گرفت. این یک لطمه برای نظام خواهد بود. مخالفین هاشمی نیز یک مخالف قدرتمند را از دست دادند و این نیز مهم است و باعث قدرتمند تر شدن مخالفین هاشمی خواهد شد. چون یک مخالف هوشمند را هم از سر راه خود برداشته می بینند.


جانشینی هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم مهم خواهد بود. اینکه چه کسی جانشین وی در بهمن ماه امسال می شود مهم است تا آینده مجمع و رویکرد آن مشخص شود.( فردی همانند آیت الله هاشمی شاهرودی و یا فردی همانند ایت الله یزدی و یا احتمالا آیت الله جنتی.)


مهم ترین بحث به نظرم برای مجلس خبرگان رهبری است که پس از انتخابات اسفندماه 1394، بسیاری چشم به این داشتند که هاشمی در مجلس خبرگان است و در لحظه تاریخی مهم، نقش خود را ایفا خواهد کرد که چنین نشد و آینده مبهم باقی ماند. اما به نظرم این پیچ تاریخی که پیش رو داریم، مهم ترین پیچ تاریخی انقلاب اسلامی خواهد بود.


بحث دانشگاه آزاد و ثروت و متعلقات آن هم مهم هست که بماند برای آینده.


در مجموع با فوت هاشمی رفسنجانی، قطعا نظام اسلامی وارد دوران جدیدی خواهد شد و کشور شرایط جدیدی را تجربه خواهد کرد که با قبل کاملا متفاوت است. هاشمی مرد با تجربه ای بود که از دست دادن وی برای حامیانش به شدت ضربه سنگینی خواهد بود و برای مخالفینش به شدت فرصتی مغتنم به شمار می رود. اما قطعا موافقین وی در موضع ضعف قرار خواهند گرفت و جای شکی باقی نیست.


انتخابات سال آینده هم به شدت تحت تاثیر فوت هاشمی رفسنجانی است و باید به این نکته نیز توجه نمود.

رهبری آینده؟

سه شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۲۰ ق.ظ

ایت الله خامنه ای

"من اگر بخواهم در یک کلمه عرض بکنم، آن یک کلمه این خواهد بود که مجلس خبرگان باید انقلابی بماند؛ باید انقلابی فکر کند و انقلابی عمل بکند؛ این خلاصه‌ی مطلب. در تفسیر این مطلب، خیلی حرف میشود زد؛ یکی این است که در انتخاب رهبر آینده، ملاحظه‌ی خدا را بکنید. احتمال اینکه این دوره‌ای که تازه شروع خواهد شد، مبتلا بشود به این آزمایش، احتمال کمی نیست؛ آن وقتی‌که بنا است رهبر انتخاب بشود، ملاحظات و رودربایستی‌ها را کنار بگذارند؛ خدا را در نظر بگیرند، وظایف را در نظر بگیرند، نیاز کشور را در نظر بگیرند؛ بر این اساس رهبر انتخاب بشود؛ مهم‌ترین وظیفه به نظر ما این است؛ مراقبت کنند."


اینها بخشی از بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در آخرین دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری دوره چهارم بود که در 20 اسفند ماه 1394 بیان داشتند.(+)


بحث رهبری آینده انقلاب از سال های پیش در سایت های ضد انقلاب و برخی از وبلاگ های داخلی آغاز شده بود اما این کلام رهبری باعث شد باز برخی از تحلیلگران خارج کشور در مورد شرایط آینده کشور و ترکیب مجلس خبرگان آینده و تعیین رهبر آینده گمانه زنی هایی را مطرح کنند.

حتی سایت بی بی سی نیز از افرادی همانند محسن کدیور و مهدی خلجی و عباس عبدی و مهرانگیز کار و فرخ نگهدار و  احمد منتظری و ... مطالبی را در همین مورد منتشر نمود که پاسخ های مختلف افراد قابل تامل بود.

به نظرم بحث رهبری آینده نظام از دو منظر قابل توجه است.

اول اینکه اگر چرخش اساسی زمانی بخواهد در نظام جمهوری اسلامی رخ دهد قطعا آن زمان ، زمانی است که رهبری نظام تغییر کند و به نظرم خیلی از اصلاح طلبان و خیلی از فعالین سیاسی خارج کشور در انتظار آن زمان هستند و از سال ها قبل درباره آن روز در حال طرح ریزی و فکر هستند که چگونه از این خلا استفاده کنند.

