گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام. فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فسلفه علم و طلبه حوزه هم می باشم. علاوه بر این فعالیت های پاره وقت، مشغول فعالیت در یک پروژه فنی مهندسی می باشم و علایقم در حوزه تحقیق و پژوهش را پیگیری می کنم.پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

آذری قمی ، منتقد یا مخالف؟ / 2

پنجشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۰۹ ب.ظ
آذری قمی

در ادامه مطلب قبل (+) پیرامون مرحوم آیت الله احمد آذری قمی باید گفت که وی در سه مورد اختلاف نظر جدی با امام (ره) داشت و این اختلاف نظرات نیز در مقاطعی آشکار شده بود. به صورت کوتاه می توان این اختلاف نظرات را در مورد اقتصاد ،دولت و بحث ولایت فقیه جمع بندی کرد.

1- در مورد اقتصاد مرحوم اذری قمی به شدت اعتقاد به اقتصاد آزاد و اصطلاحا بازار داشت و از این نظر مخالف نخست وزیر وقت میر حسین موسوی و سیاست های اقتصادی وی بود و اساسا انتقاد اصلی آذری قمی به دولت به همین موضوع بر می گشت و در این مورد تفکرات نزدیکی به رئیس جمهور وقت ، آیت الله خامنه ای داشت.

آذری قمی در مورد جزئیات مسائل فقهی اقتصاد هم اختلاف نظراتی را با امام (ره) و حکومت وقت هم داشت. به یاد داریم که در مجلس اول آیت الله احمد آذری قمی در مخالفت با لایحه مالیات که دولت وقت تسلیم کرده بود به صراحت گفت «مالیات حرام است» و هنگامی که رییس وقت مجلس -هاشمی رفسنجانی- یادآور شد «ضرورت دریافت مالیات در حکومت اسلامی فتوای امام است» به مجادله و مباحثه پرداخت و به نظریات قبلی امام درباره اداره حکومت با خمس وزکات اشاره کرد و به فتوای امام پس از تاسیس جمهوری اسلامی کاری نداشت. عصر همان روز نیز روزنامه اطلاعات برای گزارش مجلس خود این تیتر را برگزید: «مالیات، حرام است!» و این نکته را هم آورد که هنگامی که هاشمی رفسنجانی تاکید کرد این فتوای امام است و گمان می بُرد بحث مختومه شده است، آذری قمی برخاست و گفت این هم فتوای من است!

در آن زمان هنوز امام تئوری مصلحت را مطرح نکرده و مجمع تشخیص مصلحت نیز طبعا تشکیل نشده بود و تعارض قانون و شرع در مواردی از این دست خود را نشان می داد و تاکید بر فتوای امام به این خاطر بود که این تعارض را رفع کند و هم مجلس موافقت کند و هم از سد شورای نگهبان بگذرد.

2- آذری قمی به عنوان نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی دوم به شدت منتقد و مخالف دولت میر حسین موسوی بود بر خلاف دیگر نماینده قم آیت الله صادق خلخالی که به شدت موافق دولت میر حسین موسوی بود. آذری قمی اساسا در مورد مسائل اقتصادی به موسوی انتقاد داشت و انتقادات وی نیز بعضا مبنایی و ریشه ای بود و از سر مخالفت سیاسی صرف نبود. مرحوم آذری قمی در همان دهه 60 در روزنامه رسالت که وی صاحب امتیاز آن بود نقدها و مقالات مفصل در مورد مسائل اقتصادی نوشت و نظرات خود را شرح و بسط داد. در مقابل نظرات وی هم نظرات آقای هاشمی رفسنجانی قرار داشت که به شدت از اقتصاد دولتی حمایت می کرد و مروج این دیدگاه در نماز جمعه بود ، اما بعدها در دوره دولت های آقای هاشمی شاهد بودیم که وی نیز از نظرات خود عدول کرد و در چرخشی 180 درجه ای رو به اقتصاد بازار و اقتصاد آزاد آورد. مرحوم آیت الله آذری قمی در بیان نظرات فقهی خود هیچ ابایی نداشت و نظرات خود را صریحا بیان می کرد و در مسائل سیاسی هم به هر چیزی اعتقاد پیدا می کرد آن را صریحا بیان می نمود.نمونه آن در رای مخالف دادن به نخست وزیری میر حسین موسوی بود که وی حتی به انتقاد از امام (ره) پرداخت و نظرات ولی فقیه را به مولوی و ارشادی بودن تقسیم نمود که با واکنش شدید جناح چپ در آن زمان مواجه شد.
آقای محسن کدیور این را به خوبی شرح داده و به آن پرداخته اند و داستان این مخالفت آیت الله آذری قمی داستان معروفی در دهه 60 و مجلس دوم شورای اسلامی است.

3- مرحوم آیت الله آذری قمی از موافقین نظریه ولایت فقیه در دهه 50 تا اوایل دهه 70 بودند اما نوع اعتقاد ایشان به ولایت فقیه کاملا یک فراز و نشیب شدید را طی کرد. ایشان در ابتدا اعتقاد به ولایت فقیه در حد نصیحت و اصطلاحا در حد ارشاد داشتند و قائل به دخالت ولی فقیه در حکومت داری نبودند ( نزدیک به نظرات آیت الله مرتضی مطهری در مورد ولایت فقیه) و این نظر را در سال 64 نیز این را صریحا بیان کرد. اما در سال 67 از مروجین بحت ولایت مطلقه فقیه شد و حتی در شورای بازنگری قانون اساسی نیز از این نظر به شدت حمایت کرد و تا آنجا پیش رفتند که حتی این فکر را ترویج داد که ولی فقیه می تواند توحید عملی را نیز تعطیل کند! و به داستان عمران و گوساله سامری اشاره می کرد که در فقیه شیعه کاملا حرف شاذ و متفاوتی بود.این نظر آیت الله آذری قمی تا سال 73 باقی بود تا زمانی که با انتشار کتاب رساله علمیه ایشان در مورد مسائل اقتصادی و فقهی و ولایت فقیه مخالفت شد و وزارت ارشاد در دوره آقای لاریجانی اجازه انتشار این کتاب را نداد! شروع روند مخالف شدن آیت الله آذری قمی از اینجا شروع شد اما کماکان ایشان عضو جامعه مدرسین بود و حتی در سال 76 از ریاست جمهوری ناطق نوری حمایت کرد اما بعد از ریاست جمهوری در چند نامه خطاب به سید محمد خاتمی ( رئیس جمهور وقت) و دری نجف آبادی ( وزیر وقت اطلاعات) مواردی را نوشت که مخالفت وی را با ولایت فقیه ایت الله خامنه ای نشان می داد.( نزدیک شدن به مواضع ایت الله منتظری) آذری قمی در این مرحله نیز باز نظرات خود در مورد ولی فقیه را تغییر داد و حتی به مخالفت علنی با آیت الله خامنه ای پرداخت که حواشی زیادی را نیز ایجاد کرد.

وی در کنار آیت الله منتظری در آبان سال 76 به سخنرانی علیه مرجعیت ایت الله خامنه ای اقدام کرد که منجر به حصر هر دو نفر آنان شد و باعث شد آذر قمی تا بهمن سال 77 و بیستمین سالگرد پیروزی انقلاب در حصر بماند و از دنیا برود.

در سه مورد بالا و تغییر نظرات آیت الله احمد آذری قمی می توان این جمع بندی را داشت که وی خط اعتدال و میانه روی در نظرات خود نداشت و همواره به افراط و تفریط کشیده می شد همانگونه که در مورد اعتقاد وی به ولایت فقیه و حتی حمایت و مخالفت با آیت الله خامنه ای می توان این را دید. پس یکی از موارد قابل توجه در نظرات ایت الله آذری قمی عدم رعایت میانه روی و عدم مشی مشخص بوده است که وی در چند سال متوالی پیرامون یک موضوع نظرات و مواضع مختلف و بعضا متناقض را اتخاذ می کرده است. ( هرچند که خود ایشان از این تغییر مواضع خود همواره دفاع می کرد و بیان می کرد که به حقایق جدیدی رسیده است و به همین دلیل تغییر موضوع داده است!)

مورد دیگر نوع ورود مرحوم آذری قمی به مسائل سیاسی است که این بیسار قابل توجه است. وی در دهه 60 که ریاست روزنامه رسالت را بر عهده داشت آنقدر بر علیه دولت مطالب تند و نیش دار منتشر می کرد که از طرف امام (ره) دستور داده شد تا روزنامه رسالت در جبهه ها توزیع نگردد. به وی برای گرداندن موسسه رسالت کمک مالی نمی شد و وی تقریبا منزوی شده بود و خط خودش را طی می کرد. این تنها به دلیل مواضع تند وی بود که باعث شده بود جز معدودی از افراد کسی موافق نوع سیاست ورزی وی نباشد. در مورد مسائل اول انقلاب نیز همین روند را شاهد هستیم. وی دادستان انقلاب تهران بوده است و پرونده ای را علیه سید محمد رضا سعادتی تهیه کرده بود که با مخالفت وی و سازمان مجاهدین خلق مواجه شده بود و همین موضوع باعث شد تا آیت الله آذری قمی از رسیدگی به پرونده سعادتی کنار گذاشته شود و 1 سال بعد آیت الله موسوی تبریزی به پرونده محمد رضا سعادتی رسیدگی کند. پس نوع منش آیت الله آذری قمی تند و تیز بوده است و این در سرنوشت سیاسی وی بی تاثیر نبوده است.

مورد بعد نگاه ایشان به فقه است که نگاهی سنتی بوده و نزدیک به نگاه افرادی همانند مرحوم آیت الله گلپایگانی و آیت الله سید حسن طباطبایی قمی بوده است. آیت الله طباطبایی قمی نیز در مورد مسائل اقتصادی نظرات متفاوتی نسبت به جمهوری اسلامی داشت و به همین دلیل به مخالفت بر می خواست و به عنوان نمونه صریحا بانکداری در جمهوری اسلامی را ربوی می دانست.

آیت الله آذری قمی نیز شبیه به همین نقد را داشت و حتی در بحث جانشینی رهبری انقلاب هم طرفدار رهبری آیت الله گلپایگانی بود هرچند این نظر در خبرگان نتوانست بیشتر از 14 نفر را با خود همراه کند.

وی بر خلاف اینکه در نظرات فقهی بعضا با آیت الله منتظری متفاوت بود اما از دهه 70 به ایشان نزدیک تر شد و حتی بعد از فوت مرحوم آیت الله اراکی معتقد به مرجعیت ایت الله بهجت شد اما مجددا از آن نظر برگشت و معتقد به اعلم بودن و مرجعیت آیت الله منتظری شد.

مجموعه این عوامل و تغییرات مکرر مواضع و همچنین اتخاذ مواضع تند درباره مسائل سیاسی باعث شد تا سرنوشت متفاوتی برای آیت الله آذری قمی رقم بخورد.

اما برخی از افراد همانند روح الله حسینیان نظر متفاوت و جالب توجهی درباره مرحوم آیت الله آذری قمی دارند.

روح الله حسینیان در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم در مورد آیت الله آذری قمی و سرنوشت وی می گوید:

آیت‌الله آذری‌قمی این اواخر معترض شده بود و منزوی شد و در مقابل حضرت امام موضع‌گیری کرد ولی آیت‌الله خامنه‌ای چنان با آیت‌الله آذری از در مسالمت وارد شدند و به وی محبت کردند که باید بگوییم آیت‌الله آذری عاقبت بخیر شد و با محبت و ولایت آیت‌الله خامنه‌ای از دنیا رفت. یعنی پزشک آیت‌الله آذری، مشکلات مالی وی و آن چیزی که یک رهبری به آحاد مردم باید لحاظ کند، خصوصا درباره نخبگان تأثیر بسیار عمیقی در نگرش آیت‌الله آذری گذاشت و ایشان واقعا همان طور که عرض کردم، با محبت حضرت آقا از دنیا رفتند.(+)

به هر حال سرنوشت آیت الله آذری قمی به عنوان یک روحانی با دو عملکرد و دو سابقه متفاوت در دهه 60 و 70 شمسی قابل توجه است و می طلبد که درباره وی و تغییر نظرات وی مطالب بیشتر و عمیق تری کار شود. فراموش نکنیم که وی از موثرین در جناح راست در دهه 60 بود و نظرات وی در روزنامه رسالت بازتاب های وسیعی داشت و همچنان بعد از 30 هنوز به برخی از نظرات وی در دهه 60 ارجاع داده می شود.به هر حال جمع بندی من از نظرات آیت الله آذری قمی این است که وی بیشتر منتقد بوده است تا مخالف و دلیل صراحت موضع گیری های وی نیز این بود که وی نظرات خود را به شدت منطقی و درست می پنداشت و اصرار بر صحت آنها داشت و به همین دلیل نیز بر نظرات خود با افراط بیان م کرد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی