گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام. فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فسلفه علم و طلبه حوزه هم می باشم. علاوه بر این فعالیت های پاره وقت، مشغول فعالیت در یک پروژه فنی مهندسی می باشم و علایقم در حوزه تحقیق و پژوهش را پیگیری می کنم.پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «محمد جهان آرا» ثبت شده است

برای مشاهده این گزارش در سایت خبرگزاری فارس می توانید اینجا را کلیک نمائید.


پس از علی صولتی به عنوان شاهد زنده آن ماجرا و خلبان پرواز، نوبت به فرزندان شهید موسی نامجو رسید تا درباره آن حادثه و ابعاد مختلف آن صحبت کنند.


سید ناصر نامجو فرزند شهید نامجو

سید ناصر نامجو به عنوان فرزند ارشد شهید موسی نامجو با بیان اینکه برای خانواده شهدای آن حادثه همچنان پس از 36 سال نقاط مبهم فراوانی وجود دارد بیان کرد: من در آن زمان در حدود 5 سال سن داشتم، اما قسمتی از اتفاقات آن روزها را به خاطر دارم و حتی من هم برای دیدن صحنه حادثه به محل رفته بودم. عموی من نیز در آن حادثه به شهادت رسید و من کامل به خاطرم هست که بخشی از وسایل پدر و عموی من در محل سانحه دیده شد که باقی مانده بود، وسایلی همانند کیف و حوله دست و رو و ... .

وی افزود: پس از آن حادثه تلاش شد تا مشخص شود که علت سقوط هواپیما چه بود و چرا این هواپیما سقوط کرد اما شخصا ما به نتیجه مشخصی نرسیدیم و کسی هم به ما پاسخ روشنی نداد. به هر حال در آن حادثه به دلیل اینکه افرادی از وزارت دفاع و نیروی هوایی و ستاد مشترک ارتش و سپاه به شهادت رسیده بودند باید گزارشی تهیه می شد و به نهادهای مربوط داده می شد و اینها باید موجود باشد اما چیز خاصی به ما به عنوان خانواده آن شهدا داده نشده است و صرفا به ما گفته شده است که پرونده این شهدا پس از تشکیل وزارت اطلاعات در سال 1362، به این وزارت خانه منتقل شده است و بدون نتیجه مشخصی مختومه اعلام شده است.

البته حالا آقای دزفولی می گویند که در اختیار ارتش است و آنها هم گفته اند که پرونده را خمیر کرده اند و دیگر موجود نیست، که البته من این را نشنیدم.

نامجو ادامه داد: در تمامی این سال ها هم ما روایت های متعدد و متخلفی شنیده ام. مثلا سال 1394 که یادبودی گرفته شد و آقای صولتی هم در آن مراسم بودند و در همان منطقه کهریزک بود، افراد محلی هم حضور داشتند. من قبلا هم توسط همان افراد محلی که مثلا در آن ایام سال 1360 به کشاورزی و دامداری مشغول بودند شنیدم که برخی ها می گفتند ما نوری را دیدیم که از طرف پائین به بالا شلیک شد و دقایقی بعد صدای مهیبی به گوش رسید که متوجه شدیم هواپیما سقوط کرده است و یا در مورد بمب گذاری در هواپیما روایت هایی وجود دارد که البته آقای صولتی این ها را نفی کردند. روایت آقای صولتی هم جای توجه دارد اما هیچگاه به این ها توجه نشد و گزارش رسمی هم منتشر نشده است.

وی گفت: این جای سوال است که چرا وقتی هیات پاکستانی و هیات های دیگر از کشورهای مختلف آمدند و گزارشی درباره این حادثه دادند اما هیچ وقت این ها رسما اعلام نشد و بدون نتیجه هم پرونده ختم شد.

نامجو تصریح کرد: شهید نامجو از درجه داران ارتش بود که سال های قبل از انقلاب می توانست ارتقا پیدا کند اما به دلیل اینکه مذهبی بود و خط امام را از قبل انقلاب در ارتش پیگیری می کرد در پرونده ایشان درج شده بود که مسئولیت های حساس در ارتش به ایشان داده نشود.

وی گفت: چنین فردی بعد از انقلاب به وزارت دفاع رسید در مهرماه 1360 شهید شد. این یعنی اینکه اصلا افراد عادی و ساده ای در این حادثه به شهادت نرسیدند و همه فرماندهان از افراد شاخص بودند که قبل از انقلاب مجاهدت ها کرده بودند و کارنامه کاملا مشخصی هم دارند.

نامجو ادامه داد: من یک نکته ای هم اینجا بگویم که شاید جالب توجه باشد. امام (ره) می گفتند خواب حجت نیست و من هم همین اعتقاد را دارم اما نکته جالب در تمامی این سال ها این است که افراد مختلف در زمان های گوناگون بدون اینکه ارتباطی با هم داشته باشند خواب شهید نامجو را دیده اند که بالاتفاق می گویند ایشان گفته است که این حادثه دسیسه ای بوده است اما تلاش نکنید که آن را کشف کنید که به نتیجه ای نخواهید رسید.

من یک نکته ای هم اینجا بگویم که شاید جالب توجه باشد. امام (ره) می گفتند خواب حجت نیست و من هم همین اعتقاد را دارم اما نکته جالب در تمامی این سال ها این است که افراد مختلف در زمان های گوناگون بدون اینکه ارتباطی با هم داشته باشند خواب شهید نامجو را دیده اند که بالاتفاق می گویند ایشان گفته است که این حادثه دسیسه ای بوده است اما تلاش نکنید که آن را کشف کنید که به نتیجه ای نخواهید رسید.

وی گفت: به هر حال من از آقای دزفولی و براتی برای این کار تشکر می کنم. این دوستان سعی کرده اند مسیر تاریخ را عوض کنند و این اصلا چیز کمی نیست. به هر حال تا الان درباره این حادثه حرف های زیادی زده شده است و نتیجه خاصی هم مشخص نشده، اما این فیلم دارد حرف جدیدی را مطرح می کند که این قابل توجه است.

