گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام.

پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «محمود احمدی نژاد» ثبت شده است

اهمیت احمدی نژاد

جمعه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۴، ۰۷:۱۸ ب.ظ

محمود احمدی نژاد


محمود احمدی نژاد اسمی است که شاید در 10 سال اخیر بیشتر از خیلی از اسامی مشهور شنیده باشیم.

احمدی نژاد تا سال 84 نام مشهوری نبود و ورود او به انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم باعث شهرت وی شد. شهرتی که باعث خیلی از تغییرات در فضای سیاسی کشور هم شد. به نظرم هنوز هم بعد از گذشت 10 سال از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری ، بازخوانی آن دوره و اینکه وی چه تاثیرات بنیادینی در کشور گذاشت مهم است.


احمدی نژاد زمانی به ریاست جمهوری رسید که صحنه سیاسی کشور دچار خلا مفهومی در مورد عدالت و برابری و جای خالی شعارهای انقلاب اسلامی شده بود و جریان های راست و چپ داخل نظام حرف جدیدی برای ارائه کردن نداشتند. فراموش نکنیم که بیشتر شعارهای آن زمان پیرامون فضای سیاسی و فرهنگی جدید گردش می کرد و برخی ها نیز شعارهایی پیرامون گشایش ارتباط با جهان سر میدادند و کمتر شعاری در مورد مسائل معیشتی مردم و همچنین آرمان عدالت و برابری سر داده می شد. خیلی از چهره ها نیز برای مردم تکراری بودند و احمدی نژاد در چنین فضایی توانست خود را وارد عرصه انتخابات کند و در مقابل چهره هایی همانند هاشمی رفسنجانی و کروبی و قالیباف و معین و لاریجانی قرار بگیرد.


تاریخ ورود احمدی نژاد نیز به انتخابات ، تاریخ مهمی بود. پایان دهه سوم انقلاب و نزدیکی به دهه چهارم و تعیین خط و خطوط جدید در فضای سیاسی کشور.


احمدی نژاد با شعارهایی که مطرح کرده بود و دو طیف راست و چپ سیاسی کشور را به چالش طلبیده بود می توانست خط سومی در کشور باشد. فردی که نه خود را اصولگرا می دانست و نه سر سازش با جناح چپ داشت و به شدت هم علیه هر دو طیف موضع گیری کرده بود اما این پتانسیل نتوانست خود را حاکم بر جریان های سیاسی کند و این توانایی بود که به سرانجام نرسید.


احمدی نژاد توانسته بود در رقابت با افرادی همانند هاشمی و کروبی و میر حسین موسوی و معین و لاریجانی و قالیباف و ... که از بزرگان جناح راست و چپ و کشور بودند آنها را شکست دهد و این راز اهمیت احمدی نژاد بود. فردی که گمنام و ناشناخته بود اما با حضورش توانسته بود دو طیف سیاسی کشور را شکست دهد و بازی و معادلات سیاسی را تغییر دهد و این اصلا موضوع بی اهمیتی نبود. اگر حواشی وی به خصوص از سال 90 تا 92 نبود و اگر وی و اطرافیانش اهمیت پتانسیل خود را می دانستند قطعا شرایط کشور و انقلاب بسیار متفاوت می شد. فراموش نکنیم که احمدی نژاد زمانی به چرخه مدیریتی کلان کشور وارد شد که خیلی از نیروهای مدیر در کشور سال های سال بود که تغییر نکرده بودند. در زمان احمدی نژاد اما این حلقه شکست و افراد جدید و جوان جایگزین شدند. این تغییرات کم هزینه نبود و مخالفین را به وحشت انداخت و تلاش ها برای زمین گیر کردن احمدی نژاد اوج گرفت.


احمدی نژادیسم دوره خاصی در تاریخ معاصر کشور ما بود و هست و به نظرم بعید است که با توجه به شرایط سیاسی کشور و حاکمیت مجددا اجازه داده شود وی به حاکمیت و راس قدرت بازگردد و جامعه هم همانند سال 84 و 88 این ظرفیت را ندارد به چند دلیل:


اول اینکه برخی از صاحبان قدرت که در قوای سه گانه حضور دارند اجازه ی برگشت را نمی دهند و در صورت بازگشت احمدی نژاد وی به احتمال فراوان رد صلاحیت خواهد شد. احمدی نژاد از سال 90 به بعد دچار حواشی شد که همان ها خودش و دولتش را زمین گیر کرد و همین سابقه 2 ساله بعدترها بهانه ای است برای اینکه جلوی بازگشت وی به حاکمیت را بگیرند.