دوم هم اینکه تغییر رهبری آینده در شرایطی است که تقریبا نسل اول و دوم انقلاب در سال های انتهایی عمر خود زندگی می کنند و به احتمال زیاد اگر رهبری آینده قرار باشد تعیین شود از نسل اول انقلاب نخواهد بود و فردی است که از شاگردان امام و نزدیکان ایشان نبوده است و در متن حوادث انقلاب هم قرار نداشته است و همین به نوعی چالش محسوب می شود.

بحث های دیگر همانند شورای رهبری و اینکه نظام به انقلاب مهدوی ختم خواهد شد و رهبری آینده را نخواهیم دید و ... را هم اصلا مطرح نمی کنم چون روی کاغذ اصلا نمی شود درباره آنها حرف زد!


به نظرم رهبری آینده اگر قرار بر تعیین شدن باشد باید علاوه بر شرط هایی همانند اجتهاد و عالم و عادل و ... دارای شروط زیر هم باشد که اگر چه نانوشته است اما بسیار ضروری است.


1- دارا بودن سمت های اجرایی کلان همانند ریاست جمهوری و یا عضویت در مجلس خبرگان یا شورای اسلامی یا عضویت در شورای نگهبان و یا قوه قضائیه. به دلیل اینکه رهبری نظام نمی تواند فردی ناآگاه از کارهای اجرایی باشد و بعد ناگهان وارد سمت کلانی همانند رهبری نظام شود که سطح بالایی از مدیریت و توانایی فردی را می خواهد و نیاز به اشنایی نزدیک با افراد سطح بالای کشور را دارد. ( یکی از موفقیت های قابل توجه آیت الله خامنه ای در 27 سال اخیر این بود که ایشان مدیر قابلی در سمت هایی همانند ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی و شورای انقلاب بودند و از نزدیک مراحل کارهای اجرایی را دیده بودند و در 10 سال ابتدای انقلاب کاملا تجربه های خوبی را اندوخته بودند و در دوران رهبری از آنها استفاده کردند.)


لاجرم به نظرم با توجه به شرایط کنونی سران کشور که اکثریت مهم آنها که مجتهد هم هستند عضو مجلس خبرگان رهبری می باشند پس رهبری آینده به احتمال زیاد از بین اعضای مجلس خبرگان انتخاب خواهد شد. ( به احتمال زیاد هم اعضای همین مجلس خبرگان دوره پنجم).


2- سن که به نظر من شرط مهمی است. تجربه سال 68 و سن رهبری نشان داده است که اگر رهبری سنی بالای 60 و یا 70 سال داشته باشد نظام خیلی زود به معضل رهبری اینده دچار خواهد شد در حالی که سن مناسب ایت الله خامنه ای که در زمان رهبری 50 سال بود باعث شد نظام تا به حال که 27 سال از آن زمان می گذرد با چالش رهبری آینده کمتر مواجه شده باشد و 27 سال تا به حال نظام با ثبات به راه خود ادامه داده باشد. البته سن جوان یک عیب بزرگ نیز دارد و آن بحث پذیرفته شدن در میان حوزه علمیه و افرادی است که برای خود داعیه دارند. فراموش نکنیم 10 سال ابتدایی رهبری آیت الله خامنه ای با برخوردهای افرادی همانند آیت الله منتظری و آذری قمی و سید حسن طباطبایی قمی و ... مواجه شد که بالاخره تاثیرات نامطلوبی هم داشت و باعث حاشیه هایی همانند عدم اجهاد مطلق و یا شبهه در مرجع تقلید بودن ایت الله خامنه ای شد که از آن دوران عبور کردیم.


3- بحث سیادت است که به نظرم بسیار مهم است. اینکه رهبری کلان جامعه انتصاب به خاندان رسول الله داشته باشد بسیار مهم و با اهمیت است. اگر رهبری صرفا فردی عادی و بدون ریشه منتصب به خاندان اهل بیت باشد برای اینکه در دیده عوام جامعه فردی مشروع جلوه کند کمی مبهم می شود. تجربه رهبری امام (ره) و آیت الله خامنه ای نشان داد که از این نظر جامعه مذهبی و عامی پذیرش خوبی داشته است.


