گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام. فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فسلفه علم و طلبه حوزه هم می باشم. علاوه بر این فعالیت های پاره وقت، مشغول فعالیت در یک پروژه فنی مهندسی می باشم و علایقم در حوزه تحقیق و پژوهش را پیگیری می کنم.پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

آدرس تلگرام صفحه وبلاگ

يكشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲ ق.ظ

برای عضویت در صفحه تلگرام می توانید بر روی لینک زیر کلیک کنید.


https://telegram.me/faramoshkhaneh

بررسی فیلم خبرگان رهبری خرداد 1368

شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۰۳ ب.ظ


در چند روز گذشته فیلمی از جلسه خبرگان خرداد 1368 و انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری انقلاب در شبکه های اجتماعی مختلف منتشر شده است که بازخوردهای متفاوتی را ایجاد کرده است. برای بررسی حواشی این فیلم و بررسی نکات ویژه و برجسته آن می توانید اینجا را مشاهده نمائید. 



به یاد فوت های مشکوک نیمه دهه هشتاد

يكشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۱۲ ب.ظ

دی ماه هر سال که فرا می رسد، اگر چه برای جامعه ما همانند ماه های دیگر سال ساده سپری می شود، اما  برای برخی از علاقمندان به حوزه های علم و فناوری معنای دیگری دارد. نیمه دی ماه 1384 بود که دکتر سعید کاظمی آشتیانی بنیانگذار موسسه رویان جهان دانشگاهی و چهره شاخص علمی کشور که در آن سال ها موسسه رویان را تبدیل به چشمگیرترین مرکز علمی کشور کرده بود در سن 44 سالگی به دلیل سکته قلبی فوت کرد.


دکتر حسین پور و کاظمی آشتیانی


دکتر اردشیر حسین پور و دکتر سعید کاظمی آشتیانی


این فوت یک چهره جوان بدون سابقه بیماری قلبی امری مشکوک بود، به خصوص که پس از دکتر آشتیانی از شتاب موسسه رویان به شدت کاسته شد و ایران با آن سرعت چشمگیر نتوانست به مسیر خود در حوزه سلول های بنیادی ادامه فعالیت دهد و به شهادت اخبار و رویدادهای یک دهه اخیر شاهد این هستیم که دیگر از آن تکاپوی موسسه رویان در ابتدای دهه 80 دیگر خبری نیست.


یک سال بعد و در دی ماه 1385 خبری خاص و مشکوک در شیراز نگاه ها را به سوی این شهر جلب کرد. دکتر اردشیر حسین پور استاد جوان فیزیک اتمی دانشگاه شیراز در سن 45 سالگی درگذشت!


دلیل فوت حسین پور هیچگاه به طور دقیق اعلام نشد و برخی از رسانه های خبری بین المللی همانند ساندی تایمز و خبرگزاری روسیه از همان ابتدا به تحلیل این فوت و سکوت مسئولین کشور در این باره پرداختند. بعدها برخی از همکاران و دانشجویان دکتر حسین پور اذعان کردند که وی قبل از فوت درحال کار بر روی پروژه هسته‌ای اصفهان و همچنین تدوین طرح ساخت بزرگترین مجتمع فیزیک اتمی خاورمیانه بود که پس از درگذشت وی بررسی این طرح ادامه نیافت.


فوت های غیر منتظره دو چهره علمی کشور یعنی دکتر کاظمی آشتیانی و حسین پور پس از آن رخ داد که دولت هشتم در سال 1384 به پایان خود رسیده بود و با روی کار آمدن دولت نهم سیاست خارجی کشور تغییر کرد و به تبع موضع گیری های کشور در حوزه مهم انرژی هسته ای و علوم بنیادین، سیاست های علمی کشور هم تغییراتی جدی کرد.


در کنار این مسائل هم، هیچگاه به برخی از اتفاقات و فوت های مشکوک پژوهشگران در حوزه صنعت فضایی کشور هم پرداخته نشد. البته از سال 88 و با ترور دکتر علیمحمدی، جریانات حذف دانشمندان ایرانی بیش از پیش آشکار شد که البته با خیانت عده ای در سیاسی جلوه دادن این ترورها مواجه شدیم که حکایت از یک خط مشکوک سیاسی همراه با ترورها و حذف های فیزیکی داشت.


به هر حال دی ماه هر سال یادآوری این است که کشور در نیمه دهه 80 با چالش فوت های عجیب برخی از چهره های علمی خود مواجه شد و بعدها با اتفاقات سیاسی دیگری که در کشور نیز رخ داد، رشد و شتاب علمی کشور کاهش جدی پیدا کرد.


اگر از نیمه دهه هفتاد تابلویی از حدیث امام علی (ع) در اتاق دیدارهای نیمه عمومی رهبری با این عنوان قرار دارد که: العِلمُ سُلطانٌ ، مَن وَجَدَهُ صالَ بِهِ، ومَن لَم یَجِدهُ صیلَ عَلَیهِ. / دانش، سلطنت و قدرت است، هر که آن را بیابد با آن حمله برد و هر که آن را از دست بدهد بر او حمله برند. حکایت از اهمیت جهاد علمی جدی در کشور نزد رهبری انقلاب دارد، اما گویا برای برخی از مسئولین ارشد کشور این فعالیت ها صرفا در سایه سیاست اهمیت دارد و چنانچه روزی کشور دچار برخی از تهدیدات برای کاهش فعالیت های حوزه علم و فناوری شود، حوزه علم و فناوری دیگر دارای اهمیت نمی باشد که نمونه واضح آن را در سال های اخیر شاهد هستیم!

تیزر مستند معمای c130

چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۶، ۰۴:۳۱ ب.ظ

برای مشاهده تیزر مستند معمای سی 130 می توانید اینجا را کلیک کنید. 


برای خرید مستند معمای سی 130 هم می توانید اینجا را مشاهده نمائید.

چند هفته قبل از انتخابات امسال در مطلبی که در همین کانال منتشر شد، به این اشاره شده بود که مسیر دولت آقای روحانی همان مسیری است که دولت مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی در ابتدای دهه 70 رفت و همان نتایج هم در اقتصاد و سازندگی حاصل خواهد شد. سازندگی خامی که با ظاهر شیک و اتوکشیده بدترین ضربات را به کشور و نظام وارد کرد و نهایت آن بیزاری مردم از سیاست های دولت وقت و رای دوم خرداد شد که نه بزرگ مردم به دولت سازندگی و رئیس آن در آن سال ها بود.


اعتراضات و التهابات اوایل دهه 70


اگر در ابتدای دهه هفتاد در شهرهایی همانند مشهد و شیراز و قزوین و چاردانگه تهران و ... شورش های اعتراضی به وضع موجود آن زمان در زمینه اقتصادی شکل گرفت، در این زمان هم دولت روحانی همان مسیر دولت مورد علاقه ی مراد خود یعنی آقای هاشمی را می رود.


حالا چند ماهی است که اعتراض ها در شهرهای مختلف شروع شده و دیروز در مشهد به اوج خود رسید و آن پیش بینی ها محقق شد. اگر به دستور رئیس دولت سازندگی در سال های ابتدایی دهه 70 نیروی انتظامی مجهز به باتوم و ماشین آبپاش و ضد شورش شد تا مردم را سرکوب کند و رهبری مقابل آن برخوردها واکنش نشان دادند و از شیوه دولت در تعاملات با مردم همانند اشرافی گری و ... انتقاد کردند، اما در این دولت نکته اینجاست که  رئیس دولت و حامیانش به مقتضای اتفاقات روز و شبکه های اجتماعی تمایل دارند مطالبات را به سمت اصل نظام ببرند و کاملا مسائل را سیاسی کرده و ماهی خود را از آب گل آلود بگیرند! مسئول مشکلات معیشتی و اقتصادی امروز کسی غیر از دولت و سیاست های اقتصادی آن است؟ اما دولتمردان به سادگی تمایل دارند شانه خالی کرده و حاضر به پاسخگویی صریح نباشند و به تعبیر رهبری در سخنرانی 6 دی ماه، ژست اپوزیسیون بگیرند! کسانی که تمام امکانات کشور دستشان است و 4 سال است شیوه مطلوب کشور داری خود را به پیش میبرند.


