گاه نوشته ها

مهدی دزفولی هستم، وبلاگ نویسی را از شهریور ماه 1382 آغاز کردم.علاوه بر وبلاگ نویسی، فعالیت های مختصر مطبوعاتی (همکاری با هفته نامه پنجره، فصلنامه ارغنون، روزنامه شرق و اعتماد) و مستند سازی هم داشته ام.پیش از این سردبیر سابق سایت خبری تحلیلی شفاف و مدیر اجرایی فصلنامه ارغنون بوده ام. فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فسلفه علم و طلبه حوزه هم می باشم. علاوه بر این فعالیت های پاره وقت، مشغول فعالیت در یک پروژه فنی مهندسی می باشم و علایقم در حوزه تحقیق و پژوهش را پیگیری می کنم.پیش از این 3 وبلاگ دیگر داشته ام که به دلایلی یا فعالیت آن ها متوقف شد و یا با فیلتر مواجه شدند و این وبلاگ چهارمین وبلاگی است که در آن می نویسم.امیدوار اینجا محلی برای تبادل آرا و نظرات مختلف باشد و بتوانم به صورت مستقیم نوشته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم.

حصر دیروز از دیدگاه محصورین امروز

سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۲۷ ق.ظ

25 بهمن 1389 شروع روزی بود که رهبران معترضین به نتیجه انتخابات سال 88 یعنی آقایان مهندس میر حسین موسوی و حجت الاسلام مهدی کروبی به دلیل ابعاد جدیدی که اعتراضات آن ها به نظام اسلامی و شرایط کشور پیدا کرده بود، وارد حصر خانگی شدند و امروز دقیقا 6 سال از آن زمان می گذرد.


انتخابات سال 88 و وقایع پس از آن عبرت های فراوانی با خود به همراه داشت که در جای خود باید به درستی بررسی شود و مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. اما در ادامه و به دلیل بحث رفع حصر که این روزها مجددا به موضوعی داغ در شبکه های اجتماعی تبدیل شده است، موضع آقایان موسوی و کروبی در مورد حصر آقایان شریعتمداری و منتظری در دهه 60 و 70 را نقل می کنم و قضاوت را در مورد محصورین دیروز از نگاه محصورین امروز را به مخاطب واگذار می کنم.


1- میر حسین موسوی و حصر آیت الله شریعتمداری


مهندس میرحسین موسوی – نخست وزیر وقت- طی مصاحبه ای که در تاریخ ۵/۲/۱۳۶۱ منتشر شد، در پاسخ به این سوال:

«نظر شما در مورد توطئه ای که توسط بیگانگان و به دست قطب زاده طرح ریزی شده بود، چیست؟»


گفت: «برنامه ی قطب زاده و همدستان توطئه گرش بسیار برنامه ی کودکانه ای بود. اگر از جنبه های ساده لوحانه ی این طرح خائنانه بگذریم، آن چه برای من تعجب آور است این است که چگونه قطب زاده اطمینان داشت که در صورت موفقیت در اجرای اهداف پَست خود می تواند بر مردم حاکم شود. ملت ما چهره ی امثال او را شناخته و جریانات وابسته به اغیار غیراسلامی را به خوبی شناخته است... ملت ما در این جریان با چند روحانی‌نمای منحرف روبرو می باشد نه با نهاد روحانیت. اگر بخواهم مساله را خلاصه کنم این است که نهاد روحانیت نمی تواند در راستای سیاست های آمریکا حرکت کند و امیدی برای افراد شناخته شده و جریانات ورشکسته چه قبل و چه بعد از انقلاب باشد، اما شریعتمداری و امثالهم می توانند. من نوار صحبت های این فرد را شنیدم و برای مردمی که روزی مقلد ایشان بودند ناراحت شدم. چرا که من صدها نفر از اطرافیان خود را می شناختم که با عشق و علاقه از ایشان تقلید می کردند. چون او را مرجع می پنداشتند. انسان به مرجع خود علاقه ی قلبی هم پیدا می کند. خاطرم هست بعد از فوت آیت الله بروجردی به هر خانه ی همشهری ها که می رفتم، یک طرف عکس این شخص و طرف دیگر عکس امام بود. ولی وقتی کسی در هر مقامی به اعتماد و احساس مذهبی مردم پاسخ درست نمی دهد، جای آن محبت را بی توجهی تنها نمی گیرد، بلکه نفرت سر بر می آورد. مردم تحمل نمی کنند اسلام و عقاید آن ها به شوخی گرفته شود. آن ها دوست ندارند که اسلام پناهی، نردبام ترقی کسی قرار گیرد... [آمریکا و ایادی او] تصور می نمایند که هنوز می توان با تکیه بر انگیزه های شرک آلود ناسیونالیستی و ملی گرایی در کشور بحرانی را به وجود آورد، ولی ملت مسلمان ما از جمله برادران و خواهران آذربایجانی ما اگر از یک مرجع تقلید می کنند، بدین خاطر نیست که همشهری آن هاست... به هر حال، هر کس از ماجرای شریعتمداری خاطراتی دارد... در آرشیو محرمانه ی وزارت امور خارجه هنگامی که در آن جا انجام وظیفه می نمودم اسناد زیادی در باره ی ایشان دیدم که می توانم گواهی دهم. از جمله آن ها، درست در بحبوحه ی انقلاب و اوج گیری حرکت اسلامی مردم، نماینده ای از طرف شاه مراکش با پادویی سفیر ایران در عراق، برای ملاقات ایشان می آید. خوب کسی که این سند را می بیند اگر چیز دیگری هم نباشد این سوال مطرح می شود که نماینده ی مخصوص شاه حسن با یک مرجع شیعه چه کاری می تواند داشته باشد؟ (مگر این که تصور کنیم شاه حسن شخصی است که خواسته است سهم امام خودش را به ایشان تقدیم کند.)»"

   (منبع: خاطره ها، جلد اول، محمد محمدی ری شهری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، تابستان ۱۳۸۳، صفحات ۲۷۱ تا ۲۷۳)


لازم به ذکر است که پس از آشکار شدن دخالت آیت الله شریعتمداری در جریاناتی همانند کودتای نوژه و کودتای قطب زاده علیه جمهوری اسلامی ایران در اردیبهشت سال 1361 به حصر رفت و 4 سال بعد در سال 1365 چشم از جهان فروبست و این در شرایطی بود که مهندس موسوی به عنوان نخست وزیر وقت و یکی از چهره های سرشناس سیاسی کشور هیچگاه به این حصر اعتراض نکرد.


2- حجت الاسلام مهدی کروبی و حصر آیت الله منتظری


کروبی و حصر آیت الله منتظری


حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی نیز پس از وقایع 18 تیر ماه سال 1378 و اظهار نظر برخی از اعضای دفتر آیت الله منتظری درباره شرایط سیاسی نظام، به دفاع از حصر آیت الله منتظری و عزل ایشان از قائم مقامی رهبری پرداخت.


سخنان حجت الاسلام کروبی به عنوان دبیر مجمع روحانیون مبارز آن روزها در روزنامه های طیف راست و چپ انعکاس وسیعی داشت و آن در حالی بود که آیت الله منتظری آن ایام در حال گذران 2 سال از دوران حصر خود بود و آن حصر تا سال 1381 نیز ادامه یافت.


لازم به ذکر است کروبی پس از وقایع آبان سال 1376 که منجر به آغاز 5 سال حصر خانگی آیت الله منتظری شد بارها و بارها از مواضع آن مرحوم انتقاد کرد و حصر منتظری را امری اشتباه و خطا ندانست و از آن دفاع نمود.



نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی