گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام.

پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «موساد» ثبت شده است

از ترور دانشمندان هسته‌ای تا ترور حسن تهرانی مقدم

يكشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۴۷ ب.ظ

رونن برگمن (Ronen Bergman)، چند ماه قبل کتاب مهمی را منتشر کرد که مشروح مصاحبه با مئیر داگان در اواخر سال ۲۰۱۰ در آکادمی موساد بود و به مسائل مهمی در کتاب پیرامون ایران پرداخته است.

کتاب فصول مختلفی درباره موساد قبل و زمان مدیریت داگان دارد که از مهمترین سرفصل های آن ترور دانشمندان هسته ای ایران و نقش موساد در آن، خرابکاری در برنامه هسته ایران، ترور سردار تهرانی مقدم نابغه موشکی ایران و خرابکاری در برنامه دفاع موشکی و نفوذ در داخل نظام ایران و سرقت و جاسوسی اطلاعات و همچنین خرابکاری است و در کنار آن به مساله مقابله با ایران پرداخته شده است که برگمن مدعی است داگان به دلیل همین اختلاف با نتانیاهو سرانجام استعفا داد و از موساد رفت. بخش های از کتاب نیز به آمان و شاباک و ارتباط آن با موساد اختصاص دارد.

برنامه هسته ای ایران

برگمن می گوید که داگان هیچگاه به صورت رسمی تائید نکرد که ترور دانشمندان هسته ای ایران از جمله اردشیر حسین پور در سال ۲۰۰۵ تا ترور مسعود علی محمدی و مجید شهریاری و داریوش رضایی نژاد و مصطفی احمدی روشن کار موساد بوده است اما قطعا کسی این کار را میکرد. برگمن به دیالوگ های خود با داگان اشاره می کند و به این جمع بندی می رسد که بدون شک موساد در این عملیات ها نقش جدی داشت و داگان معتقد بود نیروهایش با روش های حرفه ای از جمله طراحی ویروس استاکس نت تا دادن قطعات معیوب به ایران و نفوذ دادن جاسوسان در برنامه هسته ایران و ترور چهره های موثر هم سعی داشت برنامه ایران را با تاخیر مواجه کند و هم باعث مهاجرت سفید دانشمندان هسته ای ایران شد.( مهاجرت سفید به این معنا که دیگر خیلی ها حاضر نباشند با برنامه هسته ای ایران همکاری کنند و نهایتا در دانشگاه امام حسین(ع) و … صرفا به تدریس و پژوهش صرف بپردازند.)


برنامه موشکی ایران

برگمن رسما در کتاب اشاره می کند که در صحبت ها با داگان به این نتیجه رسیده که فوت حسن تهرانی مقدم، در پائیز سال ۱۳۹۰ در ملارد کرج در واقع خرابکاری موساد بوده است تا بتواند یکی از چهره های مهم صنایع موشکی ایران را حذف کند. این برای اولین بار است که رسما یک چهره اسرائیلی به این موضوع از قول رئیس موساد اشاره می کند و به دلیل تبعات حقوقی و امنیتی آن این مساله قابل توجه است.

نفوذ در جمهوری اسلامی

برگمن در سراسر کتاب خود، حتی در اشاره به ترور عماد مغنیه و محمود المبحوح، به نفوذ نیروهای موساد در بخش های مختلف نیروهای امنیتی ایران و سوریه و حتی امارات متحده اشاره می کند و اینکه تمرکز اصلی این سازمان برای نفوذ در بخش ها و نهادهای امنیتی و اطلاعات کشورهایی از حمله ایران و سوریه است که دشمن اسرائیل محسوب می شوند و دائما تلاش می شود افراد در رده های مختلف یا نفوذ داده شده و یا خریداری شوند و بتوانند برای منفعت اسرائیل، برنامه ها را به پیش ببرند. این به تعبیر داگان حرفه ای ترین و موثرترین و کم هزینه ترین کاری است که اسرائیل در کشورهای دشمن خود می تواند انجام دهد و در دوره مدیریت او به شدت بر روی این طرح ها کار شد. اما بر خلاف او، نتانیاهو معتقد بود و هست که باید ضربه نهایی را سریع وارد کرد و زمان را از دست نداد. به عنوان مثال درباره برنامه هسته ای ایران داگان معتقد به همان روش نفوذ و خرابکاری بوده است اما نتانیاهو معتقد به همان روشی بود که با عراق و سوریه درباره برنامه هسته ای آنها برخورد شد و به سرعت نیروگاه های هسته ای آن کشور ها بمباران شدند و برنامه هسته ای آنها از کار افتاد. همین اختلاف نظر هم باعث شد داگان در اواخر سال ۲۰۱۰ از موساد برود.

به هر حال مطالعه کتاب برگمن برای علاقمندان مسائل ایران و اسرائیل هم می تواند حاوی مطالب جدید باشد و هم به منبع دست اولی که خود اسرائیلی است و از قول رئیس موساد مطالبش را درباره ایران و تحولات آن نقل کرده، دست یابند. فراموش نکنیم که در یک دهه گذشته موساد نقش مهمی در تحولات منفی داخل ایران داشته است و این اعترافات در چنین کتابی می تواند مهم و قابل تامل باشد و سندی باشد بر تروریسم سازمان یافته دولتی رژیمی که توسط آمریکا مهد دموکراسی نامیده میشود.

به یاد فوت های مشکوک نیمه دهه هشتاد

يكشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۱۲ ب.ظ

دی ماه هر سال که فرا می رسد، اگر چه برای جامعه ما همانند ماه های دیگر سال ساده سپری می شود، اما  برای برخی از علاقمندان به حوزه های علم و فناوری معنای دیگری دارد. نیمه دی ماه 1384 بود که دکتر سعید کاظمی آشتیانی بنیانگذار موسسه رویان جهان دانشگاهی و چهره شاخص علمی کشور که در آن سال ها موسسه رویان را تبدیل به چشمگیرترین مرکز علمی کشور کرده بود در سن 44 سالگی به دلیل سکته قلبی فوت کرد.


دکتر حسین پور و کاظمی آشتیانی


دکتر اردشیر حسین پور و دکتر سعید کاظمی آشتیانی


این فوت یک چهره جوان بدون سابقه بیماری قلبی امری مشکوک بود، به خصوص که پس از دکتر آشتیانی از شتاب موسسه رویان به شدت کاسته شد و ایران با آن سرعت چشمگیر نتوانست به مسیر خود در حوزه سلول های بنیادی ادامه فعالیت دهد و به شهادت اخبار و رویدادهای یک دهه اخیر شاهد این هستیم که دیگر از آن تکاپوی موسسه رویان در ابتدای دهه 80 دیگر خبری نیست.


یک سال بعد و در دی ماه 1385 خبری خاص و مشکوک در شیراز نگاه ها را به سوی این شهر جلب کرد. دکتر اردشیر حسین پور استاد جوان فیزیک اتمی دانشگاه شیراز در سن 45 سالگی درگذشت!


دلیل فوت حسین پور هیچگاه به طور دقیق اعلام نشد و برخی از رسانه های خبری بین المللی همانند ساندی تایمز و خبرگزاری روسیه از همان ابتدا به تحلیل این فوت و سکوت مسئولین کشور در این باره پرداختند. بعدها برخی از همکاران و دانشجویان دکتر حسین پور اذعان کردند که وی قبل از فوت درحال کار بر روی پروژه هسته‌ای اصفهان و همچنین تدوین طرح ساخت بزرگترین مجتمع فیزیک اتمی خاورمیانه بود که پس از درگذشت وی بررسی این طرح ادامه نیافت.


فوت های غیر منتظره دو چهره علمی کشور یعنی دکتر کاظمی آشتیانی و حسین پور پس از آن رخ داد که دولت هشتم در سال 1384 به پایان خود رسیده بود و با روی کار آمدن دولت نهم سیاست خارجی کشور تغییر کرد و به تبع موضع گیری های کشور در حوزه مهم انرژی هسته ای و علوم بنیادین، سیاست های علمی کشور هم تغییراتی جدی کرد.


در کنار این مسائل هم، هیچگاه به برخی از اتفاقات و فوت های مشکوک پژوهشگران در حوزه صنعت فضایی کشور هم پرداخته نشد. البته از سال 88 و با ترور دکتر علیمحمدی، جریانات حذف دانشمندان ایرانی بیش از پیش آشکار شد که البته با خیانت عده ای در سیاسی جلوه دادن این ترورها مواجه شدیم که حکایت از یک خط مشکوک سیاسی همراه با ترورها و حذف های فیزیکی داشت.


به هر حال دی ماه هر سال یادآوری این است که کشور در نیمه دهه 80 با چالش فوت های عجیب برخی از چهره های علمی خود مواجه شد و بعدها با اتفاقات سیاسی دیگری که در کشور نیز رخ داد، رشد و شتاب علمی کشور کاهش جدی پیدا کرد.


