گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام.

پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

بایگانی

۱۴۱ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

نسیم

به گزارش «نسیم» (+)، مراسم رونمایی از مستند داستان یک حزب ناتمام روز گذشته در تالارگفتگوی مجموعه یادمان شهدای هفتم تیر«سرچشمه» برگزار شد.

رونمایی از مستند داستان یک حزب ناتمام با حضور دکتر جواد منصوری معاون مرکز اسناد انقلاب اسلامی و عضو کمیته حزب جمهوری اسلامی و همچنین حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمدرضا زائری مدیر مجموعه یادمان شهدای هفتم تیر و مهدی درفولی کارگردان مستند داستان یک حزب ناتمام برگزارشد.

دکتر جواد منصوری، معاون مرکز اسناد انقلاب اسلامی و عضو کمیته حزب جمهوری اسلامی، در این مراسم طی سخنانی به خاطراتی از شجاعت‌ها و تلاش‌های شهید آیت الله حسینی بهشتی یاد کرد و او را مردی مقاوم، دلسوز، شجاع و خاضع دانست.

وی تصریح کرد: شهید بهشتی به گفته امام خمینی(ره) آنقدر مظلوم بود و منیتی برای خود قائل نبود که در برابر انواع تهمت‌هایی که به او زده می‌شد و حتی عده‌ای آن تهمت‌ها را بر روی دیوارها می‌نوشتند تا بقیه مردم هم بخوانند، اقدام دشمنانه‌ای انجام نمی‌داد.

معاون مرکز اسناد انقلاب اسلامی همچنین از خاطرات خود در روز نهم تیرماه و زمان تشییع جنازه شهدا یاد کرد و اظهار داشت: در آن زمان عده‌ای از مردم شعار «ایران پر از بهشتی است» را سر داده بودند و این شعار من را آزرده خاطر کرده بود. چراکه می دانستم شخصیت شهید بهشتی به ندرت در کشور یافت می‌شود.

ایشان بیان کرد: شهید بهشتی از جمله شخصیت‌هایی بود که بدون اغراق خداوند هر صد سال به جامعه اسلامی اهدا می‌کند، همان طور که خداوند امام خمینی(ره) را هدایت و حفظ کرد تا مسیر تاریخ بشریت به سمت اسلام سوق پیدا کند.

دکتر منصوری با بیان اینکه خون شهید بهشتی بیشتر از زندگی او به اسلام خدمت کرد، گفت: فاجعه هفتم تیر در عین عزایی که برای جامعه اسلامی به همراه داشت ، برکات و ثمرات بسیاری هم داشت از جمله اینکه باعث ریشه کن شدن جریان های ضد انقلابی و منافقین شد.

عضو کمیته حزب جمهوری اسلامی از عدم جمع گرایی در سطح جامعه انتقاد کرد و گفت: جای تاسف است که جامعه ما هنوز هم قائم به فرد است و شهید بهشتی آنقدر در این دنیا عمر نداشت که روح جمعی و قانون گرایی را از طریق حزب گرایی در جامعه نهادینه کند.

دکتر منصوری همچنین بر ادامه دادن راه زندگی و رهنمودهای شهید بهشتی تاکید کرد و گفت: لازم است رسانه‌ها در زمینه معرفی شخصیت های انقلابی بیشتر فعالیت کنند. چراکه برخی افراد و چهره‌های اثرگذار مانند شهید عراقی آنطور که باید برای مردم شناخته شده نیستند.

تسنیم

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم (+)، مراسم رونمایی از مستند «داستان یک حزب ناتمام» پیرامون حزب جمهوری اسلامی با حضور جواد منصوری در مرکز سرچشمه برگزار شد. در ابتدای این نشست منصوری گفت: در مورد موضوع هفتم تیر معمولا سه محور صحبت وجود دارد. اول آن است که زمینه های این واقعه چه بود و چه اشخاصی در شکل دادن به این فاجعه نقش داشتند. دوم آن است که این واقعه چه آثاری در کشور داشت و سوم آن است که امروز چه درس هایی از این واقعه می توان گرفت. البته صحبت کردن پیرامون این موضوعات هرکدام در جای خود اهمیت دارد اما امروز می‌خواهم درباره ی شخصیت ویژه ی شهید آیت الله بهشتی صحبت کنم.

وی ادامه داد: با پیروزی انقلاب، اولین مساله این بود که هرکدام از افراد این حالت را می‌گیرند که ما قهرمانیم و باید بالاتر باشیم و دستور بدهیم. افرادی بودند که صراحتا می‌گفتند که فلان مسئولیت حق ماست و چون ما را در آن پست نگذاشتند ما دیگر نیستیم. حال می‌خواهیم ببینیم که شهید بهشتی در آن موقع و مقطع چگونه صحبت می‌کرد.

اولین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیان داشت: در زمانی که هر کس سعی می‌کرد که دوستان و آشنایان خود را بیاورد، ایشان جلسه ای را با روسای سه قوه برگزار کردند که در آن گفتند انتخاب افراد باید براساس شایسته سالاری باشد. اولین ویژگی ایشان این بود که از نظر اخلاق سیاسی ، کاملا اسلامی بود. افراد اکثرا این گونه هستند که وقتی به پستی می رسند رفتارشان عوض می شود اما شهید بهشتی به اخلاق اسلامی اعتقاد داشت و واقعا آن را رعایت می کرد. ایشان حتی در برخورد با مخالفانشان نیز اخلاق اسلامی را رعایت می کرد. خاطرم هست ایشان از ابتدا تا انتها، اسم هر شخصی را که برای نمایندگی در مجلس اول مطرح می شد، نمی‌گفتند که عضو حزب است یا نه بلکه می‌گفتند ایشان آیا توانایی این کار را دارد یا نه ؟ آیا تقوای لازم را دارد یانه؟ یا یادم هست که برای نخست وزیری اسم اشخاص متعددی مطرح شد ایشان هیچ گاه نگفتند که فلان شخص آیا عضو حزب هست یا نه ؟ برای مثال شهید رجایی نخست وزیر شد در حالی که عضو حزب نبود اما از حمایت کامل حزب جمهوری اسلامی برخوردار بود. دلیل این رفتار هم این بود که شهید بهشتی معتقد به شایسته سالاری بودند. البته متاسفانه امروز ما با این طرز تفکر زاویه بزرگی گرفته ایم.

منصوری اضافه کرد: ویژگی دوم شهید بهشتی ترجیح جامعه و منافع جمع بود. ایشان هیچ وقت در برابر تهمت ها و دیوار نوشت هایی که علیه ایشان بود از خود دفاع نکرد. ما امروز به دلیل فاصله گرفتن از اخلاق اسلامی –  سیاسی مشکلات زیادی پیدا کردیم. به نظرمن برخلاف این که همه می گویند عمده مشکلات کشور اقتصادی است، اولین مشکل ما نداشتن اخلاق اسلامی – سیاسی است و بحث های بعدی ناشی از آن است. اگر در کشور مصرف زدگی، تجمل، فاصله طبقاتی و ... داریم به این دلیل است که ما اخلاق اسلامی را فراموش کردیم. برای مثال شهید بهشتی تا مدت ها بعد از انقلاب حاضر نبود که محافظ داشته باشد. ایشان عمیقا اسلام را شناخته بود و بسیار مقید بود. خاطرم هست که ایشان برای اجرای طرحی که ما در سپاه برای کمک به ازدواج جوانان قرار داده بودیم، مبلغ قابل توجهی را اختصاص دادند. ایشان در مساله رسیدگی به جوانان شعار نمیداد و ادعا نمی کرد بلکه عمل می کرد ایشان خود اگر چه مسئولیتی در این حوزه نداشت اما اشتغال جوانان را به صورت مستمر پیگیری می کرد. شهید بهشتی شخصیتی است که بدون اغراق خداوند در هر سال برای تجدید اسلام به جامعه اسلامی تحویل می دهد همان طور که خداوند امام را حمایت کرد تا اسلام را دوباره پیاده کند.به همین دلیل هم خون شهید بهشتی بیش تر از زنده بودنشان ثمر داشت.

او خاطر نشان کرد: اگر شهید بهشتی می بود دو سه اتفاق مهم رخ می داد که متاسفانه به دلیل این که بعد از ایشان روحیه ای مثل او وجود نداشت رخ نداد. به نظرم اگر ایشان زنده بود قطعا قوه قضاییه خیلی بهتر می شد و اکنون وضعیت به جایی نمی رسید که دادستان بگوید که ما انگار 20 سال کشور را رها کرده بودیم. جنگل ها را تراشیدند، زمین ها را بردند و اکنون می گوییم آن ها را گرفتیم. یقینا اگر ایشان بود این اتفاق نمی افتاد. هم چنین به نظرم مساله‌ای که در کشور شکل نگرفته جمع گرایی است. متاسفانه ایشان زنده نماند تا با تربیت حزبی، جمع گرایی را در مدیران ما ایجاد کند. خاطرم هست که در جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی در 15 اسفند که بعد از اتفاقات 14 اسفند بود، من پیشنهاد دادم تا سران این التهاب و به ویژه بنی صدر را ممنوع الخروج کنید ایشان گفتند که بدون دلیل نمی توان این کار را انجام داد بلکه باید به دنبال دلیل حقوقی بود. این در حالی است که رئیس سازمان بازرسی کل کشور می گوید که قانون شکنی در نظام اداری ما فرهنگ شده است من فکر می کنم دلیل چنین اتفاقی، نبود ایشان است.

