به گزارش سوره سینما، یکصدوبیستونهمین برنامه سینماروایت که دهمین قسمت از فصل جدید این برنامه نیز بود، همزمان با سیوهفتمین سالگرد سقوط پرواز سی-۱۳۰ نیروی هوایی ارتش و شهادت چند تن از فرماندهان ارتش و سپاه به نقد و بررسی مستند «معمای سی-۱۳۰» ساخته سیدمحمدمهدی دزفولی اختصاص داشت. در این برنامه علاوه بر سیدمحمدمهدی دزفولی کارگردان این اثر، محمدتقی فهیم منتقد سینما، سیدبشیر حسینی استاد دانشگاه و کارشناس رسانه، سیدناصر و سیدمهدی نامجو فرزندان شهید سیدموسی نامجو و محمدمهدی شیخصراف به عنوان مجری – کارشناس حضور داشتند.
پروندهای که هیچگاه وضعیت آن مشخص نشد
در ابتدای این نشست سیدمهدی دزفولی در سخنانی در ارتباط با چگونگی ساخت این اثر گفت: این مستند در سال ۹۳ براساس دغدغه حاصل از مطالعه مصاحبههایی که در ارتباط با ماجرای سقوط هواپیمای سی۱۳۰ در من به وجود آمده بود، آغاز شد. ما به سراغ چهرههای مختلفی رفتیم و موفق شدیم که از آنها گفتگو بگیریم ولی در زمینه اسناد و آرشیو با وجود مراجعه یک ساله به ارتش متاسفانه نتوانستیم از این طریق به نتیجه خاصی دست پیدا کنیم.
وی افزود: ما در مجموع توانستیم با ۵ یا ۶ نفر از افراد مطلع از این پرونده از جمله خلبان و گروه پروازی حاضر در آن سانحه که خدا رو شکر، سلامت مانده بودند، گفتگو کردیم اما نتوانستیم با برخی از چهرههای کلیدی ارتش در آن دوره که در حال حاضر هم مسئولیت دارند، گفتگو کنیم. این در شرایطی است که این پرونده برخلاف بسیاری از پروندههای اینچنینی که در نهایت به یک نتیجه مشخص میرسد، هیچگاه درباره آن نه گزارشی رسمی منتشر شد و نه پروندهای درباره آن در دسترس است.
قسمت دوم «معمای سی-۱۳۰» در راه است
دزفولی با اشاره به بازخوردهای مهمی که پخش این مستند در سال گذشته در پی داشته، اظهار کرد: پس از پخش این مستند در سال گذشته، بازخوردهایی از افرادی گرفته شده که به نوعی به این پرونده در ارتباط بودند و ما پیش از این به روایتهای آنها از این واقعه دسترسی نداشتیم. به همین خاطر تصمیم گرفتیم تا قسمت دوم این مستند را امسال کلید بزنیم تا بتوانیم با روایتهای جدیدتری از این کار آشنا بشویم.
وی ادامه داد: ممکن است برخی از بخشهای قسمت اول این مستند برای مخاطبان ناقص باشد و یا شبهاتی داشته باشد و سعی ما بر این است که در قسمت دوم این نقاط را پوش بدهیم. برای مثال برخی از خانوادههای شهدای این حادثه مثل خانواده شهید فکوری، به دلیل شبهاتی که در ارتباط با این حادثه وجود داشت، در ابتدا نسبت به ساخت این مستند خوشبین نبودند و حاضر به مصاحبه نبودند اما زمانی که بازخوردها را دیدند و متوجه شدند که قرار است تا به شکل جدی به موضوع پرداخته شود، علاقمند شدند که مصاحبه کنند.
بازخوانی حضور نفوذیها در نیروهای مسلح در سالهای ابتدایی انقلاب
دزفولی با اشاره به اهمیت پرداختن به چنین سوژههایی بیان کرد: بسیاری از ما میپرسیدند که چرا به سراغ این سوژه رفتیم. در حالی که بحث حضور نفوذیها در ارتش و نیروهای مسلح در سالهای ابتدایی انقلاب که در این مستند بازخوانی میشود، موضوع مهمی است. از سوی دیگر فراز و نشیبی که در دوره جنگ به خصوص در سالهای ابتدایی آن به واسطه این سانحه و شهادت چندتن از فرماندهان شاخص نظامی کشور رخ داد، یک نقطه مغفول واقع شده از تاریخ جنگ تحمیلی است که به نظرم باید به آن پرداخته میشد.
وی خاطرنشان کرد: ما تا به حال اثری را ندیدم که در ارتباط با مسئله نفوذ در نیروهای مسلح در سالهای ابتدایی انقلاب ساخته شده باشد و ما سعی کردیم در این اثر یک بازخوانی کلی از این موضوع مهم داشته باشیم که امیدوارم ادامهدار شود و ما بتوانیم تحقیق و پژوهشمان در این زمینه را تکمیل کنیم.
گلایه فرزند شهید نامجو از نامشخص ماندن وضعیت پرونده سقوط سی-۱۳۰
در ادامه این برنامه سیدناصر نامجو فرزند بزرگتر شهید سیدموسی نامجو وزیر اسبق دفاع جمهوری اسلامی ایران که در حادثه سقوط پرواز سی-۱۳۰ نیروی هوایی ارتش ایران در سال ۱۳۶۰ همراه با تعدادی از فرماندهان نظامی دیگر به شهادت رسیده بود، در سخنانی با تقدیر از کارگردان اثر برای انتخاب این سوژه، اظهار کرد: به نظرم یکی از نکات مثبت این مستند مراجعه و استفاده آقای دزفولی از نظرات افراد مختلف است که شاید در حال حاضر در طیفهای مختلف سیاسی جای بگیرند.
فرزند شهید نامجو در ادامه با ذکر خاطراتی از زندگی شهید نامجو و سختیهای حضور او به عنوان وزیر دفاع در سالهای ابتدایی جنگ تحمیلی گفت: متاسفانه به بسیاری از این موضوعات پرداخته نشده است و هنوز هم برای ما سوال است که چرا ماجرای پرونده سقوط این هواپیما برای رسیدن به نتیجهای مشخص، پیگیری نشد.
همچنین سیدمهدی نامجو دیگر فرزند شهید نامجو نیز در این مراسم در سخنانی گفت: این واقعه یک تکه از پازل اتفاقات دهه ۶۰ است که در تاریخ ایران نقش مهمی داشته است که تاکنون در مستندی به آن پرداخته نشده بود و این اتفاق ارزشمندی است.
وی نیز با ذکر خاطراتی از حضور موثر شهید نامجو در سالهای ابتدایی جنگ از حضور ایشان به همراه گروهی از دانشجویان دانشگاه افسری در دفاع مقدماتی از شهر خرمشهر گفت. واقعهای که به گفته او در میان دیگر وقایع جنگ کمتر به آن اشاره میشود.
ضرورت پرداخت هنری به وقایع مهم تاریخ انقلاب اسلامی
در ادامه محمدتقی فهیم منتقد سینما در سخنانی با اشاره به لزوم پرداخت هنری به وقایع مهم تاریخ انقلاب برای ماندگارتر شدن این اتفاقات در ذهن مخاطب، گفت: بعید میدانم در هیچ جای دنیا تاریخ چهل ساله یک کشور تا این اندازه فراز و فرود داشته باشد؛ موقعیتهایی که میتواند دستمایههای ساخت آثاری جذاب در سینمای ایران شود. ولی متاسفانه این اتفاق نمیافتد، ولی باز هم در این میان باید از مستندسازان تقدیر کرد که به سراغ چنین موضوعاتی میروند که سینمای ما از آن غافل است.
وی افزود: بسیاری میگویند این اتفاقات کمتر برای مردم بیان میشود ولی من خلاف این نظر را دارم و معتقدم که دلیل ماندگار نشدن برخی از موضوعات در حافظه تاریخی مردم، بیتوجهی به هنر و بیان نشدن این موضوعات در قالب یک اثر هنری است. چرا که آنجایی یک موضوع در حافظه تاریخی ثبت میشود که در فرم هنری ارائه شود؛ برای همین هم هست که در این زمینه از سینما انتظارات زیادی وجود دارد.
«معمای سی-۱۳۰» به سوالات مخاطبش پاسخ نمیدهد!
فهیم با اشاره به موضوع مهمی که در این اثر برای اولین بار به آن پرداخته شده است، اظهار کرد: مستندساز در این اثر به سراغ چند سوژه رفته است که مهمترین آنها بحث خود هواپیما است. به همین خاطر تیتراژ ابتدایی کار که موسیقی تاثیرگذاری هم روی آن گذاشته شده، ارزشمند و اثرگذار شده است.
وی افزود: اما فیلم خیلی زود وارد بحث نفوذ در نیروهای مسلح میشود، هر چند که این موضوع اهمیت بالایی دارد ولی نباید تبدیل به سوژه محوری و اصلی فیلم میشد، چرا که سوژه اصلی این مستند باید واقعه سقوط هواپیما باشد. مخاطبی که تشنه شنیدن اطلاعاتی تازه در ارتباط با این پرونده است، نمیتواند در این اثر به پاسخ بسیاری از سوالاتش درباره این ماجرا دست پیدا کند.
این منتقد سینما خاطرنشان کرد: با این همه فیلم ریتم و ضربآهنگ خوبی برخوردار است که به نسبت بسیاری از آثار گفتگو محوری که در حال حاضر در سینمای مستند ما تولید میشود، ارزشمندتر است. هر چند که بهتر بود برای مثال فیلمساز برخی از گفتگوهایش را از چهرههای حاضر در این حادثه در همان محل سقوط هواپیما میگرفت که هم جذابیت بصری کار بالاتر میرفت و هم جنبه مستند بودن کار قوت میگرفت.
تکمضرابهایی شاخص که «معمای سی-۱۳۰» را متفاوت میکند
در ادامه این نشست سیدبشیر حسینی استاد دانشگاه و کارشناس رسانه در سخنانی در ارتباط با این اثر گفت: به نظر من در این اثر با وجود نقاط ضعفی که همچون همه آثار ممکن است در آن وجود داشته باشد، تک مضرابهایی ارزشمند و کمنظیری وجود دارد که یکی از مهمترین آنها اشاره به بحث نفوذ از زبان چهرههای شاخص نهضت آزادی است.
وی افزود: اما نکتهای که در این میان باید به آن اشاره کرد این است که اگر پیش از این و برای مخاطبان دهه ۵۰ و ۶۰ از موضوعاتی همچون نفوذ صحبت میکردیم و مخاطب با آن ارتباط میگرفت، در دوره فعلی و با مخاطب دهه ۷۰ و ۸۰ که درگیر فرامتنهایی تازه شده است، باید به هوشمندی به مراتب بیشتر به تولید محتوا در ارتباط با این موضوعات پرداخت.
لزوم مقابله جدی با روایتهای نادرست رسانههای بیگانه از تاریخ انقلاب
این کارشناس رسانه ادامه داد: خطی که در چند سال گذشته بسیاری از رسانههای بیگانه به سراغ آن رفتهاند، تخریب کلیت جریان انقلاب با اسم نفوذ است. خطی که پیشبینی ما برای ادامه آن به ویژه در ایام دهه فجر، پرحجمتر شدن آن توسط رسانهها بیگانه است که اگر در مواجهه با آن نتوانیم در روایتهای خودمان صریحتر و پیشدستانهتر به موضوعات بپردازیم، در این موضوع از آنها شکست خواهیم خورد.
حسینی با بیان ضرورت به نتیجه رساندن پروندههای مهم تاریخ انقلاب اظهار کرد: ما در چهل سالگی انقلاب نیاز داریم که خودمان روایت بحرانها و وقایع مهم انقلاب را داشته باشیم و برای نسل جدید بازگو کنیم؛ به همین خاطر هم هست که من آثاری همچون «معمای سی-۱۳۰» که شجاعانه به این قبیل موضوعات میپردازند را میپسندم.
