گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام.

پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

بایگانی

۱۷۹ مطلب با موضوع «تاریخ معاصر ایران» ثبت شده است

به گزارش خبرنگار حوزه سینمایی گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، مستند «مجمع عقلا» جدیدترین تولید مرکز مستند سفیر فیلم است که به تازگی از آن رونمایی و اکران آن در اینترنت نیز آغاز شده است. در همین ارتباط سید مهدی دزفولی کارگردان این مستند در گفت‌وگویی با خبرنگار خبرگزاری آنا به معرفی این اثر پرداخته است.

آنا: از محتوای مستند بگوئید و اینکه چرا در این مقطع آن را منتشر کردید؟

دزفولی: مستند درباره مقطع مهمی از انقلاب اسلامی است که تا حد زیادی هم مغفول واقع شده است. به هر حال اتفاقات اواخر جنگ و پس از جنگ مقطع مهمی است که به هر دلیلی در این سال ها بر روی آن کار ویژه و خاصی نشده است و تقریبا فراموش شده است. در این سال ها فقط برای پایان جنگ، مستند اتاق جنگ آقای مصطفی حریری تولید شد که انصافا هم مستند خوب و خوش ساختی است و سریال آن هم که مستند نیمه پنهان جنگ بود ساخته و پخش شد. کتاب هم که کتاب آقای کامران غضنفری است با عنوان راز قطعنامه که آن هم پر فروش و جریان ساز شد و در این مستند هم با ایشان صحبت و مصاحبه کردیم. دیگر در این سال ها خیلی کار خاص و ویژه ای درباره پایان جنگ و قطعنامه ۵۹۸ نشد. درباره بعد از جنگ هم که دولت سازندگی است کار خاص و مفصلی نشد به جز چند مستند محدود همانند مستند شورش علیه سازندگی آقای مصطفی شوقی و مستند هاشمی زنده است آقای طادی که آن هم کاری از سفیر فیلم بوده است.

ما در سفیر احساس کردیم که فاصله بین سال های ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ سال های مهم و حساسی است که باید به صورت ویژه روی آن کار کرد. سال هایی که ریل گذاری انقلاب اسلامی تغییر کرد. امام مرحوم شدند، آیت الله خامنه ای به رهبری رسیدند و آیت الله هاشمی رفنسجانی هم رئیس جمهور شدند. به همین دلیل باید روی آن تمرکز و کار ویژه کرد و آن دوران را تحلیل و نقد کرد. برخی ها معتقدند انحراف در مسیر انقلاب اسلامی از دوران سازندگی و به اسم توسعه آغاز شد. ما در این مستند همین مساله را هم مورد بحث و بررسی قرار دادیم.

آنا: دلیل دیگری هم داشته است؟

دزفولی: دلیل دیگر که حقیقتش اول بحث علاقمندی خود من بر روی کار پژوهشی تاریخی درست و متمرکز بر روی سوژه ها و مقاطع کلیدی و حساس هست که به نظرم آن یک دهه که اشاره کردم واجد این شرایط است. بحث بعدی هم مشابهت آن دوران با امروز ماست.

به هر حال ما غیر مستقیم هم در مستند گفتیم که اتفاقات آن سال ها با اتفاقات سال های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰ مشابهت های زیادی دارد. آدم هایی که به قدرت می رسند، تفکر حاکم بر کشور و اعتراضات گسترده مردمی تماما در آن ایام هم رخ داد اما درباره این ها کار جدی و وسیعی نشده است. این ضعف است و ما سعی کردیم این ضعف را برطرف کنیم.

نسل امروز به هر حال نسلی است که حافظه تاریخی از دهه شصت و هفتاد ندارد. بچه های امروز بچه هایی هستند که شرایط دوران جنگ و بعد از جنگ در دهه هفتاد را هم یا اصلا درک نکردند یا خیلی کم درک کردند. خود من متولد سال آخر جنگ هستم و زمانی که دولت آقای هاشمی هم به اتمام رسید ۹ سالم بود! پس باید درباره این سال ها کار کرد و عبرت گرفت از آن اتفاقات و جلوی تکرار آن ها را گرفت. من در این مستند تلاش کرده ام این کار را انجام بدهم.

آنا:مشکلی برای تولید نداشتید؟

دزفولی: مشکل که به آرشیوهای تصویری و مکتوب باز می‌گشت اینکه افراد کلیدی حاضر به صحبت نبودند. ما سال ۹۵ قبل از فوت آقای هاشمی تلاش کردیم با ایشان صحبت کنیم اما موفق نشدیم و در نهایت هم ایشان مرحوم شدند. با خیلی های دیگری هم تلاش کردیم صحبت کنیم اما موفق نشدیم. همانند آقایان ولایتی و ظریف و جواد لاریجانی و روحانی و ... . اما به نسبت وزن افراد حاضر در مستند خوب است و امیدوارم تاریخ نگاری خوبی را انجام داده باشیم.

آنا: جلوی کار شما گرفته نشد؟

دزفولی: نه مشکل خاصی نبود. فقط به دلیل برخی از ملاحظه ها این مستند در سال ۹۶ منتشر نشد و به امسال رسید. تهیه و انجام کار کتاب هم از سال ۹۶ تا ۱۴۰۰ طول کشید تا مصاحبه ها تکمیل و ویراستاری و نهایی شود.

برای کسانی که بخواهند این مستند را ببینید چه برنامه‌ای دارید؟

این مستند در سایت سفیر فیلم به آدرس tamasha.safirfilm.ir در دسترس است و در سایت عماریار هم الان موجود است که فروش دانلودی هم دارد. به امید خدا از چند روز آینده هم سایت فیلمگردی مستند را در دسترس قرار می دهد.

آنا: مستند شما حرف جدیدی دارد که در مستندهای دیگر بیان نشده باشد؟

دزفولی: تمرکز ما در این مستند بر روی دو بحث عمده است. یکی بحث مجمع عقلا و اینکه اینها چه افرادی بودند و چطور شرایط سیاسی کشور را تغییر دادند و بعدا هم چطور در کشور حاکم شدند. این برای اولین بار در یک مستند تصویری به صورت جدی و مفصل مطرح و پرداخته شده است. بحث بعدی هم بحث شکست مذاکرات ایران و آمریکا در دوره آقای هاشمی است که به مذاکرات پیکو و بعد مذاکرات نفتی و تحریم های داماتو پرداختیم.

 

برای مشاهده این مصاحبه در سایت خبری آنا می توانید اینجا را کلیک نمائید.

کد تخفیف برای مستند مجمع عقلا

دوشنبه, ۳۱ خرداد ۱۴۰۰، ۰۲:۲۴ ق.ظ

علاقمندان دیدن مستند مجمع عقلا، جهت خرید و مشاهده این مستند که پیرامون مقطع پایانی جنگ تحمیلی و پذیرش قطعنامه ۵٩٨ و دوران دولت سازندگی مرحوم هاشمی رفسنجانی می باشد، می توانند این مستند را با کلیک بر روی اینجا و وارد کردن کد تخفیف fans7 با ١۵ درصد تخفیف مشاهده نمایند. 

 

کتاب قمار در بخش کتب دفاع مقدس نمایشگاه مجازی قرآن کریم تهران با تخفیف ٢٠ درصدی عرضه شده است و تا تاریخ ٢٠ اردیبهشت ماه ١۴٠٠ نیز برقرار می باشد. 

 

کتاب قمار به واکاوی مذاکرات مخفیانه ایران و آمریکا در اوج جنگ تحمیلی در سال های ١٣۶۴ و ١٣۶۵ می پردازد که در ایران به ماجرای مک فارلین مشهور شد. 

 

علاقمندان برای تهیه این کتاب می توانند اینجا را کلیک نمایند. 

سرویس فرهنگ و هنر مشرق -فیلم مستند قمار به کارگردانی سید مهدی دزفولی، روایتی است از ماجرای مک‌فارلین، مشاور رونالد دونالد ریگان که در سال ۱۳۶۵ مخفیانه به تهران آمد تا با سران قوا دیدار کند. ماجرا، تبعات فراوانی داشت که یکی از ناگفته‌ترین آنها، ارتباطات پنهان هاشمی رفسنجانی و معاونش حسن روحانی با امریکایی‌ها بود.

این فیلم در تیر ماه رونمایی شد، در آذر و دی در جشنواره‌های سینماحقیقت و عمار نمایش یافت و ظاهراً در جشنواره فجر نیز حضور دارد. مستند قمار در سایت‌های فیلم‌گردی و یوتیوب قابل مشاهده است.

جناب هاشمی رفسنجانی معتقد بود که ما از مذاکره با امریکا هیچگاه ضرر نمی‌کنیم. این تصور کاملاً اشتباه است. زیرا از شیطان نمی‌توان امید خیر داشت، مگر اینکه همجنس او باشید. نامۀ رهبران جنبش سبز به امریکا برای تحریم دولت احمدی‌نژاد، بیش از همه یقۀ دولت حسن روحانی را گرفت. دولت خاتمی که با شعار مذاکره و گفت‌وگوی تمدن‌ها به میدان آمد، توسط جورج بوش «محور شرارت» نامیده شد.

 

https://media.farsnews.ir/Uploaded/Files/Images/1399/04/17/13990417000912_Test_PhotoN.jpg

*****

 

ماجرای مک‌فارلین که سرفصل ارتباطات پنهان برخی مسئولان با امریکا شد، نقش فوق العاده‌ای در حیات سیاسی جمهوری اسلامی داشته است، اما کمتر به آن توجه شده. به نظر راقم این سطور، انحراف برخی از مسئولان مانند هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی از همین ایام، جدی شد و آنها را از انقلاب اسلامی و آرمان‌های مقدس آن جدا ساخت. از این زمان است که سیاست‌ورزی از نوع یهودی و غربی‌اش توسط این افراد اجرا می‌شود و سپس در میان مدیران کشور و برخی از مطبوعات و احزاب رواج می‌یابد. مخصوصاً که این افراد بعداً به ریاست جمهوری رسیدند و این نوع سیاسی‌کاری را به طور گسترده‌ای به اجرا درآوردند و عملاً انقلاب مستضعفین را به مسلخ بردند. اگر در پی علت سقوط این افراد، یا کشف نقاط انحراف انقلاب اسلامی از آرمان‌های آن هستید، یکی از ریشه‌های آن در همین ماجرا است.

 این موضوع البته بحث روز ما نیز هست. دو هفته قبل، انتشار مصاحبۀ فائزه هاشمی رفسنجانی، نقاب را از چهرۀ برخی اصلاحاتچی‌ها برداشت و معلوم شد که کاسبان تحریم در واقع چه کسانی هستند. او آرزو می‌کرد ترامپ مجدداً رئیس جمهور شود تا تحریم‌های او، ایران را به زانو درآورد. این رفتار خائنان وطن، مسبوق به سابقه است؛ قبلاً مخفیانه خیانت می‌کردند اما اکنون واضح و بی‌حیا، مقصود خود را بر زبان می‌آورند. واقعاً جای عبرت دارد که طرفداران مذاکره با امریکا، چگونه ولایت شیطان‌هایی مانند ترامپ را پذیرفته‌اند.

از شیطان چیزی جز خباثت و شرارت صادر نمی‌شود. او حتی به سوگندهایش وفادار نیست. [۱] مذاکره با شیطان، به معنای به رسمیت شناختن او است. یادآوری می‌کنم که امام حسین(ع) هیچگاه با یزید سخن نکرد و نامه‌ای هم برای او ننوشت. به همین سبب است که وقتی حضرت زینب به کاخ یزید رفت و مجبور شد با آن ملعون، سخن گوید در ابتدا اظهار تأسف کرد که گردش روزگار، او را به همسخنی با یزید رسانده است.

مهم‌ترین خاصیت ترامپ این بود که ماهیت امریکا را واضح و بی‌نقاب نشان داد. اما بیشترین تحریم‌ها علیه کشورمان، در دوران اوباما وضع شد؛ کسی که مورد حمایت سران جنبش سبز بود، چنانکه اوباما نیز از این جنبش حمایت می‌کرد.

در آذر ۱۳۸۸ نامه رهبران جنبش سبز از طریق مهدی پسر اکبر هاشمی رفسنجانی به وزارت خارجه امریکا رسید، که خواستار تحریم ایران و فشار بر مسئولان کشورمان بود. متن کامل این نامه را مایکل لدین در مرداد ۱۳۹۴ در مجله و سایت فوربس منتشر کرد و در ایران نیز بازتاب فراوان داشت.

 

 

  |در همین باره بخوانید:

| متن خیانت‌نامه سرکردگان فتنه ۸۸ به وزیر خارجه آمریکا

 

          و اگر به قبل‌تر برویم، باید از ملاقات حسن روحانی با امیرام نیر (مشاوران شیمون پرز) در هشتم شهریور ۱۳۶۵ بگوییم که روزنامه یدیعوت آحارانوت آن را ادعا کرده است. طبق این نقل، حسن روحانی درخواست کرده که غرب با نیروی نظامی، ایران را تهدید کند تا (امام) خمینی عقب‌نشینی نماید.

          واقعاً دوست داشتم که این ماجرا کذب باشد و جناب روحانی این قضیه را منکر شود. اما متأسفانه قرائن فراوانی برای صحت آن به چشم می‌خورد که ما در ادامه به آن خواهیم پرداخت. این دیدار به تبع مذاکراتی صورت گرفت که ابتکار آن را امریکایی‌ها با فرستادن مک‌فارلین (مشاور امنیت ملی دولت ریگان) در چهارم خرداد ۱۳۶۵ به دست گرفتند.

 

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

آمدن مک‌فارلین به ایران

 ۱۳ آبان ۱۳۶۵ اکبر هاشمی رفسنجانی در مقام رئیس مجلس شورای اسلامی در حضور راهپیمایانی که در سالروز تسخیر لانه جاسوسی شعار مرگ بر امریکا می‌دادند، به سخنرانی پرداخت و از ورود ناگهانی رابرت مک‌فارلین (Robert McFarlane) مشاور ریگان به ایران سخن گفت. طبق روایت جناب هاشمی، ایران از دلالان اسلحه، مقداری تسلیحات ساخت امریکا خریده بود اما مک‌فارلین و چند همراهش با همان هواپیمای ایرلندیِ حامل تجهیزات، به ایران آمده مسئولان را غافلگیر کردند. آنها همراه با پیام صلح ریگان، چند هدیه نیز برای مسئولان ایرانی آورده بودند: یک کیک به شکل «کلید»، یک اسلحه کلت و یک انجیل با امضای ریگان. حضرت امام اجازه نداد که مسئولان مملکت با آنها دیدار کنند. لذا هیئت امریکایی چند روز بعد، کشورمان را ترک کردند. (سخنرانی هاشمی رفسنجانی در مراسم ۱۳ آبان ۱۳۶۵)

آنچه هاشمی در مقام رئیس مجلس و فرماندۀ جنگ، در جمع راهپیمایان روز سیزده آبان مطرح کرد، ظاهراً از استکبار ستیزی او و سایر مسئولان کشور حکایت داشت. اما او هیچگاه از مذاکرات کانال دوم که در همان روزها در جریان بود سخنی نگفت، مذاکراتی که تا امروز مخفی مانده و حتی انکار شده است.

اگر ۱۳ آبان ۱۳۶۵ جناب هاشمی مجبور شد که واقعه را علنی کند، بدان سبب بود که هفته‌نامه الشّراع چاپ لبنان، یک روز قبل ماجرای مک‌فارلین را لو داده و انکار ماجرا به ضرر وی تمام می‌شد. چون او، هم مسئول جنگ و خرید تجهیزات جنگی بود، و هم مذاکرات مک‌فارلین به او سپرده بود. بنابراین جناب هاشمی برای کتمان کانال دوم گفت‌وگوها، ناچار شد از کانال اول سخن بگوید تا توجهات را به آن سمت برگرداند. اما این سخنرانی، مذاکرات را به سمتی برد که اصلاً قابل پیش‌بینی نبود.

 

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

انکار حسن روحانی از نقش خود در ماجرای مک‌فارلین

چهارم خرداد ۱۳۶۵ مک‌فارلین به همراه ویلیام کیسی (رئیس سازمان سیا)، الیور نورث (رئیس ستاد ارتش)، امیرام نیر (مشاور شیمون پرز که به دروغ، یک مسئول امریکایی معرفی شد) و چهار نفر دیگر، به تهران آمدند تا پیام رونالد ریگان را به سید علی خامنه‌ای رئیس جمهور ایران برسانند. اما رئیس جمهور و نخست وزیر، حاضر نشدند با آنها گفت‌وگو کنند. ظاهراً تنها فردی که از آمدن آنها خوشحال شد، جناب هاشمی رفسنجانی بود که به معاونش حسن روحانی سپرد تا با آنها مذاکره کند.

جناب روحانی دیدار با مک‌فارلین را انکار کرده و تاکنون سخنی در این باره نگفته است، شاید برای اینکه می‌پندارد اگر «الف» را بگوید، باید تا «یاء» برود. یکی از وقایع به شدت مهم که اگر اثبات شود، خیانت او را اثبات می‌کند، ماجرایی است که پنجم تیر ۱۳۹۲ در روزنامۀ یدیعوت آحارانوت منتشر شد. طبق این گزارش، حسن روحانی با امیرام نیر که یک فرد امریکایی ـ اسرائیلی بوده در سال ۱۳۶۵ در هتلی در پاریس مخفیانه دیدار داشته است. (در ادامه به آن خواهیم پرداخت)

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

دی ماه ۱۳۹۲ زمانی که فیلم مستند «من روحانی هستم» نمایش یافت، خشم حسن روحانی و دولت او را فراهم آورد. آنها می‌گفتند که دکتر روحانی به ماجرای مک‌فارلین ربطی ندارد. چندی بعد، جناب روحانی از سازندگان گمنام آن فیلم، با عنوان «منتقدان بی‌شناسنامه» یاد کرد. به همین سبب، ادامۀ این فیلم به سبب مخالفت شدید دولت علیه سازندگانش، عملاً ساخته نشد.

منبع مورد استناد آن مستند، خاطرات هاشمی رفسنجانی بود که در چند مورد به حضور حسن روحانی در مذاکرات مک‌فارلین اشاره کرده است (کتاب اوج دفاع، خاطرات هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۵).          همچنین در کتاب «بی‌پرده با هاشمی رفسنجانی» که مصاحبه قدرت الله رحمانی با ایشان است، به نقش حسن روحانی به عنوان یکی از مذاکره کننده‌ها تصریح شده است (بی پرده با هاشمی رفسنجانی، انتشارات کیهان، ۱۳۸۳، ص ۱۲۵)

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

 

 سید محمد خامنه‌ای که در سال ۱۳۶۵ نمایندۀ مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی بود، در مصاحبه نشریۀ رمز عبور در سال ۱۳۹۳، شواهدی را مطرح کرده و معتقد است که هاشمی رفسنجانی در تهران با مک‌فارلین دیدار داشته است. او مخصوصاً به جلسۀ غیرعلنی مجلس اشاره می‌کند که هاشمی در آن روز، ماجرا را شرح داده و دیدار خود را انکار نکرده است (نشریۀ رمز عبور، شماره ۷، دی ۱۳۹۳).

 

 

چرا مک‌فارلین به ایران آمد؟

هدف مک‌فارلین و ریگان از ارتباط با ایران، ظاهراً آزادی چهار گروگان امریکایی بود که در نزد حزب الله لبنان اسیر بودند. آنها ابراز تمایل می‌کردند که مسئولان ایرانی وساطت کنند تا گروگان‌ها آزاد شوند و حزب جمهوری‌خواه ریگان در انتخابات مجلس شکست نخورد و به سرنوشت کارتر و حزب دموکرات دچار نشود. امریکایی‌ها متعهد شدند که در قبال وساطت ایران، برخی از قطعات دفاع ضد هوایی هاوک (Hawk) را به ایران بدهند.

اما در ورای این صحبت‌ها، مقصود پنهان امریکایی‌ها از آمدن به تهران، برنامه‌ریزی برای بعد از رحلت امام خمینی بود. آنها نمی‌خواستند که آیندۀ کشور به دست افراد انقلابی و به قول خودشان «رادیکال» بیفتد. و این چیزی بود که مایکل لدین سیاسمتمدار امریکایی بعدها به آن اذعان کرد.

مایکل لدین همان شخصی است که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی روز ۱۹ دی ۱۳۹۹ به او اشاره فرمود؛ کسی که بی‌ثباتی ایران و عراق و سوریه و لبنان را برنامه‌ریزی می‌کند. او یک یهودی تندرو است که در امور ایران تخصص دارد. طبق برخی از اخبار، مایکل لدین از شورای روابط خارجی امریکا، در سال ۱۳۸۳ برای همایش چشم‌انداز برنامۀ هسته‌ای ایران» به کشورمان دعوت شده بود! (اینجا را ببینید). این همایش توسط مرکز تحقیقات استراتژیک (وابسته به مجمع تشخیص مصلحت) به ریاست حسن روحانی برگزار شد و سید حسین موسویان دبیر همایش بود.

ماجرای آمدن مک‌فارلین به ایران، از مایکل لدین آغاز می‌شود. او اردیبهشت ۱۳۶۴ به فلسطین اشغالی رفت و با شیمون پرز دیدار کرد. قصدشان این بود که برای بعد از رحلت امام خمینی برنامه‌ریزی کنند. به نظرشان رسیده بود که با برخی مسئولان متمایل به امریکا، طرح دوستی بریزند و از آنها حمایت نمایند تا در آینده، حکومت ایران را در دست بگیرند. پرز موضوع را پسندید و لدین نتیجه مذاکرات خود را به اطلاع مک‌فارلین رساند. با استقبال او، نقشه‌ای طراحی شد و یک سال بعد به اجرا درآمد.

در نبود سفارتخانه در تهران، امریکایی‌ها مجبور بودند ریسک سفر را به جان بخرند. ۴ خرداد ۱۳۶۵ مصادف با ماه مبارک رمضان هواپیمای حامل تسلیحات امریکایی در تهران فرود آمد و معلوم شد که یک هیئت ۱۰ نفره امریکایی شامل شش مقام سیاسی، خلبان و سه خدمه در آن هستند. امام خمینی، مسئولان را از دیدار با آنها منع کرد و یانکی‌ها از این موضوع ناراحت شدند.

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

 به پیشنهاد رفسنجانی، امریکایی‌ها را به هتل استقلال تهران بردند و خود او هدایت مذاکرات را بر عهده گرفت. اما لحن برخی از گفت‌وگو کننده‌های ایرانی، مک‌فارلین را عصبانی کرد و آنها چهار روز بعد، تهران را ترک کردند. یکی از مذاکره کننده‌ها به نام محسن کنگرلو خبر داده است که تا پای پلکان هواپیما به دنبال امریکایی‌ها می‌دویده است تا آنها را بازگرداند. بعید نیست که این نحو از دلجویی، از سوی جناب هاشمی رفسنجانی فرمان داده شده باشد. کنگرلو مشاور امنیتی میرحسین موسوی بود که از طریق یکی از دوستانش به نام منوچهر قربانی‌فر، چند نوبت تسلیحات خریده و به ایران آورده بود. خود قربانی‌فر نیز در این سفر مک‌فارلین را همراهی می‌کرد.