معاون مرکز اسناد انقلاب اسلامی در پایان سخنان خود گفت: ما سرمایه های عظیمی را از دست دادیم، از شهید مطهری تا شهید عراقی ها و ... اما کمتر کار کردیم که ادامه دهنده ی خصلت های مثبت این ها باشد و حداقل درس‌های آن ها را به جوانان یاد بدهیم. باید خود ساختگی و مجموع خصال مثبتی که در ایشان بود را به نسل های بعد منتقل کنیم. علاوه بر آن ما در بخش رسانه ای هم  ضعف داشتیم. اگر در کشور های غربی چنین اتفاقی برای چنین شخصیتی اتفاق افتاده بود نمی دانم چند سریال و فیلم سینمایی و ... ساخته شده بود اما هنوز که هنوز است ما در کشور هیچ فیلمی از شهید عراقی و امثال آن ها نساخته ایم و خیلی ها ایشان را نمی شناسند.

در ادامه جلسه نیز مستند «داستان ناتمام یک حزب » به کارگردانی سید مهدی دزفولی برای حاضران اکران شد.

گزارش تصویری رونمایی مستند داستان ناتمام یک حزب

چهارشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۴، ۱۰:۴۲ ق.ظ

برای مشاهده تصاویر رونمایی مستند داستان ناتمام یک حزب می توانید ادامه مطلب را مشاهده نمائید و یا برای دیدن گزارش کامل سایت جماران و شهدای سرچشمه اینجا و اینجا را کلیک نمائید.

در این مراسم دکتر جواد منصوری به ایراد سخنرانی پرداختند و پس از آن مراسم اکران فیلم برگزار شد.این مراسم ساعت 18.30 آغاز و در ساعت 20.15 دقیقه به اتمام رسید.



رونمایی مستند حزب جمهوری اسلامی


رونمایی مستند حزب جمهوری اسلامی


رونمایی مستند حزب جمهوری اسلامی


رونمایی مستند حزب جمهوری اسلامی


رونمایی مستند حزب جمهوری اسلامی


رونمایی مستند حزب جمهوری اسلامی


رونمایی مستند حزب جمهوری اسلامی


رونمایی مستند حزب جمهوری اسلامی

بخش اول مصاحبه با خبرگزاری فارس

دوشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۰۶ ب.ظ

برای مطالعه بخش اول مصاحبه با خبرگزاری فارس در مورد مستند داستان ناتمام یک حزب می توانید اینجا را کلیک نمائید و یا ادامه مطلب را مطالعه نمائید.


مصاحبه با خبرگزاری فارس


بعد از تشکیل حزب جمهوری اسلامی بعضی از دوستان مانند سعید حجاریان به ما طعنه می‌زدند که این چه حزبی است که همه در آن هستند حتی اصطلاحی هم شهید آیت داشتند که می‌گفتند آش شله قلمکار شده که همه نوع فکری در این حزب هست.

به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس، شهید آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی، از پایه گذاران پرآوازه و مقتدر نظام جمهوری اسلامی به شمار می رود. نقش تعیین کننده آن عالم زمان آگاه در دوران مبارزات منتهی به انقلاب اسلامی و نیز در تأسیس و تکوین نظام جمهوری اسلامی، امری است که جملگی بر آن تأکید دارند. سرانجام آن اندیشمند بزرگ، در هفتم تیرماه 1360، در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و با 72تن از همفکران و یارانش به شهادت رسید.

 به همین دلیل با سید مهدی دزفولی کارگردان مستند “داستان ناتمام یک حزب” به گفت‌وگو نشستیم که  فعالیت‌های حزب جمهوری اسلامی از سال 57 تا 66 را  بازخوانی کرده است. این مستند 65 دقیقه ای در طی 19 ماه، از پائیز سال 1392 تا بهار 1394 تولید و ساخته شده است.


*به عنوان نخستین سوال بفرمایید انگیزه شما از ساخت مستند تاریخی در باره حزب جمهوری اسلامی چه بوده است؟ سوال دومم کمی کلی‌تر است که روند مستند‌سازی سیاسی و تاریخی با چه مشکلاتی همراه است.

-ابتدا از شما و دوستان خبرگزاری فارس برای داشتن نگاه ویژه به مبحث تاریخ انقلاب و مستند تشکر می‌کنم این بسیار جای تقدیر و تشکر دارد.

سال 91 بود که به فکر ساخت مستندی با موضوع «حزب جمهوری اسلامی» افتادم.  حزب جمهوری در تاریخ 10 ساله حیات خود یعنی ـ از سال 66 تا 57 ـ نقش مهمی در تاریخ دهه اول انقلاب داشته و نقش فعالی در آن مقطع ایفا کرده‌ است.

به طور مشخص اگر بخواهم به وقایع تاریخی اشاره کنم که حزب در آن نقش مستقیمی داشته است از جمله می‌توان به نقش حزب در مجلس خبرگان قانون اساسی، دوره اول مجلس شورای اسلامی، دوره اول انتخابات ریاست جمهوری و عزل بنی صدر اشاره کرد.

در دیگر مقاطع و رهبران حزب و اعضای آن، در سه قوه آن زمان حضور داشتند. آقای خامنه‌ای ریس جمهور وقت، دبیرکلی حزب را نیز بر عهده داشت. نخست وزیر وقت، میر حسین موسوی از اعضای شورای مرکزی حزب به شمار می‌آمد.

خیلی اعضای کابینه نظیر آقای ناطق نوری، علی‌اکبر ولایتی، پرورش، مرتضی نبوی، ‌حبیب‌الله عسگراولادی و ... همه عضو حزب بودند بنابراین این حزب بود که انقلاب را به پیش برد.

واقعا اگر این حزب نبود بنده معتقدم جریاناتی نظیر بنی صدر و مجاهدین خلق(منافقین) می‌توانستند انقلاب را به سمت خود سوق دهند.

واقعا اگر این حزب نبود بنده معتقدم جریاناتی نظیر بنی صدر و مجاهدین خلق(منافقین) می‌توانستند انقلاب را به سمت خود سوق دهند.

 

حزب جمهوری اسلامی بعد از پیروزی انقلاب دست به کادرسازی برای نظام زد. یکی از دلایلی که نخستین دولت بعد از انقلاب را مهندس بازرگان تشکیل داد این بوده که، انقلابیون مسلمان آن موقع که نزدیک خط امام بودند، تشکیلات خیلی قوی نداشتند.

به خاطر همین کسانی که تشکیلات داشتند راحت می‌توانستند کارهای سیاسی بکنند. به دلایل فوق که توضیح داده شد حزب جمهوری واقعا موضوع خوبی برای کار کردن بود.

اگر گروه‌های سیاسی درون کشور را تبار‌شناسی کنیم مشاهده می‌کنیم بعد از سال 1366 از دل حزب جمهوری اسلامی بیرون آمدند. اگر امروز گروه‌های سیاسی به اسم اصلاح طلب داریم مشخص است که ریشه فکری و نحله آن برمی‌گردد به طیف چپ‌گرای حزب جمهوری اسلامی، خیلی افرادی که بعدها به شهرت می‌رسند مثل آقای حجج الاسلام سید محمد خاتمی و حسن روحانی، کاندیداهای مورد حمایت حزب در انتخابات دوره اول مجلس شورای اسلامی بودند و از سوی حزب جمهوری اسلامی برای جامعه مطرح می‌شوند.

یا مثلا حزب مؤتلفه اسلامی را که امروز نگاه می‌کنیم از داخل حزب جمهوری اسلامی بیرون آمده است. طبیعی هم هست چرا که حزب جمهوری اسلامی 4 میلیون عضو داشت و قاعدتا پرجمعیت ترین حزب تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شد.

قاعدتا می‌توانست برای سال‌های بعد هم تأمین نیرو کند. چالش‌هایی که ما بعد از تعطیلی حزب دهه هفتاد و هشتاد می‌بینیم عقبه فکری آن به حزب جمهوری اسلامی باز می‌گردد.

اگر سال 88 شاهد اتفاقاتی در سطح جامعه هستیم که گروه‌های سیاسی آن را رقم می‌زنند این مسائل ریشه در همان اختلافاتی دارد که در حزب وجود داشته است.

اگر آقای موسوی سال 88 بعد از انتخابات، اعتراضاتی را مطرح می‌کند این مباحث بر می‌گردد اختلافات حزبی که با دیگر اعضای حزب داشته است.

امروز پس از بیست و هشت سال از تعطیلی حزب جمهوری اسلامی می‌بینیم به استثنای چند کتاب کار جدی در مورد حزب صورت نگرفته است.

صرفا هر سال با فرارسیدن هفتم تیر که سالگرد انفجار دفتر مرکزی حزب است؛ تنها از حزب جمهوری اسلامی و اعضای شهید آن نامی برده می‌شود.

اساسا شهدای حزب هم بیش از صد نفر هستند هر چند ـ تعدادی که در آن تاریخ شهید شدند اعضای حزب نیستند و تنها در آن جلسه که بررسی اوضاع کشور بود حضور داشتند ـ حتی بعضی‌های دیگر مثل شهیدان حسن آیت، حجت الاسلام محمد تقی بشارت و درویش قبل و بعد از انفجار به شهادت می‌رسند.

از سوی دیگر می‌توان حزب جمهوری اسلامی را عقبه فکری نظام دانست. رهبران حزب از جمله مقام معظم رهبری، رهبر نظام می‌شود و خط فکری نظام را تعیین کرده و پیش بردند.

مصاحبه با خبرگزاری فارس ، مستند داستان ناتمام یک حزب

*ساخت مستند « داستان ناتمام یک حزب» چه مدت طول کشید؟

-بنده پاییز سال 92 ساخت مستند را شروع کردم و اوایل خرداد 94 به اتمام رساندم. کنارش کارهای دیگری چون «روزهای خرداد» و «پرواز 55: شهادت فکوری، نامجو...» کار می‌کردم که انشالله دو ـ سه ماه دیگر کارش تمام می‌شود.

ولی بخش اصلی کار به حزب جمهوری باز می‌گردد و بخش اعظم کار صرف جمع آوری آرشیو مکتوب و صوتی شد.

جمع آوری آرشیو در این شرایط خاص کشور خیلی سخت است دلایلش را بنده خیلی هم خوب نمی‌دانم که چرا یک نفر که می‌خواهد درباره مسائل نظام و ریشه‌های آن کار کند این اندازه سخت می‌تواند به منابع دسترسی پیدا کند.

*از چه مکان‌ها و منابعی باید استفاده می‌کردید؟

- برای ساخت مستند به آرشیو صدا و سیما نیاز داشتیم که متاسفانه دسترسی به آرشیو‌های سازمان ساده نیست. به نسبت سازمان،‌ دسترسی به منابع غنی کتابخانه مجلس شورای اسلامی آسانتر و بهتر است. مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز آرشیو‌های خوبی برخوردار است اما با ضعف‌هایی نیز همراه است چرا که همه منابع در آن موجود نیست.

از سوی دیگر به «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» هم اشاره کنم که آنجا هم خیلی منابع در اختیار محققان و مستند‌سازان مستقل نمی‌گذارند صرفا پروژه‌های داخلی خودشان را حمایت می‌کنند آن هم حمایت‌های محدود!

برای ساخت مستند به آرشیو‌های دفاتر سیاسی ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی نیاز داشتیم آنان نیز با ما همکاری نکردند به ویژه یک تاریخ‌های خاصی را اصلا در اختیار قرار نمی‌دهند بنابراین با این ضعف‌ها و مشکلات مستند را ساختیم که به اعتقاد خودم شبیه معجزه بود که با این محدویت منابع توانستیم آرشیو تهیه کنیم.

در مجموع باید بگویم کسانی که می‌خواهند روی تاریخ معاصر به ویژه تاریخ انقلاب و به خصوص درسال 57 تا 66 کار کنند با محدودیت آرشیو مواجه هستند فرقی هم ندارد تصویری،‌مکتوب یا صوتی باشد اینطور نیست که تنها یک بخش ضعیف باشد ما در همه حوزه‌ها ضعف داریم یکی از دلایلی که در این برهه تاریخی کمتر کار ساخته شده هم همین کمبود منابع است.

برخلاف این تصور که شاید خیلی‌ها فکر کنند دراین مقاطع کار زیاد صورت گرفته اما اینطور نیست و همین باعث می‌شود که اگر ما هم کار نکنیم شبکه هایی چون « من‌وتو» و «بی بی سی فارسی» مستند بسازند قرائت‌ خود را بیان کنند.

*پس از ساخت مستند‌های تاریخی در شبکه‌های ماهواره‌ای، گمان شده است که نیاز به ساخت مستند سیاسی در کشور حس شد که سازمان‌ها اسناد را در اختیار مستند ‌سازان انقلابی قرار دهند. لااقل این گارد برای ارائه آرشیوها شکسته شده است، اینطور نیست؟

- اینطور که هست طبیعتا وقتی افرادی صف شکنی می‌کنند گارد از بین می‌رود اما بنده نمی‌توانم بگویم که به طور مطلوب شرایط فراهم شده است هنوز هم دسترسی به آرشیو با مشکلات زیادی همراه است.

*نقشی که این اسناد، فیلم‌ها، گفت‌وگوها بر روی مخاطب می‌تواند بگذارد تا قرائت انقلاب اسلامی در این فضای پر شائبه هنوز پرچمدار باشد چه اندازه است؟

اولا شما حقایقی که ارائه می‌دهید و برایش شاهد تصویری هم می‌آورید باعث فهم بهتر می‌شود.

دوم زمانی که مثلا کتاب برای دوره اول مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی نوشته می‌شود. مخاطب عام جذب کتاب نمی‌شوند. اساسا «شنیدن کی بود مانند دیدن» تصویرها حقایق و مفاهیم را بهتر القا می‌کنند.

من نمی‌دانم چرا در کشور ما اجازه دسترسی به آرشیوهایی که خیلی هم امنیتی نیست نداریم حتی دسترسی به ساده‌ترین آرشیوها مربوط به سال 57 و آرشیوهای انتخابات سال 58 یا حتی صحبت‌های رهبری و امام خمینی(ره) سخت است.

*بنابراین برای ساخت یک مستند باید پروسه‌های سخت را طی کنی؟

موزه‌های تاریخ معاصر مانند موزه عبرت و بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت‌الله دکتر بهشتی که وابسته به جای خاصی نیستند نیز به آسانی آرشیوها را در اختیار مستند‌سازان قرار نمی‌دهند.

 اگر دسترسی به آرشیو‌ها آسان‌تر شود برای فهم و دریافت تاریخ معاصر کمک موثری است. بنده واقعا تصور می‌کنم این جفایی است که مسئولان صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام می‌دهند و باعث می‌شود که این منابع در دسترس نباشد تا دیگران فرصت پیدا کنند در تاریخ  دست ببرند و آن را به نفع خود تمام کنند.

ما می بینیم سوای بحث مستندسازی، سایت‌های اینترنتی چون ویکی پدیا و سایر شبکه‌ها قرائتی از تاریخ انقلاب ارائه می‌دهند که با واقعیت انقلاب همخوانی ندارد. بنابراین امیدوارم شرایط برای ساخت مستندات تاریخی و سیاسی فراهم شود. تا تاریخ انقلاب از مهجوریت حارچ شود.

*شخصیت های محوری حزب جمهوری اسلامی آیت‌الله شهید بهشتی است درباره این شخصیت و اعضای حزب توضیح دهید؟

- اولا با نگاه تبار‌شناسانه به حزب جمهوری اسلامی ایران متوجه خواهیم شد چگونه آیت‌الله بهشتی به فکر تاسیس یک حزب افتادند؟. آقای بهشتی در خاطراتش بیان می‌کند؛ سال 1340 که نهضت آزادی به وجود آمد خیلی خوشحال شدند که یک تشکیلات مسلمان و مبارز و تحصیلکرده می‌خواهد فعالیت سیاسی را آغاز کند، اما در طول زمان الزامی به ضابطه و احکام اسلامی در نهضت آزادی ندید.به این دلیل هم عضو نهضت آزادی نشد.

همچنین در سال 44 که سازمان مجاهدین خلق تشکیل شد خوشحال می‌شود که سازمانی با هدف و انگیزه اسلامی تاسیس شد و در خاطرات شهید نیز است. اما بعد از مدتی پی به خط انحرافی سازمان می‌شود و ابراز نگرانی هم می‌کند.

دهه 50 که فعالیت‌های سیاسی در ایران اوج می‌گیرد پی به خلا نیرو‌های مذهبی در کار تشکیلاتی می‌برد به همین دلیل شهید تمایل به کار تشکیلاتی داشت البته آقای شهید بهشتی یک کارهایی نیز قبلتر انجام داده بود.

 مدرسه مدرسه حقانی را با مشارکت شهید قدوسی تاسیس کردند در آلمان هم تشکل دانشجویی انجمن های اسلامی اروپا و آمریکا را با همکاری دانشجویان تشکیل می‌دهند.

حتی خیلی جالب است بدانید کسانی که آقای بهشتی در انجمن‌های اسلامی خارج کشور با آنها شنا شدند به همکاری با حزب جمهوری اسلامی پرداختند.

 آقای اسدالله بادامچیان نقل می‌کنند همان ابتدا که آقای بهشتی را دیدند، گفتند: بعد از انقلاب به تشکل نیاز داریم. چون پیش بینی می‌کردند انقلاب به زودی به پیروزی می‌رسد. از همان سال 56 زمینه تاسیس حزب را آغاز کردند. آیت‌الله بهشتی پاییز 57 شروع به دعوت افراد می‌کند و یک هفته بعد از پیروزی انقلاب حزب جمهوری اسلامی اعلام تشکیل می‌‌شود.

که در اسفند همان سال یک میلیون نفر عضو حزب می‌شوند و علت این استقبال هم به خاطر شرایط آن دوره و تصور افراد از جمهوری اسلامی و خوشنامی روحانیون مانند  آقای بهشتی بود. آقای بهشتی در داخل و خارج از کشور بسیار شناخته شده بودند، آقای خامنه‌ای، باهنر و موسوی اردبیلی نیز از روحانیون خوشنام  بود. به همین دلیل این حزب با  حمایت مراجع و مبارزین و امام خمینی روبه‌رو شد.

علت دیگر استقبال مردم هم کارکرد مشخص و هدفمندی حزب بوده است. حزب صرفا با این نگاه که تشکیلاتی تاسیس شود ایجاد نشد.