 

عملیات ثامن الائمه یکی از عملیات بزرگ و مورفق ارتش بود


سرهنگ محمد علی شریف النسب

 

در ادامه مراسم سرهنگ محمد علی شریف النسب نیز به صحبت پیرامون فیلم پرداخت و با بیان اینکه عملیات ثامن الائمه بزرگترین عملیات موفق و فراگیر ایران در 1 سال اول جنگ بود خاطرنشان کرد:  در این عملیات نزدیک به 2000 اسیر از عراق گرفته شد و تعداد کمی شهید دادیم که این قابل توجه است. عملیات از حیث برنامه ریزی و اجرا دقیق بود و این جای تقدیر از ارتش را دارد. اما سانحه سقوط این هواپیما 2-3 روز بعد از عملیات موفق ثامن الائمه باعث شد تا آن موفقیت ها تا حدی به حاشیه برود. به هر حال این چیز کمی نبود که در یک روز جانشین ستاد مشترک، وزیر دفاع، قائم مقام سپاه و فرمانده نیروی هوایی به شهادت برسند و این ضربه سختی به پیکره ارتش بود.

وی افزود: پیرامون نفوذی هایی هم که در فیلم اشاره شد که در دل ارتش بودند این نفوذی ها همگی بعد از انقلاب وارد شدند و به هر حال سعی داشتند ارتش را ضربه پذیر کنند. کودتای نوژه از همین جنس بود برای ضربه پذیر کردن ارتش که خدا می داند چقدر از نیروهای دلسوز و مردمی از ارتش اخراج شدند و یا چه تعداد بیگناهی به بهانه های واهی توسط همین نفوذی ها و مسعودکشمیری که در فیلم اشاره شده است اعدام شدند. به هر حال به ارتش ظلم های زیادی شد اما همچنان ارتش ایستاده و به راه خود ادامه می دهد و در دوران جنگ هم خدمت و ایثار ارتش کاملا مشخص شد.

ایزدی: برخی از نکات و موارد استقلال سازندگان فیلم را زیر سوال می برد


یدا‌لله ایزدی

 

در ادامه مراسم، یدالله ایزدی نویسنده جلد 15 روزشمار جنگ که به عملیات ثامن الائمه اشاره دارد، با تقدیر از ساخت این فیلم مستند و اشاره به حوادث پیرامون آن عملیات و سقوط هواپیمای فرماندهان ارتش و سپاه در 7 مهرماه 1360 گفت:فیلم به نکات قابل توجهی همانند کودتای نوژه در سال 1359 ، عملیات آمریکایی ها در طبس و همچنین به نفوذی ها در ارتش اشاره می کند که اینها درست است اما مثلا اینکه برای اینها از آقای ابراهیم یزدی فکت آورده شود فکر می کنم کمی مخدوش باشد. بالاخره خود آقای ابراهیم یزدی فرد بی طرفی نبوده است و بدون جهت گیری صحبت نمی کرد یا اینکه از حرف های آقای توتیایی و یزدی برای زدن سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی استفاده شود نشان می دهد که فیلم بدون جهت گیری نبوده است و اینکه گفته می شود سازندگان فیلم و خود فیلم مستقل است کمی زیر سوال می رود.

وی ادامه داد: در هر حال من به عنوان یک مخاطب از سازندگان فیلم تشکر می کنم اما ایراداتی در کار دیده می شود که به بخش هایی از آن اشاره کردم و ای کاش سازندگان مستند اینها را در نظر می گرفتند و با افراد بیشتری که اطلاعات بیشتری هم دارند مصاحبه می کردند. به هر حال در خود ارتش کسانی هستند که درباره این موارد صحبت کنند اما گویا سراغ اینها نرفته اند و یا حالا اگر رفته اند آن افراد پاسخی نداده اند اما جای این حرف ها هم خالی است، اما به هر حال برای شروع یک پرونده و واکاوی آن بعد از 36 سال به نظرم اتفاق خوبی است و من از آقای دزفولی و دوستان ایشان تشکر می کنم.

در پایان مراسم، با تقدیر از عوامل فیلم و پرسش و پاسخ های کوتاه حضار پیرامون فیلم، مراسم به پایان رسید.علاقمندان برای مشاهده این مستند می توانند به سایت سینمامارکت به آدرس زیر مراجعه نمایند.

http://cinemamarket.ir/fa/Shop/product/معمای سی ـ 130

به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس، نشست رونمایی از مستند معمای سی ـ 130 در خبرگزاری فارس با حضور مهدی دزفولی کارگردان مستند معمای سی ـ 130 سعید براتی دستیار کارگردان، کاپیتان علی صولتی خلبان هواپیما سی ـ 130 ، سرهنگ دوم محمد علی شریف النسب و سید ناصر نامجو فرزند شهید نامجو برگزار شد.

 

مهدی دزفولی: ابهام زدایی از برخی حوادث تاریخ انقلاب نیاز امروز ماست

مهدی دزفولی نوسنده و کارگردان مستند طی سخنانی اظهار داشت: عملیات شکست حصر آبادان قرار بود هفتم و هشتم شهریور ماه 1360 انجام شود که به دلیل انفجار دفتر نخست وزیری به وسیله عامل نفوذی مسعود کشمیری و شهادت محمد علی رجایی رئیس جمهور و حجت‌الاسلام محمد جواد باهنر نخست وزیر به یک ماه بعد منتقل شد.

وی افزود: عملیات ثامن الائمه برای شکست حصر آبادان پنج مهر ماه 1360 آغاز شد. نخستین عملیات بزرگ و گسترده ایران در اوایل جنگ بود که اتفاق خوبی در کشور رقم زد. دو روز بعد از عملیات، هواپیمای سی ـ 130که حامل پنج تن از فرماندهان بزرگ کشور بود سقوط کرد.

دزفولی ادامه داد: برای من این پرسش ها ایجاد شدند چرا هواپیما سقوط کرد و چرا این مسئله پی‌گیری نشد؟ چرا گزارش سقوط این هواپیما اعلام نشد؟ چرا پنج تن از فرماندهان در این هواپیما حضور داشتند؟ تازه قرار بود افراد بیشتری از جمله تیمسار سرلشکر قاسمعلی ظهیرنژاد و مهدی چمران در این هواپیما باشند که به دلایلی سوار نشدند.


سعید براتی و مهدی دزفولی

 

وی با بیان اینکه بعد از عملیات موفق شکست حصر آبادان، قرار بود طرح ریزی برای فتح خرمشهر در همان پاییز صورت بگیرد که انجام نشد. گفت: سقوط این هواپیما عملیات را به چند ماه بعد منتقل کرد. مضافا بر این تمام این افرادی که در سوار این هواپیما شدند افراد برجسته و فرماندهان طراز اول این مملکت بودند. قرار بود خدمت امام برسند و برای فتح خرمشهر فکر کنند.