اگر از نیمه دهه هفتاد تابلویی از حدیث امام علی (ع) در اتاق دیدارهای نیمه عمومی رهبری با این عنوان قرار دارد که: العِلمُ سُلطانٌ ، مَن وَجَدَهُ صالَ بِهِ، ومَن لَم یَجِدهُ صیلَ عَلَیهِ. / دانش، سلطنت و قدرت است، هر که آن را بیابد با آن حمله برد و هر که آن را از دست بدهد بر او حمله برند. حکایت از اهمیت جهاد علمی جدی در کشور نزد رهبری انقلاب دارد، اما گویا برای برخی از مسئولین ارشد کشور این فعالیت ها صرفا در سایه سیاست اهمیت دارد و چنانچه روزی کشور دچار برخی از تهدیدات برای کاهش فعالیت های حوزه علم و فناوری شود، حوزه علم و فناوری دیگر دارای اهمیت نمی باشد که نمونه واضح آن را در سال های اخیر شاهد هستیم!

اسناد طرح جوش

يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۵۶ ب.ظ

چند روز قبل در مورد همکاری ساواک و موساد در قبل از انقلاب و طرح جوش مطلبی را نوشته بودم (+) که قرار بود در ادامه و بعدا در مورد طرح جوش و اسناد آن هم مطالبی را منتشر کنم که تلاش دارم در این مطلب این کار را انجام دهم.


طرحی به کلی سری با نام جوش


قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 طرح های مختلفی برای متوقف کردن انقلاب و همچنین نفوذ در سطح رهبران و مدیران پروژه انقلاب اسلامی توسط ساواک و رکن دوم ارتش (اداره اطلاعات ارتش) پیاده شد اما هر کدام به دلایلی ناموفق بود و تا شهریور 1357 رژیم پهلوی نتوانست کنترل انقلاب را به دست بگیرد.


17 شهریور 57 نقطه عطفی برای رژیم بود تا بتواند انقلاب را متوقف کند و یا مسیر آن را عوض نماید اما با سیل و موج دوم انقلاب مواجه شد و مجبور به کشتار عظیمی شد که همچنان پس از گذشت نزدیک به 38 سال همچنان اعداد و ارقام دقیقی از کشته شدگان آن واقعه در دسترس نیست و مشخص نیست دقیقا عاملان آن کشتار چه افراد و گروه هایی بودند.


به واقع 17 شهریور 1357 و وقایع پیرامونی آن همچنان با مراجعه به اسناد آن دوره با ابهامات زیادی مواجه است. اینکه چه افرادی در آن اتفاق نقش داشتند و چه گروه هایی تلاش نمودند تا کشتار عظیمی از مردم بکنند همچنان دقیق مشخص نیست. برخی نقش سرویس های اطلاعاتی اسرائیل را در حوادث آن روز پر رنگ می دانند و برخی دیگر نیز ( آنچنان که در کتاب پرونده مسکوت نوشته آقایان حسن روزی طلب و محمد مهدی اسلامی چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی 1393 آمده است ) نقش عوامل نفوذی ساواک در آن ایام همانند حبیب الله داداشی و ... را بر جسته می دانند.


این طرح نفوذ که در اسناد آن ایام با نام جوش (جستجو و شکار) از آن نام برده شده است(+) مربوط به گروه ها و افرادی بوده است که در ابتدا تلاش داشتند انقلاب ار متوقف کنند اما بعد از ناکامی در این طرح به دستورات مقامات بالاتر در دستگاه های امنیتی همانند رکن دوم ارتش و ساواک دستور داده شد تا در انقلاب نفوذ کنند و از طریق نفوذ و ترور به انقلاب آسیب وارد کنند و بتوانند با گذشت چند سال انقلاب را از درون پوسیده کنند و انقلاب سرنگون شود. در واقع این طرح مکمل همان طرحی است که جناب آقای عبدالله شهبازی در مقالات خود در سال 1390 به آن اشاره کرده بودند و می توان طرح جوش را فاز دوم آن طرح نامگذاری کرد که افرادی همانند مسعود کشمیری و محمد جواد قدیری و حتی گروه هایی همانند فرقان به کار گرفته شدند تا بتوانند در انقلاب نفوذ کنند و با ترورهای گسترده انقلاب را فشل نمایند.

طرح جوش در کنار طرح هایی همانند خشایار و ... از طرح های به کلی سری و مخفی ( در قبل و بعد از انقلاب) بوده است که در ابتدای انقلاب و با کشف اسناد، نگاه کنجکاو برخی (دادستانی) از افراد همانند آیت الله قدوسی را به خود جلب می کند و همین کنجکاوی در آخر باعث شهادت این افراد می شود.