رهبری نظام نیز بارها بر رفع مشکلات اقتصادی مردم و اولویت آن تاکید داشتند اما این خواسته ها محقق نشده است. تنها بازخوانی مناظره های 8 ماه پیش ریاست جمهوری کافی است که وعده های رئیس جمهور در مقابل مردم و رقبایش را به یادآوریم و فراموش نکنیم با چه سخنانی رای مردم را کسب کردند و به امروز کشور هم نگاهی بیندازیم.


آقای روحانی شما همان مسیر آقای هاشمی را می پیمائید و همان نتایج را میگیرد، فقط ای کاش منصف باشید و به مردم صادقانه بگوئید چه نتایج وخیمی از سیاست ورزی شما حاصل شده است.

پیش بینی التهاب در ایران!

شنبه, ۹ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۰۴ ب.ظ

علی جنتی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی و استاندار خراسان از سال 1368 تا 1371، در مصاحبه با روزنامه شرق که در 27 شهریور ماه امسال منتشر شد، نکته ای تامل برانگیز را درباره اعتراضات سال 71 مشهد و شورش های مردمی شهرهای مختلف در ابتدای دهه 70 بیان کرده بود که این روزها معنادارتر شده است. وی درباره انگیزه مردم برای آن اعتراضات و نهفته بودن وضعیت نامناسب مردمی حتی تا به امروز گفته بود: 


به این فکر نکردید که با آن حاشیه نشین ها صحبت کنید؟


آن زمان، دیدگاه های مختلفی وجود داشت؛ عده ای می گفتند اینها گروهک های چپ یا منافقین هستند. اتفاقا آقای دکتر روحانی آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و آقای سرتیپ سهرابی هم فرماندهی نیروی انتظامی را بر عهده داشت. این دو نفر، روز بعد از حادثه به مشهد آمدند. با همراهی هم به زندان ها سرکشی کردیم و شخص دکتر روحانی با خیلی از بازداشتی ها صحبت کرد. وزارت اطلاعات حدود دو ماه از این بازداشتی ها بازجویی می کرد و نهایتا در گزارشی که آقای فلاحیان از این اتفاق تهیه کرد، تاکید شده بود که هیچ کدام از بازداشتی ها وابستگی گروهی و گروهکی ندارند. حتی در بین آنها از خانواده شهید و جانبازان هم بودند. بیشتر مشکلات اقتصادی و اجتماعی باعث این اتفاق شد. من همان زمان هم پیش بینی می کردم این امر در سایر مناطق هم که مشکلات مشابهی دارد، تکرار شود که اتفاق هم افتاد؛ در اکبرآباد تهران و اراک هم چنین اتفاقی رخ داد. الان هم مشکل حاشیه نشینی مشکلی جدی برای دولت است. ( روزنامه شرق، شماره 2964، 27 شهریورماه 1396)


صحبت های جنتی نشان می دهد حتی در آن زمان هم عده ای به دنبال این بودند که مردم معترض را ضد انقلاب معرفی کنند و جریان سازی را به منافقین و ... ارتباط دهند اما مشخص شد موضوع چیز دیگری بوده است و وضعیت قشر حاشیه نشین و فقیر در جامعه باعث آن اعتراضات بود که همچنان نیز آن وضعیت نامناسب وجود دارد با این تفاوت که این بار جدی تر مسائل بیرون زده است و معاندین هم تلاش دارند آن را به ضدیت با نظام بکشانند!


یادداشت درباره یازدهمین دوره جشنواره سینما حقیقت که در سایت خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی هم منتشر شد. (+)

دوره یازدهم جشنواره سینما حقیقت به واقع از بسیاری از دوره‌های پیش از خود قوی‌تر بود و حالا که این جشنواره وارد دهه دوم فعالیت‌های خود شده است به نظرم به وضعیت تثبیت شده و پایداری رسیده و از این به بعد مسئولین برگزاری جشنواره باید به فکر اقتصاد فیلمسازی و گردش مالی مستندهای اکران شده در این جشنواره هم باشد. قطعا مطلوب‌ترین شرایط این است که این جشنواره در حالت کلی برای خود نقشه راهی داشته باشد و در بازه‌های ده و بیست ساله بر اساس این نقشه راه حرکت کند تا هر دوره شاهد پویایی و بازدهی بیشتری باشد.

در این دوره، سطح کیفی مستندها نیز رشد جدی داشته است و این قابل توجه است. هرچند میزان آثار ارسالی به جشنواره طبق گفته مسئولین مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی افزایش داشت، اما بعضا داوری‌ها دقیق‌تر و بهتر شده و تعداد آثار راه یافته به بخش مسابقه و کاندیدا شدن فیلم‌ها محدود شده است که همین موضوع امیدوارکننده است که شاهد رشد کیفی جدی جشنواره هستیم. البته این موضوع را باید در کنار این مساله مورد توجه قرار داد که بعضا برخی از کارهای شایسته و قابل تامل نتوانستند به این دوره از جشنواره راه یابند که این موضوع باید مورد توجه جدی هم قرار بگیرد. مستندهایی همانند مستند پرتره خانم فائزه هاشمی‌رفسنجانی، مستند پرزیدنت آکتور سینما و مستند شب‌نامه از جمله این مستندها بودند که جدای از اقبالی که به آنها در چند هفته و چند ماهه اخیر شد و توانستند مخاطبین را به سوژه و موضوع و خود مستند جلب کنند، اما متاسفانه شاهد این بودیم که این مستندها نتوانستند به بخش مسابقه و حتی غیر مسابقه این دوره از جشنواره سینما حقیقت راه یابند.

اما به نظرم باید از این به بعد بیش از قبل به محتواهای مستندها نیز توجه کرد. محتوا چقدر جدی و قابل تامل است و می‌تواند به مخاطب خود حرف‌های جدی را منتقل نماید.

همه می‌دانیم که پایه اصلی در مستندسازی، پژوهش جدی و قوی است و مستندی اگر برپایه پژوهش جدی شکل بگیرد می‌تواند تاثیرات به مراتب مهمی بر روند فیلمسازی و بهتر درآمدن آن داشته باشد، اما چنانچه مستندی پژوهش ضعیفی داشته و نتوانسته باشد به نقطه خوبی در پژوهش برسد، نمی‌تواند کار خوبی از آب در آید.

در همین دوره جشنوراه به عنوان مثال شاهد مستند خوش ساختی همانند «بانو قدس ایران» ساخته برادر عزیز، آقای مصطفی رزاق‌کریمی بودیم که علی‌رغم سوژه خوب خود که زندگی و زمانه همسر حضرت امام(ره)، بانو خدیجه ثقفی انتخاب شده بود، بودیم اما شاهد این بودیم که بعضا پژوهش کار ایراددار بوده است و حرف جدی در مستند منتقل نشده بود. اینکه به سرعت از مقطع انقلاب و دوره رهبری امام(ره) کار گذر می‌کند و به دوره رحلت امام(ره) می‌رسد و سپس به دوره بعد از امام و فوت این بانو می‌رسیم اتفاق خوبی در این مستند نیست. گویی هیچ اتفاق مهمی در این دوره‌ها بر این بانو نگذشته و اهمیت پرداخت و اشاره نداشته است! قطعا با پژوهش جدی‌تر و منطقی‌تر کار به مراتب می‌توانست بهتر باشد.

در کنار این مستند، البته مستند «در جستجوی فریده» و مستند «زنانی با گوشواره‌های باروتی» نیز اکران شدند که مستندهای خوش ساخت و به شدت قابل تاملی بودند که در بخش کاندیداهای جوایز نیز به بیشترین عنوان نامزدی برای دریافت جوایز نیز دست یافتند و قریب به یقین جوایز زیادی را نیز از آن خود خواهند کرد.

نکته دیگری که البته به نظر می‌آید باید مورد توجه مسئولین محترم برگزاری جشنواره قرار بگیرد تا شائبه‌ها را کاهش دهد، آثار راه یافته به جشنواره است که توسط خود مرکز گسترش تولید شده است. در تمامی دوره‌های جشنواره شاهد بوده‌ایم که تولیدات زیادی از مرکز گسترش به جشنواره سینما حقیقت راه می‌یابند بدون آنکه دقیقا سهمیه‌ای برای این موضوع مشخص شده باشد. این آسیب‌زننده است و ایجاد شبهه می‌کند. به هر حال شایسته نیست حرفه‌ای‌ترین بخش مستندسازی در ایران در حوزه‌های تولیدات خود که به بخش اکران و مسابقه جشنواره راه می‌یابند شفاف نبوده و شاهد سهمیه‌بندی در این حوزه نباشیم که هر تعداد فیلم از مرکز گسترش به این جشنواره راه یابند و بعضا برخی از مستند سازان مستقل که با هزینه شخصی خود فیلمی را تولید کرده اند نتوانند آثار خود را در این جشنواره شرکت دهند. باید فکری برای این فیلمسازان مستقل کرد که شاهد پر رنگ تر شدن حضور آنان در این جشنواره‌ها باشیم و این حمایت ها باعث انگیزه بیشتری در آنان برای حضور در عرصه مستندسازی ایران شود.

در پایان ضمن خدا قوت و خسته نباشید به برگزار کننده جشنواره سینما حقیقت، آرزو می کنیم که دوره آینده این جشنواره برآیند مثبتی از کلیه یازده دوره پیشین این جشنواره باشد و جشنواره دوازدهم تبدیل به نقطه عطف جدی در عرصه مستندسازی ایران و رقابت بهترین فیلم های مستند شود، انشاالله.

نازنین زاغری و شبکه بریتانیایی

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۱۲ ب.ظ
خانم نازنین زاغری

خانم زاغری شهروند ایرانی-بریتانیایی است که ماه ها قبل به ایران آمده بود تا به ظاهر با خانواده خود دیدار کند اما مدتی بعد خبری منتشر شد که وی دستگیر شده است و جرم وی توسط دستگاه های امنیتی، جاسوسی در ایران ذکر شد.

از همان ابتدا دولت وقت بریتانیا و خانواده خانم زاغری اینگونه بیان می کردند که ایشان صرفا برای دیداری ساده و خانوادگی به ایران آمده است و قربانی سیاسی کاری ها شده و دستگیر شده است اما ماه قبل آقای جانسون وزیر خارجه بریتانیا در گافی تاریخی اذعان داشت که زاغری برای آموزش خبرنگاران به ایران رفته بود و این در تضاد با تمام ادعاهای قبلی بود و به همین دلیل به سرعت در بریتانیا به این سخنان آقای جانسون واکنش نشان داده شد و شخصیت های مختلف انگلیسی نیز جانسون را بابت این بی مبالاتی ملامت کردند. 

سوال از ابتدا این بود که زاغری در ایران چه میکرد؟ طبق شواهد شبکه ای از مرتبطین با بریتانیا در داخل مطبوعات ایران فعال می باشند که همان مسیر منافع دولت بریتانیا را در ایران به ظاهر خبرنگار و فعال اجتماعی پیگیری می کنند. شبکه ای هوشمند که سبقه تاریخی آن لااقل به دوره پهلوی اول در ایران می رسد و اردشیر جی و شاپور ریپوتر از بنیانگذاران آن در ایران بوده اند. شبکه ای که توانست کودتای 28 مرداد را با عناصری همانند برادران رشیدیان سروسامان دهد و در اتفاقی تاریخی در 28 مرداد 1332 دولت دکتر محمد مصدق را سرنگون کند. 

این شبکه در دهه 40 و 50 نیز ادامه حیات می داد و سناتورهایی همانند مصباح زاده و برخی های دیگر نیز از فعالین آن بودند. با پیروزی انقلاب اسلامی این شبکه به ظاهر نابود شد و فعال نبود اما طبق اسناد و شواهد سفارت بریتانیا این شبکه را در پشت پرده سر و سامان مجدد داد.

این شبکه بریتانیایی از کهن ترین شبکه های ارتباطی میان ایران و غرب است که در بزنگاه های تاریخی همیشه نقش خود را به نفع بریتانیا ایفا کرده است. حالا خانم زاغری به عنوان یکی از نفرات کلیدی در این میان دستگیر شده است، بریتانیا برای آزادی وی سنگ تمام گذاشته است و حاضر است میلیون ها پوند پول ایران که بعد از انقلاب بلوکه شده بود را به ایران پس بدهد، آقای جانسون نیز به ایران می آید تا درباره این موضوع رایزنی کند. 

این نشان می دهد زاغری الماس با ارزشی برای بریتانیا هست و اگر اینگونه نبود هیچگاه دولتی همانند بریتانیا حاضر نبود چنین هزینه سنگینی را تقبل کند.

جیسون رضائیان نیز سال 93 در ایران دستگیر شد و مشخص شد در پوشش خبرنگار ایرانی- آمریکایی نقش ویژه برای جاسوسی در ایران داشت و آمریکا برای آزادی وی میلیون ها دلار پول به ایران پرداخت کرد تا موافقت ایران برای آزادی وی جلب شد. 

از موارد مشابه خارجی این نوع جاسوسان که به مبادله میان کشورهای روسیه و آمریکا انجامید می توان به مورد آنا چاپمن و سیشیا مورفی اشاره کرد که هر دو از جاسوسان خبره زن بودند که سر انجام با قیمت کلان مبادله شدند.

شبکه گسترده و قدیمی سرویس های غربی در ایران بیش از هر زمان دیگری فعال است. اما عده ای فعال رسانه ای و سیاسی در داخل کشور  سعی در تطهیر این مساله دارند و تلاش دارند باج دادن های بی سابقه غربی ها برای آزادی جاسوسان خود را عادی جلوه دهند.

فروش مستندها بر روی سایت فیلیمو

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۷ ب.ظ

جدیدا سایت فیلیمو، از بهترین سایت های فروش فیلم در ایران، دو مستند من با عنوان "معمای سی 130" و "داستان ناتمام یک حزب" را بر روی سامانه فروش خود قرار داده است.


برای خرید و مشاهده آنلاین این مستندها به ترتیب می توانید اینجا و اینجا را کلیک نمائید.



حسن روحانی و قتل های زنجیره ای

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۳ ب.ظ

حسن روحانی و قتل های زنجیره ای



روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی در دیماه ۷۸درباره عوامل اصلی قتلهای زنجیره ای:

«دراین باندافرادی هستند که درکل خانواده شان آدم سالمی وجود ندارد.این پدیده عجیبی است.این نشان از ضعف های جدی وزارت در گزینش افراد دارد.»

درباره چند قتل

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۰ ب.ظ

 خبر قتل های زنجیره ای


آقای تاج زاده در کانال خود پیرامون قتلهای زنجیره ای نوشته است: «مخالفان کوشیدندبا ارائه سناریوهای موازی که این جنایت را به عهده محاربان و معارضان جمهوری اسلامی می گذاشت، خاتمی را از صدور اطلاعیه وزارت اطلاعات و پذیرش مسؤلیت آن منصرف کنند.»


تاج‌زاده  از کسانی که می‌خواستند ماجرا را با سناریوهای ساختگی جمع کنند و طرح‌های متعدد هم ارائه دادند که مثلاً چند نفر زندانی و اشرار و ... را در مرز بکشیم و بگوئیم تیم قتل‌ها بودند که در زمان خروج از ایران کشته شدند و ... نامی نمی برد و پنهان می کند و سعی می کند آن را جناحی جلوه دهد.


پس  از مشخص شدن عوامل دخیل در قتلها اقداماتی با توجیهات گوناگون به منظور توقف یا درستکاری در رسیدگی صورت گرفت.


مصطفی پورمحمدی درسخنرانی خود در مرکز اسنادانقلاب، درباره این سناریو می گوید:

«خدمت  خاتمی رسیدیم که سناریویی طراحی شود که نه گردن اطلاعات باشد ونه بچه حزب اللهی ها. چون این دو بیرون متهمند. حتی آقای سرمدی هم گفت مصلحت نیست، ولی اقای خاتمی زیربارنرفت. حتی کمیته ی تحقیق هم رفتند و قبول نکرد. خاتمی بامهندس موسوی مشورت کرده بود قرارگذاشته بودند قضیه شفاف شود.»



براساس آنچه پورمحمدی بیان کرده است کمیته تحقیق نیز با طرح او موافق بوده است. او به طور ویژه اسم سرمدی را به عنوان موافق سناریو آورده است.


درهمان ایام مجمع روحانیون مبارز نیز طی بیانیه ای به چنین سناریویی  اشاره نموده است:

"پس از کشف دخالت عناصری از وزارت اطلاعات در قتلهای اخیر، شنیده شد که در یکی از محافل تصمیم گیری پیشنهاد ارائه سناریوی عجیبی مطرح گردید که با ساختن مصاحبه ای چند تن از زندانیان تمامی قتل هارا بر عهده گرفته و بدین ترتیب ماجرای دردناک اخیر قبل از اطلاع ملت خاتمه یافته و خون مقتولین بی گناه لوث شود که با مخالفت شدید ریاست جمهوری مواجه شد."



روزنامه خرداد  در تاریخ ۱۳۷۷/۱۱/۱ صفحه  ۷ نوشت:


"بیانیه مجمع روحانیون مبارز عنوان داشت که پیش ارتشکیل هیات سه نفره پیگیری قتلها، یکی از محافل تصمیم‌گیری پیشنهاد کرده چندنفر از محکومین موجود در زندان ها طی مصاحبه ای مسولیت انجام‌ قتل ها را به عهده بگیرند که با مخالفت شدید رییس جمهوری مواجه شده است."


روزنامه خرداد نیز آورد که در پی به نتیجه رسیدن تحقیقات هیات سه نفره ،باز به خاتمی پیشنهاد شده چند نفر قاچاقچی مواد مخدر به عنوان عاملان جنایات اعدام‌شوند؛ اما وی با پافشاری بر افشای علنی قضیه، برای حفظ آبروی وزارت اطلاعات به آن پیشنهاد کرده خود طی اطلاعیه ای مسولیت کشف ماجرا رابرعهده بگیرد.


یکی  ازافراد مطلع  درباره فردی که پیشنهاد اعدام قاچاقچیان را داده است ، گفت:


"تا آنجا که من میدانم و قطعی هم می باشد، «ع.ی» که اصلاح طلب بود و بعدها وزیر اطلاعات شد این پیشنهاد را داده بود."


یکی دیگر نیز می گوید: "بله در جلسه ای که «حمید. س » (از افراد اصلاح طلب) هم بوده، «ع. ی »این را  گفته بود، تا آنجا که یادم هست، خاتمی موافق نبود."


مصطفی کاظمی (موسوی) و عالیخانی نیز سناریویی را برای انحراف در رسیدگی ارائه داده بودند. کاظمی سناریو را این گونه تشریح می کند:


"دو سه اوباش و افراد لات را پیدا نموده و پولی به آنها داده شود که ترکیه بروند و منبع صادق هم از آلمان به ترکیه بیاید و  آنها را توجیه نماید که بیاید روی خانه گلشیری که نیروی انتظامی است و آنجا نیروی انتظامی آنها را دستگیر نماید و اینها بر اساس توجیهی که شده اند در بازجویی ها بگویند ما در ترکیه توجیه شده ایم و قرار بوده بعد از عملیات هم از کشور خارج گردیم و نیروی انتظامی هم خیال نماید... اشخاص دیگری نیز که داریوش فروهر و پروانه اسکندری و مختاری و پوینده را زده اند از کشور خارج گردیده اند."


«ع.ی»درجلسه مورخ ۱۳۷۷/۱۰/۸ که هنوز ریاست سازمان [ ...] را برعهده داشته  برای ساختن چهره ای انقلابی و متدین از عاملین این جنایت فریب اذهان عوام و خواص می گوید:


«معتقدم که دستگیرشدگان تا آخر بروند و یک حرف بزنند و بالاتر نروند، موسوی بگوید استنباط کردم و این اقدام را انجام دادم و اقای دری به این کار راضی بود و در مواجهات این دو پس از کمی مقاومت این مطلب را بگویند، به حداقل بسنده کنند و حرفهای اعتقادی را مطرح کنند! چند نفر هم جلو بیایند به عنوان عملیاتی و بعد آزاد شوند، موسوی بگوید من خودم تصمیم گرفتم و اینها هم مهدورالدم بوده اند.»


جناحی و ‌سیاسی کردن این پرونده مهم‌ترین تدبیر افراد مرتبط با این شبکه بوده است. با سیاسی کردن قصه، برای جناح‌ها ناموسی میشود و رسیدگی به آن هرگز به نتیجه نمی رسد.