این مستند ساز گفت: سرلشکر جواد فکوری نظامی تحصیل‌کرده در آمریکا بود طراح اصلی عملیات مهم و برجسته کمان 99 است که هنوز هم در دنیا جز عملیات مهم شناخته می‌شود. صدام برای سر شهید فکوری جایزه گذاشته بود. سرلشکر سید موسی نامجو از موسسین دانشکده افسری بودند و بعد از انقلاب هم وزیر دفاع انتخاب شده بودند.

وی ادامه داد: سرلشکر ولی‌الله فلاحی بعد از انقلاب ماجرای پاوه نقش برجسته‌ای داشتند. سرلشکر یوسف کلاهدوز قبل از انقلاب و عضو گارد بودند. بعد از انقلاب از بنیان‌گذاران سپاه بودند و از ارتش به سپاه منتقل شده بودند. محمد جهان آرا نسبت فرمانده سپاه خرمشهر بودند و احتمالا اگر به شهادت نمی رسید در بازپس گیری خرمشهر نقش کلیدی داشت.شهادت بزرگترین فرماندهان کشور شوک سنگینی بود. 

این مستند ساز با بیان اینکه در تاریخ انقلاب و تاریخ جنگ این حادثه آنگونه که باید به آن پرداخته نشده است تصریح کرد: هر سال یک یادبود محدودی برگزار می‌شود و بعضی سال‌ها هم فراموش می‌شود. هیچ کس سراغ افرادی مانند کاپیتان صولتی خلبان این هواپیما و آقای پهلوان و خرمدل نرفت.با آنها صحبتی نشده است.

وی ادامه داد: این حادثه برای خانواده این عزیزان مبهم بوده است. ما از سال 1393 سعی داشتیم اطلاعاتی را از نیروی هوایی و مرکز اسناد انقلاب اسلامی اطلاعاتی و مرکز پژوهش‌های سیاسی به دست بیاوریم متاسفانه به نتیجه نرسیدم.

دزفولی گفت: دوستان مربوطه حتی به آقای براتی که اطلاعات را جمع آوری می‌کردند یادآور شدند ارتش قانونی دارد که بعد از 30 سال اسناد را چون نگهداری آن هزینه بر است. مکانی نیز برای نگهداری ندارد از بین می‌برد.

وی ادامه داد: نیروی هوایی به او گفته بودند شما دنبال چیزی می‌گردید که اصلا وجود ندارد. فرماندهان نیروی هوایی حاضر مصاحبه نشدند گفتند سراغ حادثه‌ای رفتید که طبیعی بوده است. اما ما با مطالعه‌ای که کردیم متوجه شدیم به احتمال زیاد این حادثه مشکوک بود و طبیعی نیست.

دزفولی گفت: خانواده این عزیزان نیز ابهاماتی دارند حداقل باید ابهام زدایی بشود. بله ما در سال 1360 در گیر جنگ بودیم. بالاخره مساله کلیدی کشور ما جنگ بود. تا 7 سال بعد مسئله کلیدی کشور جنگ بود ولی الان که ما یک فصلی دیگر را پشت سر گذاشتیم. سی و اندی سال گذشته است. افراد خیلی راحتتر می‌توانند صحبت کنند.

وی افزود: در تاریخ انقلاب حوادث مبهم زیادی است که ابعاد گوناگون آن پرداخته نشده است. از جمله کودتای نوژه یا نقاب که در سال 1359 اتفاق افتاد. هنوز مجعول باقی مانده است. خیلی از وقایع منتهی به انقلاب مانند طرح جوش، انفجار در دفتر نخست وزیری و حزب جمهوری اسلامی، قضیه مک فارلین ما سعی کردیم با ساخت مستند معمای سی ـ 130 راهی را آغاز کنیم. تا ابعاد حوادث دیگر نیز شناخته و به آنها پرداخته شود.

این مستند ساز ابراز امیدواری کرد: دوستانی که در سپاه و ستاد مشترک ارتش هستند. بعد از 36 سال از سقوط سی ـ 130 نسبت به این پرونده شفافیت سازی کنند . چرا در یک روز 5 تن از فرماندهان نظامی ما به شهادت می‌رسند. نه کتابی در این زمینه منتشر شد نه فیلمی ساخته شد نه کسی صحبتی می‌کند نه گزارش سانحه منتشر شد.

 

براتی: مستند معمای سی ـ 130 ساخته شد تا در تاریخ بماند

سعید براتی مشاور و دستیار کارگردان مستند معمای سی ـ 130 اظهار داشت: خانواده بازماندگان آن هواپیما نسبت به برخی مسائل از جمله اینکه آقای صولتی خلبان هواپیمای سی ـ 130 که در حادثه زنده ماندند هیچ وقت راضی به مصاحبه نشدند اما با شما مصاحبه کردند.گله داشتند. اما ما در ابتدای سال 93 با ایشان گفت‌وگوی زیادی کردیم تا بلاخره ایشان را متقاعد شد تا گفت‌وگو کند. ضمن اینکه در مورد برخورد نیروی هوایی با خودشان فکت هایی دادند.

وی ادامه داد: ما با روابط عمومی نیرو هوایی ارتش مراجع کردیم که یک سرهنگی بودند می‌خواستیم از ایشان اطلاعات بگیریم. وی حادثه سقوط هواپیما سی ـ 130 را خیلی بدیهی می‌دانستند و معتقد بودند خیلی پروازها تا مرز سقوط رفته‌اند و این اتفاق نیفتاد. اتفاقی که درباره پرواز 550 افتاد اتفاقی طبیعی بوده است و خیلی‌ پروازها تا مرز حادثه رفته و خدا کمک کرده تا این حادثه اتفاق نیفتد.

وی افزود: نیروی هوایی در ساخت این مستند و ارائه اطلاعات و گزارش از پرواز 550 همکاری مناسبی با ما نداشت. ده‌ها بار به ستاد فرمانده نیروی هوایی و روابط عمومیشان مراجعه کردیم که جواب به ما ندادند حتی برای ساخت مستند و ساخت ماکت هواپیما خواستیم که وارد هواپیما شویم که این درخواست هم توسط آنان رد شده است.

دستیار کارگردان ادامه داد: علت عدم همکاری نیروی هوایی هم این بود که چون مدت زمان زیادی از این حادثه گذشته بود و همچنین کارهای روزمره‌ای که داشتند نخواستند با ما همکاری کنند و دغدغه‌ای هم نسبت به این مسئله وجود نداشت. پیگیری‌های من و آقای دزفولی برای تهیه این مستند منجر به تولید این مستند شده است پشت تهیه این مستند دغدغه‌ای وجود داشته است که بازخوانی نسبت به این حادثه صورت گیرد.