ایشان جمله معروفی هم دارند که می‌گویند حزب معبد من است، همین نشان دهنده نگاه عمیق ایشان به تأسیس حزب بوده است آیت‌الله بهشتی از ابوالحسن بنی صدر، آقای لاهوتی، موسوی خوئینی‌ها، حبیب الله پیمان تا بچه های هیئت‌های مؤتلفه و گروه های چپ اسلامی را برای عضویت حزب دعوت می‌کند که برخی می‌پذیرند و برخی نمی‌پذیرند و همین باعث ایجاد سریع شورای مرکزی 40 نفری می‌شود و خیلی سریع هم ایجاد می‌شود.

بهرحال این نشانه پس زمینه قبلی تفکر آقای بهشتی بوده و این خلق الساعه نبوده است تجربه احزاب مختلف بعد از انقلاب مشروطه را ایشان بررسی کرده و هوشمندان به فکر تأسیس حزب می‌افتند.

مصاحبه با خبرگزاری فارس ، مستند داستان ناتمام یک حزب

*افراد متضاد و گوناگونی از حبیب الله پیمان گرفته تا آقای آیت و میر حسین موسوی به حزب دعوت شدند که نشان دهنده نگاه وحدت‌گرایانه حزب است. چه اتفاقی افتاد که حزب دچار ریزش شده است.

-این سوال که وجود داشته منتها بنده یک بارهم این سؤال را از آقای مؤمنی در مستند پرسیدم، ایشان هم یک خاطره‌ای از آقای بهشتی نقل کردند و گفتند که من از آقای بهشتی این سؤال را پرسیدم.

ایشان هم گفتند بعضی از دوستان مانند سعید حجاریان به ما طعنه می‌زدند که این چه حزبی است که همه در آن هستند حتی اصطلاحی هم شهید آیت داشتند که می‌گفتند آش شله قلم کار شده که همه نوع فکری در این حزب هست.

آقای بهشتی به منتقدان پاسخ داد این حرف شما درباره اصول درست است اما درباره فروع که قصدمان این است که یک تشکلی ایجاد شود همه در آن فعالیت کنند نادرست است.

تا کنگره اول حزب رویه مذکور ادامه پیدا می‌کند و بعد از آن با تشکیل کنگره و انتشار اساسنامه، طبقه بندی و تصفیه افراد را شروع می‌کنیم تا حزب همگون شود. متأسفانه با شهادت ایشان این همگونی ایجاد نشد.

نکته دوم هم به جامع الاطراف بودن شهید بهشتی باز می‌گردد یک جمله‌ای را آقای موسوی اردبیلی نقل می‌کرد اگر قصد داشتیم با افرادی کار کنیم باید بیش از هشتاد درصد اشتراک بین ما وجود داشت تا این همکاری صورت می‌گرفت.

اما آقای بهشتی با کسانی که کمترین اشتراک را با آنها داشتند حتی کمتر از ده درصد هم می توانسند کار کنند. به همین دلیل آقای موسوی اردبیلی پاییز 58 از حزب جدا می‌شود.

 از سال 60 به بعد کم کم خطوط جریان‌ها مشخص‌تر می‌شود. قبل از آن تاریخ خیلی از خطوط مشخص نبود و یکی از دلایلی که بنی صدر توانست یازده میلیون رای جمع کند مشخص نبودن تفکرات کامل افراد است.

آقای غفوری فرد می‌گفتند که یک شب با آقای باهنر به سمت منزل می‌رفتیم که ایشان از من سوال کرد نظر شما درباره  شورای مرکزی و اعضای حزب چیست؟

من به ایشان گفتم این افراد همه تک ستاره‌های خوبی هستند اما نمی‌توانند با هم کامل شوند. مثالی هم زدم در حزب از یک سو شهید عراقی را می‌بینید روحیه مشخصی دارد و از سوی دیگر فردی مانند شهید درخشان را داریم که با روحیه متعادل قادر به کار جمعی هستند.

از سوی دیگر فردی مانند حسن آیت را داریم که بسیار آدم جنجالی  است که حرف‌هایش را صریح می‌زند و از سوی دیگر هم فرد دیگری مثل مرتضی نبوی و غفوری فرد را داریم که خصلتا انسان‌های آرامی هستند.

شهید باهنر این نظر مرا قبول داشت حتی خود آقای غفوری فرد ادامه داد ناهمگونی حزب را با هیئت مؤسس حزب مطرح کردیم ولی این را محول کرده بودند به تشکیل کنگره اول که دیگر با توجه به اتفاقاتی که افتاد کنگره اول عملا سال 62 تشکیل شد.

*مطابق اسناد امام علاقمند بود روند وحدت گونه در میان اشخاص بعد از انقلاب حفظ شود اما نشد و شما سند تاریخی آنرا در مستند داستان ناتمام یک حزب آوردید.

 امام همیشه یک مورد برایشان خیلی مهم است آن هم حفظ وحدت سیاسی در جامعه و اینکه التهابات در جامعه به حداقل برسد.

ادامه این گفت‌وگو در شماره دیگری در خبرگزاری فارس منتشر می‌شود.

سید ضیا طباطبایی ، مرد اول یا دوم کودتا

جمعه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۸:۴۵ ب.ظ

سید ضیا طباطبایی


سید ضیا طباطبایی از آن دست رجل سیاسی چند پهلو و به شدت تاثیر گذار تاریخ معاصر است که دست بر قضا هم در موردش کمتر پژوهش درست و حسابی و دقیقی انجام شده است.شاید کمتر چهره ای همانند سید ضیا باشد که از انقلاب مشروطه تا دهه 30 شمسی تا بدین حد تاثیر گذار باشد و نامش در وقایعی همانند کودتای سوم حوت 1299 و به روی کار آمدن پهلوی و تشکیل رژیم اسرائیل و وقایع بعد از شهریور 1320 و کودتای 28 مرداد 1332 مطرح باشد اما تا بدین حد هم اطلاعات دقیق و درست در مورد او کم باشد.


سید ضیا طباطبایی با اینهمه نام و تاثیر اما همواره مرد سایه نشین سیاست دوران معاصر در زمان اواخر قاجار و اوایل و اواسط پهلوی بوده است و آنقدر نفوذ در سیاست داشته است که خیلی ها از جمله رضا خان هم از او به شدت میترسیده اند و سید انگلیسی تنها یکی از القاب سید ضیا است که در کتاب دکتر صدرالدین الهی هم به آن اشاره شده است و سید ضیا هم صراحتا خود را انگلیسی و دوست آنها معرفی کرده است.


مدتی است که مشغول کار بر روی تاریخ معاصر ایران با محوریت سید ضیا هستم و امیدوارم کار خوبی از آب دربیاید.یقینا بررسی تاریخ معاصر از پنجره سید ضیا خالی از لطف نیست و می تواند نکات بدیع خود را هم داشته باشد.

مستند روزهای خرداد

برای مشاهده تیزر و آنونس مستند روزهای خرداد که توسط سایت سفیر فیلم منتشر شده است می توانید اینجا و اینجا را کلیک نمائید.


برای ثبت نام اکران این مستند نیز می توانید اینجا را کلیک نمائید.

منتجب نیا


حجت الاسلام والمسلمین منتجب نیا از حامیان سرسخت مهدی کروبی می باشد که هم در سال 84 و هم در سال 88 به وی رای داده است و به عنوان قائم مقام مهدی کروبی در حزب اعتماد ملی فعال بوده است.وی از روحانیون مشهور اصلاح طلب می باشد که در تمامی 5 سال اخیر از مواضع مهدی کروبی دفاع نموده است و همچنان معتقد است در سال 88 وقایع ناخوشایندی روی داد که می شد از وقوع آنها جلوگیری کرد اما اینگونه نشد.به همین مناسبت و برای بررسی مواضع وی در یک روز خرداد ماه به منزل ایشان رفتیم و نظرات و روایات وی از انتخابات سال 88 و 92 را جویا شدیم.مصاحبه ای که در ادامه از نظر شما می گذرد مختصری از 2 ساعت مصاحبه با رسول منتجب نیا می باشد.این مصاحبه در شماره 222 نشریه پنجره منتشر شده است و بخش هایی از آن در مستند روزهای خرداد مورد استفاده قرار گرفته است.

 

حاج آقای منتجب نیا به نظر شما چه اتفاقی در سال 88 رخ داد که انتخابات ریاست جمهوری آن سال تبدیل به یک انتخابات جنجالی شد؟

انتخابات سال 88 دارای زمینه ها و شبهه هایی بود که ریشه آن در سال 84 شکل گرفته بود و ما به انتخابات سال 84 نیز معترض بودیم و اعتراض خود را نیز اعلام کرده بودیم.آقای کروبی نیز در همان سال 84 به صورت علنی اعتراضات خود را بیان کرده بودند و با دلیل و استدلال آن ها را عنوان کردند.با یک چنین فضایی بود که وارد انتخابات سال 88 شدیم.در سال 88 هم تحریکات آقای احمدی نژاد باعث شد تا حاشیه های فراوانی به وجود بیاید.از آن مناظره های جنجالی گرفته که ایشان بسیاری از افراد همانند آقای هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری و غیره را متهم به فساد کردند تا توهین های ایشان به کاندیداهای رقیب که باعث شد فضای انتخابات سال 88 متفاوت شود.وقایع روزهای قبل از انتخابات هم تاثیر زیادی در به جنجال کشیده شده انتخابات آن سال داشت.