وی در پایان خاطرنشان کرد: البته که امیدواریم این موضوعات و پروندهها
چه در واقعیت و چه در عرصه مستند به یک سرانجام مشخص برسد و ناتمام باقی
نماند. چرا که بسیاری از اتفاقات مهم تاریخ انقلاب هنوز به شکل پروندههایی
ناتمام و نامشخص باقی مانده است. اتفاقی که متاسفانه این روزها در ارتباط
با برخی از پروندههای دیگر نیز در حال تکرار است. (+)
روز یکشنبه 8 مهرماه 1397 از ساعت 17 الی 19 جلسه نمایش و بررسی مستند معمای C130 ساخته سید مهدی دزفولی، در سالن اسوه واقع در پیچ شمیران تهران، ابتدای خیابان بهار جنوبی برگزار می شود.
برنامه تحت عنوان سینما روایت است و حضور برای علاقمندان آزاد است.
این مستند پیرامون سقوط مشکوک هواپیمای فرماندهان ارتش و سپاه در 7 مهرماه 1360 و بررسی ابعاد مختلف آن است.
فروش DVD مستند گزارش چند قتل، پیرامون قتلهای زنجیره ای سال ۱۳۷۷ و سعید امامی در کتابفروشی کیهان تهران آغاز شده است. علاقندان برای تهیه این مستند می توانند به این کتابفروشی واقع در خیابان انقلاب بین فخررازی و دانشگاه مراجعه نمایند.
شماره های تماس کتابفروشی کیهان: ۶۶۴۰۳۴۷۹ / 09371767944

کتاب فروشی صفحه سفید (وابسته به انتشارات صفحه سفید، ناشر کتاب شهید محمد کچویی) در ضلع شمالی میدان فلسطین تهران پلاک ۹ گشایش یافت. علاقمندان برای خرید کتاب شهید روز هشتم، پیرامون زندگی و زمانه شهید محمد کچویی می توانند به این کتابفروشی مراجعه نمایند.
از روزهای آینده نیز توزیع این کتاب توسط پخش ققنوس آغاز می شود.
همچنین علاقمندان برای پیگیری صفحه انتشارات صفحه سفید در اینستاگرام می توانند اینجا را کلیک نمایند.
سیدمهدی دزفولی، از مستندسازان کشور در گفتوگو با خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس (+) درباره کار جدیدش با عنوان «گزارش چند قتل» اظهار داشت: ایده اولیه تولید این مستند از آنجایی شروع شد که در تاریخ انقلاب پروندهای داریم که هنوز هم درباره آن شبهاتی در سطح جامعه وجود دارد. این واقعه با عنوان «قتلهای زنجیرهای» در سال 1377 و یک سال بعد از شروع دولت اصلاحات رخ داد.
وی افزود: این اتفاقات که با ترور شهید لاجوردی شروع شد، به قتلهای زنجیرهای رسید، سپس اتفاقهایی که مربوط به وزارت اطلاعات بود رخ داد، در ادامه ترور شهید صیاد شیرازی و خودکشی سعید امامی رخ داد و در نهایت نیز حوادث کوی دانشگاه در سال 1378 اتفاق افتاد.
دزفولی ادامه داد: با توجه به حوادث رخ داده در آن مقطع زمانی، علاقهمند شدم روی این قسمت از تاریخ انقلاب کار کنم. زیرا موضوعی بود که تا به حال در مورد آن کاری انجام نشده بود و تا امروز کتاب یا فیلمی درباره آن نیست.
این کارگردان خاطرنشان کرد: در این میان، گرهی وجود دارد که به افرادی که در این مسئله دخیل بودند و در حال حاضر دارای سمتهای دولتی هستند و جزء چهرههای سرشناس سیاسی هستند، برمیگردد. به طور خلاصه در مورد این موضوع جای خالی احساس میشد که باید کاری در این مورد صورت می گرفت.
وی در ادامه سخنان خود اضافه کرد: برای ساخت هرچه بهتر مستند «گزارش چند قتل» سعی کردم با افراد مهم و تاثیرگذار سیاسی همچون سعید حجاریان که مسئول گزینش سعید امامی هم بود، حجتالاسلام فلاحیان، حجتالاسلام روحالله حسینیان و خانواده آقای سعید امامی مصاحبههایی انجام بدهم؛ اما بسیاری از آنها به این کار رضایت نمیدادند. در نهایت توانستیم با آقای بختیاری که معاون شهید لاجوردی بود و همچنین با آقای دری نجفآبادی مصاحبههایی را بگیریم.
این مستندساز اظهار داشت: به صورت مشخص با افرادی همچون عبدالله شهبازی ارتباط گرفتیم و مقالاتی را که او درباره این مسائل نوشته بود، مطالعه کردیم. همچنین با برخی چهرههای کمتر شناخته شدهای که کار زیادی روی این مسئله کرده بودند، مصاحبههایی کردیم که از جمله این افراد میتوانم به آقای حسین قاسمی اشاره کنم.
دزفولی تصریح کرد: خاطرات سعید حجاریان، یکی از کتابهای اکبر گنجی، مقالات عمادالدین باقی و حتی فایلهای صوتی که این افراد داشتند، استفاده کردیم تا نشان بدهیم آن مطالبی که آنها بیان میکردند، خلاف واقع بوده است. از نشریات و روزنامههایی چون سلام، کیهان و صبح امروز استفاده کردیم.
این کارگردان خاطرنشان کرد: برای کاملتر شدن این مستند از برخی فیلمهای منتشر شده بازجوییها و برگههای آن که نزدیک به هزار صفحه از آنها تا امروز منتشر شده است، استفاده کردیم.
دزفولی یادآور شد: برای تولید هرچه بهتر مستند «گزارش چند قتل» تعدادی از آرشیوهای مربوط به آقای سعید امامی را به دست آوردیم و صحبتهایی را که رهبری و رئیس جمهور وقت در دی ماه سال 1377 داشتند تهیه کردیم.
* پژوهش «گزارش چند قتل» ۶ ماه طول کشید
وی با اشاره به مراحل فنی آماده سازی مستند گفت: بعد از پایان مرحله پژوهش که چیزی حدود ۶ ماه طول کشید وارد بخش انجام مصاحبهها شدیم که نزدیک به دو ماه زمان برد و بعد از ۴ ماه تدوین، مستند «گزارش چند قتل» آماده نمایش شد.
این کارگردان عنوان کرد: در مجموع مستندی را در 35 دقیقه به عنوان قسمت نخست از یک مجموعه مستند که به بازخوانی قتلهای زنجیرهای سال 1377 و اتفاقات سال 1378 میپردازد، تهیه کردیم.
وی در بخش دیگر سخنانش اظهار داشت: سعید امامی به دلیل اینکه معاونت داخلی وزارت اطلاعات زمان آقای فلاحیان را از سال 1368 تا 1376 را برعهده داشت از چهرههای سرشناس کشور در سالهای اخیر بود. بعد هم که در سال 1377 آن اتفاقات رخ داد، او به عنوان متهم ردیف اول معرفی شد و سپس آقای عالی خانی و موسوی که از دوستانش بودند به عنوان متهمان ردیف دوم و سوم محکوم شدند.
دزفولی تصریح کرد: البته دو قرائت مختلف در مورد سعید امامی وجود دارد. نخست که اطرافیانش معتقد هستند او قربانی توطئهای شد که در دولت اصلاحات رقم خورده بود تا برخیها بتوانند در قالب آن به نظام ضربه وارد کرده و نیروهای حزب الهی و ارتشی را از صحنه بیرون کنند. قرائت دوم این بود که او فردی بود که سوابق خانوادگی خاصی داشت و تعدادی از افراد فامیل او از وابستگان رژیم پهلوی قبل از انقلاب بودند.
این کارگردان تاکید کرد: سعی کردم تا این دو نگاه را به نوعی مطرح کنم و از همه مهتر قرائت رسمی نظام از این موضوع را در این مستند بیاورم. زیرا بالاخره آن زمان در مورد این وقایع پروندهای تشکیل شده بود و این افراد در دادگاه نیروهای مسلح دادگاهی شدند و بالتبع حکمی هم برای آنها در سال 1379 صادر شد.
دزفولی افزود: برای هرچه بهتر مستند «گزارش چند قتل» سعی کردیم تا با برخی از نزدیکان آقای سعید امامی هم گفتوگوهایی را بگیریم که متاسفانه راضی به مصاحبه نشدند. البته او یک پسر دارد که الان در کشور آمریکا است و همسرش هم که در کشور بود از ایران خارج شده است. با آنها هم قصد داشتیم مصاحبههایی را انجام بدهیم که این فرصت فراهم نشد.
این کارگردان خاطرنشان کرد: عدهای بعداً این اتفاقات را بهانهای کردند که وزارت اطلاعات را ضعیف کنند تا از این راه به نظام ضربه وارد کنند و در نهایت بتوانند با استفاده از جنجالی که ایجاد میشود به گمان خودشان، جمهوری اسلامی را زمین بزنند.
* ساخت قسمت دوم «گزارش چند قتل» از پاییز
وی اضافه کرد: امیدوارم با توجه به اینکه پیش بینی میکنم بازخوردهای خوبی را از تماشای مستند «گزارش چند قتل» دریافت کنیم، قسمت دوم را نیز تولید میکنیم. قصد داریم تا به صورت عمیقتری این حوادث و وقایع آن سال ها را بررسی کرده و به تصویر بکشیم.
دزفولی یادآور شد: در قسمت دوم این مستند، در نظر دارم سوابق هر کدام از افرادی را که در این حادثهها دخیل بودند نیز به تصویر بکشم. امیدوارم اگر مشکلی ایجاد نشود قسمت دوم مستند که از مهر یا آبان، ساختش را شروع می کنیم، تا پایان سال جاری آماده نمایش شود.
این کارگردان عنوان کرد: در این چند روزی هم که مستند، منتشر شده اتفاق خاصی روی نداده است. برخی گمان را داشتند که حساسیتی ایجاد شود. ولی در هر صورت استقبال خوبی از نمایش آن تا امروز صورت گرفته و امیدوارم با عرضه این مستند اتفاقهای خوبی رقم خورد و جریانسازی در سطح کشور صورت بگیرد و بازخوانی خوبی از پرونده مهمی که وارد بیستمین سالگرد آن شدیم، داشته باشیم.
این کارگردان ادامهداد: فعلاً به دنبال این موضوع هستیم که بخش نخست مستند نمایش داده شود تا با بازخوردهایی که از مخاطبان خود میگیریم بتوانیم افراد دیگری همچون آقایان فلاحیان و حسینیان از موافقان و حجاریان، باقی و نیازی از منتقدان را برای انجام مصاحبه راضی کنیم تا از صحبتهای آنها برای بخش دوم مستند استفاده کنیم.
دزفولی اضافه کرد: علاقهمندان میتوانند این مستند را از طریق تارنمای «سینما مارکت» خریداری کنند. از ابتدای سال تحصیلی جدید نیز اکرانهای دانشگاهی آن آغاز میشود. البته قصد داشتیم مستند را به دوره اخیر جشنواره عمار برسانیم که آماده نشد ولی برای دوره بعدی آن میفرستیم.
یادداشت جدیدم در خبرگزاری فارس را در اینجا و یا در سایت این خبرگزاری می توانید مطالعه نمائید. (+)
22 بهمن 1357 زمانیکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، به سرعت گروه ها و تشکیلاتی که سال ها بود به دلیل مشت های آهنین ساواک رژیم پهلوی متلاشی شده بودند و توانایی انجام حرکت های منسجم را از دست داده بودند، مجددا توانستند احیا شوند و شروع به قدرت یابی و عضو گیری کنند.
از بین این گروه ها مجاهدین خلق سابقه جالب تر و جدی تری داشت. گروهی که در میانه دهه پنجاه سابقه ترور افسران ارشد آمریکایی در تهران را داشت، دم از انقلابی گری و ملی گرایی اصیل می زد، سابقه حمایت از گروه های چپ در سرزمین های اشغالی فلسطین را داشت و خود را مبارزین مذهبی، با سابقه سال ها شکنجه در زندان های شاه می دانستند حالا در ماه های پس از پیروزی انقلاب تلاش داشتند خود را بازیابی کنند و به صحنه سیاسی کشور بازگردند.