براتی گفت: ما تکه‌های پازل و حلقه‌های این حادثه را که اسناد آن را داشتیم کنار هم گذاشتیم. این کار با سرمایه شخصی انجام شده و عقبه مالی و سفارش کار نداشته است، ده‌ها مورد مثل این است که کار نشده است.

وی افزود: هر کس هم فکرمی‌کند که بخش‌هایی از این مستند نامشخص است می‌تواند به دنبال اسناد برود و بتواند این پازل را کامل کند. صحبت با آقای صولتی خلبان هواپیما سی ـ 130 یکی از حلقه‌های مهم و ستون فقرات کار بود. تنها دلیلی که در این مستند ما توانستیم جلو بریم. فکت‌هایی است که تا حدی ما جمع آوری کردیم. متوجه شدیم که این حوادث جا برای بازپرداخت دارد. اگر در این حوادث اسناد و مستنداتش وجود داشته باشند و بازماندگانش گفت و گو کنند.  

براتی ادامه داد: این مستند ساخته شد تا در تاریخ ما بماند شاید این پرونده هیچ وقت رونمایی نشود، ولی شواهد و قراینی که در این مستند و فیلم به آن اشاره شده است، جزو ستون‌هایی است که نمی‌شود کتمانش کرد. متأسفانه نتایج مشخصی از پرونده سقوط به‌دست ما نرسیده است. ما بضاعتمان همین بود و می‌پذیریم در بخش‌هایی نتوانستیم حق مطلب را ادا کنیم.

علی صولتی خلبان هواپیمای سی ـ 130

علی صولتی خلبان به‌عنوان شاهد اصلی این پرونده گفت: بعد از حادثه تا دو سال من درگیر این پرونده بودم. در رفت و آمد به دادگاه بودم. اما نتیجه این مستند را دیدم بهتر بود اسم این مستند معمای نفوذ بود تا معمای سی ـ130 بود چون زمانی از معمای مستند نام می بریم. باید بدانیم علت سقوط حادثه چه بوده است. زمینه بروز حادثه چه عواملی بودند. یا احتمالا چه کسانی در حادثه دست داشتند.

 وی افزود: اگر می‌خواستند در این مستند معمای سی ـ 130 را مشخص کنند، کل جزییاتی که من درباره معمای سی ـ 130 صحبت کردم را عنوان مستند می‌گذاشتند. که چه اتفاقی افتاد و به کجا رسید. زمانی که این پرواز انجام شد. نیروهای ارتش در حال تعدیل شدن بود من جزو کسانی بودم که فکر می‌کردم جزو تعدیلی‌ها باشم زمان پرواز مدام در حال تغییر بود. دچار تردید شدم.

صولتی ادامه داد: به فرمانده‌ام گفتم اگر من جزو تعدیلی‌ها هستم به من اطلاع دهید. فرمانده ام با ناراحتی گفت از این حرفها نزن تو جز تعدیلی ها نیستی.

وی با بیان اینکه ارتش و تکاوران نیروی دریایی در اوایل آغاز جنگ، بدون داشتن اسلحه و مهمات با جان و دل سعی کردند خرمشهر سقوط نکند. گفت: چرا نباید این افتخارات ارتش را بگوییم. چرا تیم بررسی سوانح نیروی هوایی از نیروی زمینی انتخاب شد. این نخستین اشکال بررسی این حادثه بود.  پرتقال فروش را از اینجا پیدا کنید.

خلبان هواپیمای سی ـ 130 ادامه داد: دو سال من برای ارائه توضیحات به دادگاه انقلاب رفتم درنهایت کار به جایی رسید که آقای سلیمی یکی از ماموران پرونده به من گفت فکر نمی‌کنید کارشناس پرواز شما موتورها را خاموش کرده است و من گفتم چنین امکانی وجود نداشت چون باید تک‌تک موتورها خاموش می‌شد.

وی ادامه داد: همیشه در سانحه‌های هوایی خلبان نیز کشته می‌شد و من در آن حادثه جان سالم به در بردم و نمی‌توانستند بگویند که علت سقوط هواپیما اشتباه خلبان بوده است. بر حسب اتفاق این دفعه خلبان زنده بود و حرف زد. من در حین بررسی این پرونده گفتم اگر قصد دارید پرونده را ببندید به گردن من بیندازید و گردن من از مو باریک‌تر است.

صولتی اشاره کرد: من از زمانی که از آمریکا به ایران برگشتم با شهید فکوری در پست فرماندهی کار می‌کردم و ایشان را می‌شناختم. هیچ‌یک از خانواده فرماندهان تقاضای مصاحبه با من را نکردند. دو سال پیش در محل سانحه کهریزک قرار بود همایشی برگزار شود، من گمان کردم که تندیسی قرار است ساخته شود، اما یک تابلوی وایت‌برد آورده بودند با 5 اسم و یک جعبه شیرینی. وی افزود: من به آنجا رفتم و صحبت کردم و گفتم این قدردانی برای شهدای بزرگی که در سقوط هواپیما به شهادت رسیدند مناسب نیست و باعث شرمندگی است و این همایش شبیه به بزرگداشت و همایش نبود.

وی سپس با اشاره به حادثه گفت: من با زحمت بسیار هواپیما را در منطقه کهریزک نشاندم به امید اینکه یکی از این بزرگواران زنده بماند اگر یکی از آنها زنده می‌ماند شهادت می‌داد که من چه تلاشی کردم و هواپیما را با آن وضعیت توانستم در کهریزک فرود بیاورم.

صولتی ادامه داد: هواپیمای آتش‌گرفت. با آنکه مصدوم بودم سعی کردم افراد را از داخل هواپیما بیرون بیاورم شاید اگر در کشور دیگری بود، قدردانی از من می‌شد و مقامی به من داده می‌شد، حتی دریغ از یک ریال پول.

وی افزود: برخی‌ها از جمله آقای پهلوان که مهندس پرواز بودند گفتند که در داخل هواپیما بمب‌گذاری شده بود. این در حالی است که کروچیف پروازی قبل از پرواز هواپیما را بازرسی می کند و به به خلبان تحویل می‌دهند و بعد از آنکه قرار است پرواز انجام شود خلبان به بازرسی هواپیما می‌رود.