به نظر شما چرا اقای کروبی معتقد به تقلب در انتخابات سال 88 بودند؟

ما عصر روز انتخابات در ستاد آقای کروبی نشسته بودیم و انتخابات ادامه داشت که خبر رسید روزنامه کیهان تیتر اول خود را پیروزی آقای احمدی نژاد قرار داده است و برخی از خبرگزاری ها همانند خبرگزاری فارس و ایرنا هم خبر پیروزی آقای احمدی نژاد را اعلام کرده اند.البته خبر رسید که آقای محمدی گلپایگانی از دفتر رهبری با روزنامه کیهان تماس گرفته اند و تذکر داده اند که تیتر خود را اصلاح کنند اما در هر صورت این اتفاقات رخ داده بود و همه را نگران کرده بود.من فردای روز انتخابات که شنبه بود بسیار نگران آقای کروبی بودم و می دانستم که ایشان ناراحت است برای همین به منزل ایشان رفتم.دیدم آقای کروبی به شدت آشفته است و رو به من کرد و پرسید فلانی یعنی من 300 هزار رای دارم؟گفتم نه قطعا این رای شما این نیست و بعد به ایشان گفتم ببینید حاج آقای کروبی من یک برداشتی از این اعلام نتایج دارم که به شما می گویم.شاید شما خوشتان نیاید و بعد به ایشان گفتم من برداشتم این است که آقایان می خواهند بگویند آشیخ مهدی کروبی شما عمر سیاسیتان به پایان رسیده است و پرونده شما را بگذارند زیر بغلتان و بگویند بروید خانه بنشینید.بالاخره این چیزی بود که از اعلام نتایج برداشت می شد.

خوب به نظر شما دلیل بحث تقلب چه بود؟استدلالاتی که مطرح می شد چه چیزهایی بودند؟

ببینید در سال 84 مرحله اول که رای آقای کروبی اعلام هم شد ایشان چیزی در حدود 5 میلیون و 70 یا 80 هزار رای داشتند که تازه در آن زمان آقای کروبی به آن هم معترض بودند و اعتقاد داشتند رای ایشان بیشتر بوده اما اعلام نشده است.اگر ما معیارمان را همین رای اعلام شده قرار دهیم هیچ دلیلی وجود نداشت که در 4 سال رای ایشان از 5 میلیون رای به 300 هزار رای برسد.آن آرا تازه برای زمانی بود که ایشان به صورت انفرادی و مستقل در انتخابات شرکت کرده بودند و حزب اعتماد ملی نیز تاسیس نشده بود.در سال 84 و بعد از انتخابات حزب اعتماد ملی هم تشکیل شده بود که حزبی قوی و فراگیر در سطح کشور بود که اگر اعضای این حزب با خانواده های خود می خواستند در انتخابات شرکت کنند و به آقای کروبی رای دهند بیش از 300 هزار رای می شد.دلیل بعد روند اعلام نتایج بود که غیر طبیعی و غیر منطقی بود و به همین دلیل اعتراضات زیادی را همراه خود کرد.ما در برخی از شهرها، آرای اعلام شده ای را داشتیم که بیش از 100 درصد واجدین شرایط در آن شهر و منطقه بوده است.روند اتفاقات بعد از انتخابات و برخورد با اعتراضات نیز نشان داد که برنامه ریزی صورت گرفته است تا انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد.

نظر شما درباره نقش آقای احمدی نژاد در اتفاقات بعد از انتخابات چیست؟برخی ها معتقد هستند که ایشان در تحریک بخشی از مردم بعد از انتخابات سال 88 بسیار موثر بوده اند.

بله همین طور است.صحبت های ایشان در آن ایام بسیار تحریک کننده بود.مانند سخنرانی ایشان در میدان ولیعصر(عج) که مخالفین خودشان را خس و خاشاک خطاب کردند و آنها را تهدید کردند همه اینها باعث شد تا مردم تحریک شوند و ما شاهد آن اتفاقات باشیم.

شما ظاهرا در جلسه نماینده کاندیداها با رهبری در 26 خرداد 88 هم حضور داشته اید.چه بحث هایی در آن جلسه مطرح شد.

من روز سه شنبه بود که در دانشگاه بودم، از دفتر رهبری با من تماس گرفتند و گفتند حضرت اقا با شما و عده ای از اعضای ستاد آقای کروبی کار دارند و امروز عصر تشریف بیاورید دفتر رهبری.من هم سریع کارهای خودم را جمع و جور کردم و با همان دوستان ستاد آقای کروبی رفتیم به طرف دفتر رهبری و گمان هم می کردیم که فقط ما حضور داریم.بعد که به دفتر رهبری رسیدیم دیدم از ستادهای دیگر کاندیداها هم حضور دارند.

از ستاد آقای کروبی چه افرادی بودند؟

بنده بودم و حاج خانم کروبی و آقای خباز و آقایان الویری و نجفی.از ستاد آقای موسوی هم آقای زنگنه و محمد رضا بهشتی و بهزادیان نژاد و چند نفر دیگر بودند.از ستاد آقای رضایی هم آقای دانش جعفری بود و آقای بیادی و از ستاد آقای احمدی نژاد هم چند نفری بودند.از وزارت کشور و شورای نگهبان هم چند نفر حضور داشتند.

رهبری در آن جلسه گفتند که من خودم مدیر جلسه هستم و هر حرفی که دارید مطرح کنید و از ستاد آقای کروبی هم شروع کردند.من شروع به صحبت کردم و خدمتشان عرض کردم که شما می فرمائید اعتراضات را به وزارت کشور و شورای نگهبان اعلام کنید.اولا وزارت کشور که خود متهم اصلی و ردیف اول است.از شورای نگهبان هم که اشاره کردم به آقایان کدخدایی و صادق لاریجانی که از 12 نفر عضو شورای نگهبان 7 نفر از یک کاندیدای خاص حمایت کرده اند پس اینها نیز بی طرف نمی باشند.

مباحث دیگری هم مطرح شد و ستادهای دیگر هم مباحثی را درباره انتخابات مطرح کردند.در آخر جلسه که رهبری قصد جمع بندی داشتند من یک پیشنهادی داشتم و عرض کردم از طرف تمامی ستادهای کاندیداها یک نفر حضور داشته باشد و از طرف وزارت کشور و شورای نگهبان هم یک نفر حضور داشته باشد و در یک کمیته ای به تخلفات انتخاباتی رسیدگی کنند و همه این ها حق رای هم داشته باشند تا به انتخابات رسیدگی کنند و به هر نتیجه ای که رسیدند آن را اعلام کنند.رهبری نیز از این پیشنهاد خوششان آمد و فرمودند که پیشنهاد خوبی است اما دیگر پیگیری نشد و این طرح هم به سرانجامی نرسید و جلسه هم بدون نتیجه گیری خاصی به پایان رسید.

در آخر همان هفته نماز جمعه ای توسط رهبری در دانشگاه تهران اقامه شد.نظر شما درباره نماز جمعه رهبری در 29 خرداد 88 چه بود؟

بالاخره ما رهبری را به عنوان فصل الخطاب در جامعه قبول داریم و به همین دلیل هم من به دوستان گفتم از آنجا که رهبری فصل الخطاب هستند و باید سخنان ایشان اجرا شود پس ما هم دیگر به اعتراضات ادامه ندهیم.رهبری هم بالاخره با دلایل خودشان آن حرف ها را در نماز جمعه مطرح کرده بودند.بنده هم بعد از آن ایام دیگر اعتراضات را پیگیری نکردم اما برخی از دوستان مواضع و اعتراضات خودشان را ادامه دادند.

حال به سال 92 بیاییم.به نظر شما چطور شد که در سال 92 آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسیدند و این بار دیگر بحث تقلب مطرح نشد.

من معتقد بوده و هستم که زمینه انتخابات 92 را خود دولت احمدی نژاد گذاشت.بعد از آن اختلافات در دولت و بحران های اقتصادی و سیاسی که در کشور به وجود آمد دولت احمدی نژاد وضع دیگری پیدا کرد و در شرایط دیگری قرار گرفت.نظر جامعه هم در این 4 سال یعنی از سال 88 تا 92 دچار تغییراتی شده بود.این را هم نباید فراموش کنیم که فضای انتخابات سال 88 با انتخابات 92 بسیار متفاوت بود.سال 88 آقای احمدی نژاد بود با آن فضای خاص خودش و آقای موسوی بود با آن سابقه و آقای کروبی بود با آن حرف های جنجالی.اما سال 92 آقای دکتر روحانی بودند که همیشه به عنوان فردی میانه رو و آرام شناخته می شدند که روابطشان با دفتر رهبری هم تنظیم شده بود و من با ایشان بسیار کار کرده ام و ایشان را فردی معتدل و میانه رو می دانم.آقای قالیباف و جلیلی هم بودند که مشکل خاصی نداشتند.پس فراموش نکنیم که اساسا فضای انتخابات سال 88 با 92 بسیار متفاوت بود و به همین دلیل هم نتیجه دیگری رقم خورد.

ممنون از زمانی که برای این مصاحبه اختصاص دادید.

موفق باشید.