طرح جوش و طرح های همکاری ساواک با موساد را می توان طرح های مکملی دانست که عملا همان دستگیری ها و ضربه زدن هایی که ساواک قصد داشت در سال 1357 به انقلابیون وارد کند تا سال 1360 و 1361 به نیابت از ساواک به انقلاب اسلامی و نظام وارد کرد.


جوش و طرح های دیگر را می توان در این راستا دید اما چیزی که به نظرم مهم تر و با ارزش تر است نقش افرادی است که نام آن ها در آن طرح آمده یا به نوعی با آن طرح در ارتباط بودند اما دستگیر نشدند و همچنان در قید حیات هستند و به فعالیت ادامه می دهند و کسی با آنها کاری ندارد!


در ادامه برخی از اسناد مربوط به طرح جوش از نظر شما می گذرد.در آینده باز سعی می کنم بیشتر از این طرح و افراد مبهم و گروه های مبهم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بنویسم.



اسناد طرح جوش در دادستانی



اسناد طرح جوش در دادستانی


نفوذی ها ، ساواک ، موساد و طرح جوش

شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۴ ب.ظ

مدتی قبل مشغول پژوهش بر روی مطالب نفوذی های (و جاسوسی های) اول انقلاب بودم تا برای گردآوری و انتشار کتاب آنها را آماده کنم که مجموعه مقالاتی از دکتر عبدالله شهبازی که در سال 1390 در سایت خبرآنلاین منتشر شده بود را پیدا کردم و در 2-3 ساعت تمامی آن را که بالغ بر 48 صفحه بود خواندم.



تیمسار نعمت الله نصیری( رئیس وقت ساواک) در کنار مامور موساد در یک مهمانی


پیش از این درباره طرح مخفی جوش ( مخفف جستجو و شکار) که درباره نفوذی های ساواک در بدنه انقلابیون در آستانه انقلاب اسلامی و طرح های دیگر همانند خشایار و ... چیزهایی خوانده بودم و منتشر کرده بودم اما مطلب عبدالله شهبازی از نظر پیوستگی با طرح جوش و خشایار قابل تامل و تعمق است. شهبازی درباره قبل از انقلاب اسلامی و طرح های ساواک در آن ایام برای نفوذ در گروه های فلسطینی و کمک به موساد مقاله نوشته و منتشر کرده است و طرح جوش و طرح های جاسوسی دیگر برای استانه انقلاب اسلامی و نابودی انقلاب از درون تنظیم و تهیه شده بود که اگر اینها را کنار هم بگذاریم مانند یک پازل به یک طرح کلی تر خواهیم رسید که بسیار قابل تامل است.


برای مطالعه مقالات دکتر شهبازی به صورت یکجا می توانید دریافت را کلیک کنید و سعی می کنم در مطالب بعدی اسناد طرح جوش و خشایار را نیز منتشر کنم و درباره ارتباط آنها با مجموعه نوشتارهای دکتر شهبازی و همچنین طرح های دیگر در آستانه انقلاب اسلامی و بعد از آن تا اواسط دهه 60 بیشتر بنویسم.



سندی از ارتباط ساواک و موساد در دهه 30 ، سال های ابتدایی تاسیس ساواک


پ.ن: سال قبل در مصاحبه با محمد علی عمویی ( از افسران نامدار حزب توده ایران) از وی شنیدم و در اینجا نیز منتشرش کردم که تهران قبل از پیروزی انقلاب یکی از پایتخت های مهم جاسوسی و اطلاعاتی در جهان بود که بعد از انقلاب بسیاری از این جاسوسان غیب شدند و به پشت پرده رفتند. نوشتن درباره این جاسوسان و طرح های امنیتی می تواند برای علاقمندان جذاب و خواندنی باشد و قفل های بسیاری را در مورد ترورها و اتفاقات سال های اول انقلاب اسلامی باز کند.

این به نظرم اشتباه بزرگی است اگر هوشمندی و طرح های ساواک برای متوقف کردن انقلاب بعد از پیروزی را در نظر نگیریم و گمان کنیم از صبح 23 بهمن 1357 روسای ساواک و سازمان های نامی جاسوسی منطقه همانند سازمان های اطلاعاتی اسرائیل و ترکیه بیکار نشسته و صرفا تماشاگر پیروزی انقلاب مردم ایران بودند.