صولتی ادامه داد: دو نفر از قبل از پرواز آمدند و هواپیما را بازرسی کردند و گفتند قصدشان این است که ببینند خلبان اسلحه مخفی نکرده باشد. آن موقع رسم شده بود عوامل خودی گروه ضربت تشکیل می‌دادند و آن دو نفری که آمده بودند گفته می‌شود گروه ضربت بودند که آمده بودند، کسی اجازه ندارد که اجزای هواپیما را باز کند مگر آنکه فرم پر کرده باشند که فلان قسمت هواپیما را باز کند. وی افزود: این دو نفر احتمالا جزو متخصصین هواپیما بودند ولی عضو گروه ضربت بودند. در جلسات هم گفتم آقای پهلوان را پیدا کنید برود در جلسات فنی و این دو نفر را پیدا کنید. من نه از نتایج گزارش باخبر نشدم.

علاقمندان تهیه مستند در این لینک می‌توانند این مستند را تهیه کنند. (اینجا)

http://cinemamarket.ir/fa/Shop/product/معمای سی ـ 130 
 

خرید و دانلود مستند "معمای c130"

يكشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۴ ب.ظ

پوستر مستند معمای c130


برای مشاهده و خرید مستند "معمای c130" که پیرامون سقوط هواپیمای حامل فرماندهان ارتش و سپاه در 7 مهرماه 1360 است و در آن به بررسی ارتش بعد از انقلاب در قضایای حمله آمریکایی ها با طبس و کودتای نوژه و وقایع تابستان سال 1360 پرداخته شده است، می توانید اینجا را کلیک و مشاهده نمائید.


به زودی مستند علاوه بر سایت سینما مارکت، در سایت های دیگر هم عرضه خواهد شد.

پرونده نفوذی‌های ارتش و سپاه بررسی نشد

يكشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۶ ق.ظ


برای مشاهده متن این مصاحبه در سایت تاریخ ایرانی می توانید اینجا را مشاهده نمائید.


حسن عباسی از چهره‌های جنجالی جناح اصولگراست؛ چهره‌ای که تحقیقات و مطالعات اصلی وی در حوزه مسائل استراتژیک است و به دلیل حضور در سپاه پاسداران در سال‌های دهه ۶۰، همواره درباره قدرت نظامی و دفاعی ایران سخنان مختلفی را بیان می‌کند. به منظور بازخوانی سقوط هواپیمای ۵۰۵ ارتش در ۷ مهرماه ۱۳۶۰ با وی به گفت‌وگو نشستیم تا این حادثه را از نظر سیاسی و امنیتی مورد بررسی قرار دهیم. بخش‌هایی از این گفت‌و‌گو که در مستند بررسی سقوط این پرواز آمده را می‌خوانید.

 

***

 

اگر اجازه دهید خیلی صریح به سراغ اصل موضوع برویم. ۷ مهرماه ۱۳۶۰ هواپیمای نظامی ارتش در حوالی کهریزک تهران سقوط کرد، در حالی که سرنشینان آن جمعی از فرماندهان جنگ از جمله فلاحی، فکوری، نامجو، جهان‌آرا و کلاهدوز بودند. هیچ‌گاه در این ۳۶ سال دلیل سقوط این هواپیما در اوج حوادث سال ۶۰ و جنگ مشخص نشد. به نظر شما چقدر احتمال خرابکاری در این حادثه وجود دارد؟

 

برای ورود به این بحث باید به ابتدای پیروزی انقلاب بازگردیم. سیستم امنیتی ما در سال‌های نخست انقلاب بسیار آشفته بود؛ انقلاب تازه به پیروزی رسیده بود و تعداد بسیاری از وابستگان گروه‌های خاص به نهادهای امنیتی وارد شده بودند. برخی از این افراد نیز به اداره اطلاعات ارتش (رکن دوم) وارد شده، آنجا را طبق میل خود پالایش کرده و اطلاعات مهم کشور را منتقل کرده بودند. در دوره بنی‌صدر نیز افراد نزدیک به وی همین بلا را بر سر نهادهای امنیتی و نظامی آوردند. این موضوع در دو مقطع قابل مشاهده است: یکی در اوایل جنگ و یکی هم در سقوط هواپیماهای آمریکایی در طبس، سال ۱۳۵۹. بعد از عزل بنی‌صدر و فرار وی از کشور بازمانده‌های این جریان همچنان وجود داشتند و برنامه‌های خود را پیش می‌بردند.

 

 

یعنی شما درباره حادثه سقوط هواپیما معتقد به خرابکاری هستید؟

 

نمی‌توانم به طور قطعی چیزی بگویم؛ چون درباره آن سند و مدرکی منتشر نشد و مسکوت ماند.

 

 

اما جمع‌بندی شما این را می‌گوید؟

 

حقیقت امر این است که ارتش و بعد سپاه در سال‌های ابتدایی انقلاب هدف بسیاری از گروه‌های ضدانقلاب بودند. در آن زمان نفوذی‌ها به وفور در نیروی دریایی ارتش حضور داشتند؛ افضلی و مدنی نمونه‌هایی از آن‌ها هستند. در نیروی هوایی و زمینی نیز حضور داشتند. ما در سپاه هم شاهد نفوذ بودیم که به مرور آشکار شد، اما در مورد برخی هرگز مشخص نشد و همچنان نیز حضور دارند.

 

 

نفوذی‌های همانند کودتای نوژه؟

 

بله، کودتای نوژه هم بود که داستان مفصلی دارد. جمع‌بندی مسائل می‌گوید که نفوذی‌ها در سیستم اطلاعاتی و نظامی ما فراوان بودند. این‌ها قابل انکار هم نیست. ما اول انقلاب حقیقتا هوشیار نبودیم. بخشی از این عدم هوشیاری به دلیل شرایط اول انقلاب و بخشی هم مغرضانه بود. در سال‌های نخست انقلاب، برخی از افراد در جاهایی قرار داشتند که بعدا مشخص شد برخی نفوذی‌ها زیردست آن‌ها بودند، خط سیاسی این افراد در سال‌های اخیر مشخص شده است. نمی‌توان گفت این‌ها صرفا ساده‌لوحی و ندانم‌کاری بوده است.

 

 

پس به طور مشخص در مورد سقوط هواپیما معتقد به خرابکاری هستید.