جوانفکر


علی اکبر جوانفکر از افراد نزدیک به دکتر محمود احمدی نژاد در دولت نهم و دهم بوده است که سمت مشاور رسانه ای و همچنین مدیر عاملی خبرگزاری ایرنا و موسسه ایران را در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد در کارنامه خود دارد.به دلیل همین نزدیکی وی به احمدی نژاد و آگاه بودن از فضای سیاسی سال 84 و 88 مصاحبه ای با وی ترتیب دادیم تا روایات او را در مورد سال 88 جویا شویم.مصاحبه ای که در ادامه از نظر شما می گذرد مختصری از 2 ساعت گفتگو و مصاحبه با جوانفکر در دفتر کار وی می باشد که اردیبهشت ماه امسال انجام شده است.این مصاحبه در شماره222  نشریه پنجره منتشر شده است.

 

شما در سال 84 از نزدیکان آقای احمدی نژاد بودید.به نظر شما چرا در سال 84 آقای احمدی نژاد پیروز انتخابات شدند؟

سال 84 آقای احمدی نژاد گفتمان فراموش شده مستضعفین و محرومان را در جامعه مطرح کردند و نگاه شهید رجایی به قدرت را مطرح کردند و به همین دلیل هم مورد توجه آحاد جامعه قرار گرفت و باعث شد تا ایشان به ریاست جمهوری انتخاب شوند.اما از همان ابتدا این انتخاب به کام برخی ها خوش نیامد و برخی ها دوست نداشتند آقای احمدی نژاد را در قامت رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران ببینند.به همین دلیل از برخی کانال ها به ما خبر رسید که اگر برای پیروزی دکتر احمدی نژاد مردم جشن بگیرند و شیرینی پخش کنند ممکن است عده ای با چاقو و کارد مردم را مضروب کنند.به همین دلیل ما در همان ایام در اطلاعیه ای از مردم خواستیم که جشن پیروزی آقای احمدی نژاد را با سجده شکر در درگاه احدیت برگزار کنند تا اینگونه خطر آسیب رساندن به مردم توسط عده ای که تمایل نداشتند آقای احمدی نژاد را در قامت رئیس جمهور ببینند از بین برود.

چرا برخی ها به قول شما چشم دیدن ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد را نداشتند؟

به دلیل اینکه آقای احمدی نژاد مخالف سیاست های دوران سازندگی و اصلاحات بود و گفتمان اوایل انقلاب اسلامی را مطرح کرده بود.رهبری انقلاب هم گفتمان ایشان را تائید کرده بودند.این به مذاق برخی از سیاسیون خوش نمی آمد.

حال به سال 88 برسیم.انتخابات دهم ریاست جمهوری در شرایطی برگزار شد که گفتمان اکثریت جامعه شرکت در انتخابات بود و آن انتخابات هم یکی از جنجالی ترین انتخاباتی بود که تا به حال در ایران برگزار شده است.به نظر شما چرا انتخابات سال 88 جنجالی شد؟

این باز می گشت به خط مشی سیاسی آقای احمدی نژاد که فضای سیاسی جدیدی را در کشور گشوده بودند و باعث شده بودند که مردم به سیاست نگاه جدیدی را داشته باشند و به همین دلیل بینش مردم نسبت به سیاست عوض شده بود و مردم متوجه شده بودند عده ای نمی خواهند گفتمان مردمی دکتر احمدی نژاد ادامه داشته باشد.به همین دلیل هم مردم به صحنه آمدند تا باز ایشان را انتخاب کنند.سال 88 در واقع صف آرایی مخالفین دکتر احمدی نژاد در مقابل ایشان بود.صف آرایی که گفتمان انقلاب در مقابل گفتمان رفاه زدگان قرار گرفته بود و مردم به گفتمان انقلاب رای دادند.

شما می بینید که دو انتخابات با حد نصاب بالا در زمان آقای احمدی نژاد برگزار شده است.یکی انتخابات دهم ریاست جمهوری با بیش از 85 درصد مشارکت مردم و دیگری انتخابات یازدهم ریاست جمهوری با بیش از 73 درصد مشارکت مردم و این به دلیل همین نگاه تازه ای بود که آقای احمدی نژاد در فضای سیاسی کشور مقابل مردم ایجاد کرد.آقای احمدی نژاد هم با دو رقیب قدر در سال 84 و 88 رقابت کردند.یکی آقای هاشمی رفسنجانی که در دور دوم سال 84 با بیش از 7 میلیون اختلاف رای ایشان را پشت سر گذاشتند و دیگری در سال 88 آقای موسوی که با بیش از 11 میلیون رای هم ایشان را پشت سر گذاشتند.اینها چیز کمی نبود که توسط آقای احمدی نژاد و گفتمان ایشان متحقق شد.

نظر شما درباره مناظره های انتخاباتی آن سال چیست؟به صورت مشخص مناظره آقای دکتر احمدی نژاد با مهندس موسوی.

به نظر من مناظره آقای احمدی نژاد با آقای موسوی در نتیجه انتخابات تا حد زیادی تاثیر داشت و مردم متوجه شدند که در پشت صحنه اردوگاه طرف مقابل چه می گذرد.آقای هاشمی چه نقشی دارند ، آقای خاتمی چه نقشی دارند و چه افرادی در مقابل دکتر احمدی نژاد قرار گرفته اند چه کسانی هستند.در مورد این هم که گفته شد آقای احمدی نژاد چرا اسم برخی از افراد را آوردند مگر ایشان چه گفت؟فقط سوالاتی را مطرح کرد که چیز خاص و جدیدی هم نبود.من یک سوال از شما دارم.اگر نتیجه انتخابات چیز دیگری رقم می خورد و آقای موسوی برنده انتخابات سال 88 می شدند باز آن حرف ها را در مورد مناظره می زدند و باز به سخنان آقای احمدی نژاد گیر می دادند؟مطمئن باشید چنین چیزی نمی شد و اینها صرفا بهانه ای بود تا دکتر احمدی نژاد را تخریب کنند.

نظر شما درباره سخنان و مواضع آقای احمدی نژاد بعد از انتخابات سال 88 چیست؟ایشان یک سخنرانی مشهور در 24 خرداد 88 در میدان ولیعصر انجام دادند که به شدت هم جنجالی شد.

دکتر احمدی نژاد در آن سخنرانی حرف خاصی نزدند و فقط عده ای قلیل که ضد انقلابی هم بودند و اموال مردم را تخریب می کردند مورد خطاب قرار دادند اما متاسفانه با دروغ رسانه ای طوری جلوه داده شد که انگار منظور ایشان حامیان کاندیداهای دیگر است که اصلا هم چنین چیزی نبوده است و آقای دکتر احمدی نژاد هم در همان ایام پاسخ آن دروغگویی ها را دادند.

آن جشن پیروزی میدان ولیعصر هم برای حامیان آقای احمدی نژاد که در سال 84 نتوانستند جشن پیروزی بگیرند خاطره انگیز شد که باز برخی ها دوست نداشتند خوشحالی حامیان دولت وقت و گفتمان انقلاب اسلامی را ببینند و سعی داشتند با آن حرکات شادی مردم را برایشان تلخ کنند.

شما از مشاورین رسانه ای آقای احمدی نژاد در دولت نهم و دهم بودید.پوشش خبری رسانه های دولت در انتخابات سال 88 را چگونه ارزیابی می کنید؟به خصوص خبرگزاری ایرنا.

به نظر من رسانه های دولتی خوب و قابل قبول عمل کردند و شائبه ای انصافا وجود نداشت که بتوان به آن ایراد گرفت.اما فراموش نکنیم که فضای انتخابات سال 88 فضای خاصی بود و مخالفین دنبال هر بهانه ای می گشتند تا بتوانند از آن به نفع خود استفاده کنند.

به عنوان سوال آخر، به نظر شما چرا نتیجه انتخابات سال 92 گونه ای رقم خورد که دولتی مخالف دولت دهم روی کار آمد؟

این بر می گشت به اینکه در سطح وسیعی دولت دهم تخریب شده بود و اتفاقا برخی از کاندیداهای به اصطلاح اصولگرا هم در این تخریب نقش داشتند اما مردم احساس می کردند که آقای روحانی می تواند فرد مفیدی در میان کاندیداهای دیگر باشد و به همین دلیل به ایشان رای دادند.فراموش هم نکنیم که هرگز آقای روحانی دولت دهم را آنقدر که کاندیداهای دیگر تخریب کردند ایشان هرگز تخریب نکردند و به صورت کلی انتقاداتی را مطرح می کردند.

احمدی نژاد ، مذاکرات و تحریم ها

چهارشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۲۲ ب.ظ

این روزها اکثر نگاه ها به لوزان سوئیس و مذاکرات ایران با 5+1 می باشد تا بعد از 12 سال کش و قوس سرانجام مشخص شود ایا موضوع هسته ای ایران به نقطه حل خواهد رسید یا خیر؟!

 

                             مذاکرات ایران و 5+1

 

در طی این سال ها چهار تیم هسته ای با طرف غربی مذاکره کرده اند که شامل تیم حسن روحانی(82 تا 84) تیم علی لاریجانی ( 84 تا 86 ) تیم سعید جلیلی ( 86 تا 92) که دبیران شورای عالی امنیت ملی بوده اند و تیم جواد ظریف ( 1392 تا 1394 ) که وزیر امورخارجه ایران بوده است می باشد.