دوم احمدی نژاد اگر هم بخواهد بازگردد این خطر برای حاکمیت وجود دارد که ترس از احمدی نژاد رادیکال داشته باشد. احمدی نژادی که ظرفیت اجتماعی دارد و با تجربه دو سالی که به وی و اطرافیانش انحرافی گفتند برای بازگشت به قدرت می تواند برای خیلی ها خطرناک باشد. نظام نمی تواند از ظرفیت اجتماعی احمدی نژاد به سادگی عبور کند اما همین ظرفیت می تواند خطری هم برای برخی جریانات باشد که مهم ترین آنها به زعمشان احمدی نژاد رادیکال است.


احمدی نژاد در سال 92 قصد داشت با کاندیداتوری رحیم مشایی و اینکه وی ادامه راه اوست خط جدیدی را ترسیم کند و این فشار را بشکند و اگر مشایی اجازه حضور پیدا می کرد باز خیلی از بازی های و جریانات تغییر می کرد اما با رد صلاحیت مشایی که به بهانه حضور و رد صلاحیت هاشمی هم همراه شد و در اصل هاشمی با حضور خود مشایی و حضور او را هم خنثی کرد این طرح هم بی جواب ماند و به همین دلیل بعید است که گذاشته شود احمدی نژاد و نزدیکان وی به قدرت بازگردند. اما بازگشت تفکر و بینش احمدی نژادیسم به کشور محال نیست که اتفاقا محتمل نیز هست. برجام و تصویب آن یک جنبه مهم و مغفول مانده داشت و آن هم همین بود که از بازگشت احمدی نژاد و احمدی نژادیسم جلوگیری کند. اینکه کشور به تعامل با غرب و آمریکا بپردازد و اینکه این برنامه بلند مدت نیز باشد یک اهمیت مهم دارد و این است که فردی با شعارهای عدالت محورانه و شبیه به احمدی نژاد نخواهد توانست به سادگی به قدرت بازگردد و حلقه بسته ای شکل میگیرد که افراد موافق برجام و سیاست سازش با غرب روی کار بیایند. 


اهمیت احمدی نژاد به نظرم هنوز هم باید مد نظر باشد. اینکه فردی وارد حلقه قدرت شد و بسیاری از نامداران را کنار زد و شرایط و ریل گذاری کشور را تغییر کرد و کمتر فردی این گمان را می کرد و در عین اینکه کمترین شانس را برای احمدی نژاد قائل بودند اما وی توانست به پیروزی قاطع در سال های 84 و 88 برسد. نکته بعد هم اهمیت احمدی نژاد برای بازگشت به قدرت است که قطعا با فشارهای شدید مواجه خواهد شد. هم از طرف مخالفینش و هم از طرف موافقین و یا کسانی که به وی احتیاج دارند.فراموش نکنیم اصولگرایان در 18 سال اخیر پیروزی های بزرگ خود همانند ریاست جمهوری 84 و 88 و مجالس هشتم و نهم را مدیون فضا سازی جدید احمدی نژاد بودند. شورای شهر دوم و مجلس هفتم در شرایطی برگزار شد که مشارکت حداقلی بود.اما انتخابات های سال 84 تا 90 با مشارکت قابل قبول برگزار شده بود و این چیز کمی نبود. احمدی نژاد اگرچه اصولگرا نبود اما گفتمان وی قرابت بیشتری به اصولگرایان داشت تا اصلاح طلبان.


به هر حال اهمیت احمدی نژاد و جریان وی اصلا چیز کمی نبوده و نیست و قطعا در آینده درباره آن بیشتر خواهند نوشت به خصوص که ظهور احمدی نژادیسم در قالب یک فرد دیگر دور از انتظار هم نیست. این را اضافه کنیم که این اهمیت برای موافقین و مخالفین وی نیز یکسان است و به همین دلیل توجه به این موضوع هر روز بیشتر و بیشتر می شود.


سال 95 سالی است که کشور برای اتخابات سال 96 آماده می شود و 96 می تواند مواجهه مهم دو جریان سیاسی باشد. آیا احمدی نژاد سال 95 را برای آماده شدن انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری شروع می کند و یا جریان نزدیک به تفکر احمدی نژادیسم در این سال ظهور و بروز خواهد کرد؟ باید منتظر سال 95 ماند و دید این سال چقدر با خود اتفاقات مهم به همراه خواهد داشت.

جوانفکر


علی اکبر جوانفکر از افراد نزدیک به دکتر محمود احمدی نژاد در دولت نهم و دهم بوده است که سمت مشاور رسانه ای و همچنین مدیر عاملی خبرگزاری ایرنا و موسسه ایران را در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد در کارنامه خود دارد.به دلیل همین نزدیکی وی به احمدی نژاد و آگاه بودن از فضای سیاسی سال 84 و 88 مصاحبه ای با وی ترتیب دادیم تا روایات او را در مورد سال 88 جویا شویم.مصاحبه ای که در ادامه از نظر شما می گذرد مختصری از 2 ساعت گفتگو و مصاحبه با جوانفکر در دفتر کار وی می باشد که اردیبهشت ماه امسال انجام شده است.این مصاحبه در شماره222  نشریه پنجره منتشر شده است.

 

شما در سال 84 از نزدیکان آقای احمدی نژاد بودید.به نظر شما چرا در سال 84 آقای احمدی نژاد پیروز انتخابات شدند؟

سال 84 آقای احمدی نژاد گفتمان فراموش شده مستضعفین و محرومان را در جامعه مطرح کردند و نگاه شهید رجایی به قدرت را مطرح کردند و به همین دلیل هم مورد توجه آحاد جامعه قرار گرفت و باعث شد تا ایشان به ریاست جمهوری انتخاب شوند.اما از همان ابتدا این انتخاب به کام برخی ها خوش نیامد و برخی ها دوست نداشتند آقای احمدی نژاد را در قامت رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران ببینند.به همین دلیل از برخی کانال ها به ما خبر رسید که اگر برای پیروزی دکتر احمدی نژاد مردم جشن بگیرند و شیرینی پخش کنند ممکن است عده ای با چاقو و کارد مردم را مضروب کنند.به همین دلیل ما در همان ایام در اطلاعیه ای از مردم خواستیم که جشن پیروزی آقای احمدی نژاد را با سجده شکر در درگاه احدیت برگزار کنند تا اینگونه خطر آسیب رساندن به مردم توسط عده ای که تمایل نداشتند آقای احمدی نژاد را در قامت رئیس جمهور ببینند از بین برود.

چرا برخی ها به قول شما چشم دیدن ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد را نداشتند؟

به دلیل اینکه آقای احمدی نژاد مخالف سیاست های دوران سازندگی و اصلاحات بود و گفتمان اوایل انقلاب اسلامی را مطرح کرده بود.رهبری انقلاب هم گفتمان ایشان را تائید کرده بودند.این به مذاق برخی از سیاسیون خوش نمی آمد.

حال به سال 88 برسیم.انتخابات دهم ریاست جمهوری در شرایطی برگزار شد که گفتمان اکثریت جامعه شرکت در انتخابات بود و آن انتخابات هم یکی از جنجالی ترین انتخاباتی بود که تا به حال در ایران برگزار شده است.به نظر شما چرا انتخابات سال 88 جنجالی شد؟

این باز می گشت به خط مشی سیاسی آقای احمدی نژاد که فضای سیاسی جدیدی را در کشور گشوده بودند و باعث شده بودند که مردم به سیاست نگاه جدیدی را داشته باشند و به همین دلیل بینش مردم نسبت به سیاست عوض شده بود و مردم متوجه شده بودند عده ای نمی خواهند گفتمان مردمی دکتر احمدی نژاد ادامه داشته باشد.به همین دلیل هم مردم به صحنه آمدند تا باز ایشان را انتخاب کنند.سال 88 در واقع صف آرایی مخالفین دکتر احمدی نژاد در مقابل ایشان بود.صف آرایی که گفتمان انقلاب در مقابل گفتمان رفاه زدگان قرار گرفته بود و مردم به گفتمان انقلاب رای دادند.

شما می بینید که دو انتخابات با حد نصاب بالا در زمان آقای احمدی نژاد برگزار شده است.یکی انتخابات دهم ریاست جمهوری با بیش از 85 درصد مشارکت مردم و دیگری انتخابات یازدهم ریاست جمهوری با بیش از 73 درصد مشارکت مردم و این به دلیل همین نگاه تازه ای بود که آقای احمدی نژاد در فضای سیاسی کشور مقابل مردم ایجاد کرد.آقای احمدی نژاد هم با دو رقیب قدر در سال 84 و 88 رقابت کردند.یکی آقای هاشمی رفسنجانی که در دور دوم سال 84 با بیش از 7 میلیون اختلاف رای ایشان را پشت سر گذاشتند و دیگری در سال 88 آقای موسوی که با بیش از 11 میلیون رای هم ایشان را پشت سر گذاشتند.اینها چیز کمی نبود که توسط آقای احمدی نژاد و گفتمان ایشان متحقق شد.

نظر شما درباره مناظره های انتخاباتی آن سال چیست؟به صورت مشخص مناظره آقای دکتر احمدی نژاد با مهندس موسوی.

به نظر من مناظره آقای احمدی نژاد با آقای موسوی در نتیجه انتخابات تا حد زیادی تاثیر داشت و مردم متوجه شدند که در پشت صحنه اردوگاه طرف مقابل چه می گذرد.آقای هاشمی چه نقشی دارند ، آقای خاتمی چه نقشی دارند و چه افرادی در مقابل دکتر احمدی نژاد قرار گرفته اند چه کسانی هستند.در مورد این هم که گفته شد آقای احمدی نژاد چرا اسم برخی از افراد را آوردند مگر ایشان چه گفت؟فقط سوالاتی را مطرح کرد که چیز خاص و جدیدی هم نبود.من یک سوال از شما دارم.اگر نتیجه انتخابات چیز دیگری رقم می خورد و آقای موسوی برنده انتخابات سال 88 می شدند باز آن حرف ها را در مورد مناظره می زدند و باز به سخنان آقای احمدی نژاد گیر می دادند؟مطمئن باشید چنین چیزی نمی شد و اینها صرفا بهانه ای بود تا دکتر احمدی نژاد را تخریب کنند.

نظر شما درباره سخنان و مواضع آقای احمدی نژاد بعد از انتخابات سال 88 چیست؟ایشان یک سخنرانی مشهور در 24 خرداد 88 در میدان ولیعصر انجام دادند که به شدت هم جنجالی شد.

دکتر احمدی نژاد در آن سخنرانی حرف خاصی نزدند و فقط عده ای قلیل که ضد انقلابی هم بودند و اموال مردم را تخریب می کردند مورد خطاب قرار دادند اما متاسفانه با دروغ رسانه ای طوری جلوه داده شد که انگار منظور ایشان حامیان کاندیداهای دیگر است که اصلا هم چنین چیزی نبوده است و آقای دکتر احمدی نژاد هم در همان ایام پاسخ آن دروغگویی ها را دادند.

آن جشن پیروزی میدان ولیعصر هم برای حامیان آقای احمدی نژاد که در سال 84 نتوانستند جشن پیروزی بگیرند خاطره انگیز شد که باز برخی ها دوست نداشتند خوشحالی حامیان دولت وقت و گفتمان انقلاب اسلامی را ببینند و سعی داشتند با آن حرکات شادی مردم را برایشان تلخ کنند.

شما از مشاورین رسانه ای آقای احمدی نژاد در دولت نهم و دهم بودید.پوشش خبری رسانه های دولت در انتخابات سال 88 را چگونه ارزیابی می کنید؟به خصوص خبرگزاری ایرنا.

به نظر من رسانه های دولتی خوب و قابل قبول عمل کردند و شائبه ای انصافا وجود نداشت که بتوان به آن ایراد گرفت.اما فراموش نکنیم که فضای انتخابات سال 88 فضای خاصی بود و مخالفین دنبال هر بهانه ای می گشتند تا بتوانند از آن به نفع خود استفاده کنند.

به عنوان سوال آخر، به نظر شما چرا نتیجه انتخابات سال 92 گونه ای رقم خورد که دولتی مخالف دولت دهم روی کار آمد؟

این بر می گشت به اینکه در سطح وسیعی دولت دهم تخریب شده بود و اتفاقا برخی از کاندیداهای به اصطلاح اصولگرا هم در این تخریب نقش داشتند اما مردم احساس می کردند که آقای روحانی می تواند فرد مفیدی در میان کاندیداهای دیگر باشد و به همین دلیل به ایشان رای دادند.فراموش هم نکنیم که هرگز آقای روحانی دولت دهم را آنقدر که کاندیداهای دیگر تخریب کردند ایشان هرگز تخریب نکردند و به صورت کلی انتقاداتی را مطرح می کردند.

احمدی نژاد ، مذاکرات و تحریم ها

چهارشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۲۲ ب.ظ

این روزها اکثر نگاه ها به لوزان سوئیس و مذاکرات ایران با 5+1 می باشد تا بعد از 12 سال کش و قوس سرانجام مشخص شود ایا موضوع هسته ای ایران به نقطه حل خواهد رسید یا خیر؟!

 

                             مذاکرات ایران و 5+1

 

در طی این سال ها چهار تیم هسته ای با طرف غربی مذاکره کرده اند که شامل تیم حسن روحانی(82 تا 84) تیم علی لاریجانی ( 84 تا 86 ) تیم سعید جلیلی ( 86 تا 92) که دبیران شورای عالی امنیت ملی بوده اند و تیم جواد ظریف ( 1392 تا 1394 ) که وزیر امورخارجه ایران بوده است می باشد.

 

اما در این میان نکته کلیدی دید تیم ها نسبت به مذاکرات بوده است که همین حالا نیز مذاکرات را به دو بخش ( دیدگاه سیاسی) تقسیم کرده است.عده ای موافق مذاکرات با غربی ها و دادن امتیاز در مقابل گرفتن امتیازاتی بوده اند که این گفتمان در زمان حسن روحانی و جواد ظریف غالب بوده است و دیدگاه دیگر ایستادگی تام و تمام و ندادن دور و آبنبات گرفتن از طرف مقابل ( ادبیات علی لاریجانی) بوده است که این دیدگاه هم در زمان لاریجانی و جلیلی غالب بوده است.

 

اما در این میان نگاه محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری پیشین را نباید فراموش کنیم که در ابتدا نگاهی کاملا سفت و سخت نسبت به تحریم ها و قطعنامه های شورای امنیت داشت و آنها را کاغذ پاره ای بیش نمی دانست که هیچ تاثیری در زندگی مردم و اقتصاد ایران ندارد اما در 2 سال آخر ریاست جمهوری خود دیدگاهی کاملا متفاوت اخذ کرد.

شاید گزافه نباشد اگر بگوییم گره خوردن کلاف مذاکرات هسته ای در زمان احمدی نژاد و بعد از او تا حدی به همین تغییر دیدگاه های افراطی و تفریطی وی مربوط بوده است که باعث شد تحریم ها و قطعنامه های شورای امنیت تا حدی در میان مردم و جامعه ایران تاثیر گذار شود.

در ادامه می توانید این دو دیدگاه متفاوت محمود احمدی نژاد در سال 1390 و 1391 به فاصله یک سال را مشاهده نمائید.

 

 

 

 
مدت زمان: 1 دقیقه 2 ثانیه 

 

برای مشاهده در سایت آپارات نیز می توانید اینجا را کلیک نمائید.

دکتر ابراهیم یزدی


دکتر ابراهیم یزدی را بسیاری از افرادی که با تاریخ معاصر ایران آشنا هستند می شناسند.از اعضای سرشناس نهضت آزادی ایران که در روزهای اوج گیری انقلاب اسلامی یکی از مترجمان امام خمینی(ره) در پاریس بود و پس از انقلاب اسلامی نیز در دولت موقت مرحوم مهندس بازرگان سمت وزارت امورخارجه را برعهده داشت.یزدی این روزها دبیر کل نهضت آزادی می باشد و در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد همواره یکی از منتقدین سرسخت سیاست های او بوده است.به همین مناسبت و در یکی از روزهای شهریور ماه امسال به منزل او رفتیم و با وی مصاحبه ای را درباره وقایع سال 88 انجام دادیم.این مصاحبه در شماره 222 هفته نامه پنجره در 6 دی ماه 1393 منتشر شده است.

 

آقای دکتر یزدی نظر شما درباره وقایع انتخابات سال 88 چیست و تاثیر رفتارهای آقای احمدی نژاد را در آن برهه از زمان چگونه تحلیل می کنید؟

من سال ها قبل مقاله ای نوشتم با عنوان پروژه تنها سازی رهبر و در آنجا اشاره به خط نفوذ در درون انقلاب کردم و گفتم هدف این است که رهبر را تنها بگذارند تا در سر بزنگاه های تاریخی بتوانند به رهبر هم آسیب برسانند و بعد از اتفاقات سال 84 گفتم پروژه تنها سازی رهبر کامل شد.

شما اگر تاریخ چند دهه اخیر را مطالعه کنید می بینید که این افراد نفوذی در بدنه انقلاب نفوذ کرده اند.وگرنه معنی ندارد که با بازرگان آن طور رفتار کنند و بعد با هاشمی و خاتمی و میر حسین موسوی و کروبی و ... و تنها یک نفر باقی بماند که هر زمان که خواستند به او نیز آسیب برسانند و همه چیز را تصاحب کنند.

شما اگر کارهای احمدی نژاد را یکی یکی بررسی کنید بعد من آن موقع به شما می گویم که اگر اسرائیل می خواست برای ما کارشکنی کند بهتر از اسرائیل نمی توانست برای ما این کار را بکند.

خوب یک بحثی اینجا مطرح می شود و آن این است که دلیل شما برای این صحبت ها چیست؟آیا سندی وجود دارد و شما از سندی سخن می گوئید؟

ببینید من سند مکتوبی در اختیار ندارم برای همین همیشه ابا داشته و دارم که صریحا اسم افراد را ببرم.اما یک بحثی را کلامیون دارند و می گویند ما که خداوند را نمی بینیم اما از اثر پی به وجود موثر می بریم.من هم سندی که در اختیار ندارم اما با تحلیل رفتارهای افراد این سخنان را مطرح می کنم و با دلیل این ها را می گویم.

یعنی شما معتقد هستید در سال 88 همان خط نفوذی داخل انقلاب باعث رقم خوردن آن اتفاقات شد؟

بله در سال 88 شما این را مشاهده کردید که همان نفوذی های داخل انقلاب تلاش کردند افراد سابقه دار را از صحنه کنار بزنند و خود تمامی امور را در اختیار بگیرند.این پروژه نفوذ در انقلاب هم از ابتدای انقلاب وجود داشته و مربوط به سالهای اخیر نیست.شما از روزهای ابتدایی انقلاب در نهادهای مختلف شاهد این نفوذی ها بوده اید و امروز هم این افراد وجود دارند.

به عنوان مثال چه نفوذی هایی در درون حزب جمهوری اسلامی وجود داشته اند که آقای مهندس موسوی را تحریک می کردند که با ما آن طور برخورد کنند؟آیا این نفوذی ها فقط کارشان بمب گذاری و ترور افراد بوده است و یا کارها و برنامه های دیگری هم داشته اند؟اگر شما دقت کنید می بینید که یکی از کارهای آنها ترور بوده است و آنها فعالیت های دیگری هم داشته اند.

درباره انتخاب آقای احمدی نژاد در سال 84 به عنوان رئیس جمهور نظر شما چیست؟به نظر شما آیا تاثیر رفتارهای ایشان در سال 88 باعث آن اتفاقات شد؟

احمدی نژاد به نظر من اصلا نباید به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در سال 84 تائید صلاحیت می شد.به این دلیل که احمدی نژاد تا آن زمان نه رجل دینی بود و نه رجل سیاسی.چون شما می دانید که در قانون اساسی آمده است که رئیس جمهور باید از میان رجال دینی و سیاسی انتخاب شود و احمدی نژاد تا آن زمان نه رجل دینی بود و نه رجل سیاسی، خوب حالا شما آمده اید ایشان را تائید کرده اید و ایشان باز در سال 88 انتخاب می شود چه عجله ای بوده که نتایج را سریع اعلام و تائید کنید؟احمدی نژاد هم که صبر نکرد و آنقدر غرور او را گرفت که یکشنبه آمد در میدان ولیعصر سخنرانی کرد و مخالفین خودش را خس و خاشاک نامید.به نظر من تمامی این ها در بحرانی کردن شرایط جامعه تاثیر داشت و باعث شد آن اتفاقات در سال 88 رقم بخورد.

و در نهایت به نظر شما چطور می شود که در خرداد 92 آقای دکتر روحانی به ریاست جمهوری می رسند و این بار جریانی رای آورد که کاملا بر خلاف مسیر 8 سال پیش از خود بوده است؟چرا این بار بحث تقلب مطرح نشد و افراد بر خلاف سال 88 به نتایج انتخابات 92 اعتراص نداشتند؟

آنچه که در خرداد 92 اتفاق افتاد انعکاس یک تحول در میان لایه های مختلف جامعه بوده است.من مقاله ای دارم که همین چند ماه قبل منتشر شد و در آن دوره های مختلف جمهوری اسلامی را به پنج جمهوری تقسیم بندی کرده ام و معتقدم ما در حال حاضر در پنجمین این جمهوری ها هستیم.تحولاتی که شما مشاهده می کنید تحولات ساده ای نیست و این طور نیست که شما فکر کنید این ها نمی خواهند دولت روحانی را سرنگون کنند.این ها تلاش می کنند اما در حال حاضر نمی توانند این کار را بکنند و به همین دلیل مجبور هستند با دولت روحانی فعلا همراهی داشته باشند چون نتایج 8 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد را دیده اند و مشاهده کرده اند که سرانجام آن به کجا رسیده است.

عبدالرضا داوری


عبدالرضا داوری از چهره های سرشناس و جنجالی نزدیک به محمود احمدی نژاد است که در دوره دوم دولت احمدی نژاد همواره به عنوان چهره ای رسانه ای و حامی دولت نهم و دهم در مجامع عمومی حاضر می شد و از عملکرد دو دولت محمود احمدی نژاد حمایت می نمود.داوری در مقطع انتخابات سال 88 قائم مقام خبرگزاری ایرنا بوده است و از فعالین ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد محسوب می شد که از نزدیک در جریان روند تحولات آن انتخابات بوده است.به همین مناسبت در یکی از روزهای مهر ماه امسال با وی مصاحبه ای را ترتیب دادیم و روایت او از انتخابات دوره دهم و یازدهم ریاست جمهوری را جویا شدیم.مصاحبه ای که در ادامه از نظر شما می گذرد مختصری از 90 دقیقه مصاحبه با عبدالرضا داوری می باشد که در مستند روزهای خرداد مورد استفاده قرار گرفت و در شماره 222 نشریه پنجره منتشر شد:

 

به نظر شما چرا انتخابات ریاست جمهوری سال 88 متفاوت ترین انتخابات نسبت به دوره های پیش از خود بود و تا بدین حد با حواشی و جنجال های فراوانی مواجه شد؟

من اول باید از شما تشکر کنم که تلاش می کنید تا یکی از مهم ترین مقاطع سیاسی ایران  و انقلاب را نقل کرده و به تصویر بکشید و این جای امیدواری دارد.در پاسخ به سوال شما باید این را بگویم که از اواسط دهه شصت و بعد از فوت حضرت امام(ره) و روی کار آمدن دولت سازندگی در کشور ، خطی شکل گرفت که فکر می کرد برای آنکه ایران بتواند به پیشرفت برسد و بتواند در ابعاد مختلف زندگی موفق باشد باید در پروژه جهانی سازی ذوب شود و قرار بگیرد و این روند تکاملی را هم از روی نظریات داروین استخراج کرده بودند و به همین دلیل افرادی که در آن دولت تئوری پردازی می کردند سعی می کردند این الگو را در ایران به پیش ببرند.در زمان دولت اصلاحات و با روی کار آمدن آقای خاتمی همین روند با شتاب بیشتری ادامه پیدا کرد و برخی از تئوریسین های اصلاحات همانند عبدالکریم سروش و سعید حجاریان و غیره معتقد بودند ایران باید در این فرآیند جهانی شدن به پیش رود و دست از ارزش های انقلابی خود بکشد.تابستان سال 83 که حدودا 1 سال قبل از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بود برخی از تشکل های دانشجویی اصلاح طلبان اردوهایی را تشکیل دادند و این نظریات را مطرح کردند که در انتخابات سال 84 باید به فردی رسید که اولا بتواند اختیارات رهبری انقلاب را به عنوان یکی از جدی ترین موانع پیاده شدن طرح ها برای پیوستن ایران به پروژه جهانی سازی، محدود کند و در واقع به سمت واتیکانیزاسیون رهبری در جمهوری اسلامی ایران بروند و در ثانی بتوانند اهداف دولت های سازندگی و اصلاحات را در درون کشور ادامه دهند.به همین دلیل به گزینه هایی همانند مصطفی معین و مهدی کروبی و برخی دیگر از افراد رسیدند.اما آنها هیچ گاه فکر نمی کردند از دل آن انتخابات فردی همانند دکتر احمدی نژاد بیرون بیاید که کیلومترها با اهداف و برنامه های آنها فاصله داشته است و در واقع اختلافات جدی از سال 84 شروع شد و ما اگر میخواهیم وقایع سال 88 را به خوبی بررسی کنیم باید اولا این مسائل را بررسی کنیم.

آقای داوری به نظر شما چرا در آن مقطع زمانی در سال 88 بحث تقلب مطرح شد و عده ای عنوان کردند چون خبرگزاری هایی همانند فارس و ایرنا در عصر 22 خرداد 88 نتایج انتخابات را اعلام کردند و خبر دادند که آقای احمدی نژاد پیروز انتخابات است پس در انتخابات تقلب شده است؟

ببینید این بر می گردد به پروژه جنگ روانی که توسط ستاد آقای موسوی طرح ریزی شده بود.این واقعیتی است که آقای موسوی برای انتخابات نیامده بودند.این ها آمده بودند تا تغییرات اساسی در ساختار جمهوری اسلامی ایجاد کنند و برای همین کار هم به حضور مردم نیاز داشتند.آقای موسوی این را علنا صبح روز انتخابات در مصاحبه با نشریه تایم آمریکا می گوید و این را نباید فراموش کرد که انتخابات و حضور مردم برای اینها بهانه ای بوده است تا دست به فتنه گری بزنند.

در مورد خبر خبرگزاری فارس و ایرنا هم باید این را بگویم که سایت های خبری معمولا کانال های خبری مخصوص به خود را در فرمانداری ها و ستاد برگزاری انتخابات دارند و این امر معمولی است که از کانال های خبری خود اخبار را جویا می شوند و این از نقاط قوت خبرگزاری های است که بتوانند اخبار را سریعتر و بهتر به مخاطبین خود برسانند.در آن انتخابات هم همین اتفاق افتاد و خبرگزاری فارس و ایرنا به دلیل دسترسی های بهتری که به ستادهای برگزاری انتخابات و ستاد انتخابات وزارت کشور داشتند توانستند نتایج را سریعتر اعلام کنند.در مورد اعلام نتایج هم باید این را بگویم که خود اقای موسوی هم همان روز نتایج را اعلام کردند و گفتند با نسبت آرای بسیار زیاد برنده انتخابات هستم!این در راستای همان جنگ روانی بود که ستاد ایشان پیگیری می کرد و دقیقا لحظه به لحظه نیز محاسبه شده طرح های خود را به پیش می بردند و خبرگزاری فارس و ایرنا اگر آن خبر را آن روز منتشر نمی کردند این خط جنگ روانی ستاد آقای موسوی تاثیرات منفی خود را بیشتر در جامعه می گذاشت.

به نظر شما برخی از رفتارهای آقای احمدی نژاد همانند سخنرانی ایشان در 24 خرداد 88 در میدان ولیعصر (عج) تاثیر منفی در وقایع بعد از انتخابات نداشت؟

نه به نظر من این ها همه بهانه است.اولا آقای احمدی نژاد هیچ وقت رای دهندگان به کاندیداهای دیگر را خس و خاشاک خطاب نکردند.بلکه منظور ایشان همان عده ای بود که شب گذشته رفته بودند مقابل وزارت کشور و شیشه ها را شکسته بودند و سطل آشغال ها را آتش زده بودند.منظور آقای احمدی نژاد اتفاقات موضعی بعد از انتخابات بود و ایشان آن عده را خس و خاشاک خطاب کردند.این تحریف سخنان آقای احمدی نژاد هم در راستای همان جنگ روانی ستاد های کاندیداهای رقیب و رسانه هایی بود تا در کوره قطبی سازی جامعه بدمند.ثانیا من معتقدم اگر مراسم آن روز هم برگزار نمی شد باز اتفاقات بعد از انتخابات رخ می داد و آن مراسم تاثیر زیادی در وقایع بعد از انتخابات نداشت.

نظر شما درباره انتخابات سال 92 چیست؟برخی ها این موضوع را مطرح می کنند که چون در انتخابات سال 88 دولت و نهادهای نظارتی همانند شورای نگهبان یک دست بودند پس تقلب شد ولی در سال 92 به دلیل اختلاف دولت و برخی از نهادهای نظام بر سر کاندیداتوری آقای مشایی این بار دیگر نمی شد تقلب شود.آیا این استدلال را شما قبول دارید؟

ببینید من معقتد هستم که اساسا در جمهوری اسلامی ایران در انتخابات های سراسری و ملی همانند ریاست جمهوری امکان تقلب فراگیر وجود ندارد.شاید در حد دیفرانسیل ها در روستاها و شهرها در انتخابات کوچک همانند شهر و روستا و مجلس بشود تقلب کرد اما در انتخابات ریاست جمهوری نمی شود تقلب سرنوشت ساز انجام داد.چون وقتی انتگرال گیری می شود این تقلب ها بسیار ناچیز می شود و در سرنوشت انتخابات تاثیری ندارد.به همین دلیل بنده اساسا این استدلال را درباره سال 92 که چون اختلاف بر سر آقای مشایی وجود داشت پس تقلب نشد را اساسا قبول ندارم چون معتقد نیستم که تقلبی تا به حال صورت گرفته باشد.در ضمن فراموش نکنیم که بسیاری از افراد که در سال 92 به آقای روحانی رای دادند همان افرادی بودند که در سال 88 به آقای احمدی نژاد رای دادند و نباید ذهن خود را با فتنه درگیر کنیم و اینکه مردم شهرستان ها هم همانند تهران ذهنشان درگیر فتنه 88 بوده است.نخیر.مردم در سال 92 احساس کردند آقای روحانی می تواند برای آنها مفید تر باشد به همین دلیل به آقای روحانی رای دادند همان طور که در سال 88 به آقای احمدی نژاد رای داده بودند.