4- آگاهی به تمامی زیر و بم های سیاست داخلی و خارجی ایران و فراز و فرودهای رهبری. فراموش نکنیم در تاریخ رهبری ایت الله خامنه ای اتفاقاتی همانند سال 88 رخ داد که اگر ایشان به زیر و بم های سیاست ایران و افراد سیاستمدار آشنا نبودند و خود نیز از یاران نزدیک امام نبودند ، مخالفین و منتقدین ایشان به سادگی می توانستند با ایجاد شبهه در انقلابی بودن ایشان و در متن انقلاب بودن ایشان در جامعه این را به وجود بیاورند که آیت الله خامنه ای فردی دارای سابقه و ریشه انقلابی نیست و نمی تواند در مقابل افراد به ظاهر انقلابی و دارای سابقه مبارزاتی حرفی برای گفتن داشته باشد! کما اینکه برخی از افراد به شدت مغرض سعی در ایجاد این شبهه داشتند اما کار آنها نگرفت و خیلی زود حرفهایشان محو شد.


5- مشهور بودن به علم و دانش در حوزه های علمیه و محافل دانشگاهی. این به نظرم حداقل برای یک روحانی که پتانسیل رسیدن به مقام رهبری را دارد بسیار مهم است که در حوزه های علمیه پایگاه مستحکم داشته باشد و وقتی رهبری جامعه را به عهده می گیرد بتواند حوزه علمیه را در قم و نجف پشت سر خویش داشته باشد. فراموش نکنیم که همچنان حوزه های علمیه در کشور ریشه دار هستند و تاثیرگذاری خاص خودشان را دارند و حوزه هایی همانند نجف نیز در پذیرش مقام رهبری در کشورهای شیعه مذهب همانند عراق و کویت و پاکستان و افغانستان و لبنان و بحرین و ... بسیار مهم است.


شرط های بدیهی دیگر همانند هوش فوق العاده و مقبولیت اجتماعی و آگاهی از زمان و ... هم که اظهر من الشمس است.

قطعا رهبری شورایی هیچگاه اجرایی نمی شود چون نمی تواند تاریخ بقای زیادی داشته باشد و سریعا به اختلاف و کشمکش می انجامد و از قبل شکست خورده است.


قطعا رهبری مراجع فعلی تقلید هم منتفی است به هماند دلایلی که در سال 68 منتفی شد. ( همانند سن و سال مراجع اعظام و همچنین عدم دارا بودن سمت اجرایی در کارنامه خود به جز آیت الله موسوی اردبیلی ( رئیس دیوان عالی قضایی در دهه 60) که ایشان هم در حال حاضر 89 سال دارند و فلج هستند و قطعا گزینه ای برای رهبری محسوب نمی شوند.)


رهبری غیر سادات هم به نظر منتفی است به همان دلیلی که در بند های بالا اشاره کردم. اگر همه اینها را در نظر بگیریم به بیش از 10 گزینه برای رهبری اینده نظام نمی رسیم که در داخل مجلس خبرگان رهبری نیز در حال حاضر عضو هستند. البته باید توجه داشت که در زمان تعیین رهبر احتمالی نقش ریاست جمهور وقت و نظر سران قوا و همچنین توصیه ها و نصایح رهبری قبلی نظام همانند نظر امام (ره) در سال 68 بسیار مهم است. یقینا از سال ها قبل برای این موارد فکرها شده است و برنامه ریزی ها صورت گرفته است اما گذر زمان می توانند شرایط را تغییر دهد و همچنین تغییر سیاست در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز در تغییر این موارد موثر است.

این را هم فراموش نکنیم که همه چیز با منطق و محاسبات ذهبی افراد به پیش نمی رود و شرایط زمانی و غیر مادی نیز تاثیر بسیار زیادی دارد. همان طوری که تا فروردین ماه 68 قرار بر رهبری آیت الله منتظری بود اما 2 ماه بعد آیت الله خامنه ای به رهبری جمهوری اسلامی ایران رسیدند.


فراموش هم نکنیم که رهبری نظام الزامی به ایرانی الاصل بودن ندارد و می تواند غیر ایرانی هم باشد هرچند که به دلیل عدم مقبولیت احتمالی در داخل کشور و نا آشنایی با فضای سیاسی کشور این گزینه بسیار بسیار بعید است هر چند منتفی نیست.


به هر حال هر چه باشد به نظرم شخصا رهبری آینده نظام لااقل به دلیل سلامت جسمی و روحی آیت الله خامنه ای تا 5-6 سال آینده محلی از اعراب ندارد و نظام تا سال های بعد با چالش انتخاب رهبری مواجه نخواهد بود مگر اتفاق خاصی رخ دهد. همچنین به دلیل برنامه ریزی ها و فکرهایی که از قبل شده است و افرادی برای این سمت خطیر مورد توجه قرار گرفته اند چالش رهبری چالش خیلی جدی نخواهد بود و نظام از این گردنه مهم عبور خواهد کرد.