 

اما در این میان نکته کلیدی دید تیم ها نسبت به مذاکرات بوده است که همین حالا نیز مذاکرات را به دو بخش ( دیدگاه سیاسی) تقسیم کرده است.عده ای موافق مذاکرات با غربی ها و دادن امتیاز در مقابل گرفتن امتیازاتی بوده اند که این گفتمان در زمان حسن روحانی و جواد ظریف غالب بوده است و دیدگاه دیگر ایستادگی تام و تمام و ندادن دور و آبنبات گرفتن از طرف مقابل ( ادبیات علی لاریجانی) بوده است که این دیدگاه هم در زمان لاریجانی و جلیلی غالب بوده است.

 

اما در این میان نگاه محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری پیشین را نباید فراموش کنیم که در ابتدا نگاهی کاملا سفت و سخت نسبت به تحریم ها و قطعنامه های شورای امنیت داشت و آنها را کاغذ پاره ای بیش نمی دانست که هیچ تاثیری در زندگی مردم و اقتصاد ایران ندارد اما در 2 سال آخر ریاست جمهوری خود دیدگاهی کاملا متفاوت اخذ کرد.

شاید گزافه نباشد اگر بگوییم گره خوردن کلاف مذاکرات هسته ای در زمان احمدی نژاد و بعد از او تا حدی به همین تغییر دیدگاه های افراطی و تفریطی وی مربوط بوده است که باعث شد تحریم ها و قطعنامه های شورای امنیت تا حدی در میان مردم و جامعه ایران تاثیر گذار شود.

در ادامه می توانید این دو دیدگاه متفاوت محمود احمدی نژاد در سال 1390 و 1391 به فاصله یک سال را مشاهده نمائید.

 

 

 

 
مدت زمان: 1 دقیقه 2 ثانیه 

 

برای مشاهده در سایت آپارات نیز می توانید اینجا را کلیک نمائید.


این مطلب را قرار بود حدود 6 ماه قبل بنویسم اما به دلیل مشغله کاری و فکری و اینکه علاقمند بودم با تامل بیشتری بنویسم فرصت نشد تا اینکه این روزها به مناسبت فرا رسیدن سال نو و تعطیلات مربوط به آن ،  فرصت بیشتری دست داد تا مطلبی کوتاه در این باره بنویسم.


آقای محسن کدیور که پیش از وقایع سال 1388 از ایران خارج شده و در طی این سال ها در آمریکا سکنی گزیده اند از سال 1389 دست به انتشار مقالاتی در سایت شخصی خود و همچنین سایت جرس زده اند که از جمله آنها می توان نقد برخی از احکام اسلام همانند ساب النبی و ارتداد ( به مناسبت ترور یک نویسنده آذربایجانی به نام رافق تقی) و همچنین مقالاتی که بعدترها تبدیل به کتاب اینترنتی همانند نقد مرجعیت ایت الله خامنه ای و نقد برخورد جمهوری اسلامی با مخالفین روحانی خود همانند آیت الله شریعتمداری شد اشاره کرد.همچنین کتاب دیگری درباب نقد رهبری انقلاب خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی ( تیر ماه 1389 ) زمانی که ایشان رئیس مجلس خبرگان رهبری بودند داشتند که فرصت نشده است که آن را کامل مطالعه کنم.مجموعه این کتاب ها را نیز تحت عنوان " افضل الجهاد کلمه الحق عند الامام جائر" منتشر کرده اند که نشان از خصومت و دید منفی ایشان نسبت به رهبری آیت الله خامنه ای دارد و متاسفانه این کینه شخصی بر خلاف اظهارات ایشان ، در جای جای مطالب ایشان موج می زند که این نوع نگاه برای یک نویسنده که مدعی دیدگاه منصفانه است متاسفانه مطلقا قابل قبول نیست و پیش از این نیز در ایمیل های خصوصی که با ایشان رد و بدل شده بود به این نکته اشاره نموده بودم.


اما در اینجا قصد دارم به صورت کوتاه به نقد کتاب نفی مرجعیت آیت الله خامنه ای که توسط ایشان در فضای اینترنت منتشر شده است بپردازم.

پیش از این نیز در چند ایمیل پرسش و پاسخ هایی با جناب کدیور داشته ام که متن کوتاه آن در صفحه گوگل پلاس شخصی ام منتشر شده است.


کتاب آقای محسن کدیور دارای چند ضعف استدلالی قابل توجه است که با واکنش هایی نیز مواجه شده است.


مورد اول آن نقل قول مخدوشی است که از قول آیت الله محمد مومن قمی در مورد مرجعیت آیت الله خامنه ای صورت گرفته است که توسط آیت الله مومن در ماه های اخیر تکذیب شده است.نکته قابل تامل اینجاست که آقای کدیور خود نیز این صحبت را از استاد خود مرحوم ایت الله منتظری نقل کرده است که علی القاعده خالی از ایراد در نقل نبوده است.ایت الله مومن در مورد این نقل قول پیش از این گفته بودند:


 آیت الله مومن در حاشیه جلسه‌ای در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و در پاسخ به این ادعا به خبرنگار سایت مباحثات گفت: چنین مطلبی که بیان شده و به بنده و آیت الله طاهری خرم آبادی نسبت داده شده است به کلی دروغ است و صدردصد تکذیب می‌شود.

وی افزود: کاملا کذب محض است که بنده و آیت الله طاهری خرم آبادی در چنین جلسه‌ای حضور داشته باشیم و به عنوان اعتراض آن را ترک کرده باشیم.

گفتنی است آیت الله مومن پیش از مطرح کردن این سؤال تأکید کرد ادعاکنندگان چنین مطالبی شأنیت و صلاحیت نام بردن ندارند و باید از آنان به عنوان ضدانقلاب و معاند تعبیر کرد.

اما از سوی دیگر نگاهی گذرا به اسناد موجود نشان می‌دهد حضرت آیت الله مومن در همان سال به صورت کتبی اعلام کردند: شهادت می‌دهم معظم له مجتهدی عادل و جامع الشرایط می‌باشند.( لینک)


مورد دوم نقل قول آقای کدیور از آیت الله خامنه ای است که ایشان در سال 1367 در قم چیزی به این مضمون از آیت الله خامنه ای در مورد موسیقی شنیده اند که ایشان گفته اند به فتوای آیت الله منتظری عمل شود.اما برای این نقل قول خود سندی ارائه نکرده اند که می توان این نقل قول را در بهترین حال به دلیل خطای در شنیدن و یا ضعف در حافظه و نقل قول دانست.

موارد مشابه دیگری همانند اینکه فردی در سال های ریاست جمهوری ( بدون آنکه اسمی از آن فرد برده شود) آیت الله خامنه ای نقل کرده اند که یکبار با عنوان آیت الله از ایشان نام برده شد اما ایشان فرمودند بنده آیت الله نیستم و حجت الاسلام هستم و در به کار بردن القاب دقت کنید! اما ایشان چند سال بعد و در سال 1369 درس خارج فقه تشکیل داده اند.

این دست از شواهد ارائه دادن ها بدون سند مکتوب و یا تصویری و یا صوتی حقیقتا خالی از فایده و حجت است.

مورد بعد مربوط می شود به حکم ارتداد سلمان رشدی که آقای کدیور اعلام این حکم را پاشنه آشیل فقاهت آیت الله خامنه ای دانسته اند:

آقای کدیور ادعا کرده که آیت‌الله خامنه­ای گفته‌اند مرتد فطری توبه­ اش مورد قبول است و چون این حکم مخالف همه‌ی فقها بوده، اشتباه است. در نتیجه، ابراز چنین حکمی از نشانه­ های عدم اجتهاد ایشان خواهد بود. برای روشن شدن مطلب، قبل از هر امری، بررسی دقیق و فقهی گفته­های آیت‌الله خامنه­ای ضرورت دارد.

یکی از مسلمات در فقه اسلامی این است که اگر مرد مسلمانی کافر شود، حکم آن اعدام و مرگ است، اگر‌چه توبه کند، زیرا توبه‌ی او قبول نیست. به چنین کسی مرتد فطری گویند. حال آقای کدیور ادعا کرده که آیت‌الله خامنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای گفته مرتد فطری توبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش مورد قبول است و چون این حکم مخالف همه‌ی فقها بوده، اشتباه است. در نتیجه، ابراز چنین حکمی از نشانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های عدم اجتهاد ایشان خواهد بود. برای روشن شدن مطلب، ابتدا گفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های آیت‌الله خامنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای را در این‌باره ذکر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم تا اول صحت استناد چنین مطلبی به ایشان معلوم گردد و تا بعد بتوانیم آن را تحلیل و بررسی کنیم.
 
آیت‌الله خامنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای در تاریخ 28 بهمن 1367 در پی حکم امام (ره)، به ارتداد و واجب قتل بودن سلمان رُشدی در نمازجمعه چنین فرمودند: «مهلت اجرای حکم امام که محدودیت ندارد، بلکه روزی اجرا خواهد شد و این عنصر بدبختی که خودش را در این دردسر انداخت، جز مردن چاره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای دیگر برایش نیست... و این اعدام انقلابی بلاشک در مورد او اجرا خواهد شد، هرچند ممکن است توبه کند و کتاب بنویسد و از مسلمانان جهان و از امام امت معذرت‌خواهی کند و تعلقش را نسبت به کتاب تکذیب نماید که در این صورت، ممکن [است] از سوی مردم بخشوده شود، ولی در این حالت، خود آمریکایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها او را خواهند کشت و دیگر...»