هر هفته میتینگ های سیاسی سازمان مجاهدین خلق در دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی تهران (آریامهر سابق و شریف امروز) برگزار میشد و در فضای باز سالهای بعد از پیروزی انقلاب، بسیاری از جوانان و چهره های مختلف نیز در این مراسم ها حضور پیدا می کردند.
در روزهای گرم ابتدایی تیرماه 1358 خبری مهم و جنجالی در روزنامههای تهران منتشر شد. حماد شیبانی از اعضای چریک های فدایی خلق به همراه سید محمدرضا سعادتی دستگیر شدند. اما اصل واقعه مربوط به اردیبهشت ماه آن سال بود که به دلیل اهمیت پرونده، خبر با چند ماه تاخیر منتشر شده بود تا از حجم جنجال ها کاسته شود و موضع رسمی تری درباره این پرونده اتخاذ شود.
البته نشریه مجاهد، ارگان رسمی سازمان مجاهدین خلق، خبر را در همان روزهای اردیبهشت ماه منتشر کرده بود، اما به دلیل ناقص بودن اطلاعات تا تیرماه آن سال خبر به صورت رسمی از کانال های شناخته شده اعلام نشده بود.
سید محمد رضا سعادتی از اعضای شناخته شده کادر رهبری مجاهدین خلق بود در ماه های منتهی به پیروزی انقلاب بود که در سال های پیش از پیروزی انقلاب سال ها سابقه زندان را داشت، از بنیانگذاران شرکت صنعتی نولکو در تهران بود که در خیابان روزولت شمالی ( مفتح شمالی کنونی) دفتر داشت. سال ها در ذوب آهن اصفهان که توسط شوروی ها تاسیس شده بود از ابتدای دهه چهل فعال و مشغول به کار بود و به دلیل رتبه برتر کنکور که داشت و از نفرات شناخته شده دانشکده فنی دانشگاه تهران بود، در میان چهره های دانشجویی و مبارز سیاسی شناخته شده و قابل احترام بود.
اما دلیل دستگیری سعادتی با این سوابق مبارزاتی و زندان های قبل از انقلاب چه بود؟ دادستانی تهران اعلام کرده بود سعادتی به دلیل جاسوسی و انتقال پرونده های محرمانه برای شوروی دستگیر و زندانی شده است. حماد شیبانی نیز به دلیل انتقال برخی از افراد و اسلحه از مرزهای غربی کشور در کردستان دستگیر شده بود و البته او چند ماه بعد آزاد شد.
اما سعادتی ماه ها در زندان ماند و پرونده اش ابعاد بیشتری پیدا کرد. در خاطرات عباس امیر انتظام که سال ها بعد در ابتدایی دهه 80 منتشر شد، آمده بود که روزی در اسفندماه 1357 یکی از ماموران سابق اداره هشتم ساواک به او مراجعه کرده بود و قصد اطلاع رسانی درباره یک دیدار مهم بین یکی از کارمندان سفارت شوروی در تهران با یک چهره سیاسی ایرانی را داد.
آن مامور ساواک نام آن فرد ایرانی را عبدالعلی اعلام کرد. خبر زمانیکه به نخست وزیر وقت یعنی مهندس مهدی بازرگان رسید دستور رسیدگی ویژه را صادر کرد و البته چون نام این فرد هم نام پسر خود (عبدالعلی بازرگان) بود مقداری ناراحت شد. از طریق دکتر ابراهیم یزدی و دکتر مصطفی چمران موضوع پیگیری شد و نتیجه آن شد که عبدالعلی در خیابان روزولت تهران به همراه مامور سازمان کا.گ. ب شوروی دستگیر شدند. مامور به دلیل داشتن مصونیت دیپلماتیک آزاد شد اما عبدالعلی که حالا مشخص شده بود محمد رضا سعادتی است به یک خانه امن در همان حوالی منتقل شد.
مامور دستگیری فردی به نام «ماشاالله قصاب» از چهره های پر حرف و حدیث ماه های ابتدایی انقلاب بود که برخی ها مدعی بودند با سفارت آمریکا در تهران در ارتباط است و بعدها تصاویر وی در کنار سفیر وقت آمریکا در تهران منتشر شد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در فروردین ماه 1358 اعلام موجودیت کرده بود و از ابتدا درگیری های سیاسی جدی با مجاهدین خلق (بر سر اسم خود) داشتند، در اردیبهشت ماه همان سال بیانیه ای را صادر کرد و مدعی دستگیری یکی از اعضای سازمان با این مشخصات شده بود که وی در حال انتقال اطلاعات جاسوسی به مامور شوروی بوده است و از وی در مقابل این خدمات، درخواست تجهیزات شنود و جمع آوری اطلاعات مربوط به جاسوسان آمریکا در تهران را داشته است.
سازمان مجاهدین خلق در همان ماه های ابتدایی از امام (ره) و رهبران انقلاب میخواست که سعادتی سریعا آزاد شود و پیرامون پرونده وی جنجال های بسیاری درست شد و دائم این خط دنبال می شد که سعادتی جاسوسی نکرده است! حتی برخی ها مدعی شدند سعادتی در زندان شکنجه شده است و تحت فشارها اعتراقاتی را داشته است.
آیت الله طالقانی نیز تحت فشار تبلیغاتی مجاهدین در یک سخنرانی مدعی شد جرم سعادتی جاسوسی نیست و چرا هر جاسوسی در ایران دستگیر می شود مربوط به اردوگاه چپ ها و شوروی هاست و مگر آمریکا و انگلیس در ایران جاسوس ندارند؟
دادستان اول انقلاب یعنی مرحوم آیت الله احمد آذری قمی از دادستانی کنار رفته بود و سپس آیت الله محمدی گیلانی مشغول به کار شده بود و همین باعث آن شد تا پرونده سعادتی تا اواسط سال 1359 به جریان نیفتد. شهریور ماه 1359 اولین جلسه دادگاه به ریاست آیت الله سید حسین موسوی تبریزی و وکالت دکتر عبدالکریم لاهیجی به عنوان وکیل سعادتی قرار شد تشکیل شود اما به دلیل شروع جنگ در 31 شهریور ماه 1359، دادگاه به آبان ماه آن سال منتقل شد.
پس از چندین جلسه دادگاه و استماع سخنان سعادتی در دادگاه که پذیرفته بود با ماموران سفارت شوروی در تهران راتباط داشته است، بخشی از پرونده جاسوسی تیمسار معدوم احمد مقربی که در سال 1356 اعدام شده بود و برای شوروی از اهمیت ویژه ای برخوردار بود را به شوروی ها داده بود اما قصد وی کمک به کشور بوده است! سرانجام دادگاه حکم 10 سال زندان را برای وی تعیین کرد.
سعادتی از آذرماه 1359 در زندان اوین زندانی شد و طی دوران زندانش به صورت رسمی آغاز شد، و دائم توسط نشریات سازمان مجاهدین پیرامون وی فضاسازی و مظلومیت نمایی صورت می گرفت.
در بهار سال 1360 و با اوج گیری اتفاقات در تهران، سعادتی نیز در زندان دست به اعتصابات و تحصن زد. در تیرماه 1360 که سازمان وارد فاز مسلحانه شد، محمد کچویی نیز در زندان اوین توسط یک عامل نفوذی به نام کاظم افجهای هزاری در 8 تیرماه 1360 به شهادت رسید.
بعدها در اعترافات دوستان افجهای همانند مهدی آسمان تاب و با شهادت افرادی همانند تولیت مشخص شد سر نخ های اصلی برای شهادت کچویی توسط سعادتی به افجه ای داده شده بود و در اصل قرار بود اسدالله لاجوردی و آیت الله محمدی گیلانی نیز به شهادت برسند اما به دلیل فداکاری کچویی این اتفاق نیفتاد و در نهایت فقط کچویی به شهادت رسید.
بعدها نیز مشخص شد برخی دیگر از افراد از جمله میرآبی رئیس دفتر آیت الله گیلانی توسط برخی نفوذی ها شناسایی شده بود و اطلاعات زندان و محاکم دادگاه انقلاب از طریق نزدیکانش به بیرون درز پیدا می کرده است.
یک ماه بعد مجددا دادگاهی برای سعادتی در زندان اوین توسط مرحوم آیت الله محمدی گیلانی تشکیل شد و سعادتی در آن دادگاه به دلیل وقوع جرم ثانویه که مشارکت در ترور کچویی بوده است، محکوم به اعدام شد.
طبق گفته ها و شنیده های متعدد، شهید محمد علی رجایی که آن روزها تازه به ریاست جمهوری رسیده بود مخالف اعدام سعادتی بود و طبق تحلیل اطرافیان خود همانند بهزاد نبوی و خسرو قنبری تهرانی معتقد بود که سعادتی مخالف مشی مسلحانه سازمان است و چنین تحلیل می کند که در مقابل جمهوری اسلامی نباید دست به اسلحه شد.
تحلیلی که البته نگارنده در مصاحبه با افرادی همانند مرتضی الویری و جواد منصوری نتوانست اصل آن را تائید کند و در مصاحبه با بهزاد نبوی و خسروتهرانی و مصطفی تاج زاده نیز متوجه شد این چهره ها نیز پس از گذشت بیش از 3 دهه دیگر قائل به آن تحلیل ها نیستند.
در نهایت سعادتی در هفته اول مرداد ماه 1360 و در همان روزی که رجوی و بنی صدر از کشور گریختند در زندان اوین اعدام شد. چند روز بعد به ادعای سید اسدالله لاجوردی وصیت نامه ای از سعادتی در نشریات داخلی منتشر شد که در آن سعادتی به رهبری امام خمینی(ره) شهادت داده بود و مجاهدین را از رویارویی با جمهوری اسلامی برحذر داشته بود. گفته بود که موافق این نیست که جمهوری اسلامی تضعیف شود و هدف مجاهدین باید امپرالیسم آمریکا باشد و اسلحه ها و خشم انقلابی را به آن سو برد.
داستان محمدرضا سعادتی داستان پر فراز و نشیبی است که همچنان پس از 37 سال قابلیت بررسی جدی و عمیق را دارد. چهره ای که به ظاهر فعال سیاسی و مبارزاتی بود، در ماه های ابتدایی انقلاب به جرم جاسوسی برای شوروی دستگیر شد، در زندان اوین مشغول طی دوران زندان خود بود تا در تابستان سال 60 به جرم مشارکت در ترور محمد کچویی و شبکه سازی داخل زندان به اعدام محکوم شد.
سطر سطر پرونده سعادتی پر از حرف های جدی و قابل بررسی است. اینکه سازمان مجاهدین خلق از همان ماه ابتدایی پیروزی انقلاب وارد فاز جاسوسی به نفع بیگانگان شدند. اینکه به پرونده های دادستانی از طریق نفوذی های خود همانند اکبر طریقی دسترسی داشتند، اینکه چهره ای همانند آیت الله طالقانی تحت تاثیر آن ها بود و در دفتر وی نفوذ داشتند، اینکه برخی از چهره های سیاسی همانند عبدالکریم لاهیجی، عزت الله سحابی، سیمین دانشور و غلامحسین ساعدی و ... از آنها حمایت جدی می کردند و اینکه توانسته بودند با شبکه سازی در داخل نهادهای مختلف و زندان اوین ارتباط خود را با بیرون حفظ کنند و بتوانند به سادگی خط گیری و خط سازی کنند و در نهایت به مقابله مسلحانه با جمهوری اسلامی برخیزند اصلا مساله ای ساده نیست که بتوان از کنار آن عبور کرد.
مجاهدین خلق بعدها به عراق رفتند، با رژیم صدام همکاری کردند تا جمهوری اسلامی ایران را بتوانند شکست دهند اما به تمام آرمان ها ادعایی خود پشت کردند. از مبارزه علیه آمریکا به همکاری با آن رسیدند. از آرمان فلسطین دست کشیدند و عملا تبدیل به عناصر همپیمان با اسرائیل شدند و در نهایت نیز اسلامیت را نفی کردند و پوسته ای ظاهری را حفظ کردند.
در جاسوسی و عملیات های ترور نیز به تبحر رسیدند و تبدیل به نفراتی شدند که با آرمان اولیه مجاهدین در سال 1344 به تضاد یکصد و هشتاد درجه ای رسیدند.
بازخوانی پرونده این گروه و نفرات اصلی آن در سال های قبل و بعد از انقلاب نشان از سیر سینوسی و متضاد این گروه دارد که چگونه عده ای با ظاهر و اسم مجاهد و به ظاهر دلسوز و تحصیلکردگانی دغدغه مند تبدیل به عناصری ضد میهنی شدند که در صف دشمنان ملت خود قرار گرفتند و به همکاری با آنان نیز افتخار می کنند.
مجاهدین خلق همچنان تنها گروه اپوزیسیون داخلی است که به دلیل تشکیلاتی عمل کردند و سابقه بیش از 50 سال، توانایی ضربه زدن به جمهوری اسلامی را دارد و بازخوانی کارنامه و عملکرد 53 ساله آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. گروهی که روزی از بهترین و جدی ترین مبارزین بود و تفکرات آن در میان جوانان مذهبی تحصیلکرده طرفدار داشت تا امروز به اینجا رسیده است که علیه ملت و کشور خود هرکاری را انجام می دهد.
به گزارش قدس آنلاین، این مستند به چگونگی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت الله بهشتی و اعضای این حزب میپردازد. با سیدمهدی دزفولی کارگردان مستند «داستان ناتمام یک حزب» درباره علت پرداختن به این موضوع و مسائل مرتبط با ساخت این مستند که تولید آن دو سال به طول انجامید، گفت و گو کردیم. (+)
■ در آغاز درباره روند ساخت مستند «داستان ناتمام یک حزب» توضیح بدهید و اینکه چرا به سراغ بازخوانی فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی رفتید؟
ساخت این مستند از مهر سال ۹۲ آغاز شد. هدف اصلی ما این بود تا یک بازخوانی کلی از فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی داشته باشیم؛ از ۳۰ بهمن ۵۷ تا اردیبهشت سال ۶۶ که فعالیت حزب متوقف شد.
حزب جمهوری اسلامی در یک دهه اول انقلاب، تأثیرگذارترین تشکل سیاسی کشور بود که بسیاری از مسئولان وقت، عضو آن بودند. بعد از اتفاقهای سال ۶۰ که بنی صدر از کشور رفت، این حزب گستردهترین فعالیتها را در کشور داشت. در این مقطع زمانی، از انتخابات ریاست جمهوری گرفته تا ترورها و جنگ هشت ساله رخ داد که این رخدادها اهمیت بازخوانی فعالیتهای حزب را نشان میدهد.
تفکرات سیاسی کنونی هم به خاستگاه اصلی جریان راست و چپ حزب جمهوری برمی گردد. از سوی دیگر بسیاری از اعضای حزب به مراتب عالی در سطح مدیریتی کشور رسیدند، ضمن اینکه حزب جمهوری موجب ارتقای خیلی از گروهها شد به همین دلیل بازخوانی فعالیتهای حزب مهم است.
■ با توجه به دشواریهای دسترسی به آرشیو سازمان صدا و سیما، با چه محدودیت هایی در ساخت این مستند مواجه بودید؟
برای تهیه آرشیو به مشکلاتی برخوردیم و تلاش کردیم با دوستانی که در مرکز اسناد انقلاب اسلامی کارهای پژوهشی انجام میدهند، اسنادی را به دست بیاوریم.
از مؤسساتی که مربوط به شهدای هفت تیر هستند، سندهایی را به دست آوردیم و تلاش کردیم آرشیوی از صدا و سیما و مراکزی که به صورت خصوصی و شخصی اسناد را نگهداری میکنند، منابع پژوهشی را به دست بیاوریم. بخشی از اطلاعات هم طی مصاحبه با افرادی که در آن دوره عضو حزب بودند، جمع آوری شد از جمله دکتر جاسبی که قائم مقام حزب بود تا آقای عسگراولادی، جواد منصوری، آقای معادیخواه، فرشاد مؤمنی و افرادی که با شهید بهشتی در ارتباط بودند. به سراغ خانواده شهید بهشتی هم رفتیم ولی یکی از فرزندانشان حاضر به گفت و گو نشد. با علی مطهری، پسر شهید مطهری که پدرشان اوایل تأسیس حزب از مخالفان تأسیس آن بود و شأن روحانیت را فراتر از کارهای سیاسی میدانست هم گفت و گو کردیم تا تفکرات مختلف بررسی شود.
سخنرانیهای امام (ره)، صحبتهای رهبری به عنوان دبیرکل حزب و دیگر اعضای فعال حزب هم در مستند آمده است. مستند داستان ناتمام یک حزب در تابستان سال ۹۴ به پایان رسید که در جشنواره سینما حقیقت و جشنواره عمار اکران شد.
از سال ۹۳ هم نوشتن کتابی درباره حزب جمهوری را شروع کردم که تا پایان سال ۹۵ طول کشید و امیدوارم امسال یا سال آینده به چاپ برسد.
■ آیا در مسیر کار تحقیقاتی با نقاط تاریکی روبهرو شدید که به پاسخ روشنی نرسید؟
بله موارد بسیاری بود، اینکه اختلافات داخل حزب از چه چیزی به وجود آمد تا جزئیات انفجار دفتر حزب و اینکه چرا فعالیتهای حزب ناتمام ماند؟ آیا سال ۶۶ فعالیتهای حزب متوقف شد یا پیش از آن متوقف شده بود؟ ابهامهایی درباره اختلافهای اعضای شورای مرکزی حزب که افرادی با طیفهای مختلف فکری در این شورا فعالیت داشتند. از سوی دیگر روحانیت داخل حزب با بخشی از غیر روحانیون در حزب مشکل داشتند. شهید بهشتی تلاش کرده بود که همه طیفهای سیاسی را در کنار هم جمع کند، از برخی افراد هم برای پیوستن به حزب دعوت شد که نپذیرفتند همچون محمد منتظری و آقای موسوی خوئینی ها.
