گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام.

پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

بایگانی

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سید محمد مهدی دزفولی» ثبت شده است

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سبحان کیانی: کتاب «طلوع و غروب یک حزب (تاریخ شفاهی حزب جمهوری اسلامی)» نوشته سید محمدمهدی دزفولی، از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی می‌باشد. چاپ اول این کتاب در پاییز ۱۴۰۴ و در چهارده فصل منتشر شده است.

کتاب «طلوع و غروب یک حزب» با زیرعنوان تاریخ شفاهی حزب جمهوری اسلامی، از جمله آثاری است که می‌کوشد یکی از مهم‌ترین تجربه‌های تشکیلاتی و حزبی تاریخ معاصر ایران را از زاویه‌ای درونی و مبتنی بر خاطره و روایت شخصی بازخوانی کند؛ نهادی که در سال‌های اخیر نقش پررنگی در ثبت و تدوین تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی و نهادهای سیاسی برخاسته از آن داشته است.

حزب جمهوری اسلامی، از بدو تأسیس در سال ۱۳۵۷ تا انحلال رسمی در سال ۱۳۶۶، یکی از تأثیرگذارترین بازیگران عرصه سیاسی ایران بود؛ حزبی که در شکل‌دهی به ساخت قدرت پس از انقلاب، تدوین قانون اساسی، سازمان‌دهی نیروهای سیاسی همسو با حاکمیت و مدیریت بحران‌های پیچیده سال‌های نخست انقلاب نقشی محوری ایفا کرد. با این حال، همین حزب، به‌دلیل گستردگی نفوذ، تنوع نیروها و اختلاف دیدگاه‌ها، همواره محل مناقشه، کشمکش و نقدهای جدی بوده است. «طلوع و غروب» تلاشی است برای روایت این تجربه پیچیده، نه از منظر تحلیل‌های بیرونی یا قضاوت‌های پسینی، بلکه از زبان کنشگران درون تشکیلات.

کتاب از فضای شکل‌گیری حزب جمهوری اسلامی آغاز می‌شود؛ فضایی که در آن، ضرورت ایجاد یک تشکیلات منسجم برای سامان‌دهی نیروهای انقلابی و مقابله با آشفتگی سیاسی پس از سقوط رژیم پهلوی احساس می‌شد. دزفولی در روایت خود، به انگیزه‌های اولیه تأسیس حزب، نقش شخصیت‌هایی چون شهید آیت‌الله بهشتی و دیگر چهره‌های مؤسس، و همچنین امیدها و آرمان‌هایی که در آن مقطع بر فضای سیاسی کشور حاکم بود، اشاره می‌کند. این بخش از کتاب برای مخاطبی که می‌خواهد منطق شکل‌گیری حزب جمهوری اسلامی را درک کند، اهمیت ویژه‌ای دارد، چرا که نشان می‌دهد حزب در آغاز، بیش از آنکه صرفاً ابزاری برای کسب قدرت باشد، پاسخی به یک خلأ تشکیلاتی در فضای انقلابی کشور تلقی می‌شد.

در ادامه، «طلوع و غروب یک حزب» به سال‌های اوج فعالیت حزب می‌پردازد؛ دوره‌ای که حزب جمهوری اسلامی در نهادهای مختلف قدرت، از مجلس و دولت گرفته تا قوه قضائیه و نهادهای انقلابی، حضوری پررنگ داشت. روایت کتاب در این بخش، تصویری از درهم‌تنیدگی سیاست، ایدئولوژی و تشکیلات ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن، تصمیم‌های کلان سیاسی، رقابت‌های درون‌جناحی و فشارهای بیرونی، هم‌زمان بر سرنوشت حزب اثر می‌گذارند. کتاب نشان می‌دهد که چگونه گسترش دامنه نفوذ حزب، در عین تقویت قدرت آن، زمینه‌ساز بروز اختلافات و شکاف‌های درونی نیز شد.

یکی از نقاط قوت «طلوع و غروب یک حزب» پرداختن به اختلافات درون‌حزبی است؛ موضوعی که در بسیاری از روایت‌های رسمی یا کمتر دیده می‌شود یا با احتیاط فراوان از کنار آن عبور می‌شود. اما دزفولی در «طلوع و غروب یک حزب» از زاویه تجربه شخصی خود، به تفاوت دیدگاه‌ها، تنش‌ها و چالش‌هایی اشاره می‌کند که به‌تدریج انسجام اولیه حزب را تحت تأثیر قرار داد. این اختلافات، نه صرفاً ناشی از تضادهای شخصی، بلکه ریشه‌دار در تفاوت برداشت‌ها از نقش حزب، نسبت آن با دولت و حاکمیت، و حدود و ثغور فعالیت تشکیلاتی بود.

کتاب در بخش‌های پایانی، به تدریج به سمت روایت افول و انحلال حزب جمهوری اسلامی حرکت می‌کند. انحلالی که در سال ۱۳۶۶ به‌صورت رسمی اعلام شد و به یکی از نقاط عطف تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شد. «طلوع و غروب یک حزب» در این بخش، تلاش می‌کند دلایل این تصمیم را از منظر درونی حزب توضیح دهد؛ از فرسودگی تشکیلاتی و کاهش کارآمدی گرفته تا تغییر شرایط سیاسی کشور و بازنگری در ضرورت ادامه فعالیت حزبی به شکل پیشین. این روایت، حتی اگر از نظر برخی مخاطبان نیازمند تکمیل یا نقد باشد، به‌هرحال یکی از معدود روایت‌های مکتوب از درون حزب درباره این مقطع حساس تاریخی است.

از نظر روش‌شناسی، «طلوع و غروب یک حزب» در زمره آثار تاریخ شفاهی قرار می‌گیرد. به این معنا که روایت کتاب، مبتنی بر خاطره و گفت‌وگوست نه یک پژوهش دانشگاهی با ارجاعات گسترده و چارچوب نظری مشخص. همین ویژگی، هم نقطه قوت کتاب محسوب می‌شود و هم محدودیت آن. از یک‌سو، زبان روایت زنده، صمیمی و ملموس است و مخاطب را به فضای سیاسی و تشکیلاتی دهه نخست انقلاب نزدیک می‌کند؛ از سوی دیگر، خواننده آگاه باید همواره به ماهیت شخصی روایت و امکان گزینش یا ناگفته‌ماندن برخی واقعیت‌ها توجه داشته باشد.

با این همه، «طلوع و غروب یک حزب» را می‌توان منبعی ارزشمند برای پژوهشگران تاریخ معاصر، دانشجویان علوم سیاسی و علاقه‌مندان به تاریخ تحولات پس از انقلاب اسلامی دانست. این کتاب، در کنار آثار تحلیلی، اسناد رسمی و خاطرات دیگر کنشگران سیاسی، می‌تواند به تکمیل تصویر ما از تجربه حزب جمهوری اسلامی کمک کند: تجربه‌ای که فهم آن، برای درک چگونگی شکل‌گیری و تحول ساخت قدرت در جمهوری اسلامی ایران ضروری است.

در نهایت، این کتاب صرفاً روایت تاریخ یک حزب نیست، بلکه بازتابی است از نسبت پیچیده میان آرمان‌گرایی انقلابی، ضرورت‌های تشکیلاتی و واقعیت‌های قدرت. خواندن این کتاب، حتی برای مخاطبانی که نگاه انتقادی به حزب جمهوری اسلامی دارند، فرصتی برای مواجهه با روایتی درونی و تامل درباره سرنوشت احزاب سیاسی در بستر تحولات انقلابی فراهم می‌کند: روایتی که نشان می‌دهد هر طلوعی، اگر با بازاندیشی و انطباق همراه نباشد، می‌تواند به غروب بینجامد.

 

برای مشاهده این متن در سایت خبرگزاری کتاب می توانید اینجا را کلیک کنید. 

 

 

برای مشاهده تحلیل من از شرایط یک دهه اخیر منطقه غرب آسیا در رسانه گود مدیا می توانید اینجا را کلیک کنید. 

نشست آسیب شناسی تحزب در جمهوری اسلامی

چهارشنبه, ۱ آبان ۱۴۰۴، ۰۶:۴۰ ب.ظ

ه گزارش جماران، نشست علمی با موضوع «آسیب‌شناسی تحزب در جمهوری اسلامی با نگاهی به سرنوشت حزب جمهوری اسلامی» با سخنرانی فیض‌الله عرب‌سرخی و حمیدرضا ترقی به همت معاونت پژوهشی و با همکاری گروه تاریخ انقلاب اسلامی روز چهارشنبه مورخ ۳۰ مهرماه ۱۴۰۴ در پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی برگزار شد.

 

برای مشاهده این گزارش تصویری در سایت جماران اینجا را کلیک کنید. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حدود 12 سال قبل تمرکز پژوهشی بر روی حزب جمهوری اسلامی را آغاز کردم و بعد از ساخت مستند داستان ناتمام یک حزب (سال 1392)، انتشار پرونده های مطبوعاتی تاریخی در روزنامه های اعتماد (سال 1392) نشریه پنجره (سال 1393) و سایت تاریخ ایرانی (سال 1394)، نگارش کتاب طلوع و غروب یک حزب (چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی در سال 1402) و انتشار پادکست های سریالی درباره حزب جمهوری اسلامی (سال 1404) و گرفتن مدرک کارشناسی ارشد دوم در رشته تاریخ انقلاب اسلامی با موضوع چرایی و چگونگی توقف فعالیت های حزب جمهوری اسلامی، حالا نشست های تخصصی نقد و بررسی حزب جمهوری اسلامی و آسیب شناسی احزاب در ایران با تمرکز بر تاریخ انقلاب اسلامی برگزار شد.

 

در ادامه گزارش خبرگزاری ایرنا درباره نشست اخیر درباره حزب جمهوری اسلامی در پژوهشکده امام خمینی از نظر شما می گذرد. 

 

به گزارش ایرنا روز چهارشنبه ،در این نشست تخصصی شرکت‌کنندگان و صاحب نظران سیاسی در پژوهشکده امام خمینی(ره) به واکاوی سرنوشت حزب جمهوری اسلامی پرداختند .

این جلسه با واکاوی یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین تجربیات حزبی در سال‌های آغازین انقلاب، به تحلیل دلایل افول و انحلال این حزب پرداخت.

سخنرانان با اشاره به نقش کانونی حزب در سازمان‌دهی نیروهای انقلابی و مدیریت کشور در شرایط بحرانی، بر این موضوع تأکید کردند که مطالعه این تجربه، کلیدی برای فهم موانع تاریخی و ساختاری توسعه احزاب فراگیر و پایدار در ایران است.

در نشست فوق و در محوریت این آسیب‌شناسی، عوامل متعددی مورد بحث قرار گرفت که مهم‌ترین آن‌ها را می‌توان تنش ذاتی بین منطق حزبی (که بر کسب اکثریت و جذب افکار عمومی استوار است) با شرایط ویژه انقلابی و جنگ دانست که تمرکز و وحدت فراجناحی را طلب می‌کرد.

همچنین، به اختلاف‌نظرها بر سر مسائل کلان اقتصادی، فرهنگی و سیاست‌خارجی اشاره شد که در نهایت به صدور بیانیه‌انحلال این حزب در سال ۱۳۶۶ انجامید.

این تجربه نشان می‌دهد که چگونه احزاب حتی در اوج قدرت، می‌توانند در غیاب مکانیسم‌های حل اختلاف، از درون دچار آسیب شوند.

نشست تخصصی آسیب‌شناسی احزاب سیاسی در پژوهشکده امام‌ خمینی برگزار شد

در نهایت،صاحب نظران در این نشست نتیجه گرفتند که سرنوشت حزب جمهوری اسلامی، تنها یک رویداد تاریخی نیست، بلکه آیینه‌ای است که آسیب‌های ساختاری و فرهنگی گسترده‌تر در عرصه تحزب در ایران را نشان می‌دهد.

عواملی مانند ناپایداری ائتلاف‌ها در مواجهه با چالش‌های جدی، غلبه منطق جناحی بر منطق برنامه‌ای، و تعریف نشدن مرزهای مشخص بین حزب و دولت.

به نقل کارشناسان این نشست در بررسی این تجربه در پژوهشکده امام خمینی(ره) بر این نکته تأکید داشتند که بدون فهم این آسیب‌ها و تلاش برای رفع آن‌ها، تحقق یک نظام حزبی پویا و باثبات که بتواند نقش واسطه بین مردم و حکومت را ایفا کند، با دشواری‌های بنیادین مواجه خواهد شد و این تجربه ای برای احزاب معاصر است.

تضعیف نظام و بی توجهی به ولایت فقیه، مهمترین عامل انحلال و عمر کوتاه احزاب است

عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در سخنانی با تشریح آسیبهای جدی تحزب در ایران گفت: وفاداری به ولایت فقیه و تربیت کادر شرط بقای احزاب است و فقدان برنامه ریزی و مسئولیت پذیری از دیگر آسیبهای فعالان حزبی محسوب می شود.

نشست تخصصی آسیب‌شناسی احزاب سیاسی در پژوهشکده امام‌ خمینی برگزار شد

حمیدرضا ترقی، در تحلیل کارکرد احزاب در نظام جمهوری اسلامی، رابطه آنها با اصل ولایت فقیه را محک اصلی تداوم و بقایشان دانست و اظهارکرد: هر حزبی که خود را در تقابل با این اصل بنیادین قرار دهد، در کشوری که بر اساس آن طراحی شده، طبعاً دوام و قوام نخواهد داشت.

وی افزود: وقتی حزبی بیاید با اصل ولایت فقیه مقابله کند، طبیعتاً دوامش کاهش پیدا می کند. در کشوری که نظامش بر این اساس طراحی شده، التزام عملی به ولایت فقیه شرط اول تحزب است. نمی توانیم بگوییم حزبی که با این اصل مخالف است، می تواند دوام داشته باشد.

معاون بین الملل حزب موتلفه اسلامی خاطر نشان کرد: حزب باید در جهت تثبیت نظام حرکت کند، نه تضعیف آن. وقتی حزبی به جای رقابت با رقیب همسطح خود، بیاید با اصل نظام رقابت کند، موجب دوام کم آن می شود.

ترقی با اشاره به نقش کمرنگ احزاب در تربیت کادر مدیریتی کشور بیان کرد: حزبی که نتواند کادر برای اداره کشور تربیت کند، نمی تواند موفق باشد. یک دولت حداقل به ۱۵ هزار مدیر نیاز دارد؛ حزب ما کجا این نیروها را تربیت کرده است؟ این ضعف بزرگ باعث می شود دولتها به نیروهای سابق و شناخته شده بازگردند.

وی احزاب را احزابی انتخاباتی و بدون برنامه و پاسخگویی خواند و گفت: تعدادی از احزاب ما فقط شده اند "احزاب انتخاباتی". یک ماه مانده به انتخابات سر و صدا می کنند و بعد ناپدید می شوند. کسی پاسخگوی وعده هایی که داده نیست. این مسئله، اعتماد جامعه را از بین میبرد.

عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی فقدان پیوند واقعی با مردم و ناتوانی در جامعه پذیری سیاسی را ضعفی بزرگ خواند و اظهارکرد: حزبی که خود را نماینده بخشی از مردم می داند، بدون اینکه از درون آنها برآمده باشد، نمی تواند ادعای مردمسالاری داشته باشد.

وی ادعا کرد : رابطه احزاب با مردم قطع است ، طرح انتخاباتی که اخیراً مجلس شورای اسلامی برای تهران تصویب کرده، اولین گام جدی بعد از چهل سال برای فعال کردن احزاب است در این طرح حزب در قبال کسانی که به مردم معرفی می کند مسئولیت دارد .این تغییر می تواند نقطه آغازی باشد اگرچه هنوز نواقصی دارد.

ترقی ، مردم سالاری دینی را در چارچوب اهداف آرمانگرایانه احزاب ایرانی خواند و بیان کرد: ما به دنبال جامعه ای هستیم که بسترساز حکومت جهانی حضرت ولیعصر (عج) باشد. آرمانهای ما با آرمانهای احزاب در سایر کشورها تفاوت دارد. بنابراین، مردمسالاری ما باید در چارچوب دین و مردمسالاری دینی معنا شود.

فقدان فرهنگ کار جمعی، مهمترین آسیب تحزب در ایران

عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با تشریح دلایل تعطیلی حزب جمهوری اسلامی گفت: ما در ابتدای انقلاب بیشتر شبیه یک نهاد حکومتی عمل می‌کردیم تا یک حزب سیاسی؛ چرا که مبنای کار ما وحدت بود نه رقابت.

نشست تخصصی آسیب‌شناسی احزاب سیاسی در پژوهشکده امام‌ خمینی برگزار شد

فیض الله عرب سرخی با اشاره به تجربه حزب جمهوری اسلامی اظهار داشت: وقتی از ۲۵۰ حزب در کشور صحبت می‌کنیم، معنایش این است که حزب واقعی وجود ندارد. حزب یعنی ارائه راهکارهای آلترناتیو برای اداره کشور، در حالی که اکثر این احزاب حرف متفاوتی برای گفتن ندارند.

وی با اشاره به فعالیت‌های سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی در سال‌های ابتدایی انقلاب افزود: کارهایی مانند کمک به سپاه در کردستان، همکاری با قوه قضائیه برای حل پرونده گروهک فرقان و برگزاری راهپیمایی‌ها از طریق شورای هماهنگی تبلیغات کار حکومت بود نه کار حزب.

عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با اشاره به فقدان انسجام فکری در احزاب اول انقلاب خاطرنشان کرد: نیروها بر اساس گذشته مشترک ضد رژیم شاه گرد هم آمده بودند، نه بر سر برنامه‌ای برای اداره آینده کشور. وقتی به مرحله سازندگی رسیدیم، هیچ اشتراک نظری وجود نداشت.

عرب سرخی با اشاره به تجربه شخصی خود گفت: وقتی امام در اسفند ۶۰ بین فعالیت سیاسی و نظامی یکی را انتخاب کردند، من با وجود معاونت یکی از نیروهای مسلح کشورمان ، استعفا دادم و فعالیت حزبی را انتخاب کردم. اما امروز در هر دستگاه حکومتی، داشتن سابقه حزبی مانع بزرگی برای فعالیت است.

وی تأکید کرد: نه تنها در حکومت، که در خود احزاب نیز فرهنگ جدی کار جمعی شکل نگرفته است. ما به جای آموزش کار حزبی، فقط به بیانیه‌های سیاسی و سخنرانی بسنده کرده‌ایم.

پنل ویژه غزه در جشنواره سینما حقیقت برگزار شد

سه شنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۳، ۰۶:۵۷ ب.ظ

 

به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، امروز جمعه ۲۳ آذرماه و در ششمین روز از هجدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت»، «پنل غزه» با حضور مصطفی شوقی تهیه‌کننده و مدیرعامل خانه مستند، تاماس گرگوسامو از مجارستان، رضوان مرتضی از لبنان و محمد خلیل از عراق برگزار شد.

سیدمهدی دزفولی مدیر بازرگانی مرکز گسترش در ابتدای این پنل گفت: امیدوارم بحث‌های خوبی در این پنل مطرح شود. ما امشب سه مهمان بین‌المللی و یک مستندساز ایرانی را در کنار خود داریم.

هنرمندان عراق بعد از طوفان الاقصی به سمت فلسطین و غزه آمدند

رضوان مرتضی در ابتدای سخنان خود مطرح کرد: اگر بخواهیم درباره نبرد با اسرائیل صحبت کنیم باید بگوییم این نبرد طولانی‌ترین است و کل محور مقاومت درگیر این نبرد شده‌اند. در هر جنگی خسارت و سود است و در جنگ غزه ما شاهد این بوده‌ایم که اسرائیل همچنان با غزه در حال درگیری و جنگ است.

وی ادامه داد: درباره محور مقاومت حزب‌الله علیرغم شهادت رهبران خود به تسلیم شدن راضی نشد. رفتن آقای بشار اسد هم باعث ناراحتی شد و دلیل اینکه حزب‌الله به سوریه اهمیت می‌داد به خاطر نقش سوریه در محور مقاومت بود و نه شخص بشار اسد. ولی حزب‌الله از همان اول معتقد بود که دست خداست که به او کمک می‌کند.

محمد خلیل در ادامه بیان کرد: موضع‌گیری عراق مربوط به دولت و مردم و گر‌وه‌های اجتماعی مردم است. دولت نمی‌تواند موضع‌های عجیب غریب بگیرد و از آنجا که نفت عراق دست آمریکاست، باید به نحوی آن‌ها را راضی نگه دارند. اما طوفان الاقصی مردم و اقشار فرهنگی را خیلی تحت تاثیر قرار داد. خیلی از هنرمندان عراق قبلا فضای ذهنی اروپایی و آمریکایی داشتند ولی بعد از طوفان الاقصی به سمت فلسطین و غزه آمدند. بعد از این اتفاق مقاومت و حقیقت این جریان در عراق عوض شده است.

خلیل افزود: از نظر تکنولوژی قطعا آن‌ها از ما قوی‌تر هستند ولی چیزهای غیبی این وسط وجود دارد که حتی به بیان هم نمی‌آید. ما در عراق مرجعیت را داریم و در زمانی که باید به صحنه می‌آیند و این دلیلی است که به این راحتی‌ها نمی‌توان به عراق نفوذ کرد.

مصطفی شوقی نیز مطرح کرد: نکته‌ای که وجود دارد این است که طرح بزرگی‌ست که از صبح ۷ اکتبر شروع شده و تا امروز در حال جریان است‌. دوست دارم اینجا درباره مستندسازی و مستند در بحران صحبت کنیم.

در بخش دیگری از این پنل تاماس گرگوسامو گفت: در ابتدا باید به کشورهایی که در این مساله نقش دارند، نگاه کنیم. به عنوان مثال ما شاهد تظاهراتی علیه نتانیاهو بودیم و درست همزمان با آن شاهد عادی‌سازی روابط عربستان و ایران با میانجی‌گری چین بودیم. از طرف دیگر حضور حزب‌الله را داشتیم و پس از آن هم اتفاقات ۱۵ ماه اخیر را داشتیم. ما شاهد بودیم که منطقه داشت به سمت خوب شدن پیش می‌رفت اما از بعد انسان‌دوستانه شاهد مشکلات عدیده‌ای خصوصا در غزه بودیم.

وی ادامه داد: سخت است آینده را پیش‌بینی کرد ولی وضعیت جدید سوریه برای ما خیلی مهم است و افراد جدید در سوریه را نمی‌شناسیم ولی می‌دانیم که گذشته تاریکی دارند. این می‌تواند تعداد مهاجرت به اروپا را بیشتر کند که می‌تواند خیلی خوشایند نباشد. درباره لبنان هم باید گفت که تا قبل از جنگ باثبات و خوب بودند ولی بعد از جنگ از منظرهای مختلفی دچار مشکل شد. ما همه دنبال صلح هستیم ولی این مهم است که قبل از صلح قرار است چه اتفاق‌هایی بیفتد. روابط آمریکا و روسیه هم مهم است و رئیس‌جمهور جدید آمریکا خیلی برای ایران خوشایند نبوده است.

فیلم فریم‌های فلسطینی را حتما تماشا کنید

مصطفی شوقی در بخش دیگر این پنل گفت: مستندی به نام فریم‌های فلسطینی در جشنواره داریم که بسیار خوب است و در نگاه فرهنگی و هنری تاریخ اجتماعی فلسطین را می‌گوید و مطرح می‌کند که مساله فلسطین در گذشته ریشه دارد. چیزی که وجود دارد ماجرای امروز و دیروز نیست، فقط در این ۱۵ ماه بیشتر متوجه چنین چیزی شده‌ایم. تمام دبیرکل‌های حزب‌الله شهید شدند و این نشان‌دهنده استمرار در منطقه وجود داسته است. شاید ما کمتر فهم این را داشته باشیم ولی این حقیقت است که اسرائیل دارد تنها برای موجودیت خود می‌جنگد. فیلم فریم‌های فلسطینی را حتما تماشا کنید.

محمد خلیل در ادامه صحبت‌های مصطفی شوقی توضیح داد: اگر بخواهیم درباره عادی‌سازی بگوییم تمام کشورهای عربی عادی‌سازی کردند. مساله‌ای که درباره اسرائیل وجود دارد این است که مرز ثابتی ندارد و می‌خواهد آن را گسترش دهد. داستان شرف و غیرت است، این‌ اسرائیلی‌ها منطقی ندارند و تنها قدرت را می‌فهمند.

وی ادامه داد: سوریه و دولت آن مثل رگ انسان است. از این طریق به حزب‌الله اسلحه می‌رسید حالا باید ببینیم در حال حاضر چه خواهد شد.

رضوان مرتضی نیز در ادامه این پنل توضیح داد: اگر محور مقاومت ادامه پیدا نکند ما وارد روزگار آمریکایی و اسرائیلی شده‌ایم چون ما نمی‌توانیم در دنیایی که سیاه و سفید شده نقطه وسط را داشته باشیم. شمای ایرانی دیگر نمی‌توانی بگویی که کاری ندارم. اینکه محور مقاومت چطور این مشکل بزرگ را حل کند سوال بزرگی‌ست چون ایران دارد تلاش می‌کند رابطه جدیدی با سوریه آغاز کند و اسرائیلی‌ها دولت جدید سوریه را تهدید کرده‌اند. موضوع مهمی می‌خواهم بگویم که حمایت محور مقاومت از سوریه حمایت از بشار اسد نبود و همیشه این چالش وجود داشت که از یک دیکتاتور حمایت کنیم یا به خاطر محور مقاومت از او حمایت کنیم و تصمیم گرفته شد برای حفظ محور مقاومت این حمایت شکل بگیرد.

وی اضافه کرد: صحبت‌هایی شد که مذاکراتی بین اوکراین و روسیه و آمریکا شده است و می‌گویند ترامپ رابطه دوستی یا پوتین دارد و در این مدت باید همه چیز تسویه شود و توقعاتی وجود دارد که جنگ در غزه تا پایان امسال تمام شود. حتی اگر یک معامله‌ای بین اوکراین و روسیه و اسرائیل بوده این یعنی ایران داخل معامله نبوده و ایران متعجب شده است که مهم‌ترین هم‌پیمانش به او خیانت کرده است.

تاماس گرگوسامو گفت: احتمال دارد که معامله ای اتفاق افتاده باشد ولی چون قضیه کامل آشکار نیست نمی‌توان صحبتی کرد. ترامپ ارتباط خوبی با روسیه دارد و به نظر می‌رسد در ماه‌های آینده روسیه کمتر به خاورمیانه توجه کند و به نزدیکان جغرافیایی خود مانند اوکراین توجه خواهد کرد. تمام این‌ها فعلا نظریه است و شرایط دشوار است.

مصطفی شوقی گفت: عید سال ۱۴۰۲ درگیری در شرق سوریه رخ داد و برای اولین بار ایران و آمریکا درگیری هوایی داشتند. سه روز بعد از این واقعه با چند نفر از دوستان به آنجا رفتیم تا ماجرا را به مستند تبدیل کنیم. در منطقه غرب آسیا به نظر می‌رسد خطوط مرزی قراردادی دارند کم رنگ‌تر می‌شوند. این پروژه نیست یک پروسه و روند است. اشتباهی که قائل می‌شویم این است که می‌گوییم از ۷ اکتبر شروع شده ولی داستان مربوط به قبل‌تر از این حرفاست. چنددستگی چیزی است که در بین مردم و روایت‌های آن‌ها می‌بینیم. بدترین اتفاق این است که فضا متشنج و متفاوت ازمنظر قصه و روایت است. به تعداد آدم‌ها قصه و روایت وجود دارد و ما با تنش مواجه هستیم. آینده پر تنش است و روایت مردم از وقایع یکی نیست.

خلیل بیان کرد: فقط اسم‌ها است که تغییر می‌کنند، یک بار القاعده هستند، یک بار داعش و... ولی تنها اسم‌ها هستند که تغییر می‌کنند. اسرائیل روی بحث مذهبی سنی و شیعی بسیار کار کرد و تلاش کرد این دو را از هم بترساند.

رضوان مرتضی در بخش دیگر این پنل مطرح کرد: ما معتقدیم حق در نهایت پیروز می‌شود و طبیعتا پیروزی از آن ماست. من می‌دانم که محور مقاومت خسارت‌های بزرگی دید و بعد از شهادت سید حسن نصرالله نتانیاهو گفت ما محور مقاومت را شکستیم و حزب‌الله در ۱۵ روز ابتدایی خسارت‌های زیادی دید ولی تسلیم نشد و به جنگ خود ادامه داد و مانع ورود اسرائیل به لبنان شد.

شوقی مطرح کرد: ما در ایران میدان رسانه را در ابعاد وسیع خود باخته‌ایم. شاید مهم‌ترین دلیل این است که آموزش‌های لازم برای آن را ندیده‌ایم. یکی از بلاهایی که در حوزه سیاستگذاری سر ما آمده این است که در حوزه رسانه در قالب‌های ایدئولوژیک و خالی از محتوا عمل کرده‌ایم. دمشق سقوط کرده بود ولی در رسانه‌های ایران می‌گفتند دمشق آرام است و چیزی وجود ندارد. مساله فلسطین قصه انسانی و یک مساله انسانی و خیر و شر است ولی سیاست رسانه‌ای ما در این زمینه غلط بوده است و دوگانگی ایجاد کرده است.

وی افزود: از جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» هم به خاطر وجود بخش غزه بسیار ممنونم تا مستندسازان و هنرمندان و مردم خارج از قاب‌ها به مساله فلسطین نگاه کنند. مساله‌ای که خارج از دولت‌ها و حکومت‌ها قصه‌ای انسانی‌ست.

رضوان مرتضی در پایان این پنل توضیح داد: مستند برای نخبگان است و در ایران برای دیدن آن بلیت می‌خرند، چیزی که ما چنین چیزی نداریم. ولی سرمایه‌گذاری ما باید علاوه بر موشک روی رسانه هم باشد.

 

 

 

 

آیا راه چاره مساله حجاب گشت ارشاد است؟

سه شنبه, ۲۶ مهر ۱۴۰۱، ۰۴:۱۷ ب.ظ

 

این روزها بیشتر از هر زمان دیگری نیاز به گفت و گو داریم تا بدانیم چه چیزی در انتظار ماست و چه باید بکنیم؟ بهترین سخنان را انتخاب کنیم و صرفا یک تماشاگر صرف اتفاقات نباشیم.

برنامه ویرگول قرار است محفلی برای گفت و شنود بیشتر ما باشد. 

برای مشاهده قسمت دوم این برنامه هم می توانید اینجا را کلیک نمائید. 

فیلم لباس شخصی، برداشت آزاد از تاریخ!

پنجشنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۸، ۰۳:۱۱ ق.ظ

یادداشتی که در ادامه از نظر شما می گذرد، یادداشتی است که در دوره جشنواره فیلم فجر امسال پیرامون فیلم لباس شخصی نوشته بودم و در برخی از رسانه ها و شبکه های اجتماعی منتشر شده بود.

 

 

فیلم لباس شخصی که اثری تاریخی مربوط به تاریخ انقلاب اسلامی و دستگیری سران "حزب توده" در دهه شصت می باشد اثری است که به عنوان اولین کار بلند سینمایی کارگردان آن تا حد زیادی قابل قبول می باشد. فیلمبرداری ها تا حد مناسبی خوب و قابل قبول است و بازیگران گمنام آن که بازیگران تئاتر می باشند توانسته اند از پس نقش های خود برآیند. اما از نظر تاریخی به نظر می رسد این فیلم دارای ایراداتی است که به سادگی از کنار آن نمی توان عبور کرد.

در ابتدا لازم است که شرح تاریخی کوتاهی درباره حزب توده و فعالیت های آن در ایران داده شود. حزب توده در سال 1320 و پس از خروج رضاشاه از ایران و بر روی کار آمدن محمدرضا پهلوی تاسیس شد و تا سال 1327 دارای فعالیت های قانونی در کشور بود. پس از ترور ناکام محمدرضا پهلوی در سال 1327 در دانشگاه تهران فعالیت های این حزب هم ممنوع شد اما همچنان حزب تا سال 1332 به صورت مخفی در کشور فعال بود و اهداف خود را به پیش می برد. پس از کودتای 28 مرداد 1332 حزب توده همانند احزاب دیگر با موانع جدی بر سر راه فعالیت های خود مواجه شد و عملا حزب تا سال 1357 یعنی به مدت حدود 25 سال فعالیت جدی در ایران نداشت و رهبران اصلی آن همانند جودت، کشاورز، طبری، کیانوری و ... در خارج از ایران زندگی می کردند و گاهی بیانیه ای را صادر می کردند و نشریات آن ها در خارج از ایران منتشر می شد. پس از پیروزی انقلاب در اسفندماه  1357 و بهار 1358 آرام آرام رهبران حزب توده به ایران بازگشتند و به دلیل سابقه خانواده پدری کیانوری که نواده آیت الله شیخ فضل الله نوری بود، تصمیم بر این گرفته شد که وی به رهبری حزب توده ایران برسد تا شاید بتواند با انقلاب اسلامی ایران و روحانیت ارتباط خوبی برقرار کند و اهداف حزب در ایران را به پیش ببرد. لازم به ذکر است که حزب تا سال 1361 در همه انتخابات ها شرکت می کرد و حتی کاندیدا در انتخابات خبرگان قانون اساسی، ریاست جمهوری دوره اول و انتخابات مجلس دوره اول داشت اما نتوانست به موفقیتی برسد.

سازمان نوید مدتی قبل از این در ایران تشکیل و فعال شده بود و مسئولیت آن نیز با فردی به نام محمد مهدی پرتوی با نام مستعار خسرو بود. تا سال 1361 فعالیت های حزب توده در ایران قانونی بود و بر خلاف گروه های چپ گرای سنتی و مدرن دیگر همانند چریک های فدایی خلق شاخه اقلیت، پیکار، مائوئیست ها و سازمان مجاهدین خلق و ...  حزب توده وارد تقابل نظامی و تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران نشد و به ظاهر با نظام حتی همدلی و همراهی هم می کرد.

اما اتفاقات دوره جنگ همانند لو رفتن عملیات های مهمی همانند رمضان و برخی اقدامات دیگر، این جمع بندی را به وجود آورده بود که حزب توده دارای فعالیت های منفی در کشور به نفع شوری است و توانسته سازمان افسران خود را به صورت مخفی مجددا فعال نماید. در زمستان سال 1361 با به راه افتادن این تحلیل و شایعه که توده ای ها می خواهند در کشور کودتا کنند معاونت اطلاعات سپاه که بخش اطلاعاتی بسیار کوچکی در سپاه بود و در آن مقطع مسئولیت آن با سردار مرتضی رضایی بود و طبق اعترافات خود کیانوری زیاد جدی گرفته نمی شد و تمرکز حزب بر روی اطلاعات دفتر نخست وزیری بود، وارد فاز دستگیری سران حزب توده در زمستان سال 1361 شد که در موج اول برخی از کادر اصلی و رده های بالا و میانی حزب همانند کیانوری دبیرکل حزب دستگیر شدند. در این مرحله برخی اعترافات انجام شد که از اهمیت خاصی برخوردار بود. همانند نفوذی های نظامی حزب توده همانند دریادار بهرام افضلی فرمانده نیروی دریایی، سرهنگ هوشنگ عطاریان و سرهنگ بیژن کبیری که در آزادسازی خرمشهر در خرداد 1361 نقش عمده ای داشتند و کبیری معاون آیت الله ری شهری در دادستانی نظامی بود و در دستگیری و خنثی سازی کودتای صادق قطب زاده در سال 1361 نیز نقش داشت و گمان می رفت در سال 1362 چنانچه آیت الله ری شهری به وزارت اطلاعات برسد او نیز معاون آیت الله ری شهری در وزارت اطلاعات خواهد شد!

در بهار سال 1362 نیز ضربه دوم به حزب وارد شد و چهره هایی همانند احسان الله طبری که رئیس شاخه ایدئولوژیک حزب توده بود و چهره های باقی مانده از حزب دستگیر شدند و برخی ها همانند سیاوش کسرایی نیز از ایران فرار کردند.

حال با این اطلاعات ببینیم فیلم چه بخش هایی را روایت کرده است! در فیلم میبینیم که اولین بار گرای سازمان مخفی حزب توده (نوید) و مسئولیت مهدی پرتوی در این سازمان را یک ساواکی دستگیر شده به نیروهای سپاه می دهد! چیزی که نه تنها در اسناد تاریخی وجود ندارد بلکه با واقعیت تاریخی نیز در تضاد است. وقتی سازمان نوید به وجود آمد و پرتوی مسئول آن شد ماه های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی بود. چطور یک افسر ساواکی می تواند سال ها بر روی حزب کار کرده باشد(30 سال) و پرتوی را از پشت سر هم بشناسد؟! این با مستندات قطعی تاریخی در تضاد جدی است.

بعد از دستگیری کیانوری وی در روزهای پایانی اسفندماه 1361 به جاسوس بودن افضلی و عطاریان و کبیری اعتراف کرد. اما در فیلم جوری وانمود شده است که گویی با تعقیب و مراقبت یک نیروی اطلاعاتی جوان و کنجکاو پرتوی شناسایی می شود و از طریق مراقبت از او به بهرام افضلی می رسند! این هم بر خلاف مستندات قطعی تاریخی است. راستی چرا به دستگیری و شناسایی عطاریان و کبیری اشاره نمی شود؟ اهمیت اینها به مراتب از افضلی بیشتر بوده است و اگر با تشکیل وزارت اطلاعات در سال 1362 کبیری به معاونت این وزارت می رسید قطعا بزرگ ترین نفوذ در مهم ترین دستگاه امنیتی کشور انجام شده بود. با این حال میبینیم که کارگردان فیلم به سادگی دز کنار این سوژه ها عبور کرده و به دیگران وزن داده است.

مهدی پرتوی در اردیبهشت ماه 1362 در یک غافلگیری تمام عیار دستگیر می شود همانند احسان الله طبری، و قبل از او مقامات رده بالای سازمان افسران حزب توده لو رفته بودند پس چگونه است که در فیلم تقدم و تاخرها جابجا شده است؟چرا در فیلم به این دستگیری های دوم و به خصوص دستگیری طبری اشاره ای نمی شود؟

نکته دیگر در ارتباط با اشاره به نقش افرادی همانند جواد مادرشاهی در فیلم است. جواد مادرشاهی از مسئولان اطلاعاتی رده بالای اوایل انقلاب بود که اولین رئیس دفتر آیت الله خامنه ای در دوران ریاست جمهوری در سال 1360 هم بود. وی پیش از انقلاب از چهره های برجسته انجمن حجتیه و مبارزه با بهائیت بود و به همین دلیل حجتیه ای بودن و حساسیت انقلابیون بر روی انجمن حجتیه سال 1361 از ریاست دفتر آیت الله خامنه ای استعفا داد. وی بعدها مشاور امنیتی آیت الله خامنه ای شد و هیچ نامی از وی در دستگیری رهبران حزب توده نیست مگر سفر به پاکستان در سال 1361 به همراه مرحوم عسگراولادی در ارتباط با پرونده کوزیچکین و پس از آن دستگیری سران حزب. اما در فیلم جوری نمایش داده شده است که گویی اولا جواد مادرشاهی از مسئولان اطلاعات سپاه بوده است و نقش اصلی را در دستگیری سران حزب توده داشته که این ها با واقعیت های تاریخی نمی خواند. ثانیا گویی انگلستان گرای دستگیری رهبران حزب توده را به صورت غیر مستقیم به ایران و جوادمادرشاهی داده بود!!

درباره هوشنگ اسدی هم که در فیلم وی را نفوذی سپاه در حزب توده نشان داده اند هم مساله این است که وی نفوذی نظام نبوده است و صرفا از قبل انقلاب هم زندانی با آیت الله خامنه ای بوده است و برخی ها از جمله محمد علی عمویی از رهبران حزب توده در مصاحبه با نگارنده در سال 1393 مدعی شدند که افشای کودتای نوژه در سال 1359 از طریق او به اطلاع آیت الله خامنه ای رسیده بود، نکته ای که البته اثبات شده نیست. اما در هر حال اسدی نفوذی در داخل حزب توده نبوده، همانگونه که وی در دهه 80 به خارج از ایران رفت و مدیر مسئول سایت ضد انقلاب روزآنقلاین شد و در حال حاضر هم مشغول فعالیت ها علیه نظام است و گاها نیز با تلویزیون های ماهواره ای خارج از ایران هم مصاحبه های مبسوطی می کند.

درباره نقش رحمان هاتفی هم به نظر می رسد اغراق گویی و شتابزدگی زیادی رخ داده است و نقش و عملکرد او در این حد که در فیلم نمایش داده شده است نبوده است.

به هر حال به عنوان جمع بندی، فیلم لباس شخصی را فیلمی خوب و دغدغه مند می دانم اما با روایت ها و اسناد تاریخی در برخی از جاها تضادهای جدی دارد و بیشتر شبیه برداشت آزاد کارگردان فیلم از تاریخ است که خواسته تاریخ را با علایق و دیدگاه خود به تصویر بکشد. اگر بخواهم به این فیلم از 10 نمره ای بدهم نمره من به آن 7.5 خواهد بود و امیدوارم کارگردان جوان این فیلم در ادامه مسیر خود بتواند فیلم های بهتر و با استناد بهتر تاریخی را تولید نماید.  

پادکست های صوتی تاریخی

پنجشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۸، ۱۱:۲۹ ب.ظ

با سلام و احترام

 

از امشب ضبط پادکست های صوتی تاریخی را شروع کردم و امیدوارم کانال جدید و خوب ارتباطی برای بیان مطالب تاریخی و ناگفته شده به علاقمندان باشد.

 

اولین پرونده مربوط به بررسی پرونده جاسوسی و نفوذ سیدمحمد رضا سعادتی در سال 1357 و 1358 است که می توانید از اینجا و اینجا این فایل را گوش کنید و نظرات خود را درج نمائید.

طرح قرآنیان

پنجشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۸، ۰۳:۰۶ ب.ظ

قرآنیان


طرح قرآنیان از مهرماه سال ۱۳۹۷ آغاز شد و با جمعی پنج نفری بر اساس دغدغه ای شخصی که چند روز یکبار یک آیه قرآن را تصویری (موشن گرافیک) کنیم کار را شروع کردیم.حالا هشت ماه میگذرد و برای ادامه کار نیاز به کمک مالی است. اگر دوست داشتین اطلاعات بیشتر را بدانید و در این بهار قرآن که ماه رمضان است کمکی کنید اینجا را کلیک کنید. ممنونم