به هر حال، اکبر هاشمی به مذاکرات خوش‌بین بود. او از مرداد ۱۳۶۴ خرید موشک‌های تاو و هاوک را از دلالان اسلحه آغاز کرده بود و می‌خواست با تهیه تجهیزات، بر عراق پیروز شود؛ چنانکه در عملیات والفجر ۸ رخ داد (بهمن ۶۴ تا فروردین ۶۵). امریکایی‌ها، آزادی گروگان‌های خود در لبنان را شرط کرده بودند و هاشمی، رایزنی‌ها را انجام داد و در قبال آن، مقداری تجهیزات دریافت شد. اما بعضی از موشک‌های امریکایی که به ایران آمد، آرم اسرائیل بر آن نقش بسته بود و لذا با عصبانیت مسئولان روبه‌رو شد و محموله را پس فرستادند.

هاشمی مدعی بود که اگر ماجرای خرید سلاح، لو نرفته بود ما در جنگ تحمیلی، فتح الفتوح می‌کردیم. محسن کنگرلو نیز همین را می‌گوید و سخن هاشمی را تأیید می‌کند (روزنامه شرق، ۱۳ دی ۱۳۹۳، مصاحبۀ کنگرلو، ص ۷).

واقعاً چگونه می‌توان این سخن را پذیرفت!؟ چه معنا دارد که ما از امریکا و اسرائیل سلاح بگیریم و با عراق مسلمان بجنگیم!؟ سلوک و رفتار رهبران اسلام هیچگاه چنین نبوده است. مرحوم ابوترابی در سخت‌ترین لحظات اسارت، در جواب پرسش‌های صلیب سرخ، حاضر نشد از شکنجه شدنش چیزی بگوید مبادا حکمیت به اهل کفر برده باشد. [۲]

مرحوم هاشمی در مصاحبه با روزنامه شرق مدعی شده است که اگر امریکایی‌ها به ما تسلیحات فروختند چون می‌دانستند ایران در جنگ بازنده نخواهد بود. به همین دلیل بود که از ما حمایت کردند تا بعد از جنگ، در جناح برنده باشند! (مصاحبه روزنامه شرق با هاشمی رفسنجانی، ۴ خرداد ۱۳۹۴) آیا واقعاً این تحلیل‌های کودکانه از دهان فرماندۀ جنگ صادر شده است؟ مگر امریکایی‌ها به طور تصادفی روی مهرۀ غلط شرط‌بندی کرده بودند، که بعداً تصمیم به اصلاح گرفتند؟ مطمئناً چنین چیزی هرگز اتفاق نمی‌افتاد. زیرا صدام به نیابت از امریکا و اسرائیل با ما می‌جنگید. مگر چاقو دستۀ خودش را ‌می‌برد!؟

 

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

 

ماجرا چطور علن شد؟

به سبب کارشکنی حسن روحانی و نپرداختن پول اسلحه‌ها از سوی او، دلال معامله یعنی منوچهر قربانی‌فر[۳] که از مدت‌ها قبل با ایران کار می‌کرد، متضرر شد. طبق ادعا، او ۲۴ میلیون دلار مبلغ تسلیحات را پرداخت کرده بود. وقتی که صحبت‌های تلفنی و فشارهای جناب دلال افاقه نکرد و او از دریافت پولش ناامید شد، بعد از ۴۵ روز دو نامه به محسن کنگرلو نوشت و قول و قرارها را یادآوری کرد. آخرین سخن کنگرلو به او این بود که تسلیحات را شش میلیون دلار گران فروخته‌اند. با استنکاف حسن روحانی از پرداخت وجه، قربانی‌فر نسخه‌ای از آن دو نامه را به دوستش سید مهدی هاشمی در بیت آقای منتظری، فرستاد و آنها نیز در جریان سفر مک‌فارلین قرار گرفتند. (متن نامه‌ها در سایت آیت الله منتظری وجود دارد. اینجا را ببینید).

 متعاقباً سید مهدی هاشمی، خبر را به گوش سردبیر هفته‌نامه الشراع رساند و ماجرا در اول نوامبر ۱۹۸۶ بر روی جلد مجله فاش شد (عکس و تفصیلات ماجرا، در مستند قمار آمده است). و اینچنین هاشمی رفسنجانی مجبور شد که دو روز بعد، ماجرا را در ۱۳ آبان افشاء کند؛ یعنی پنج ماه و سیزده روز بعد از ورود مک‌فارلین! اما مذاکرات پشت پرده، تا ۱۴ دسامبر ۱۹۸۶ (برابر با ۲۵ آذر ۱۳۶۵) ادامه می‌یابد.

 

 | در همین باره بخوانید:

  |عامل کودتای نقاب چگونه با دفتر آقای نخست وزیر ارتباط گرفت

 

 

تبعات لو رفتن ماجرای مک‌فارلین

بعد از سخنرانی هاشمی رفسنجانی در ۱۳ آبان ۱۳۶۵، دو اتفاق غیر منتظره رخ داد. صدام خبردار شد که امریکایی‌ها به ایران تسلیحات می‌فروشند. لذا احساس خسران کرد و امریکایی‌ها در صدد دلجویی از او برآمدند. با حمایت جدی‌تر امریکایی‌ها از عراق، حوادث بعدی جنگ به ضرر ایران تمام شد. حوادثی مانند شکست عملیات کربلای ۴، جنگ نفتکش‌ها، آتش‌زدن سکوهای نفتی ایران، بازپس‌گیری فاو و همچنین شلیک به هواپیمای مسافربری که تماماً در دو سال پایانی جنگ بر ما تحمیل شدند.

اما ماجرا در امریکا بسیار جنجالی شد؛ چیزی که از آن با عنوان «ایران گیت» یا «ایران کنترا» یاد می‌شود. تحقیق و تفحص‌ها آغاز گشت و دولت ریگان به پنهان‌کاری متهم شد. رسوایی از آن جهت بود که ریگان بدون مشورت با کنگره و برای پیروزی حزب جمهوری‌خواه، به این اقدام دست زده بود. مضافاً بر اینکه امریکا، از ابتدا ایران را جزو تحریم‌های تسلیحاتی قرار داده بود و لذا فروش تجهیزات به کشورمان، نقض قانون AECA توسط دولت ریگان تلقی می‌شد (الیور نورث، مسئول فروش سلاح بود). رسوایی سوم این بود که سازمان سیا، پول دریافت شده از فروش تسلیحات را صرف شورشیان نیکاراگوئه می‌کرد تا علیه دولت قانونی دانیل اورتگا در امریکای مرکزی بجنگند. و افشای این ماجرا نیز مورد اعتراض کنگره قرار گرفت چون نمایندگان قبلاً علیه این دخالت قانونی را تصویب کرده بودند. (هاوارد تیچر یکی از آن شش امریکایی که به ایران آمدند، مسئول امور مالی شورشیان نیکاراگوئه بود، کسی که در تهران نقش منشی جلسه را ایفاء می‌کرد.)

در اردیبهشت ۱۳۶۶ دادگاهی در امریکا تشکیل شد که عاملان اصلی در آن محاکمه شدند. ویلیام کیسی رئیس سازمان سیا، در حین محاکمه، سکته کرد و جان باخت. رابرت مک‌فارلین و الیور نورث به جرم تخصیص غیرقانونی بودجۀ دولت امریکا، مجرم شناخته شدند. مک‌فارلین خودکشی ناموفقی داشت، اما چند سال بعد مشمول عفو جورج بوش (پدر) قرار گرفت. در مورد دونالد ریگان اما اغماض صورت گرفت به این بهانه که او از ماجرا خبر نداشته و مک‌فارلین خودسری کرده است!

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

حضرت امام و رؤسای قوای سه‌گانه چه گفتند؟

محسن کنگرلو (۹۸-۱۳۳۵) مشاور امنیتی نخست وزیر، در مصاحبه‌ای چهار ساعته با حسین دهباشی در سال ۱۳۹۶، ماجرا را تا حدودی باز کرده است. بعد از وفات کنگرلو در اسفند ۹۸، این مصاحبه طبق وصیت او اجازۀ انتشار یافت (یوتیوب). کنگرلو به مدد منوچهر قربانی‌فر، امریکایی‌ها را به ایران آورده بود و خودش نیز در مذاکرات مک‌فارلین حضور داشت.

محسن کنگرلو در مصاحبه با دهباشی، چند بار تصریح دارد که حضرت امام و رئیس جمهور و نخست وزیر، با این مذاکرات مخالف بودند. نظر آقای خامنه‌ای این بود که اگر مذاکره‌ای هم برای خرید تسلیحات و قطعات صورت می‌گیرد، باید آشکار و علنی باشد آن هم با میانجی‌گری کشورهایی مانند ژاپن که مورد اطمینان دو طرف است. موسوی اردبیلی به عنوان رئیس شورای عالی قضایی و امام جمعه تهران، در سخنرانی‌هایش در خطبه‌های جمعه (که در مستند قمار پخش می‌شود)، اینطور عنوان می‌کند که از ماجرای مک‌فارلین مطلع نبوده است.

در مجموع، اینطور به نظر می‌رسد که هاشمی رفسنجانی به وکالت از طرف حضرت امام ورؤسای قوای سه‌گانه، هدایت مذاکرات را به دست گرفته بود. سپس مذاکرات مخفیانه‌ای با امریکایی‌ها در خاک اروپا ترتیب داد که از آن به عنوان مذاکرات کانال دوم یاد می‌شود.

کنگرلو در مصاحبه سعی در کتمان مذاکرات کانال دوم دارد. حتی در برابر سؤالات دهباشی تلاش می‌کند ماجرا را انکار کند. اما نمی‌تواند حسن روحانی را به سبب نپرداختن بهای تسلیحات، مقصر قلمداد نکند. او می‌گوید که هاشمی رفسنجانی دستور داده بود که مبلغ تسلیحات باید پرداخت شود اما روحانی به عنوان مسئول مالی، تمکین نکرد و در نهایت ماجرا به رسوایی انجامید. قبلاً کنگرلو در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی، از نقش تخریبی حسن روحانی بدون ذکر نامش، یاد کرده بود (روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۹ دی ۱۳۹۳).

 

 |در همین باره بخوانید:

| اسراری که از لابلای گفتگوی دهباشی- کنگرلو می‌توان فهمید

 

 

مذاکرات کانال دوم، حتی از سران مملکت هم مخفی شد

مذاکرات کانال دوم به دلایل متعدد، مخفی مانده است. بعد از فوت هاشمی رفسنجانی، فضای باز سیاسی به وجود آمد و برخی از افراد دخیل در ماجرا توانستند از نقش خود در این ماجرا بگویند. مانند محسن کنگرلو و مصاحبه‌اش با حسین دهباشی. و همچنین علی هاشمی[۴] برادرزادۀ جناب رفسنجانی که با سازندگان مستند قمار مصاحبه کرده است. او در مرداد ۱۳۶۵ در اروپا بوده و توسط امریکایی‌ها رصد می‌شد. ژنرال ریچارد سیکورد با علی هاشمی دیدار کرد و پیامی به او داد تا به عمویش برساند. آنچه یانکی‌ها از مذاکرات تهران فهمیده بودند این است که اکبر هاشمی رفسنجانی در مقام رئیس مجلس شورای اسلامی، (به قول آنها) تنها فرد میانه‌روست که به امریکایی‌ها خوش‌بین است.

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

همینطور هم شد. هاشمی چراغ سبز را داد و برادرزاده‌اش علی به کاخ سفید برده شد تا پیام او را به امریکایی‌ها برساند و متقابلاً پیام امریکایی‌ها را به هاشمی.

 

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

گزارش سناتور تاور از ماجرای مک‌فارلین

در امریکا بیش از یکصد عنوان کتاب در خصوص ایران‌گیت منتشر شده و چند فیلم مستند نیز در آنجا به تولید رسیده است. در ایران اما فقط دو کتاب در طول ۳۴ سال در این باره منتشر شده‌اند، البته اگر گزارش سناتور جان تاور از این ماجرا، ابعاد دیگری از وقایع هر دو کانال گفت‌وگوی مخفیانه را علن کرد. در این گزارش، از علی هاشمی رفسنجانی با عنوان «برادرزاده» یا «خویشاوند» یاد شده و از حسن روحانی با عنوان «مشاور ارشد امور خارجی».

گزارش کمیتۀ تاور، متجاوز از دویست صفحه‌ است. این گزارش در ۲۶ فوریه ۱۹۸۷ (۷ بهمن ۱۳۶۵) در امریکا منتشر شد و خلاصه‌ای از آن، روز بعد به دست هاشمی رفسنجانی رسید (کتاب اوج دفاع، ۸ اسفند ۱۳۶۵). دی ماه ۱۳۹۸، فشرده‌ای از گزارش تاور در کتابی به نام ایران‌گیت؛ ماجرای مک‌فارلین توسط نشر وزراء منتشر شده است (خرید از طاقچه).

 

 

مذاکره حسن روحانی با امیرام نیر

پنجم تیر ۱۳۹۲ بعد از آنکه حسن روحانی برای ریاست دولت یازدهم انتخاب شد، روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارانوت گزارشی از ارتباط پنهان حسن روحانی با امریکایی‌ها در خاک فرانسه را منتشر کرد. با این عنوان: «روحانی در سال ۱۹۸۶: غرب، خیلی نرم با خمینی رفتار کرده است» [۵]

دکتر حسن عباسی در یکی از سخنرانی‌هایش به این گزارش پرداخت و متعاقباً کتابچه‌ای با عنوان تماس آمادۀ انتشار شد اما مجوز چاپ دریافت نکرد. کتابچه در نهایت به صورت اینترنتی با دو کیفیت منتشر شد (حجم ۱۲ مگا بایت)، (حجم ۱۱۹ مگابایت: از تلگرام | از پیامرسان گپ).

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

طبق آنچه در روزنامه یدیعوت آحارانوت آمده، هشتم شهریور ۱۳۶۵ در هتل پاریزین، حسن روحانی با سرهنگ امیرام نیر (Amiram Nir) به عنوان یک مسئول امریکایی دیدار کرد. اما او در واقع، مشاور شیمون پرز نخست وزیر رژیم صهیونیستی بود که همراه با مک‌فارلین به تهران آمده و مسئولان ایرانی احتمالاً به هویت اسرائیلی‌اش پی نبرده بودند. منوچهر قربانی‌فر نیز در جلسه به عنوان مترجم حضور داشت.

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

حسن روحانی در آن زمان، نائب رئیس مجلس شورای اسلامی و دبیر کمیسیون امنیت ملی بود. امیرام نیر، صوت مذاکرات را با یک دستگاه میکروتیپ مخفیانه ضبط می‌کرد. او بعد از مدتی، به بهانۀ رفتن به دستشویی، از جلسه خارج می‌شود و نوار کاست را برمی‌گرداند.

در زمان ریاست جمهوری جناب هاشمی، این متن برای اولین بار در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۷۳ (۱۵ مه ۱۹۹۴) به زبان عبری منتشر شده است. در نوبت دوم، پنجم تیر ۱۳۹۲ (۲۶ ژوئن ۲۰۱۳) به زبان انگلیسی منتشر شد و هم‌اکنون در سایت این روزنامه قابل مطالعه است (اینجا را ببینید).

ران بن ایشای (Ron Ben Yishai) که این گزارش را تهیه کرده، در خصوص حسن روحانی اینطور نوشته است:

 دکتر حسن روحانی یک مرد باهوش و بسیار خردمند است. او اگر روحانی [آخوند] نبود به جایگاهی که امروز داشت نمی‌رسید. او رئیس کمیسیون امنیت ملی و نائب رئیس پارلمان است و از معدود افرادی است که جایگاهش از زمان قدرت گرفتن آیت الله خمینی در ۱۹۷۹ واقعاً ارتقا یافته است.

خیلی از افراد خارج از ایران درباره‌اش چیزی نمی‌دانند. او مراقب است که همواره در پشت صحنه بماند و مانند کسی که از بیماری‌ها اجتناب دارد، از خبرگزاری‌ها دوری می‌کند. با این حال، هرگاه رئیس جمهور ایران، اکبر هاشمی رفسنجانی به کسی نیاز داشت که مأموریت دیپلماتیک حساسی را انجام دهد یا مسئلۀ امنیتی اضطراری را حل کند، از روحانی استفاده می‌نماید.

 مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

 

بنا بر این گزارش، اوایل شهریور ۱۳۶۵ دکتر روحانی در صدر یک هیئت دیپلماتیک به فرانسه رفته است. اما به درخواست قربانی‌فر برای دیدار با امیرام نیر، چند روز بیشتر در پاریس می‌ماند. به روحانی گفته شده بود که با یک مقام رسمی امنیت ملی کاخ سفید دیدار خواهد کرد. او اطمینان داشت که رئیسش رفسنجانی، موافق ملاقات با مقامات رسمی امریکایی‌ است، با این امید که بهبود روابط با امریکا بتواند منابع جدیدی برای تأمین سلاح ایجاد کند. چیزی که ایران به خاطر درگیری نظامی با همسایه‌ خودش عراق، به شدت نیازمند آن بود.

 اکنون به برخی از سخنانی که در این روزنامه از قول حسن روحانی و امیرام نیر آمده است، توجه کنید:

حسن روحانی: من انگلیسی می‌فهمم اما متأسفانه نمی‌توانم صحبت کنم. لذا قربانی‌فر ترجمه خواهد کرد. لطفاً این نشست را کاملاً محرمانه در نظر بگیرید، خیلی محرمانه. من از طرف دولتم صحبت نمی‌کنم. چرا که این نشست کاملاً غیر منطقی است. با این حال، چون من واقعاً به آقای قربانی‌فر اعتقاد دارم، موافقت کردم که با شما ملاقات کنم، که امیدوارم مؤثر باشد.

      من اصلاً حس خوبی نسبت به سخنرانی افراطی دیروز امام خمینی ندارم. من فکر می‌کنم این سرسختانه‌ترین سخنرانی او از زمانی است که قدرت را به دست گرفته است. [۶] او می‌خواهد همه کسانی را که با مواضع ضد امریکایی افراطی او همراهی نمی‌کنند، تکه‌تکه کند. اما این تقصیر شما است. شما امریکایی‌ها نشسته‌اید و آنچه را که بین ما و عراق می‌گذرد، تماشا می‌کنید و هیچ کمکی به ما نمی‌کنید. شما تا وقتی که حرکتی نکنید و نیازهای ما را تأمین ننمایید، چیزی از ایران به دست نمی‌آورید.

      این باید برای شما واضح باشد که آنچه الان می‌گویم، چیزی است که رفسنجانی خواسته است تا بگویم. اگر این کار را نکنم، کار من تمام است. این روزها ما داریم با افراطی‌هایی مانند خمینی و پسرش رهبری می‌شویم. محافظان، مرا احاطه کرده‌اند. من چیزی برای خودم نمی‌خواهم، حتی پول. چرا که در جایگاهی هستم که نمی‌توانم آن را خرج کنم. چون باعث سوء ظن است. من به دنبال چیزی هستم که برای کشورم بهترین است.

      اگر شخصیت خمینی را تحلیل کرده باشید، باید فهمیده باشید که یک مخالف قوی، او را وادار می‌کند که صد قدم به عقب برود. در حالیکه یک مخالف ضعیف، او را تحریک می‌کند که جلو بیاید. متأسفانه شما موضع غلطی اتخاذ کرده‌اید. شما با او بسیار نرم برخورد می‌کنید. شما باید تندتر باشید. باید از موضوع برتری و تفوق برخورد کنید. شما قدرت نشان نمی‌دهید.

      همۀ «اعتدالیون» در کشور ما، روی یک خط باریک حرکت می‌کنند. ما نمی‌توانیم هر هفته با شما ملاقات کنیم، یا حتی هر ماه. ما آماده هستیم تا یک همکاری واقعی با شما داشته باشیم. اما نخست شما باید به ما کمک کنید تا اسلام درست را در کشورمان پرورش داده و گسترش دهیم و برای این، نیاز به پول و کمک شما داریم تا جنگ با عراق را خاتمه دهیم.

      امیرام نیر: من از صداقت شما ممنونم. هیچکس از این گفت‌وگو مطلع نخواهد شد. فقط دو نفر در کشور من از آن اطلاع دارند. شما باید بدانید که ما با ذهنی باز و قلبی گشاده برای حل نگرانی‌های ایران به اینجا آمده‌ایم. ما نباید اشتباهات گذشته را نبش قبر کنیم، چه از طرف شما بوده باشد چه از طرف ما. ما باید به آینده نگاه کنیم. کاملاً واضح است که اگر ایران با غرب ارتباط برقرار نکند، هیچ آینده‌ای نخواهد داشت. همانطور که واضح است ما به طور جدی روی مسئله ایران سرمایه‌گذاری کرده‌ایم. ما احترام فراوانی برای مردم ایران قائلیم. ما برای انقلاب ایران هم احترام فراوانی قائلیم. ما امیدواریم به شما کمک کنیم، به شما «اعتدالیون» تا بتوانید خود را تقویت کنید. هر چه را لازم است به من بگویید تا ببینیم چه کاری می‌توانیم انجام دهیم.

      حسن روحانی: ابتدا و در درجۀ نخست، شما باید محکم و سرسختانه در مقابل خمینی بایستید. اگر دندان‌هایتان را به خمینی نشان ندهید، شما در همه جای جهان به مشکل خواهید خورد. اگر او را با نیروی نظامی تهدید کنید، حتی ممکن است دستتان را ببوسد و بگریزد.

      نیر: ما کجا باید قدرتمان را نشان دهیم؟

      روحانی: مثلاً شما به او بگویید که باید همه زندانی‌های جنگی در لبنان را تا پنج روز دیگر آزاد کنید. در غیر این صورت، ما علیه شما اقدام نظامی خواهیم کرد و خودتان مقصر هستید.

      نیر: ما یک امپراتوری هستیم و در حال حاضر، آرام عمل می‌کنیم. شما نحوۀ عمل ما در لیبی[۷] را دیده‌اید. اما ما معتقدیم که استفاده از قدرت، ممکن است ایران را در دست روس‌ها قرار دهد.

      روحانی: شما باید به وسیلۀ پاکستان و ترکیه، بین مسلمانان یک پروپاگاندا علیه خمینی سازماندهی کنید. [چیزی که امروزه به وقوع پیوسته است]

      امیرام نیر در اینجا اعلام می‌کند که می‌خواهد به دستشویی برود. در آنجا نوار کاست را به روی دیگر برمی‌گرداند و به محل ملاقات باز می‌گردد.

      نیر: چگونه می‌توانیم به افرادی در ایران کمک کنیم که معتقدند آیندۀ ایران در گرو اتحاد با غرب است؟

      روحانی: برای این موضوع می‌توان یک کتاب نوشت. اما بهترین راه این است که من به ایران بازگردم و با افراد نزدیک به آیت الله منتظری صحبت کنم. ما طرحی را آماده می‌کنیم و من با یک پاسخ نزد شما باز خواهم گشت. اما من می‌خواهم بدانم که آیا شما جدی هستید؟ من اعتقاد ندارم که شما واقعاً بخواهید به ما کمک کنید. تا زمانی که خمینی و افرادش قدرت داشته باشند، هیچگاه روابط ما با غرب، بهبود نخواهد کرد.

این آخرین جمله‌ای است که رد و بدل شده. بن ایشای در ادامه گزراش خود را با این کلمات به پایان می‌برد:

      اینجا بود که یک راز افشاء گردید. آیت الله منتظری در آن زمان، کاندیدای اصلی برای جانشینیِ خمینیِ بیمار بود. او طراح تماس‌ها با امریکا و اسرائیل بود. روحانی آشکارا تلاش می‌کرد در مناقشات قدرتی که بر سر تصرف جایگاه رهبری در ایران وجود داشته و هنوز هم دارد، به منتظری کمک کند.

      با این حال هیچ‌یک از طرح‌های روحانی به نتیجه نرسید. وقوع رسوایی ایران‌گیت، به تمامی جاه‌طلبی‌های منتظری و تلاش‌های روحانی برای ارتقای او پایان داد. پس از مرگ خمینی، آیت‌ الله‌ها بر روی علی خامنه‌ای افراطی توافق کردند، کسی که به عنوان جانشین خمینی تا به امروز بر این کشور حکمرانی می‌کند.

      پس از رسوایی ایران‌گیت، امیرام نیر سمت خود را رها کرد و به سراغ فعالیت‌های اقتصادی رفت. او در سال ۱۹۸۸ در یک سانحه هوایی با هلی‌کوپتر در مکزیک کشته شد. برخی ادعا کردند که او به خاطر اطلاعات فراوانی که در مورد دخالت جورج بوش پدر در رسوایی تسلیحاتی داشت، جان خود را از دست داد.

[پایان گزارش روزنامه یدیعوت آحارانوت]

 

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

آیا می‌توان دیدار حسن روحانی با امیرام نیر را واقعی تلقی کرد؟

 اگر این گزارش صحیح باشد، تنها توجیهی که می‌توان برای آن تراشید این است که جناب حسن روحانی در حال فریب این فرد بوده تا بتواند تسلیحات مورد نیاز رزمندگان را فراهم آورد.

 اما متأسفانه این سخن نیز چندان وجهی ندارد. زیرا او از همان ایام در مجمع عقلای مجلس شورای اسلامی (گروه ۹۹ نفره‌ای که خود جناب حسن روحانی، ریاستش را بر عهده داشت)، همواره صحبت از صلح و پایان جنگ می‌کرد که با اطلاع امام خمینی و نهیب آن بزرگوار، گروه از پاشید. این ماجرا در فیلم مستند «اتاق جنگ» (مصطفی حریری) و ایضاً در مستند «من روحانی هستم» از زبان خود حسن روحانی بازگو شده است. به هر حال، حسن روحانی به عنوان تابع اکبر هاشمی، سیاست‌های او را اجرا می‌کرد.

 از اعماق دل، آرزو می‌کردم که ای کاش این گزارش، سراسر جعل و کذب باشد. اما متأسفانه، قرائن و امارات فراوانی برای صحت آن وجود دارد. مخصوصاً که جناب هاشمی رفسنجانی به عنوان حامی حسن روحانی و عامل اصلی در رئیس جمهور شدن او، خودش چنین رفتارهایی داشته است. به برخی از آن موارد توجه فرمایید:

 ۱. تلقی دکتر روحانی از برجام که حتی آب نوشیدنیِ مردم را به مذاکره با امریکا پیوند زد، به طور ناگهانی به وجود نیامده است. مخصوصاً که او سعی داشت که رفتار دولت خود را مشابه با صلح امام حسن(ع) قلمداد کند و مذاکره با امریکا را، مورد نظر قاطبۀ مردم جلوه دهد.

 ۲. اینکه حسن روحانی نقش خود را در ماجرای مک‌فارلین (که حداقل سه نوبت جناب هاشمی بر آن تصریح کرده)، انکار می‌کند از قضا نشان دهندۀ این است که چیزی در این میانه صحیح نیست. چنانکه افراد دیگری مانند محسن کنگرلو نیز از حضور حسن روحانی در مذاکرات سخن گفته‌اند. و شخص مک‌فارلین هم در سال ۲۰۱۶ در گفتاری که در انتهای فیلم مستند قمار وجود دارد، به حضور حسن روحانی در مذاکرات اشاره می‌کند.

 ۳. هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۷ از حضرت امام خواسته بود که سه مسئله مهم را فیصله دهد مسائل مهمی که بعد از او، قابل حل نخواهند بود: پایان جنگ، تغییر قانون اساسی، رابطه با امریکا. امام راحل، دو مورد را حل کرد اما رابطه با امریکا را نپذیرفت (مصاحبۀ تسنیم با سید مرتضی نبوی، ۲۴ آذر ۱۳۹۹؛ همچنین مصاحبۀ سایت جماران با محسن هاشمی، ۱۶ دی ۱۳۹۹). این سخن هاشمی، نشان می‌دهد که او از دهۀ ۱۳۶۰ به دوستی با امریکا علاقه داشته است. چنانکه در دوران ریاست جمهوری خود نیز بارها قصد داشت با امریکا طرح دوستی بریزد. البته اکبر هاشمی این موضوع را با رهبر معظم انقلاب نیز مطرح کرده بود اما معظم له هیچگاه با درخواست او موافقت نکرد (مصاحبه با غلامعلی رجایی، سایت جماران، ۲ آذر ۱۳۹۹) و در نهایت، این آرزو برای جناب هاشمی سر نگرفت. حسن روحانی نیز با ریسمان هاشمی رفسنجانی در چاه امریکایی‌ها فرو رفت، و شد آنچه شد.

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

  ۴. پنجم مهر ۱۳۸۸ هاشمی رفسنجانی به مایکل پوستل سفیر اتریش در روز پایان مأموریتش در ایران گفته بود که اگر غرب شیپور تقلب در انتخابات و نقض حقوق بشر را به صدا در آورد، به ادامه کار کمک شایانی خواهد کرد. جناب سفیر گزارش این دیدار را ایمیل کرده و متن، از طریق سایت ویکی ‌لیکس لو رفته است (ویکی لیکس). این دیدار در خبرگزاری‌های ایرانی، به صورت یک دیدار عادی رئیس مجمع تشخیص مصلحت، در خصوص استفاده از منابع انرژی بازتاب یافته بود! (ایسنا، ۵ مهر ۱۳۸۸).

 ۵. در آبان ۱۳۸۸ امریکایی‌ها از رهبران جنبش سبز خواسته بودند که بگویند که چطور می‌توانند به آنها کمک کنند. آقایان نیز نامه‌ای بدون امضاء نوشته، به وزارت خارجه امریکا دادند مبنی بر اینکه ایران را تحت فشار قرار دهید و تحریم کنید! این نامه در مرداد ۱۳۹۴ از سوی مایکل لدین در مجله فوربس منتشر شد. حداد عادل نمایندۀ مردم تهران، متن فارسی آن را در مجلس شورای اسلامی قرائت کرد (ترجمۀ نامه را اینجا بخوانید). از آنجا که مهدی هاشمی مسئول رساندن این نامه به امریکایی‌ها شده بود، نقش پدرش جناب اکبر هاشمی رفسنجانی در مقام نویسندۀ اول تصور می‌شود.

 ماجرا توسط نیک‌آهنگ کوثر (ضد انقلاب فراری و مقیم کانادا) افشاء شده زیرا مهدی با او تماس گرفته تا به کمک او این نامه به مقامات امریکایی رسانده شود، چنانکه بارها اخبار فراوانی برایش می‌فرستاده و او در سایت خودنویس منتشر می‌کرده است. حمایت این روزهای فائزه هاشمی از ترامپ و اصرار او به اینکه سخنانش را از سر خطا نبوده، نشان‌دهندۀ پشت گرمی این صبیه به راهی است که پدرش آن را گشوده. چنانکه وی همیشه پدرش را صد در صد تأیید و حمایت کرده است.

۶. مخالفت هاشمی با عزل منتظری و اصرار شدید او به حضرت امام برای بازنگری در این تصمیم، نهایتاً منجر شد به اینکه متن نامۀ حضرت امام در رسانه‌ها منتشر نشود (نامۀ عزل منتظری، ۶ فروردین ۱۳۶۸). این نامه نهایتاً در آبان ۱۳۷۶ که منتظری علیه رهبر معظم انقلاب سخنرانی کرد، منتشر شد و جناب هاشمی همان روزها، نقش خود در سانسور این نامه را در خطبه‌های نماز جمعه بازگو کرد.

 ۷. یکی از دلایلی که هاشمی به عنوان فرماندۀ جنگ به امام تحمیل کرد، نداشتن سلاح کافی و تجهیزات مدرن بود. حضرت امام برای پذیرش قطعنامه، از اصطلاح «جام زهر» استفاده کرد که مقصود او چندان فهم نشد. اما اصطلاح جام زهر، یک تعبیر برای اشاره به «خیانت خواص» است که در ادبیات جهان نیز کاربرد دارد. دشمن خارجی، تیر می‌اندازد اما دشمن داخلی، جام زهر پیشکش می‌کند.

۸.. نماد انتخاباتی روحانی یک «کلید» بود. رابرت مک‌فارلین نیز به طور کاملاً تصادفی، یک کیک به شکل کلید، از طرف ریگان برای مسئولان آورده بود. جالب توجه اینکه جناب روحانی، نگاهش تماماً به بیرون از ایران بود و کلیدش را فقط برای باز کردن همان قفل رابطه با امریکا مصروف کرد.

 ۹. توصیفات هاشمی، فرزندانش و حسن روحانی از خودشان به عنوان «اعتدالیون»، با گزارش فوق همخوانی دارد.

۱۰. تجدید نظرطلبی جناب هاشمی در مسائل اصلی انقلاب، بارها ابراز شده است؛ از پشیمانی در تسخیر لانه جاسوسی، [۸] تا سعی در حذف شعار مرگ بر امریکا، که از همان ابتدای رئیس جمهور شدنش صدای افرادی چون محتشمی‌پور را در آورد (سایت دیپلماسی ایرانی گزارشی از سند ویکی لیکس، ۳ اسفند ۱۳۹۵)، حتی اینکه در این اواخر در صدد حذف رهبر معظم انقلاب و سپردن مسئولیت به شورای رهبری بود (مصاحبه انصاف نیوز با فائزه هاشمی، ۲۰ دی ۱۳۹۹) در حالیکه خود او در مجلس خبرگان، نقش مهمی در رساندن آیت الله خامنه‌ای به رهبری داشت. در واقع او شهادتی از حضرت امام داشت مبنی بر اینکه آیت الله خامنه‌ای را شایسته این مقام می‌داند و آن را کتمان نکرد. و ما از این جهت، سپاسگزار او هستیم.

 

مذاکره با شیطان؛ مستندی درباره روابط مخفیانه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی با امریکا+ تصاویر

آیا ایران می‌تواند با امریکا دوستی کند؟

طبق آنچه غلامعلی رجایی می‌گوید، اکبر هاشمی معتقد بود که ما از مذاکره با امریکا هیچگاه ضرر نمی‌کنیم (سایت جماران، ۱۹ آبان ۱۳۹۹). این تصور کاملاً اشتباه است. زیرا از شیطان نمی‌توان امید خیر داشت، مگر اینکه همجنس او باشید. نامۀ رهبران جنبش سبز به امریکا برای تحریم دولت احمدی‌نژاد، بیش از همه یقۀ خود آنها یعنی دولت حسن روحانی را گرفت. دولت خاتمی که با شعار مذاکره و گفت‌وگوی تمدن‌ها به میدان آمد، توسط جورج بوش «محور شرارت» نامیده شد.

به هر حال باید واضح شده باشد که اگر زمانی بیاید که ما از دشمنی با امریکا دست برداریم، آنها از ما دست برنخواهند داشت مگر اینکه ما را مانند خودشان، کافر کنند. در این مورد آیات قرآن، روشنگر و واضح هستند. با این مشعل می‌توان حق و باطل را شناخت و به طور صحیح عمل کرد.

 امریکایی‌ها عملاً سیاست‌های یهودیان پشت پرده از قبیل مایکل لدین را اجرا می‌کنند. دشمنی یهود با دین خدا، از صدر اسلام تاکنون جاری و پیوسته بوده است. چون آنها تورات و انجیل را به نحوی تحریف و بی‌اثر کردند که بتوانند در دنیا به هر نحوی که دوست دارند، زندگانی کنند و چیزی مانع آنها نباشد. این نقشه را برای دین اسلام هم کشیدند و متأسفانه توانستند مسیر خلافت را تغییر دهند و احادیث پیامبر را نابود کنند. به لطف خدا آن احادیث توسط امام باقر و امام صادق بازگو و مکتوب شدند. و ان شاء الله به زودی، حضرت صاحب الزمان خلافت رسول اکرم را به جای خود بازخواهند گرداند.

 

  |در همین باره بخوانید:

 | ماجرای بزرگ‌ترین دروغ‌های تاریخ

 

مهمترین تحریف در تورات و انجیل، این است که با تغییر نام ذبیح از اسماعیل به اسحاق، پیامبر آخر را از قوم یهود جلوه دادند. بنابراین، یهودیان مدعی شدند که پیامبر آخر هنوز نیامده و مسیحیان ادعا کردند که آن پیامبر، همین حضرت عیسی بوده که باید دوباره به جهان برگردد. در حالیکه علمای یهودی و مسیحی کاملاً به این حقیقت واقف هستند که آخرین پیامبر، از نسل فرزند ارشد حضرت ابراهیم یعنی اسماعیل(ع) است. و او کسی نیست جز حضرت محمد رسول الله، چنانکه نام مبارک او را با هفتاد وصف در تورات و انجیل می‌یابند.

 

  |در همین باره بخوانید:

 | پیامبر اسلام(ص) در کلام سلیمان(ع)

 

 

دشمنی علمای یهود با اسلام حقیقی، کاملاً آگاهانه است و مرض آنها قابل درمان نیست. علت دوستی برخی کشورها و مذاهب اسلامی با یهود نیز به همین سبب است که توانسته‌اند از قرن‌ها قبل در آنها نفوذ کرده و به قدر کافی، جعل و تحریف در مذهبشان وارد کنند. اما در مورد خاندان سعودی ماجرا تفاوت دارد. آنها خودشان از نسل یهودیان حجاز هستند و اسلام آنها نیز از سر نفاق است.

قرآن به ما خبر می‌دهد که دشمن‌ترین دشمنان ما مسلمانان، یهود هستند (مائده/ ۸۲). بیش از ۱۰ سال قبل یک قبیله در اردن با تفکر کردن در این آیه، تغییر مذهب داده و شیعه شدند. چون به این نتیجه رسیده بودند که مذهب حق در میان مسلمانان، همان است که یهود با آنها دشمنی می‌ورزد؛ یعنی شیعه دوازده امامی. ای کاش همین مقدار عقل و ایمان در برخی رؤسای جمهور وجود داشت که نخواهند آیات قرآن را دوباره امتحان کنند.

به سخن قرآن کریم گوش بسپاریم و در صدد راضی کردن یهود و دنبالچه‌های آنها نباشیم. وگرنه به مصیبتی که در انتهای این آیه آمده، دچار خواهیم شد؛ چه اینکه الان دچار شده‌ایم.

وَ لَن تَرْضَی عَنکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصَارَی حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إنَّ هُدَ ی اللهِ هُوَ الْهُدَ ی وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللهِ مِن وَلِیٍّ وَ لاَ نَصِیرٍ (بقره/ ۱۲۰)

هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد مگر آنکه از آیین آنها پیروی کنی. بگو: راهی که خدا بنماید به یقین راه حق، فقط همان است. و بعد از آنکه طریق حق را دریافتی اگر از میل و خواهش آنها پیروی کنی، دیگر از سوی خدا یار و یاوری نخواهی داشت.

 

** تحقیق و تألیف: امیر اهوارکی

 

[۱]. دستور قرآن به مقاتله با سران کفر، بدان علت است که آنها حتی به عهد و سوگندشان وفادار نیستند. و این دقیقاً یکی از پیشگویی‌های خداوند تعالی است که ما در توافقنامه برجام، صدق آن را مشاهده کردیم. نه تنها ترامپ، بلکه دولت اوباما نیز برجام را نقض می‌کرد. رهبر معظم انقلاب نیز در به این آیه احتجاج کرده‌اند (۳۰ خرداد ۱۳۹۷). پس به حقانیت قرآن ایمان آوریم:

وَ إن نَکَثوا أیمانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم وَ طَعَنوا فی دینِکُم فَقاتِلوا أئِمَّةَ الکُفرِ، إِنَّهُم لا أیمانَ لَهُم لَعَلَّهُم یَنتَهونَ (توبه/ ۱۲). و اگر پیمان‌های خود را پس از عهد خویش بشکنند، و دین شما را مورد طعنه قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید، چرا که آنها پیمانی ندارند؛ شاید (با شدّت عمل) دست بردارند!

[۲]. این خاطره تکان‌دهنده از برخی از اسرای ایرانی در عراق نقل شده است. مسئولان صلیب سرخ از تک‌تک اسرای ایرانی می‌پرسید که آیا شکنجه شده‌اند یا نه. نوبت که به سید علی‌اکبر ابوترابی رسید، سکوت کرد و چیزی نگفت. بعد از رفتن آنها، مسئول شکنجه از او پرسید که چرا چیزی نگفتی؟ ابوترابی گفت: ما هر دو مسلمان هستیم، نباید به اهل کفر شکایت ببریم. این رفتار حجت الاسلام ابوترابی، برگرفته از آیۀ ۶۰ سورۀ نساء است که مسلمانان را از تحاکم به طاغوت منع کرده است. خدایش بیامرزاد و با اجداد طاهرینش محشور کناد.

[۳]. منوچهر قربانی‌فر با نام اصلی سوزنی، متهم به عضویت در ساواک، قبل از انقلاب مدیر یک شرکت کشتی‌رانی بود که صاحبانش امریکایی ـ اسرائیلی بودند. او بعد از کودتای نوژه از ایران گریخت. بعد از افشای اخبار مک‌فارلین به بیت آقای منتظری، ارتباطات پنهان سید مهدی هاشمی با ساواکی‌ها علن شد؛ کسی که پیش‌ از انقلاب، آیت الله شمس‌آبادی را به قتل رسانده بود. در نهایت، در آبان ۱۳۶۷ پس از محاکمه در دادگاه انقلاب، اعدام گشت.

            ظاهراً همه چیز با قربانی‌فر، شروع شده است. او، واسطۀ اولین قرار در پاریس هم بود. امریکایی‌ها به کنگرلو خبر می‌دهند که قصد دارند برخی از مقامات خود را به ایران بفرستند و او موضوع را به مقامات ایرانی اطلاع می‌دهند. بعد از چندی، مک‌فارلین به ایران می‌آید و بقیه ماجرا. کنگرلو از قربانی‌فر به عنوان یک میهن‌پرست یاد می‌کرد. به هر حال بنا به مصاحبۀ روزنامه جمهوری اسلامی با او، قربانی‌فر در همان دهۀ ۱۳۶۰، چند بار به تهران آمده و با برخی مسئولان اطلاعاتی مانند علی یونسی همکاری کرده است (روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۹ دی ۱۳۹۳).

[۴]. علی هاشمی بهرمانی متولد ۱۳۴۰، برادزادۀ اکبر هاشمی رفسنجانی است. پدر او به نام قاسم، در سال ۱۳۴۴ درگذشت و او در نزد عمویش اکبر بزرگ شد و تربیت یافت. او در سال ۱۳۶۵، دانشجوی زمین‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی بود و برای معالجۀ چشم به اروپا رفته بود که به تور امریکایی‌ها افتاد و بارها برای ابلاغ پیام واسطه شد بدون اینکه حتی زبان انگلیسی بلد باشد.

[۶]. اشاره است به دیدار مسئولان کشور در روز دوم شهریور ۱۳۶۵ (عید غدیر ۱۴۰۶ ق.) با امام خمینی که آن حضرت، افرادی را که در ادامۀ جنگ تحمیلی کارشکنی می‌کردند مانند کسانی دانست که حکمیت را بر حضرت امیر(ع) تحمیل کردند (صحیفۀ امام، ج ۲۰، ص ۱۱۱ تا ۱۲۱). و ظاهراً همینطور هم شد. فرماندگان جنگ کمتر از دو سال بعد، حضرت امام را مجبور کردند که قطعنامه شورای امنیت را بپذیرد. امام از این تحمیل، با رمز «جام زهر» یاد کرده است.

[۷]. در آوریل ١٩٨۶ امریکا به تلافی یک بمب‌گذاری در برلین غربی که جان شهروندان ایالات متحده را گرفت، لیبی را بمباران کرد.

[۸]. محمد هاشمی رفسنجانی (سایت الف، ۱۰ مهر ۹۹): آقای هاشمی هیچ‌وقت بیان درستی از این مسئله [تسخیر سفارت امریکا] نمی‌کرد و با اصل قضیه مخالف بود و می‌گفت باید تشنج‌زدایی انجام شود و روابط بر این پایه باشد. این جمله را آقای هاشمی همیشه می‌گفت و استراتژی‌اش در دوران ریاست ‌جمهوری نیز همین بود. و همچنین سخن فائزه هاشمی (انصاف نیوز، ۲۰ دی ۱۳۹۹): پدرم می‌گفت که گرفتن سفارت آمریکا عمل اشتباهی بوده...

نمایش مستند قمار در جشنواره فیلم فجر

پنجشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۹، ۰۲:۳۵ ب.ظ

به امید خدا مستند قمار در جشنواره سی و نهم فیلم فجر اکران خواهد شد. انشاالله فروش تک سانس این مستند هفته آینده در سایت سینماتیکت انجام خواهد شد و علاقمندان می‌توانند آن را تهیه نمایند. 

مخاطبین علاقمندی که تاکنون نتوانسته اند کتاب قمار را تهیه نمایند می‌توانند نسخه الکترونیکی این کتاب را از سایت طاقچه با کلیک در اینجا تهیه نمایند.

 

لازم به ذکر است که قیمت نسخه الکترونیکی کتاب ٢۵ هزار تومان یعنی نصف قیمت نسخه فیزیکی آن است و تهیه آن برای علاقمندان ساده می باشد. 

 

کتاب قمار پیرامون پرونده جنجالی مک فارلین در سال های 1364 و 1365 میباشد و مربوط به مذاکرات مخفیانه و پشت پرده ایران و آمریکا به بهانه تامین سلاح برای ایران در جنگ با صدام در مقابل آزادی گروگان های آمریکایی و فرانسوی در لبنان بود. مستند قمار هم پیش از این منتشر شده بود. 

روزنامه جوان و مستند قمار

پنجشنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۹، ۰۱:۲۰ ب.ظ

 

 

سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: مستند «قمار» ساخته سیدمهدی دزفولی از جمله آثار حاضر در بخش مسابقه یازدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار بود. این مستند، به ماجرای «مک‌فارلین» و پشت‌پرده‌های آن می‌پردازد.


«مک‌فارلین» شاید یکی از اسامی مهم در تاریخ معاصر ایران باشد که البته برای گوش ایرانیان، روزنامه‌ها و رسانه‌های داخلی چندان آشنا نیست. این نام همچون همه سرنخ‌های مهم سیاسی و استراتژیک با دریافت برچسب مصلحت‌اندیشی و اقتضائات ملی (بخوانیم شخصی) مغفول مانده است. شاید اگر ماجرا‌های مک‌فارلین‌ها در ایران بیشتر در افکار عمومی مورد کندوکاو و بررسی قرار می‌گرفت، امروز بسیاری از اتفاقات ناخوشایند برای این ملت به وقوع نمی‌پیوست.


مستند «قمار» با تمام نقد‌های ساختاری، روایی و فنی که می‌توان به آن گرفت، توانسته است تا حدی خط داستانی قابل‌قبولی از ماجرای مک‌فارلین به مخاطب ارائه نماید، هرچند نگاه نویسنده و کارگردان بیشتر به جنبه داخلی این رخداد مهم تاریخی بوده است، اما نگاه مکارانه استکبار و سیاست روباه‌صفتانه امریکا در مواجهه با چالش‌های کشور‌های غیرهمسو با خود را می‌توان در خط داستانی این مستند حس کرد. همواره نظام استکبار جهانی سعی دارد اگر نمی‌تواند با یک حکومت و تفکری به صورت مستقیم وارد نزاع شده و پیروز شود، در عوض به سمت تغییر نرم آن تفکر و حکومت حرکت می‌کند و این امر برای آن‌ها با حمایت و ارتباط مستقیم و غیرمستقیم با سیاسیون و عوامل تأثیرگذار میانه‌رو حاکمیت و جامعه هدفشان آغاز می‌شود. مک‌فارلین نوک خنجر زهرآگین جنگ نرم استکبار بر تن این ملت است.


همان‌گونه که مستندساز خود نیز اشاره می‌کند با کمبود منابع و مستندات مواجه است چراکه از سویی این ماجرا در ایران همیشه خط قرمز برخی سیاسیون بوده و است و از سوی دیگر مدت‌زمان زیادی از این واقعه گذشته و فقر فهم و شجاعت سیاسی در برخی سیاسیون باعث می‌شود منابع بسیاری از این ماجرای تاریخی با فوت عوامل و عدم بررسی نهاد‌های مربوط بسوزد و از میان برود، اما دزفولی در ساخت این مستند توانسته است به رغم پینگ‌پنگ‌های روایی نابجا در خط داستانی، شروع قابل‌قبولی داشته باشد و با شرح معقولی از پژوهش‌های خود در روند روایت، در پایان سؤال خوبی در ذهن مخاطب ایجاد کند.

منبع: روزنامه جوان

خرید کتاب قمار با تخفیف سی درصدی

جمعه, ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ۰۱:۱۴ ب.ظ

در طرح پاییزه خرید کتاب، می توانید کتاب قمار را با تخفیف سی درصدی به قیمت 35 هزار تومان تهیه کنید.

کتاب قمار در 416 صفحه، پیرامون مذاکرات مخفیانه ایران و آمریکا در سال های 64 و 65 می باشد و به نقش اسرائیل در مذاکرات و به شکست رسیدن مذاکرات می پردازد. این کتاب برای اولین بار به برخی از زوایای پنهان این مذاکرات می پردازد. 

 

برای تهیه کتاب میتوانید اینجا را کلیک نمائید. 

 

در ادامه بخش اول مصاحبه، می تواندی بخش دوم را مطالعه نمائید.

 

خبرگزاری مهر - گروه هنر- محمد صابری: مستند «قمار» تازه‌ترین روایت مستندسازان جوان سینمای ایران از تاریخ معاصر است، مستندی که سراغ یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های سیاسی و امنیتی پس از انقلاب یعنی مذاکرات «مک‌فارلین» رفته است و برای نخستین‌بار ابعاد مختلف آن را در قالب یک مستند، به‌مرور و بازخوانی گذاشته است.

سید محمدمهدی دزفولی کارگردان و شهاب‌الدین عالمی دستیار کارگردان و پژوهشگر این مستند، در بخش نخست این گفتگو به طرح کلیات درباره دغدغه‌های خود در زمینه تاریخ معاصر و جذابیت‌های پرداختن به سوژه «مک فارلین» و ارتباط آن با شرایط امروز جامعه پرداختند.

در ادامه بخش دوم و پایانی گفتگوی خبرگزاری مهر با عوامل مستند «قمار» را می‌خوانید؛

* از ایده‌آل نبودن فضا برای ورود مستندسازان به عرصه روایت تاریخ معاصر می‌گفتید؛ این شرایط محصول ضعف در پژوهش نیست؟

سید محمدمهدی دزفولی: در حوزه کتاب و پژوهش هم همین شرایط حاکم است. چرا مایی که بسیار جوانیم و زمان وقوع ماجرای مک‌فارلین حتی هنوز به دنیا نیامده بودیم، تا زمانی که کتابی در این باره نوشتیم، تنها یک یا دو کتاب درباره این موضوع منتشر شده بود! این شبهه خیلی جدی است که چرا در این سال‌ها روی این موضوع کار جدی صورت نگرفته است؟ انگیزه‌ای وجود نداشته؟ جلوی این کار را می‌گرفتند؟ کسی بیم جانش را داشته برای پرداختن به این پرونده؟

همه این‌ها سوالاتی است که باید به آن جواب دهیم. سوای از این پرونده خاص، اساساً در حوزه پرداختن به موضوعات تاریخی گویی یکسری قواعد و قوانین نانوشته داریم. امیدوارم هر چه پیش می‌رویم این موانع کمتر شود. این جنس مستندسازی کمک می‌کند ما دچار انقطاع تاریخی نشویم. امروز نسل دهه ۶۰ و ۷۰ و ۸۰ ما چقدر با تاریخ معاصرمان ارتباط دارند؟ چقدر تاریخ می‌خوانند؟ رابطه ایران و آمریکا که تنها «برجام» نبوده است، پیش‌تر مذاکرات سعدآباد را داشتیم، پیش‌تر پیکو را داشتیم، قبل از آن ماجرای مک‌فارلین بوده است، پیش‌تر ماجرا الجزایر را داشتیم. یعنی در سال‌های پس از انقلاب چند نوبت تجربه و آزمون و خطا در این زمینه داشته‌ایم، اما وقتی می‌خواهند صحبت کنند تنها از برجام مثال می‌زنند، آن هم چون متأخر است...

* و احتمالاً این نمونه هم بعدها مسکوت می‌ماند!

دزفولی: بله احتمالاً. این مهم است که درباره تاریخ کار کنیم تا دچار انقطاع نشویم. این را هم سوای از مرزبندی‌های سیاسی عرض می‌کنم...

* بله، این روایت‌ها از جنس ثبت تجربه است و بعدها به‌کار آیندگان هم می‌آید...

دزفولی: چرا امروز اگر کسی می‌خواهد درباره مک‌فارلین اطلاعاتی کسب کند، ناگزیر است سراغ اسناد تاور و روایت آمریکایی‌ها برود؟ چرا باید سراغ خاطرات کارمندان وزارت خارجه آمریکا برود؟ در ایران هم باید روایت‌ها ثبت شود.

شهاب‌الدین عالمی: اگر بخواهیم درباره تجربه ساخت مستند «قمار» منصف باشیم، در کنار گلایه‌ها باید بگوییم که بالاخره این مستند و کتاب مرتبط با آن در این مقطع تاریخی به سرانجام رسیده است. یعنی مجوز خود را از وزارت ارشاد دولتی گرفته است که حسن روحانی بر صدر آن است و شاید او یکی از افرادی است که در این روایت، انگشت اتهام هم به سمتش گرفته شده است. بخواهیم منصف باشیم باید این وجه ماجرا را هم مدنظر قرار دهیم. از سوی دیگر هم خیلی افراد هستند که آمدند مقابل دوربین ما نشستند و آنچه می‌دانستند روایت کردند و شاید بخشی از کم‌کاری‌ها حاصل ترس امثال ما هم بوده است. این ترس هم صرفاً ترس پژوهشگری نیست، همه اطرافیان ناگهان آدم را برحذر می‌دارند...

عالمی: در کنار گلایه‌ها باید بگوییم که بالاخره این مستند و کتاب مرتبط با آن در این مقطع تاریخی به سرانجام رسیده است. یعنی مجوز خود را از وزارت ارشاد دولتی گرفته است که حسن روحانی بر صدر آن است و شاید او یکی از افرادی است که در این روایت، انگشت اتهام هم به سمتش گرفته شده است * همان ماجرای سری که درد نمی‌کند را چرا دستمال می‌بندید!

عالمی: دقیقاً.

* وقتی چارچوب اولیه «قمار» را طراحی می‌کردید و مشغول پژوهش بودید، مخاطب هدف‌تان را چه کسی مدنظر قرار داده بودید؟

عالمی: اصل ماجرا پاسخ به سوالی بود که در ذهن داشتیم. شاید فرد مذاکره‌کننده‌ای که در آینده می‌خواهد در چنین موقعیتی قرار بگیرد، با تماشای این کار درست‌تر عمل کند، شاید مردمی که امروز مطالبه مذاکره با کدخدا را به امید اتفاقات خوب دارند، نگاه‌شان واقعی‌تر شود. پس خروجی روایت هم برای مردم و هم برای مسئولان ذی‌ربط می‌توانست موضوعیت داشته باشد.

* تصور عامی درباره موضوعات امنیتی و سیاسی وجود دارد و آن اینکه آنچه به‌راحتی روایت می‌شود و در اختیار عوام قرار می‌گیرد، در واقع اطلاعات سوخته است و هیچ‌گاه واقعیت جریانات برای عموم روایت نمی‌شود. به‌عنوان پژوهشگرانی که در این حوزه کار کرده‌اید، چه موضعی نسبت به این تصور دارید و به‌صورت مصداقی‌تر فکر می‌کنید آنچه در این مستند روایت کرده‌اید، چند درصد از واقعیت ماجرای «مک فارلین» را در بر می‌گیرد؟

عالمی: شاید نتوان اینگونه درصدی پاسخ داد چرا که واقعیت این است که امروز سوالات ما نسبت به اصل ماجرا به‌جای آنکه کمتر شود، بیشتر هم شده است. هر چه جلوتر رفتیم سوالات جدی‌تری پیش روی ما قرار گرفت...

* در روایت مستند هم این افزایش ابهامات و طرح پرسش‌های جدیدتر کاملاً مشهود است...

عالمی: بله. اصلاً نوع روایت آقای دزفولی اینگونه بود. وقتی راوی خودش به نتیجه متقن نمی‌رسد، نمی‌تواند یک جواب کلی به مخاطب ارائه دهد که بعدها بخواهد به‌عنوان جناح‌گیری و مرزبندی قضاوت شود. واقعاً با سوال جلو رفتیم، سوالات‌مان گام به گام بیشتر هم شد و اگر قسمتی دومی هم برای این مستند ساخته شود، شاید بخشی از سوالات امروز پاسخ داده شود، اما حتماً سوالات جدیدتری هم مطرح می‌شود. آرزوی‌مان این است که خطوط قرمز فرضی ما از بین برود و هم مردم و هم مسئولان بیشتر به تاریخ معاصر توجه نشان دهند.

دزفولی: اجازه دهید من نکته‌ای را درباره مستند «قمار» مطرح کنم. در این مستند به‌صورت مشخص آقای علی هاشمی برای اولین‌بار است که مقابل دوربین قرار گرفته و تجربه و خاطرات خود از این ماجرا را روایت کرده است. وقتی هم از او درباره این ماجرا سوال کردم، گفتند تا زمانی که عموی ما (مرحوم هاشمی رفسنجانی) در قید حیات بودند، ما را منع کرده بودند از صحبت در این مورد. برای همین علی هاشمی تا پیش از این مستند تنها یک مصاحبه درباره ماجرای مک‌فارلین داشت که در خرداد ۸۷ با نشریه «شهروند امروز» انجام شده بود. پس نفس حضور او در مقابل دوربین یکی از جنبه‌های مثبت ماجرا است. یا اینکه علی‌اصغر کیمیایی به‌عنوان یکی از اعضای دفتر آیت‌الله منتظری که اصلاً هم در جامعه چهره شناخته شده‌ای نیستند، مقابل دوربین می‌نشینند و جزییات ماجرا را روایت می‌کنند هم اتفاق مهمی است.

شکستن سکوت این افراد اتفاق مثبتی است که نشان می‌دهد چند گام در این موضوع خاص پیش رفته‌ایم. اما اینکه پرسیدید چند درصد از واقعیت در این مستند روایت شده است، واقعیت این است که ما هیچ متری نداریم، اما می‌توانیم ادعا کنیم بعد از نزدیک به چهار دهه اولین مستند را در این موضوع ساخته‌ایم و روایت هر دو طرف ایرانی و آمریکایی را هم مدنظر قرار داده‌ایم. نخواستیم درگیر کشمکش‌های سیاسی هم بشویم. مخاطب ما در ثبت این تجربه هم طیف جوانی است که اساساً آن سال‌های را ندیده‌اند و هم افرادی که احتمالاً در این ایام می‌توانند در این حوزه مسئولیتی را داشته باشند.

* پیش از مستند شما، مستند دیگری با نام «قرارداد ۱۹ ژوئن» درباره مذاکره ایران و آمریکا با تمرکز بر موضوع آزادی گروگان‌های آمریکایی و ماجرای مذاکرات الجزایر ساخته شده بود که در روایت هر دو مستند، شاهد نقش کم‌رنگ و حاشیه‌ای حضرت امام (ره) در اتفاقات هستیم. این سهم اندک از نفوذ و تأثیر حضرت امام (ره) در اتفاقاتی با این سطح از اهمیت، چقدر به‌دلیل ضعف مستندات است و چقدر ناظر به واقعیت این جریانات بوده است؟ واقعاً در پژوهش‌های‌تان به این نکته رسیدید که حضرت امام (ره) کاملاً خارج از جریان اصلی اتفاقات بوده است؟

دزفولی: وقتی درباره نقش حضرت امام (ره) صحبت می‌کنیم باید توجه داشته باشیم که پاسخ دو وجه می‌تواند داشته باشد، اول اینکه در هر دو مقطع احتمالاً مسئولانی داشته‌ایم که بدون اذن و هماهنگی با رهبر انقلاب اقداماتی را صورت می‌داده‌اند که مشخصاً درباره ماجرای «الجزایر» شاهد همین شرایط بودیم...

دزفولی: مرحوم هاشمی هیچ‌گاه تأیید نکرد که علی هاشمی به نمایندگی از ایشان به آمریکا رفته است و حتی جایی در کتاب خاطراتشان آورده‌اند که امام درباره سفر برادرزاده‌اش به آمریکا سوال کرده و ایشان گفته است، نه * که می‌تواند برآمده از منطق شرایط انقلابی در آن سال‌ها باشد!

دزفولی: بله این هم هست اما می‌توان این سوال را هم مطرح کرد که چرا این آدم‌ها اینگونه، خودسرانه اقدام می‌کردند و بعد که ماجرا افشا می‌شد خود را پشت نام حضرت امام (ره) پنهان می‌کردند؟ برخی حتی دروغ می‌گفتند تا خود را تبرئه کنند. در ماجرای «مک فارلین» آنچه مشخص است تلاش آمریکایی‌ها برای ارتباط با جریان منتسب به آقای هاشمی در ایران بوده است. آقای هاشمی هم بعدها نگفتند در قالب این مذاکرات مباحث سیاسی هم مطرح می‌شده است.

حضرت امام (ره) نهایت می‌دانستند که ایران می‌خواهد تبادل سلاح داشته باشد چرا که ساختار ارتش ایران از اساس غربی بوده و نیاز به سلاح‌های آمریکایی داشته است. طبیعتاً هم با این منطق با مذاکرات مخالفتی نداشته‌اند. اما اینکه قرار است بعد از فوت حضرت امام (ره) چه جریانی به‌پشتوانه این مذاکرات تقویت شود و علی هاشمی از طرف مرحوم هاشمی به واشنگتن برود و در اتاق بیضی کاخ سفید دیداری با مک فارلین و اولیور نورث داشته باشد و موارد از این دست، قطعاً جریاناتی است که امام از آن‌ها بی‌اطلاع بوده است. این حتماً محل سوال است که جریان آقای هاشمی در این ماجرا چرا اینگونه عمل کرده است.

مرحوم هاشمی هیچ‌گاه تأیید نکرد که علی هاشمی به نمایندگی از ایشان به آمریکا رفته است و حتی جایی در کتاب خاطراتشان آورده‌اند که امام درباره سفر برادرزاده‌اش به آمریکا سوال کرده و ایشان گفته است، نه. در آن مقطع شاید بگوییم احتمال دارد خود آقای هاشمی هم در جریان نبوده باشند، اما ۲۰ سال بعد که کتاب خاطرات‌شان را برای چاپ آماده می‌کردند و دیگر ماجرا افشا شده بود، چرا این بخش اصلاح نشده است؟

* این ماجرای دیدار در اتاق بیضی کاخ سفید را علی هاشمی در گفتگو با شما هم تأیید کرد؟

دزفولی: بله هم علی هاشمی خودش تأیید کرده و هم جزییاتش در اسناد «تاور» آمده است. حتی علی هاشمی با افتخار از این دیدار یاد می‌کند و می‌گوید ما تا این مرحله از مذاکره هم پیش رفته بودیم. به رغم این صراحت اما آقای هاشمی این موضوع را در خاطراتشان نفی کرده و هیچ گاه هم اصلاح نکرده است. تناقضات دیگری هم در این خاطرات و روایت دیگران وجود دارد. در مجموع در پاسخ به سوال شما درباره نقش حضرت امام (ره) نمی‌خواهم بگویم عده‌ای داشتند ایشان را دور می‌زدند و کارهایی می‌کردند اما حداقل این است که در مواردی شاهد بی‌صداقتی برخی افراد هستیم.

شهاب الدین عالمی

* اما نکته مهم این است که علی‌الظاهر حضرت امام (ره) در هر دو موضوع به‌محض اطلاع، موضع متقن و شفاف گرفته‌اند...

دزفولی: مسئله اول حضرت امام (ره) در آن زمان جنگ بود. قطعاً اگر در شرایط عادی بودیم، ماجرا مک فارلین به‌گونه دیگری برای این رقم می‌خورد. در آن مقطع، ایران درگیر جنگ بود و حضرت امام (ره) نسبت به مرحوم هاشمی، اطمینان و اعتماد صددرصدی داشتند. این شرایط حتماً در شکل‌گیری اتفاقات تأثیر داشته است.

عالمی: موضوع دیگری را هم می‌توان مدنظر قرار داد. اگر بخواهیم از تاریخ پل بزنیم به شرایط امروز، می‌توان این سوال را هم مطرح کرد که واقعاً نقش حضرت آقا در مذاکرات برجام چه بود؟ باید برخی مسائل را تفکیک کنیم. قرار نیست ولی فقیه در تمام موارد جزئی وروده داشته باشد. سیاست‌های کلی را حتماً تبیین می‌کنند اما اینگونه نیست که استبدادی حاکم باشد تا در تک‌تک بندها و توافقات نظراتی اعمال شود. درباره حضرت امام (ره) هم در آن سال‌ها احتمالاً چنین ملاحظاتی وجود داشته است. بالاخره ایشان هم نمایندگانی داشته‌اند که در مذاکرات تصمیم‌گیری می‌کردند و اینکه واقعاً میزان اطلاع ایشان از جزییات اتفاقات تا چه اندازه بوده است، از آن پرسش‌هایی است که بعید است به راحتی بتوانیم به جوابی برای آن‌ها برسیم.

* به‌عنوان بحث پایانی علاقمندم کمی درباره «اقتصاد سینمای مستند» صحبت کنیم. واقعیت این است سوژه‌های سیاسی و تاریخی همواره برای مخاطبان سینمای مستند، جذاب بوده است و همین یک ظرفیت است که می‌توان با اتکاء بر آن فرآیند عرضه مبتنی‌بر سود اقتصادی هم برای آن‌ها طراحی کرد. نگاه شما به‌عنوان مستندساز فعال در این حوزه، نسبت به اقتصاد سینمای مستند چیست و فکر می‌کنید تا چه زمانی باید مستندهایی از این دست، یا محصول بسیج صداوسیما باشند یا حاصل حمایت دیگر مجموعه‌ها و نهادهای دولتی و حاکمیتی؟ آیا سینمای سیاسی امروز ایران می‌تواند حیات اقتصادی مستقل از حمایت‌های دولتی داشته باشد؟

دزفولی: بالاخره باید پذیرفت در مقابل سینمای داستانی و حتی تولیدات تلویزیونی، سینمای مستند، بازار محدودتری دارد که شاید دلیلش مخاطبان خاص‌ترش باشد. با این وجود در دهه ۹۰ با اتفاقاتی مانند راه‌اندازی شبکه مستند و یا اعتبار یافتن جشنواره‌هایی مانند سینماحقیقت، معیشت مستندسازان و اقتصاد سینمای مستند، نسبت به دهه‌های قبل بسیار بهتر شده است. اگر خاطرتان باشد ما در دهه ۸۰ یا حتی قبل‌تر در دهه ۷۰ تقریباً چیزی به‌نام شبکه مستند و یا وی‌اودی برای عرضه آثار مستند نداشتیم، سینماها هم گروه «هنروتجربه» نداشتند. جشنواره‌ای هم به آن صورت برگزار نمی‌شد.

دزفولی: «قمار» اولین مستند من است که با مرکز بسیج سیما آن را کار کرده‌ام و باقی آثارم را با مجموعه‌های خصوصی کار کرده‌ام. شما اگر بتوانید محصول خود را خوب در بازار عرضه و تبلیغ کنید، حتماً می‌تواند هزینه تولیدش را برگرداند. حتماً این اتفاق باید برای جریان مستندسازی ما رخ دهد امروز شرایط بسیار بهتر شده و شکر خدا روند بهبودی رو به جلو است. کمااینکه امروز جشنواره «سینماحقیقت» که آذرماه هر سال در ایران برگزار می‌شود، معتبرترین جشنواره مستند در غرب آسیا محسوب می‌شود و اگر کسی در این رویداد صاحب عنوانی شود، گرید بالایی در جریان مستندسازی پیدا می‌کند. از سوی دیگر تأسیس بنیادهای مستندسازی مختلف و ورود نهادهایی مانند سازمان اوج و حوزه هنری به این عرصه هم نشان‌دهنده همین اتفاقات خوب است.

درباره بازار مستند هم براساس تجربه‌های خودم در چند مستندی که ساخته‌ام، معتقدم بازار شرایط مناسبی دارد و مستندهای من لااقل در عرضه اینترنتی توانسته‌اند پول خود را دربیاورند. شبکه‌های تلویزیونی هم که امتیاز آثار مستند را خریداری می‌کنند. این بازار در دهه‌های قبل به این صورت وجود نداشت. در این میان معتقدم مستندهای تاریخی و سیاسی، امروز بیش از مستندهای اجتماعی برای مخاطب جذابیت دارد. «قمار» اولین مستند من است که با مرکز بسیج سیما آن را کار کرده‌ام و باقی آثارم را با مجموعه‌های خصوصی کار کرده‌ام. شما اگر بتوانید محصول خود را خوب در بازار عرضه و تبلیغ کنید، حتماً می‌تواند هزینه تولیدش را برگرداند. حتماً این اتفاق باید برای جریان مستندسازی ما رخ دهد.

عالمی: درباره بحث حمایت از فیلم‌های مستند، معتقدم بالاخره این جریان ابتدا باید از سوی حاکمیت حمایت شود. ما باید محصولی را به مخاطب عرضه کنیم، وقتی بهترین محصول را هم تولید کرده باشیم اما به دست مخاطب نرسد، گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است. به همین دلیل معتقدم در این مرحله باید حمایت حاکمیتی از سینمای مستند وجود داشته باشد تا این بازار رونق بگیرد. در چنین بازاری حتماً محصول خوب می‌تواند مخاطب خود را پیدا کند. امیدواریم مستند «قمار» در این فضا توانسته باشد قدمی هرچند کوچک رو به جلو باشد تا اگر قرار است در آینده مذاکره‌ای هم میان ایران و آمریکا شکل بگیرد، تأثیری بر آن داشته باشد. بالاخره آمریکا باید با ماهیت جمهوری اسلامی ایران کنار بیاید و فرقی هم نمی‌کند امروز وارد مذاکره می‌شود، یا ۲۰ سال پیش وارد شده است، ماهیت این جمهوری اسلامی همان است و آمریکا باید با آن کنار بیاید.

 

 

برای مطالعه این مصاحبه در سایت خبرگزاری مهر می توانید اینجا را کلیک نمائید.