■ شهید محمد منتظری که از شهدای هفت تیر هستند، عضو حزب نبودند؟
آقای منتظری در روز ۷ تیر به خاطر حلالیتطلبی از آقای بهشتی در ماجرای بنی صدر به دفتر حزب آمده بود که شهید شد ولی ایشان عضو حزب جمهوری نبود. بازخوانی داستان حزب جمهوری اسلامی به خاطر تفکرات مختلفی که در آن وجود داشت و مسیر جریانهای سیاسی بعد انقلاب را شکل داد، حائز اهمیت است. اتفاقهایی که در جریان انقلاب افتاده، خاستگاهش در این حزب است. در دهه ۶۰ کل جمعیت کشور ۳۰ میلیون نفر بود که چهار، پنج میلیون نفر عضو حزب جمهوری اسلامی بودند یعنی حدود یک پنجم جمعیت کشور عضو این حزب بودند، هیچ حزبی نداشتیم که با چنین جمعیتی عضو داشته باشد.
■ آیا در مسیر تحقیقات با این مشکل روبهرو شدید که بگویند این آرشیو یا اسناد محرمانه است و امکان دستیابی به آن را ندارید؟
فراوان؛ مثلاً هیچ وقت به مذاکرات شورای مرکزی حزب یا برخی از سخنرانیهای شهید بهشتی و سخنرانیهای عمومی سران حزب دسترسی پیدا نکردیم.
البته بخشی از اینها بعد از ۳۰ سال موجود نیست و اسناد حزب هم به صورت منسجم آرشیو نشده است در حالی که درباره حزب جمهوری باید مدارک و آرشیو بیشتری جمعآوری شود.
■ با تکثر نگاه و پرداختهای مختلف روی فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی از سوی دیگر فیلمسازان و مستندسازان موافقید؟
حتماً، علاوه بر پرداخت به فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی، اسناد تاریخ انقلاب هم بسیار حائز اهمیت است و درباره آنها هم کار جدی نشده است؛ مثلاً در مورد کودتای نوژه که تنها کودتای نظامی از داخل کشور بود، اثر تصویری جدی نداریم. تاریخ انقلاب مملو از حوادثی است که به صورت جدی مورد بازخوانی قرار نگرفته است و اگر به آنها پرداخته نشود، گسست تاریخی برای نسل جدید به وجود میآورد، نسلی که اطلاعات کافی در مورد تاریخ انقلاب ندارند. ما در این مستند یک ساعته به صورت کلی به اتفاقات مهم آن دوره پرداختیم که هر کدام از آنها یک مستند جدی را میطلبد.
نسل جدید هم هر چه تفکرات، بینشها و اختلافها را بهتر درک کند میتواند به دلایل و ریشه اختلافات بهتر پی ببرد. به طور قطع هرچه درباره اتفاقات دهه ۶۰ بیشتر کار شود، هم برای امروز بهتر است و هم اینکه سبب تعمیق نگاهها به انقلاب اسلامی میشود.
■ چرا مستندسازها کمتر سراغ اتفاقهای دهه ۶۰ میروند؟
چون دوست ندارند که وارد بحثهای پژوهشی جدی و سنگین بشوند و ترجیح میدهند که رخدادهای روز را دنبال کنند که برایشان کمهزینهتر است و هم اینکه ممکن است بسیاری از افرادی که برای ساخت مستند نیاز به گفتوگو با آنهاست، فوت شده باشند یا در دسترس نباشند. هم اینکه جو روشنفکری در مورد اتفاقات روز وجود دارد. اگر به کارنامه جشنواره فیلم فجر نگاه کنید از سال ۹۳ به بعد، آثاری با نگاهی تاریخی و سیاسی همچون فیلمهای سیانور، ایستاده در غبار و ماجرای نیمروز با اقبال عمومی مواجه شده و جریان ساز بودند اما به دلیل سختی و مشقت ساخت این فیلم ها، زمانبر بودنشان و نیازشان به پژوهشهای جدی، کمتر کسی سراغ ساخت این فیلمها میرود در حالی که این ژانر حرفهای جدیدی دارد و نکات مغفول بسیاری را روشن میکند.
حزب جمهوری هم بستری است که حرفهای جدی و زیادی برای گفتن دارد و میتوان درباره آن کارهای جدی و جریان ساز زیادی ساخت.
■ طی انجام این پروژه بویژه در مراحل پژوهشی، شخصیت شهید بهشتی را چطور یافتید؟
شهید بهشتی در زمان انقلاب ۵۰ ساله بودند و برای انقلاب اسلامی، برنامه داشتند. یکی از افرادی که در مورد انقلاب بسیار هوشمندانه رفتار میکرد، آقای بهشتی بود.
در ساواک پروندهای از ایشان وجود ندارد و این نشان میدهد که بسیار هوشمندانه پیش میرفتند.
جالب است بدانید که شهید بهشتی، قبل از پیروزی انقلاب دفترچهای داشت که در آن نام افراد معتمد را یادداشت کرده بود تا در مسیر استقرار نظام از آنها کمک بگیرد.
همه شواهد نشان میدهد که ایشان فکر جدی برای اداره انقلاب داشتند. جزو شخصیتهای فکوری بودند که بعد از پیروزی انقلاب، برنامههای جدی برای اداره نظام داشتند. این نظم فکری و با برنامه بودن در زندگی شخصی ایشان هم نمود داشت.
■ ورود نسل دهه ۶۰ را به اتفاقات این دهه پر حادثه که بناست در قاب سینما، این وقایع را با استناد به اسناد و تاریخ شفاهی به جا مانده از آن دوران روایت کنند، چطور میبینید؟ نقاط قوت و ضعف این ورود چیست؟
نقطه قوتش این است که نسل سوم انقلاب، ذهنیت قالبی نسبت به اتفاقات آن دوره ندارد، ضمن اینکه نسل جدید حرفهای جدیدی برای گفتن دارد.
به نظر میرسد که نهضتی در نسل دهه ۶۰ برای بازخوانی اتفاقات آن دهه آغاز شده است چون دهه ۶۰، دهه بسیار مهم و پرالتهابی است و بسیاری از اتفاقات دوران حاضر هم به آن دهه برمی گردد که کارهای عمیق و مهم درباره آن دهه مهم موجب شفاف سازی و تنویر افکار عمومی میشود.