در این کلامِ آیت‌الله خامنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای، هیچ شاهدی بر عدم اجتهاد وجود ندارد، زیرا هیچ اشتباه و خطایی وجود ندارد و فقط سوءبرداشتی است که از سوی بعضی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، از جمله آقای کدیور، صورت گرفته است. برای روشن شدن مطلب به نکات زیر توجه کنید:
 
1. کلمه‌ی «هرچند» همان‌طوری‌که در کتب لغت فارسی به آن اشاره شده است، یک کلمه‌ی شرطی مرکب است. ادات شرط به دو جمله نیاز دارند که به آن دو جمله، شرط و جزا گفته می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود و معمولاً کاربرد آن‌ها این‌گونه است که جمله‌ی شرط مقدم بر جمله‌ی جزاست. مانند این جمله: «اگر آفتاب برآید، هوا روشن خواهد شد.» اما گاهی اتفاق می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌افتد که جزا مقدم بر شرط می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود و این امرِ رایجی در اکثر زبان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاست. مانند این جمله: «هوا روشن خواهد شد، اگر آفتاب برآید.» با توجه به این نکته، کلمه‌ی «هرچند»، چون یک کلمه‌ی شرطی است، نیازمند به شرط و جزاست. باید ببینیم شرط و جزای آن چیست.
 
دو احتمال در کلام وجود دارد که با هر یک از آن‌ها ادعای کدیور اشتباه و غلط از آب درخواهد آمد. احتمال اول آنکه جمله‌ی «هرچند ممکن است توبه کند» جمله‌‌ی شرط باشد و جملات قبل از آن جمله‌ی جزا باشد؛ یعنی جمله‌ این‌چنین بوده باشد: «سلمان رُشدی به دستور امام روزی کشته خواهد شد، هرچند ممکن است توبه کند.» اگر جمله‌ی شرطیه این‌چنین باشد، حاکی از آن است که توبه‌ی او مورد قبول نیست، زیرا طبق جمله‌ی او، علی‌ایّ‌حالٍ باید کشته شود. چون جمله‌ی شرطیه این می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود: «اگرچه سلمان رشدی توبه کند، اما روزی باید کشته شود.» و این معنا کاملاً منطبق بر فتوای اکثر فقهای شیعه است و مشکلی ندارد.
 
در نتیجه، با این احتمال، ادعای آقای کدیور اثبات نخواهد شد. احتمال دوم آنکه جمله‌ی «هرچند ممکن است توبه کند» جمله‌ی شرط باشد و جملات بعدی جمله‌ی جزا باشند؛ یعنی جمله‌ی شرطیه این‌چنین باشد: «اگر سلمان رُشدی امکان داشته باشد توبه کند، در این صورت ممکن است از سوی مردم بخشیده شود، اما آمریکایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها او را خواهند کشت.» معنای این جمله این نیست که اگر مرتد فطری توبه کرد، از نظر شرع اسلام توبه‌ی او قبول می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود، بلکه فقط می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید شاید مردم او را ببخشند.
 
به تعبیر دیگر، در این جمله نیامده است که مردم باید او را ببخشند که دلالت بر قبول شدن توبه‌ی او داشته باشد، بلکه آمده است مردم شاید او را ببخشند و ممکن هست که چنین اتفاقی نیفتد و دلالتی ندارد که آیا شرع هم او را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بخشد یا نه؟ در نتیجه، با این احتمال هم ادعای آقای کدیور اشتباه خواهد بود؛ یعنی آیت‌الله خامنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای هرگز با این عبارت نگفته توبه‌ی مرتد فطری شرعاً مورد قبول است و هر عاقلی آن را می‌فهمد، اما چرا ایشان درک نکرد، والله عالم.
 
اما آنچه باعث شد که ایشان دچار سوءبرداشت شود، جمله‌ی «هرچند ممکن است توبه کند» است. ایشان خیال کرده مراد آیت‌الله خامنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای این است که ممکن است توبه‌‌ی او مورد قبول واقع شود، در حالی که واضح است که چنین مراد نبوده است. توبه کردن و مورد قبول واقع شدن توبه، از نظر شرع، دو چیز متفاوت است و این‌همانی این دو، از جمله مغالطات کدیور است. لازم به ذکر است در همین باره، در کلام آیت‌الله خامنه-ای جمله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که دلالت بر قبول توبه‌ی مرتد فطری نماید، وجود ندارد.(لینک)

2. بر فرضی هم اگر کسی فتوا دهد که توبه‌ی مرتد فطری مقبول است، ضرری به اجتهاد او نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زند، زیرا فقهایی از شیعه بوده‌اند که چنین فتوایی داده‌اند. همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طوری که کلام مرحوم صاحب جواهر دلالت بر وجود چنین فقهایی دارد. ایشان در این‌باره فرمودند: «مرتد فطری اسلامش مورد قبول نیست، اگرچه توبه کند و به اسلام برگردد و قتلش حتمی است و در این مسئله اگرچه بعضی اختلاف کردند و قائل به پذیرفتن توبه شدند، اما این خلاف قابل اعتنا نیست.»
 
ایشان پذیرفته مجتهدانی با این مسئله مخالفت کرده‌اند، اما یا به دلیل کم بودن مخالفین یا ضعیف بودن دلیل آن‌ها، قابل توجه نخواهد بود. واضح و روشن است که منظور از مخالفین، مجتهد هستند، نه مقلدین، زیرا مخالفت آن‌ها محلی از اعراب ندارد و به حساب نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید. پس می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند کسی مجتهد باشد و معتقد باشد مرتد فطری توبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش مورد قبول است.
3. کسی مثل آقای کدیور که از این عبارت آیت‌الله خامنه‌ای که اصلاً دلالت بر ادعایش ندارد و خیلی واضح و روشن بوده، چنین استفاده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای کرده و آن را به ایشان نسبت داده است، از دو حالت خارج نیست: یا خیلی بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سواد بوده که حتی از این عبارت واضح و روشن، برداشتی خلاف و اشتباه داشته یا اینکه مغرضانه چنین نسبتی را به ایشان داده است. و از آنجا که خودشان اعتراف کرده‌اند که غرض سویی ندارند و ما هم شرعاً موظف هستیم فعل مسلمان را بر صحت حمل کنیم، پس معلوم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود که ایشان دچار سوءفهم است.
 
4. از مطالب فوق به دست می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید آنچه رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های غربی به مسئولین نظام نسبت دادند، مبنی بر لغو شدن حکم اعدام سلمان رُشدی در صورتی که توبه کند، یا دروغ محض بوده است یا دچار سوءبرداشت شده‌اند؛ همان چیزی که برای آقای کدیور اتفاق افتاده است، اگر بخواهیم حمل بر صحت کنیم. البته بر رسانه‌های بیگانه قطعاً این حمل خوش‌بینانه جایز نیست.

همچنین ایشان اشاره نموده اند که برخی از فقهای زمان همانند آیت الله صانعی و یا آیت الله مشکینی زیر فشار و تحت تاثیر شرایط زمانه فقاهت آیت الله خامنه ای را تائید نموده اند که من نمی دانم ایشان در مورد عواقب چنین ادعایی آیا فکری کرده اند.اگر چنانچه آیت الله صانعی مثلا بعدترها از نظر خود به فرض پیشمان شده اند چرا آن را اعلام نکرده اند و آیا می شود اساسا به نظر چنین فقیه مذبذبی توجه نمود؟
همچنین ایشان اشاره کرده اند آیت الله خامنه ای به صورت اجباری و با تهدید توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در سال 1373 به عنوان مرجع جایز التقلید معرفی شده اند و رئیس آن زمان جامعه مدرسین یعنی ایت الله فاضل لنکرانی نیز نام خود را ابتدای همه نوشته بودند که این ایشان از حب مقام و جاه ایشان داشته است!اما گویا ایشان مطلع نبوده اند که اعلام اسامی اولا بر اساس حروف الفبا نبوده است و بر اساس تعداد رای بوده است و ثانیا غالب فضلای وقت حوزه نیز این اعلام را تائید نموده و در سال های بعد نام حضرات آیات سیستانی و وحید خراسانی نیز به آن اضافه شد.

مجموعا در مطالبی که مربوط به این موضوع است و توسط اقای کدیور منتشر شده است مطالب خلاف واقع و خلاف بدیهیات عقلی فراوان به چشم می خورد که باعث شده است این اثر را اثری فاقد استنادات عقلی و نقلی بدانیم و بیشتر اثری سیاسی و برای تسویه حساب های سیاسی دانسته شود تا برای مطرح کردن بحثی جدی و عقلایی.امید است که نویسنده در ویراستاری های آینده این اثر به این اشتباهات پرداخته و سعی در پاسخ و یا اصلاح آنها بنماید.انشاالله


اعضای هیات موسس حزب جمهوری اسلامی شامل حضرات آیات خامنه ای و موسوی اردبیلی و باهنر و هاشمی رفسنجانی به همراه دکتر حسن آیت در اسفندماه ماه 1357 در روزنامه کیهان حضور پیدا کردند و مهم ترین نظرات خود درباره تاسیس حزب جمهوری اسلامی را شرح دادند که تصویر متن مصاحبه در ادامه از نظر شما می گذرد.