 

هواپیما در غروب ۷ مهرماه ۱۳۶۰ سقوط کرد. چند ماه پیش از آن بنی‌صدر عزل شده و شهید بهشتی و دیگر اعضای حزب جمهوری اسلامی هم به شهادت رسیده بودند. در ۸ شهریورماه نیز رجایی و باهنر به شهادت رسیدند. در فاصله این یک ماه تا سقوط هواپیما چه اتفاقی افتاد؟ در آن زمان انتخابات ریاست‌جمهوری و نیز عملیات ثامن‌الائمه در حال اجرا بود. این عملیات توانست حصر آبادان را بشکند که موفقیت چشمگیری برای ایران به شمار می‌آمد؛ اما سقوط این هواپیما نگذاشت شیرینی آن عملیات به کام مردم بنشیند.

 

با عملیات موفق بعدی، فتح بستان، یک ماه فاصله داشت. این عملیات‌ها همین‌طور تا بهار سال ۶۱ یعنی عملیات طریق‌القدس و سپس فتح خرمشهر، ادامه یافت. اگر این هواپیما سقوط نمی‌کرد و جمعی از فرماندهان ارتش و سپاه به شهادت نمی‌رسیدند قطعا مسائل به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. قرار بود فتح خرمشهر زودتر انجام شود و بعید نبود در پاییز یا زمستان سال ۱۳۶۰ این امر رخ دهد. پس از آن هم سرنوشت جنگ می‌توانست به گونه‌ای دیگری رقم بخورد؛ اما به هر حال سقوط آن هواپیما معادلات را تغییر داد. به نظر من هم این حادثه باید کامل و درست بررسی شود. اینکه صرفا هر سال یادبود ساده‌ای گرفته شود، فی‌نفسه خوب است، اما نباید به همین بسنده کرد، باید حادثه را به دقت مورد بررسی قرار داد.

 

نکته دیگر در مورد نفوذی‌های ارتش و سپاه است که هیچ‌گاه به درستی بازخوانی نشد. به هر حال آن مقطع حساس تاریخ ما بود. دوره اول انقلاب و بعد هم جنگ بود. کشور عملا ۱۰ سال پس از پیروزی انقلاب آن‌چنان درگیر بود که نمی‌توانستیم مسائل را به خوبی بررسی کنیم؛ اما بعد از آن دوران دیگر لازم بود و هست که این جریان‌ها به طور کامل بررسی شود.

 

به هر حال جریان‌های نفوذی همیشه و در همه حال وجود داشته و دارند و باید به دقت آن‌ها را زیر نظر داشت. اینکه چه گروه‌ها و افرادی، با چه اهدافی دست به جاسوسی می‌زدند، در کجاها نفوذ داشتند و چه اقداماتی انجام دادند، بسیار مهم است. شناسایی و پیگیری بازمانده‌ها و بقایای آن‌ها نیز مسئله مهمی است.

 

 

نفوذ در سال‌های اول انقلاب به نظر شما تا چه میزان جدی بود و به ما صدمه زد؟

 

بحث نفوذ کاملا جدی بود. همین نفوذی‌ها رهبران سیاسی ما از جمله شهید بهشتی، شهید رجایی، شهید باهنر و... را ترور کردند. پس نفوذ کاملا جدی بوده و ضربات جدی هم به ما وارد کرده است. این هم که گفته می‌شود نفوذ جزء برنامه‌های اصلی دشمن بوده کاملا درست است. به هر حال وقتی جنگ رخ داد و نتوانستند ما را زمین‌گیر کنند به نفوذی‌ها و حذف فیزیکی روی آوردند. اتفاقا تا حدی هم موفق شدند. نفوذ در نیروهای مسلح ما نیز نمود داشت. در دوره جنگ برخی از عملیات‌ها را همین نفوذی‌ها لو دادند؛ عملیات کربلای ۴ مشهورترین عملیاتی است که جاسوسی دشمن باعث لو رفتن آن شد و صدمه زیادی هم به ما وارد کرد. ما دوره‌ای را پشت سر گذاشتیم که دوره نفوذ جدی جریان‌های مخالف نظام بود. این جریان‌ها تا جایی که توانستند نفر وارد سیستم کردند تا آن را با حذف فیزیکی و خرابکاری از کار بیندازند. در دوره بعد از دفاع مقدس بود نیز کوشیدند عقلانیت و سیستم فکری نظام را مختل کنند. این به مراتب از نفوذ اولی خطرناک‌تر بوده، هست و خواهد بود. مواجهه ما در حال حاضر و آینده بیشتر از این جنس است.

معمای c130

سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۲ ب.ظ
سال 1393 مشغول ساخت مستندی با عنوان معمای c130  پیرامون سقوط هواپیمای امرای ارتش و سپاه در 7 مهرماه 1360 شدیم. حاصل این مستند 7 مصاحبه بود که برای بازخوانی آن ماجرا، پرونده ای را در سایت "تاریخ ایرانی" کار کردیم که به مرور در این سایت منتشر می شود.

مطالبی که در ادامه از نظر شما می گذرد یادداشت مقدماتی بر این پرونده است. برای مشاهده این مطلب در سایت تاریخ ایرانی می توانید اینجا را کلیک نمائید.



غروب هفتم مهرماه ۱۳۶۰ هواپیمایی نظامی در اطراف تهران سقوط کرد. اگرچه به دلیل اهمیت برخی از مسافران این پرواز، تا چند روز اخبار آن در رسانه‌های کشور منتشر می‌شد و مقامات مسئول درباره شهادت آن جمع ابراز تاسف می‌کردند، اما حقیقت این بود که این فاجعه، بسیاری از معادلات سیاسی و نظامی کشور را تغییر داد.

 

سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ ارتش با شماره پرواز ۵۰۵ در منطقه کهریزک تهران که منجر به شهادت افرادی چون ولی‌الله فلاحی، یوسف کلاهدوز، محمد جهان‌آرا، جواد فکوری و سید موسی نامجو شد، عملا معادلات جنگ ایران و عراق را تغییر داد، فتح خرمشهر به ۸ ماه بعد از آن موکول شد و عملا جنگ بیش از ۷ سال دیگر ادامه یافت.

 

اهمیت سرنشینان پرواز یادشده تا جایی بود که نیروی هوایی ارتش، وزارت دفاع، ستاد مشترک ارتش و قائم‌مقام سپاه پاسداران، در یک روز با خلأ فرماندهان خود مواجه شدند و معادلات جنگ تغییر کرد.

 

دلیل دیگر اهمیت این سقوط، مشکوک بودن سانحه بود؛ کارشناسان معتقدند این سقوط، خرابکاری و در ادامه پروژه نفوذ بود که نمود اصلی آن در تابستان سال ۱۳۶۰ خود را در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، انفجار دفتر نخست‌وزیری و همچنین ترور و شهادت دادستان انقلاب کشور نشان داد؛ نفوذی که تا در بیت رهبر فقید انقلاب اسلامی رخنه کرد و اگر هوشیاری مقام‌های مسئول نبود، امکان داشت بمب ۸ شهریور ۱۳۶۰، زودتر از آن تاریخ، امام(ره) را به جای شهیدان رجایی و باهنر به شهادت برساند!

 
تمامی این زمینه‌های تاریخی - سیاسی منجر به تولید مستندی با عنوان «معمای سی-۱۳۰» به کارگردانی سید مهدی دزفولی بود؛ مستندی که پس از ۳ سال تلاش و ممارست ساخته شد تا ابعاد مختلف این حادثه را بررسی و راز سقوط هواپیمای امرای ارتش و سپاه را در غروب ۷ مهرماه ۱۳۶۰ کشف کند. امید که این مستند و پرونده مکتوب ضمیمه آن، ما را در جهت نیل به هدف مورد نظر و نیز بازشناسی ارتش در سه سال نخست انقلاب یاری نماید.

 

***

 

روز ۷ مهر ۱۳۶۰ به دنبال سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ ارتش در منطقه کهریزک تهران پنج تن از فرماندهان نظامی کشور سرلشکر ولی‌الله فلاحی جانشین رئیس ستاد ارتش، یوسف کلاهدوز قائم مقام سپاه، سید موسی نامجو وزیر دفاع، جواد فکوری مشاور جانشین ستاد ارتش و محمد جهان‌آرا فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر به شهادت رسیدند.
 

این حادثه در پی موفقیت عملیات ثامن‌الائمه و شکست حصر آبادان به وقوع پیوست، زمانی که فرماندهان نظامی برای ارائه گزارش این پیروزی به امام، عازم تهران بودند. روزنامه اطلاعات روز هشتم مهر در خبری نوشت: «ساعت ۷:۱۵ دیشب یک هواپیمای باری به علت نامعلومی در منطقه میدان تیر کهریزک سقوط کرد. بر اساس گزارش خبرنگار ما به نقل از شاهدان عینی ساعت ۷:۱۵ دیشب بعد از شنیدن صدایی مهیب در نزدیکی کهریزک، روبروی میدان تیر متوجه آتش‌سوزی وسیعی شدیم. بلافاصله برای آگاهی از چگونگی آن به محل رفتیم و مشاهده کردیم یک هواپیما در حال سوختن است و عده‌ای نالان خودشان را از هواپیما به بیرون می‌اندازند. بلافاصله با کمک عده‌ای از اهالی منطقه برای کمک به مجروحین بسیج شدیم و عده‌ای را که قدرت و توانایی داشتند و سالم بودند از داخل هواپیما بیرون آوردیم. پس از مدتی ۳ هلی‌کوپتر متعلق به ارتش و نیروی هوایی برای کمک و اعزام مجروحین به محل آمدند و در همین موقع ماموران آتش‌نشانی و اورژانس و پاسداران به منطقه آمدند و با کمک برادران ارتش و سپاه مجروحان را با هلی‌کوپتر به بیمارستان‌ها انتقال دادند. شاهدان عینی به خبرنگار ما گفتند پس از سقوط، هواپیما به مدت چند ساعت می‌سوخت که با کمک ماموران و نیروهای مردمی آتش خاموش گردید در حالی که از هواپیما جز آهن‌پاره چیز دیگری نمانده بود. خبرنگار ما که از هواپیما دیدن کرد گزارش می‌دهد که در اثر سقوط هواپیما جلو و قسمتی از وسط هواپیما از بین رفته و مقداری از دم هواپیما سالم است. شاهدان عینی گفتند ما شنیدیم که هواپیما حامل عده‌ای از رزمندگان مجروح جبهه‌های جنوب و تعدادی از جنازه‌های شهدای جبهه‌های جنوب بوده و از اهواز به تهران می‌آمده است.»
 

همان روز ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران در رابطه با سانحه سقوط هواپیما در کهریزک بیانیه‌ای صادر کرد. در این بیانیه آمده بود: «بسمه‌تعالی - هموطنان عزیز و شهیدپرور ایران، یک فروند هواپیمای سی-۱۳۰ ارتش جمهوری اسلامی ایران که حامل شهدا و مجروحین جنگ بوده، در روز گذشته از اهواز عازم تهران بود در ساعت ۱۹ شب گذشته دچار سانحه شده و در منطقه میدان تیر کهریزک سقوط می‌نماید. در این حادثه تعدادی از سرنشینان هواپیما نیز شهید و تعدادی مجروح و مصدوم می‌شوند، موضوع تحت بررسی و تحقیق می‌باشد که پس از تکمیل نتیجه به آگاهی هموطنان عزیز خواهد رسید.»
 

ستاد مشترک در بیانیه دیگری که ساعاتی بعد منتشر کرد با اشاره به اسامی برخی از شهدای این واقعه اعلام کرد مراسم تشییع آنان روز پنجشنبه ۹ مهر برگزار می‌شود. در بیانیه دوم ستاد مشترک آمده بود: «امروز ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران با کمال افتخار و سرافرازی گلگون‌کفنانی دیگر را به انقلاب اسلامی ایران هدیه نمود. گلگون‌کفنانی که از بدو پیروزی انقلاب همه چیز خود را وقف این انقلاب نموده و در این راه هرگونه تالم و تاثرات روحی و جسمی را به جان خریده بودند. گلگون‌کفنانی که به انقلاب اسلامی ایران و رهبر عظیم و عزیز آن عشق ورزیده و در این راه سر از پای نشناخته و پروانه‌وار گرد شمع وجود آنان سوختند. اینان به آرزوی قلبی خود که همانا آرزوی فرد فرد پرسنل مسلمان و متعهد و جان بر کف نیروهای مسلح است نائل گشته و به لقاالله پیوستند. ایشان همچون دیگر شهدای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از سرباز تا سپهبد شهید قرنی با افتخار زیستند، با سرافرازی و سربلندی در راه حفظ دستاوردهای انقلاب مبارزه کرده و جانانه سر در این راه جان به جان‌آفرین تسلیم نمودند. سرلشکر شهید ولی فلاحی جانشین ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، سرتیپ نامجو وزیر دفاع و نماینده امام در شورای عالی دفاع و فرمانده دانشکده افسری، سرتیپ شهید فکوری وزیر دفاع سابق و فرمانده سابق نیروی هوایی و مشاور رئیس ستاد مشترک ارتش و برادر شهید کلاهدوز قائم مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از این خیل بودند که در حادثه جانخراش سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ همراه تعداد دیگری از برادران ارتشی و سپاه پاسداران و بسیج مستضعفین ندای حق را لبیک گفته و در جوار رحمتش قرار گرفتند.»
 

شورای موقت ریاست جمهوری همان روز با صدور بیانیه‌ای شهادت جمعی از فرماندهان و سربازان ارتش و سپاه در سانحه سقوط هواپیما را تسلیت گفته و اعلام کرد: «برای بررسی درباره علت و چگونگی این سانحه هوایی دستورات لازم به مسئولان امر داده شده است.»
 

روزنامه جمهوری اسلامی دو روز بعد از حادثه اسامی ۴۱ تن از افرادی که در این حادثه شهید یا مجروح شده بودند را به چاپ رساند. این روزنامه نوشت: «یک مقام آگاه انتظامی که در محل سقوط هواپیمای نظامی سی- ۱۳۰ حضور داشته است در یک گفت‌وگوی اختصاصی با جمهوری اسلامی لیست سرنشینان هواپیمای سقوط کرده را اعلام کرد. این مقام مطلع در همین گفت‌وگو از سرنوشت مسافرینی که اسمشان اعلام شده اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت که نمی‌داند این افراد شهید شده‌اند یا مجروح. وی از توضیح بیشتر در مورد حادثه خودداری کرد و گفت اطلاعات بیشتر را هیات بررسی‌کننده این موضوع اعلام خواهد کرد ولی تعداد مسافرین که شامل مجروحین - شهدا و سرنشین سالم بوده است، ۱۰۰ تن می‌باشد.»
 

روزنامه اطلاعات همان روز فهرستی از شهدای احتمالی حادثه سقوط سی-۱۳۰ منتشر کرد که تعداد زیادی از اسامی آن با فهرست روزنامه جمهوری اسلامی مشترک بود اما نکته قابل توجه در هر دوی این فهرست‌ها این بود که نامی از شهید محمد جهان‌آرا در میان نبود. رادیو تلویزیون نیز همچون مطبوعات که آن زمان بیشتر اخبارشان متاثر از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بود، اشاره‌ای به نام فرمانده شهید سپاه خرمشهر نکرد. این سکوت خبری ادامه داشت تا حوالی چهلم شهدای سقوط که سپاه پاسداران در بیانیه دعوت به مراسم چهلمین روز شهادت سرنشینان سی-۱۳۰ در مدرسه فیضیه قم در کنار نام ۴ فرمانده شهید ارتش و سپاه به نام شهید محمد جهان‌آرا نیز اشاره کرد. در بیانیه سپاه پاسداران که در روز ۱۸ آبان‌ماه منتشر شد، آمده بود: «به مناسبت چهلمین روز شهادت سرداران شهید برادران ارتشی فلاحی، نامجو، فکوری و برادران پاسدار کلاهدوز، جهان‌آرا و دیگر شهدای سانحه هوایی مجلس بزرگداشتی در شهر خون و قیام در مدرسه فیضیه قم از ساعت ۱۴:۳۰ تا ۱۶:۳۰ امروز (دوشنبه) برپاست. به پاس احترام به خون این شهیدان عزیز و تاکید بر ادامه راه‌شان تا پیروزی نهایی اسلام بر کفر و همگام با روحانیت متعهد و بیدارمان در این مجلس شرکت می‌کنیم.»


 

علت سقوط چه بود؟

هرچند ابهام‌ها درباره دلایل سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ ارتش در هفتم مهر ۱۳۶۰ همچنان پابرجاست و روایت‌های گوناگونی از واقعه بیان شده است اما روایت کمک ‌خلبان این پرواز از دیگر احتمالات بیشتر مورد توجه واقع شده است. محمود خرم‌دل که از حادثه جان سالم به در برده است، چند سال قبل در این‌باره به ماهنامه صنایع هوایی گفت: «پس از ترک اهواز همه چیز مرتب بود تا حدود ساعت ۸ شب به نزدیک کوه‌های حسن‌آباد قم رسیدیم. در این زمان سیستم برق هواپیما به طور کامل از کار افتاد و تاریکی همه جا را فراگرفت و تنها چراغ‌های حرم عبدالعظیم دیده می‌شدند. بر اثر قطع برق موتورهای هواپیما نیز خاموش شدند و سیستم هیدرولیک هدایت از کار افتاد...» ماهنامه صنایع هوایی در شماره ۱۷۶ خود طی گزارشی که درباره سقوط سی-۱۳۰ به همراه این گفت‌وگو منتشر کرد، نوشت: «فکوری ابتدا به کابین خلبان آمد و با چراغ قوه سعی کرد که مشکل را برطرف کند و بعد برای باز کردن دستی چرخ‌ها رفت. چنین احساس می‌شد که فکوری فهمیده است مشکل فرا‌تر از قطع برق است. از آنجا که فرمان هواپیما تریم شده بود هواپیما با سرعتی آهسته و به طور افقی به سمت زمین در حرکت بود. به همین دلیل هواپیما در بیابان فرود آمد. از آنجا که یکی از چرخ‌ها قفل نشده بود، هواپیما به یک سمت خم شده و روی زمین کشیده شد. کمک خلبان با باز کردن پنجره از هواپیما خارج شد و لحظاتی بعد هواپیما با ۸۰۰۰ پوند سوخت منفجر گردید. ۴۵ دقیقه بعد یک بالگرد برای کمک به بازماندگان حادثه به محل آمد.»


آنچنان که از سخنان خرم‌دل و گزارش ماهنامه مذکور برمی‌آید کادر پرواز در زمان سقوط می‌دانسته‌اند که موتور‌ها را از دست داده‌اند با این حال توانستند هواپیما را بر زمین بنشانند. این در حالی است که این فرود، ده‌ها کشته بر جای گذاشته است که درباره آمار بالای آن دلیل دیگری مطرح است. به گفته برخی مسئولان به دلیل اینکه تابوت‌های حامل کشته‌شدگان عملیات ثامن‌الائمه که در انتهای هواپیما قرار داشت با سرعت بسیار بالا به سمت جلو پرتاب شده بود آمار شهدا را بالا برده بود. این روایت بعد‌ها منجر به این شد که حمل تابوت به این شکل در هواپیماهای ترابری ممنوع شود. هواپیماهای ترابری سی-۱۳۰ در آن زمان دو گردان بودند که نقش اصلی را در ترابری نیرو‌ها، مجروحان و شهدا بین اهواز و تهران برعهده داشتند.